تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۲۰۲۶۸۸

نوشته سردار امان‌الله خان نیازی (عضو دادگاه عالی لاهور)
ترجمه: ف.م هاشمی

هر روز در جراید اروپا و آمریکا و رسانه‌های الکترونیکی صهیونیستی واژه «تروریسم» و «تروریست» در صدر اخبار قرار می‌گیرد و این امر، حساسیت مردم جهان را نسبت به این واژه برانگیخته است. آنها می‌خواهند بدانند این اصطلاح دقیقاً چه معنایی داشته و چه ارتباطی با دولت‌های مستقل جهان دارد؟ در واقع، بکارگیری ترور، تاکنون گسترده‌تر و موثرتر از آن چیزی بوده که همگان تصور می‌کنند به نحوی که اکنون تروریسم را باید یک مساله جهان شمول تلقی کرد. ایالات متحده، برخی از کشورهای مستقل را «تروریست» می‌نامد. رئیس جمهور آمریکا اخیرا گفته است که برای منزوی کردن کشورهای نامطلوب تلاش می‌کند.
واژه «تروریسم» و «تروریست» از «ترور» مشتق می‌شود. «ترور» نیز به معنی ایجاد رعب تا حد مرگ است. مرگ، سلطان ترورها نامیده می‌شود. تروریسم نیز به معنی «سیاست استفاده از اعمال خشونت باری است که به مثابه روشی برای حکومت یا هدایت و کنترل مخالفان سیاسی اعمال می‌گردد.» (فرهنگ و بستر) و «تروریست» نیز به فردی اطلاق می‌شود که تلاش می‌کند عقاید خود را از طریق اعمال زور و ترور به کرسی بنشاند. همین تعریف، در مورد کشورهای جهان نیز صدق می‌کند.
به نوشته کتاب «الگوهای تروریسم جهانی» (terrorism Pattems of globat).
اصطلاح «تروریسم» به معنی «اعمال خشونت برنامه‌ریزی شده علیه اهداف غیرنظامی توسط عناصر مزدور می‌باشد». چندی پیش نخست وزیر انگلیس اظهار داشت: «تروریسم بزرگ‌ترین تهدید برای آزادی است. زیرا آشکارترین شکل تهاجم به آزادی محسوب می‌شود. تروریسم، هم اعمال خشونت و هم تهدید به استفاده از آن برای نیل به اهداف سیاسی خاص می‌باشد. تروریست‌ها به مردم غیرنظامی و بیگناه اعلام جنگ می‌دهند.» روزنامه انگلیسی زبان «نیوز» چاپ پاکستان در این مورد می‌نویسد: «اصطلاح تروریسم آنچنان وسیع و قابل تفسیر و تاویل است که تاکنون تعریفی جامع از آن ارائه نشده است. علت این امر نیز آن است که تروریسم را نمی‌توان به طور مجرد تعریف کرد. تروریسم را باید معلول شرایطی خاص دانست و نه علت آن. تروریسم روشی برای رسیدن به اهداف خاص است. مشروع یا نامشروع بودن آن بستگی به کسانی دارد که به این روش متوسل می‌شوند.»
تروریسم را به طور کلی می‌توان به سه مقوله تقسیم‌بندی کرد:
1ـ تروریسم محلی: اعمال خشونت توسط یک یا چند گروه در محدوده یک کشور. مانند عملیات تروریستی گروه قومی مهاجر وابسته به «الطاف حسین» در پاکستان، این نوع تروریسم، در دهه‌های گذشته در بسیاری از کشورهای جهان رواج داشته است.
2ـ تروریسم دولتی: تروریسم سازمان یافته که در داخل یا خارج مرزهای یک کشور صورت می‌گیرد. اسرائیل سمبل بارز تروریسم دولتی است. این کشور سال‌ها است که سیاست‌های تروریستی را علیه فلسطینی‌ها و اعراب دنبال می‌کند.
