تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۲۰۱۰۱۱
چرخه سوخت هسته‌ای

* آمریکا و متحدانش تعهد کرده‌اند که در صورت امتناع کره‌شمالی از غنی‌سازی اورانیوم، تکنولوژی دیگری به همراه کمک‌های مالی برای اجرای آن به این کشور بدهند. آیا ممکن است که چنین امتیازاتی نیز برای ایران قایل شوند؟ تفاوت‌های وضعیت کره‌شمالی و ایران را در چه می‌بینید؟
** چنین امتیازی به ایران داده نمی‌شود. کره‌شمالی به رغم مشکلات داخلی اقتصادی، در موقعیتی نسبتاً قوی و برتر در مقایسه با ایران قرار دارد. دلایل آن به این شرح است.
کره پیشاپیش دارای بمب اتمی است. شمار کلاهک‌های اتمی کره نامعلوم است، اما گفته می‌شود از پاکستان بیش‌تر و به اندازه کلاهک‌های هند نزدیک است. بنابراین کره‌شمالی می‌تواند تهدید قابل تاملی برای کره‌جنوبی باشد. در کره‌جنوبی سرمایه‌های زیاد خارجی انباشته شده است. این کشور، یک کشور نیمه پیرامونی است که مسئولیت تولید بخشی از کالاهای مصرفی جهان غرب و نیز مکان‌داری سرمایه‌های جهانی و بالاخره انتقال مازاد به مرکز را بر عهده دارد.
از سوی دیگر اگر کره‌شمالی و جنوبی ادغام شوند، با توجه به رشدیابی جنبش‌های استقلال‌طلبانه، دموکراتیک و چپ در مردم جنوب و هواداری دموکراتیک از سوسیالیسم در مردم شمال، ممکن است این ادغام یک جبهه دموکراتیک سوسیالیستی و مستقل در کره با توجه به ظرفیت‌های اقتصادی از یک‌سو و نیز ظرفیت نظامی و هسته‌ای آنان می‌تواند برای امپریالیسم نگران‌کننده باشد.
موقعیت متمایز دیگر کره‌شمالی این است که کره‌شمالی اشتهار به حمایت از تروریسم ندارد و در مظان چنین اتهامی نیز نیست. اما افکار عمومی آمریکا و اروپا، درست یا نادرست، علیه حکومت ایران برانگیخته شده است در آستانه انتخابات آمریکا، هیچ نامزد انتخاباتی جرات دادن پیشنهادهایی از آن دست را ندارد.
باید توجه داشت که اعطای کمک‌های مالی باید براساس قانع کردن کنگره و نیز افکار عمومی و به ویژه مطبوعات و رسانه‌ها باشد. چگونه ممکن است در این جو بی‌اعتمادی، چنین پیشنهادی مورد قبول و تایید آن‌ها واقع شود.
امپریالیسم، به ویژه در دوره نئوکان‌ها، علاقه مفرطی به جنگ‌افروزی یا تشنج‌های منجر به تقاضا برای تسلیحات دارد و این راه‌حل را برای نجات از بحران ضروری می‌داند. بنابراین ایران با توجه به سابقه دشمنی متقابل با آمریکا و واقع شدن در خاورمیانه، از نظر آمریکا سرزمین مناسبی برای گسترش تشنج است یا به طور بالقوه چنین است. ارایه پیشنهاد همکاری برای جایگزینی تکنولوژی‌های دیگر به کره‌شمالی از سوی آمریکا، با همفکری و مساعدت اروپا، ژاپن و کره‌جنوبی صورت گرفته است. این همکاری‌ها برای ایران وجود ندارد.
* پافشاری بر حفظ چرخه سوخت اتمی تا چه حد تأمین‌کننده منافع ملی ماست؟
** ببینید! سوخت اتمی مقرون به صرفه است. برای ایران این صرفه‌مندی بیش‌تر است؛ زیرا منابع، سرمایه‌گذاری، معادن و جز آن وجود دارد. از طرف دیگر. مصرف سوخت فسیلی بسیار زیان‌مند شده است. این‌ها به جای خود، اما ایران این حرکت صرفه‌مند را از زمان رژیم پهلوی در آغاز دهه پنجاه تاکنون، با هزینه، مخاطرات و ناامنی بسیار بالا به پیش برده است. به گونه‌ای که امروز نمی‌توانیم بگوییم آن چه که بالقوه می‌توانست با منافع ملی سازگار باشد. به طور بالفعل نیز چنین است.
ملت ایران حق دارد استراتژی انرژی و سمت‌گیری فعالیت‌های پژوهشی و علمی خود را به پیش ببرد، اما بهانه امپریالیسم این است که به هر حال این ملت ایران نیست که تصمیم می گیرد. آن‌ها بحث فنی ـ اقتصادی دیگری را نیز مطرح می‌کنند و آن این که ایران گاز دارد، پس چه نیازی به نیروگاه هسته‌ای دارد؟ پاسخ آن است که استراتژی را ملت ایران تعیین می‌کند و نه محاسبات فنی ـ اقتصادی آمریکا.
با وصف این، گاه باید از حق و منافعی گذشت کرد تا همان را با اطمینان بیش‌تر و در پس مبارزات منطقی و ثمربخش به طور کامل و پایدار به دست آورد. این را نیز باید خرد جمعی در چارچوب روش‌های دموکراتیک تعیین کند و نه اراده این و آن فرد و فرقه و جناح. در برابر امپریالیسم نباید از حق و منافع مردمی گذشت، اما راه‌حل آن همکاری آگاهانه مردم است و در این مورد خاص، حمایت افکار عمومی جهان و اعتقادشان به اقتدار مصلحانه یک ملت.
* اگر ایران مجبور به حذف پروژه غنی‌سازی اورانیوم در چرخه بازیافت سوخت هسته‌ای شود، آیا سرمایه‌گذاری برای نیروگاه‌های هسته‌ای توجیه اقتصادی خواهد داشت؟
** البته باز توجیه اقتصادی خواهد داشت، به این معنا که از حیث الگوی هزینه ـ فایده جواب می‌گیرد. اما میان یک توجیه و توجیه دیگر تفاوت‌هایی وجود دارد. در یک پروژه ممکن است نسبت (هزینه / فایده c / B (معادل 5/1 باشد، اما در پروژه‌ای دیگر معادل 2/2 و در پروژه سوم معادل 8/0 بنابراین پروژه سوم قطعاً سودمند نیست، اما پروژه دوم از اولی سودمندتر است.
با حذف غنی‌سازی، به طور مثال ما از عدد دوم به سمت عدد اول می‌رویم. اما این همه داستان نیست. اگر دولت ایران نتواند ساختار اجتماعی و سیاسی صلح‌آمیز خود را تثبیت کند، مسأله وابستگی به اورانیوم غنی‌شده پیش می‌آید که به گونه دیگری نسبت B/C را کاهش می‌دهد. محاسبه نسبت یاد شده امر ساده‌ای نیست، زیرا باید تابع ریسک و هزینه‌های نامریی و صرفه‌های خارجی در آن به حساب آید. بدین‌سان، بهتر است فعلاً سرمایه‌گذاری متوقف شود.