خلیج فارس به دلیل دارا بودن منابع غنی نفت و گاز از اهمیت بهسزایی برای جهان صنعتی برخوردار میباشد.
این دریا فقط یک راه ورود و خروج دارد که تنگه هرمز میباشد. خلیج فارس دریای کمعمقی است با موقعیت جغرافیایی 24 و 30 درجه عرض شمالی و 48 و57 درجه طول شمالی که در حاشیه شمالغربی اقیانوس هند واقع شده و از شمالشرقی به کرانههای ایران، از شرق به دریای عمان و از جنوب و مغرب به شبهجزیره عربستان محدود است کشورهای حاشیه آن نیز شامل ایران، عراق، کویت، بحرین، عربستان، قطر، امارات و عمان میشود. بیشترین ساحل آن که در شمال قرار دارد در اختیار ایران است. همچنین بخش عمیق آن که قابلیت کشتیرانی دارد و نفتکشهای بزرگ قادر به رفت و آمد در آن هستند نیز در منطقه ایران قرار دارد.
مساحت تقریبی خلیج فارس معادل 251226 کیلومتر مربع و عمق متوسط آن معادل 35 متر است. طول خلیج فارس از دهانه اروند تا تنگه هرمز معادل 1259 کیلومتر و عرض آن از دهانه اروند تا ساحل عمان بین 180 تا 250 کیلومتر متغیر است. همچنین عرض آن در تنگه هرمز که تنها راه ورود و خروج به خلیج فارس میشود معادل 85 کیلومتر است.
در تمامی نقاط تنگه هرمز که از راس مسندام تا بندرعباس امتداد دارد به علت عمق کمآب، کشتیهای بزرگ قادر به عبور و مرور نیستند و فقط از ناحیه محدودی که معادل 15 کیلومتر است میتوانند حرکت کنند. در قسمت شمالی این معبر و مسیر عبور نفتکشها، جزایر قشم، هرمز و لارک قرار دارند و کشتیها در مسیر خود ناگزیر هستند از کنار جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک، ابوموسی، فرور و سیری عبور کنند. همین مسأله بر اهمیت این 3 جزیره افزوده است.
حاکمیت در خلیج فارس همواره در دست ایرانیها بوده و این منطقه یک دریاچه ایرانی بشمار میرفت بطوری که داریوش اول و خشایار شاه بزرگترین ناوگان نظامی جهان را در این منطقه در اختیار داشتهاند.
اقتدار نظامی ایران در خلیج فارس بعد از ظهور اسلام کاهش یافت و اعراب و در کنار آنها رومیان حضوری فعال در این دریا پیدا کردند. با ضعف کشورهای اسلامی و ایران، استعمارگران قدم به این منطقه گذارده و کنترل آن را در دست گرفتند بطوری که پرتغالیها اولین کسانی بودند که به ایجاد امپراتوری سیاسی و منافع تجاری در خلیج فارس پرداختند.
آلبوکرک سردار پرتغالی پی برده بود که جزیره هرمز یکی از 3 نقطه استراتژیکی است که تملک آن کنترل خلیج فارس، اقیانوس هند، دریای سرخ و در نهایت کنترل بر تجارت آسیای جنوبشرقی را بدست مالک آن میدهد. به همین دلیل هرمز را مرکز خود در خلیج فارس قرار داد ولی سلطهی پرتغالیها توسط انگلیسیها و ایرانیها در زمان شاه عباس صفوی به چالش خوانده شد. سقوط جزیره هرمز نشانگر آغاز پایان گرفتن سلطه پرتغالیها در خلیج فارس بود. در سال 1622 پس از یک جنگ سخت، پرتغالیها از هرمز رانده شده و پرچم آنها پس از یک قرن از فراز قلعه البوکرک برای همیشه پایین کشیده شد.
پس از زوال قدرت پرتغالیها، دوران حاکمیت انگلیسیها آغاز شد. اگرچه آنها با هلندیها، فرانسویها آلمانیها و عثمانیها درگیریهایی داشتند ولی در نهایت این دریا را به دریاچه انگلیسی تبدیل کردند.