3ـ تروریسم بین‌المللی: اعمال تروریستی علیه شهروندان یا قلمرو کشورهای دیگر. ایالات متحده و اسرائیل، تاکنون عملیات تروریستی فراوانی را علیه پاکستان، ایران، لیبی، لبنان، سوریه، سودان، عراق، کوبا، چین، کره شمالی و فلسطین انجام داده و یا این اعمال را تشویق و ترغیب کرده‌اند.
تروریسم را همچنین می‌توان به «تروریسم آشکار» و «تروریسم پنهان» تقسیم‌بندی کرد. در کمال تعجب مشاهده می‌شود در مقاطعی از تاریخ، یک عمل تروریستی توانسته است مسیر تاریخ را تغییر داده و یا خسارت و ویرانی‌های فراوان به بار آورد. در سال 1914، یک جوان با طپانچه خود ولیعهد اتریش را در «سارایوو» به قتل رساند. این یک عمل تروریستی حرفه‌ای بود که در واقع جرقه به بشکه باروت جنگ جهانی اول زد. این جنگ، میلیون‌ها کشته و زخمی و میلیاردها دلار خسارت برجای گذاشت.
اکنون بد نیست به حوادث عمده تروریستی در قرن بیستم بپردازیم. در سال 1919 نیروهای تحت امر ژنرال «دایر» بر روی گروهی که در یک تظاهرات مسالمت‌جویانه سیاسی در «امر تیسار» هند شرکت کرده بودند، آتش گشودند و پانصد نفر از آنها را کشتند. در سال 1944 نیروهای نازی در مرکز فرانسه 642 روستایی را قصابی کردند. در سال 1945، نیروهای ایالات متحده نخستین بمب اتمی جهان را بر روی هیروشیما و ناکازاکی آزمایش نمودند که به مرگ 000/190 نفر ژاپنی بیگناه انجامید که تقریباً همه آنها غیرنظامی بودند. در سال 1946 اسرائیلی‌ها، هتل «شاه دیوید» را منفجر کردند. در آن زمان، این هتل مقر اداری حکام انگلیسی فلسطین محسوب می‌شد. در همان سال قتل عام «دیر یاسین» به دست صهیونیست‌های غاصب به وقوع پیوست. در سال 1956 حمله مشترک اسرائیل، فرانسه و انگلیس به کانال سوئز صورت گرفت. در سال 1967 با اشغال و الحاق بیت‌المقدس و دیگر سرزمین‌های اشغالی، کارنامه فتوحات صهیونیست‌ها کامل شد. آنها بیت‌المقدس را پایتخت ابدی و تقسیم‌ناپذیر دولت یهود اعلام کردند. در سال 1972، بیش از 11 ورزشکار اسرائیلی شرکت‌کننده در المپیک مونیخ به قتل رسیدند. در پاسخ به این عمل، یکصد لبنانی در شهر «نبطه» به خاک و خون کشیده شدند. از سال 1979 تاکنون میلیون‌ها نفر در جنگ افغانستان کشته شدند و سراسر خاک این کشور زیر پوشش مین قرار گرفته است. در سال 1980 قتل عام «گوانگ چو» در کره جنوبی و با تایید مستقیم آمریکا به وقوع پیوست. ارتش سرخ ایتالیا، یک قطار را رد ایستگاه «بولونا» منفجر کرد که 84 کشته بر جای گذاشت. جنگنده‌های اسرائیل در ژوئن 1981 راکتور هسته‌ای عراق را در نزدیکی بغداد بمباران کردند. زشت‌ترین جنایات در تاریخ آمریکای لاتین در سال 1981 در السالوادور به وقوع پیوست که طی آن بیش از 500 روستایی به دست جوخه‌های مرگ قصابی شدند. نیروهای اسرائیلی در سال 1982 بیش از 850 کیلومتر مربع از خاک لبنان را در جنوب این کشور، تحت عنوان «منطقه امنیتی» اشغال کردند. هواپیماهای آمریکایی در سال 1986 طرابلس و بن غازی را در خاک لیبی بمباران کردند که طی آن گروهی از مردم بیگانه از جمله تنها دختر محمد قزاقی رهبر لیبی جان باخت. تجاوز عراق به کویت در اوت 1990 و پاسخ 6 هفته‌ای نیروهای ائتلاف ضد عراق به رهبری آمریکا تحت عنوان عملیات «طوفان صحرا» صدها کشته از میان غیرنظامیان بیگناه عراق بر جای گذاشت. ویران‌سازی مسجد تاریخی «بابری» که از قرن شانزدهم بر جای مانده بود به دست متعصبین حزب «هارتیاجاناتا» گروه بیشماری کشته بر جای گذاشت. تهاجم مکرر اسرائیل به روستاهای جنوبی لبنان به مرگ صدها غیرنظامی بیگناه منجر شده است. در فوریه 1993 بمبی در مرکز تجارت جهانی در شهر نیویورک منفجر شد که چندین کشته بر جای گذاشت. تقریباً یک دهه بعد، حمله تروریستی گروه القاعده به رهبری «بن لادن» به این مرکز، به ویران شدن برج‌های دوقلوی آن و کشته شدن بیش از 1500 تن انجامید. در آوریل 1995، یک بمب 4800 پوندی در مرکز شهر «اوکلاهما سیتی» منفجر شد که 168 کشته بر جای گذاشت. پس از انفجار این بمب، نزدیک به 300 نفر از مسلمانان آمریکا مورد حمله و آزار و اذیت گروه‌های افراطی و مشکوکی قرار گرفتند که ارتباط برخی از آنها با سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا به اثبات رسیده است. نسل‌کشی ده‌ها هزار مسلمان توسط صرب‌های بوسنی پس از سقوط «سره بره نیتسا» در جولای 1995، روی داد. مرکز آموزش گارد ملی عربستان سعودی در ریاض در نوامبر 1995 منفجر شد که 5 آمریکایی و 2 هندی در جریان آن به قتل رسیده و ده‌ها نفر غیرنظامی بیگناه نیز جان خود را از دست دادند. در جریان خشونت‌های ایرلند شمالی، حمله انتحاری به سفارت مصر در نوامبر 1995، و حمله به بانک مرکزی کلمبو در ژانویه 1996، ده‌ها نفر بیگناه به قتل رسیدند. کشته شدن رهبر جنبش حماس (یحیی عیاش) به دست عناصر اطلاعاتی اسرائیل و انفجار منزل مسکونی او در مقابل دوربین‌های تلویزیونی از دیگر حوادث تروریستی این ایام بود که با ترور دیگر رهبران فلسطینی در سرزمین‌های اشغالی دنبال شد. در 18 آوریل 1996، 18 توریست یونانی که 14 نفر از آنها زن بودند در هتل اروپایی غزه در قاهره به خاک و خون کشیده شدند. انفجارهای متعدد در مراکز تجاری و تجمع هند، هر روز جان ده‌ها نفر را می‌گیرد. در 28 آوریل 1996 یک مرد مسلح طی یک ساعت 35 نفر را ترور کرد. عملیات «خوشه‌های خشم» که چند سال پیش توسط اسرائیل انجام شد و در جریان آن نیروهای صهیونیستی با استفاده از هلی‌کوپترهای آمریکایی «آپاچی» صدها غیرنظامی را در اردوگاه‌های پناهندگان و کاروان‌های امدادرسان بین‌المللی به قتل رساندند. مداخله نیروهای آمریکایی در افغانستان به بهانه دستگیری «بن لادن» و بمباران گسترده هوایی این کشور تاکنون صدها کشته بر جای گذاشته است و این کشتار همچنان ادامه دارد. حمله گسترده نیروهای اسرائیلی به مناطق خودگردان فلسطینی نیز که برخلاف توافقات صورت گرفته و با نادیده گرفتن اصول اولیه انسانی صورت می‌گیرد و همچنان نیز ادامه دارد جز قتل و ویرانی برای این کشور هیچ چیز به ارمغان نیاورده است.