جنگ اول جهانی که با سقوط امپراتوری عثمانی همراه بود دست انگلیسیها را در خلیج فارس بازتر کرد و این امپراتوری که به همراه فرانسه به ابر قدرتهای جهان تبدیل شده بودند با در اختیار گرفتن کامل کنترل کشورها و امیرنشینهای عرب حاشیه جنوبی خلیج فارس، به قدرت بلامنازع در این منطقه تبدیل شدند. ولی جنگ دوم جهانی از اقتدار و نفوذ انگلیس کاسته و آن را به یک قدرت دست دوم تبدیل کرد. با از دست رفتن شبه قاره هند و استقلال هندوستان و پاکستان و در پی نهضت ملی شدن نفت در ایران که توسط دکتر محمد مصدق هدایت و رهبری شد، اعتبار انگلیس به شدت ضربه خورد.
در سال 1968 دولت کارگری انگلیس صراحتاً اعلام کرد به منظور صرفهجویی در امور مالی، نیروهای خود را تا سال 1971 از شرق سوئز شامل عدن و خلیجفارس خارج خواهد کرد. در این راستا انگلیس ناگزیر بود سروسامانی به کشورهای منطقه بدهد.
دو مشکل اساسی بر سر راه لندن وجود داشت که شامل موارد زیر میشد.
1- حل مشکل بحرین
2- تعیین تکلیف 3 جزیره
ایران همواره با تشکیل اتحادیهای از امیرنشینها که بعداً نام امارت متحده عربی به خود گرفت قبل از حل مساله بحرین و 3 جزیره مخالف بود تا این که در پی توافق ایران و سازمان ملل، درباره آینده بحرین نظرسنجی شده و این جزیره به استقلال دست یافت و ایران نیز حاکمیت خود را به 3 جزیره اعمال کرد.
خلیجفارس حدود 300 جزیره بزرگ و کوچک دارد که بزرگترین آنها قشم و بحرین میباشند. همچنین 250 جزیره صخرهای و غیر مسکونی در این دریا وجود دارند. تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی در غرب تنگه هرمز و در مسیر انتقال نفت به کشورهای صنعتی قرار دارند. موقعیت این جزایر به شرح زیر است.
تنب بزرگ: جزیره تنب بزرگ حدود 31 کیلومتر از جنوب غربی قشم فاصله دارد و در بخش شمالی خط منصف خلیجفارس واقع شده است. فاصله آن از بندرلنگه 50 کیلومتر و از کرانههای راسالخیمه 70 کیلومتر است. این جزیره دایرهای شکل حدود5/2 مایل قطر دارد و سطح آن شنزار است. بخش جنوبی آن هموار است که مناسبترین لنگرگاه میباشد. آب آشامیدنی ساکنین آن از قشم تامین میشود. تنب به معنی تپه میباشد. این جزیره، حلقهای پر اهمیت از زنجیره رفاهی ایران در تنگه هرمز بشمار میرود.
تنب کوچک: تنب کوچک در فاصله 12 کیلومتری تنب بزرگ قرار گرفته و تنبو یا نبی تنب نامیده میشود. دوری آن از بندرلنگه 45 کیلومتر و از سواحل راسالخیمه 80 کیلومتر است. این جزیره مثلثی شکل و خالی از سکنه است. زیرا فاقد آب میباشد. از نظر استراتژیک، تنب کوچک به عنوان یک نقطه ارتباطی و پشتوانهای برای تنب بزرگ اهمیت دارد.
ابوموسی: غربیترین جزیره در خط قوسی،ابوموسی است که آخرین حلقه زنجیره فرضی دفاعی ایران در دهانه خلیجفارس بشمار میرود. دوری آن از لنگه 67 کیلومتر و از سواحل شارجه نیز به همین میزان است. این جزیره تقریباً روی خط منصف خلیجفارس واقع شده است.
ابوموسی از دو جزیره تنب بزرگتر بوده و به شکل یک لوزی است. این جزیره از سالها قبل به دلیل دارا بودن معادن اکسید آهن اهمیت داشته است. همچنین نفت آن به میدان مبارک در بخش دریایی شرقی جزیره محدود است از نظر نوع و کیفیت بهترین نفت خلیجفارس بشمار میرود.
بخش آباد آن میان مرکز و جنوب واقع شده و هزاران نفر جمعیت دارد. توافق سال 1971 با شارجه حاکمیت ایران را بر بخش شمالی آن تایید کرد.