حجم بمب‌هایی که نیروهای آمریکایی در جریان جنگ ویتنام بر مناطق شمالی این کشور فرو ریختند با حجم تمامی بمب‌هایی که در جریان جنگ جهانی دوم توسط متفقین به کار گرفته شد، برابری می‌کند. حاصل این جنایت، کشته شدن 3 میلیون ویتنامی بیگناه بود. تاکنون چندین توطئه ترور با طراحی سیا و موساد علیه جان صدام حسین، معمر قذافی، یاسر عرفات، فیدل کاسترو و چندین نفر دیگر از رهبران مسلمان و ملی جهان، انجام شده است. شیخ عباس موسوی رهبر حزب‌الله لبنان همراه با همسر و فرزند 6 ساله‌اش به دست کماندوهای اسرائیلی به قتل رسیدند.
کدامیک از حوادث و عملیات فوق را می‌توان تروریست نامید؟ تاریخ کدام یک از این حوادث را تایید و توجیه خواهد کرد؟ آنچه که از اصطلاح «تروریسم» مستفاد می‌شود، در عمل بستگی به این مساله دارد که چه کسی و برای چه هدفی و به چه روشی به ترور متوسل می‌شود. اگر بخواهیم براساس مفهوم نظری واژه «تروریسم» درباره حوادث فوق قضاوت کنیم شاید هیچ یک از آنها را نتوان رد مقوله تروریسم آشکار یا پنهان گنجاند. اما یک چیز مسلم است و آن این که مرکز طراحی اغلب عملیات تروریستی به ویژه علیه کشورهای مستقل جهان واشنگتن یا تل‌آویو است.
این حقیقت، نیازی به توضیح ندارد که دولت صهیونیستی نخستین دولتی بود که پس از جنگ جهانی دوم با توسل به خشونت و ترور موجودیت یافت. این دولت در سرزمین‌های اشغالی خود دست به پاکسازی قومی گسترده زد. غرب آشکارا از موجودیت اسرائیل دفاع کرد. جالب این که، تروریست‌های دیروز، اکنون فریاد تظلم علیه تروریسم سر داده‌اند.
اکنون ماهواره‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل، کلیه تحولات نظامی و غیرنظامی جهان را تحت نظارت و کنترل دارند و به قول معروف «دیگر هیچ کجا امن نیست. حتی حمام منزل شما نیز از جاسوسی و عملیات تروریستی قدرت‌های غربی در امان نمی‌باشد.» ماهواره جاسوسی (ofex 3) متعلق به اسرائیل که با پیشرفته‌ترین تکنولوژی ماهواره‌ای جهان مجهز شده است، در چارچوب طرح‌های استراتژیک پنتاگون سرگرم جاسوسی و کنترل هر تحول داخلی در جهان عرب، ایران و پاکستان می‌باشد و اسرائیل می‌تواند از این ماهواره برای هدایت موشک‌های هسته‌ای خود علیه هر هدف دلخواه در جهان عرب، آسیا و آفریقا استفاده کند. بدیهی است که جاسوسی علیه کشورهای مستقل جهان، در فرهنگ زمامداران غرب و آمریکا، یک عمل تروریستی محسوب نمی‌شود.
ایالات متحده در حال حاضر، تنها ابرقدرت جهان است. بدیهی است که در چنین شرایطی قوانین و روش‌های این کشور، به الگویی برای دیگر کشورها تبدیل می‌شود. ایالات متحده به بهانه «امنیت ملی» و «منافع ملی» از تحویل هواپیماهایی که لیبی پول آن را سال‌ها قبل پرداخته بود، سرباز زد به طریق اولی تحت این عنوان که گویا «پاکستان از قوانین آمریکا تخطی کرده است» از فروش هواپیماهای F16 که 658 میلیون دلار پول آن سال‌ها قبل پرداخت شده بود، تا مدت‌ها طفره رفت. این در حالی بود که تحویل هواپیماهای مزبور به اسرائیل، طی این سال‌ها، حتی یک بار قطع نشد.
خلاصه این که، آمریکا با برچسب زدن به کشورهای مستقل جهان تحت عنوان کشور نامطلوب، قاچاقچی مواد مخدر، تروریست، خطرناک برای صلح جهانی و تهدید برای منافع آمریکا، مقاصد سیاسی را دنبال می‌کند. در واقع این کشور نعل را وارونه می‌زند.