تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۳:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۲۰۲۷۷۱
نفت عراق و سهم‌خواهی کردها
برگردان و تلخیص: اکبر حسینی‌کیا مقدمه: در حالی که سوار بر جیپ ارتشی به سوی میدان نفتی «بابا قورقور» در نزدیکی کرکوک در شمال عراق می‌راند با صحنه‌ای متفاوت از صبح‌های دیگر روبه‌رو می‌شود. شعله‌های آتش تا ارتفاع 15 متری زبانه می‌کشد و لبخند را بر لب‌های سرنشینان خودرو می‌نشاند. همه خوشحالند. زیرا تلاش بی‌وقفه‌شان نتیجه داده و اکنون ماشین‌الات استخراج نفت بار دیگر فعالیت خود را از سر می‌گیرد. از اواخر آوریل یک واحد از مهندسان ارتش آمریکا به سرپرستی داگ کاکس مأمور شده‌اند تا تجهیزات حفاری نفت منطقه کرکوک را بازسازی کنند. وظیفه آنها تعمیر اساسی بی‌شمار خط لوله زنگ زده، دکل‌های حفاری، ایستگاه‌های پمپاژ و دستگاه‌های جدا کننده گاز است که در طول سال‌ها فعالیت کاملاً فرسوده شده‌اند. به طوری که در اثر نشت نفت و انباشت آن در گودال‌های کنار خیابان، لجنزار سیاه رنگی پدید آمده است و بوی نامطبوع آن در هوای گرم انسان را بسیار آزار می‌دهد.

در کنار این یگان نظامی حدود 20 کارشناس از شرکت آمریکایی «کلاگ، براون اندروت» نیز فعالیت دارند. این شرکت یکی از زیر مجموعه‌های کنسرسیوم بزرگ هالیبرتون است. این غول نفتی که تا سه سال قبل شخص دیک چنی را در رأس خود داشت قراردادهای میلیاردی توجیه‌ناپذیری را برای بازسازی عراق با پنتاگون به امضا رسانده است. به اعتقاد منتقدان جنگ، دولت بوش با این اقدام نشان داد که به دنبال تجارت و منافع شخصی خود در حوزه نفت است. اکنون غنیمت جنگی فراوری ائتلاف پیروز بسیار بزرگ و در‌خور است چرا که عراق با ذخائر قطعی 115 میلیارد بشکه نفت خام که تا 200 میلیارد بشکه نیز برآورد می‌شود دومین کشور نفت‌خیز جهان پس از عر بستان سعودی به شمار می‌آید. از مجموع 74 میدان نفتی که تا به امروز در این کشور کشف شده تنها 15 حوزه به بهره‌برداری رسیده است. به علاوه نفت خام سبک عراق از کیفیت بسیار بالایی برخوردار است و هزینه تولید هر بشکه آن به علت قرار گرفتن در عمق کم تنها یک دلار تمام می‌شود که این رقم در مقایسه با 13 دلار هزینه استحصال یک بشکه نفت در سیبری روسیه بسیار ناچیز است.
بنابراین آیا واشنگتن سوای اهداف سیاسی که از جنگ در عراق پی می‌گیرد به یکی از مخاطره آمیزترین اقدامات تجاری خود در طول اعصار دست نزده است؟ البته ایالات متحده با هدایت کودتای 1953 میلادی – 28 مرداد 1332 خورشیدی- در ایران پیشتر به جهانیان نشان داده بود که نگاه این کشور به مشرق زمین صرفاً بر اساس منافع نفتی صورت می‌گیرد و نه هیچ چیز دیگر. اما امروز اوضاع عراق پس از جنگ بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که استراتژیست‌های آمریکایی پیش‌بینی کرده بودند. در کرکوک ناگهان نیروهای آمریکایی خود را در منطقه‌ای بازیافته‌اند که از نظر ژئوپلیتیک در آستانه انفجار قرار دارد. سرزمینی که از دیرباز جدال بر سر ذخایر نفتی آن بخشی از جنگ نوین قدرت بین اقلیت کرد و اکثریت عرب بوده است. کردها سر آن دارند که با دلارهای نفتی، یک کردستان مستقل را تأمین کنند. اما حریفان ترک و عرب آنها این مسأله را با نگرانی دنبال می‌کنند و نسبت به آن سوءظن دارند.
کاکس خودرو را مقابل یک مهمانخانه قدیمی پارک می‌کند. پیشینه این محل به سال‌های دهه بیست میلادی و زمانی باز می‌گردد که شرکت انگلیسی «شل» اول بار در منطقه کرکوک به استخراج نفت مبادرت ورزید. مدیران شرکت ملی نفت منطقه شمال عراق از هنگام منفجر شدن ساختمان مرکزی این کمپانی از شهر به اینجا اسباب‌کشی کرده و تقریباً تمام 9500 کارمند آن نیز دوباره به سر کار خود بازگشته‌اند. اکنون مدیریت این شرکت را مهندس عدیل عبدالکزاز به عهده دارد. این تحصیلکرده انگلستان پیش از فروپاشی حکومت صدام حسین در سمت معاون مدیر کل انجام وظیفه می‌کرد. به گفته کزاز تولید نفت در منطقه کرکوک بار دیگر به رقم 700 هزار بشکه در روز رسیده است.
در مورد توان بالای بهره‌برداری از میدان‌های نفتی کرکوک همین بس که تنها از یک دکل حفاری آن روزانه تا 14 هزار بشکه نفت استخراج می‌شود. حال آن‌ که این رقم در کویت تنها 3 هزار بشکه است. حوزه‌های نفتی کرکوک که گسترده‌ای به وسعت یکصد کیلومتر تا شمال شهر موصل را در بر می‌گیرند پس از وضع برنامه نفت در برابر غذا از سوی سازمان ملل در سال 1996 نیمی از حدود دو میلیون بشکه نفت تولید روزانه عراق را تأمین می‌کردند.
از هنگامی که شورای امنیت سازمان ملل تحریم‌ها بر ضد عراق را به حال تعلیق درآورده توان تولیدی میدان‌های نفتی شمال این کشور به طرز شگفت‌آوری پیوسته در حال افزایش است و تنها چند میلیون دلار سرمایه‌گذاری کافی است تا به گفته عبدالکزاز تولید روزانه از این منطقه به راحتی به مرز دو میلیون بشکه در روز برسد. به راستی آیا خیلی زود پای کنسرسیوم‌های نفتی غرب به منطقه نفت‌خیز کرکوک باز خواهد شد؟ البته در زمان صدام حسین امتیاز حفاری در این منطقه به طور جداگانه به بعضی از شرکت‌های خارجی نظیر «لوک اویل» روسیه داده شده بود. با پایان یافتن جنگ ارتش آمریکا پذیرفت که در کنار شرکت «کلاگ، براون اندروت» مشاورانی از شرکت‌های «شل»، «بریتیشن پترولیوم» و «اکسون موبیل» هم در فرآیند بازسازی صنعت نفت عراق مشارکت داشته باشند. با این حال عبدالکزاز سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در برخی از زمینه‌های فاقد فناوری پیشرفته نظیر بخش حفاری‌های اکتشافی را ضروری می‌داند. اما باید دانست که خصوصی‌سازی صنعت نفت عراق در حال حاضر به هیچ‌وجه امکان‌پذیر نیست. زیرا از نقطه‌نظر تاریخی نگاه مردم عراق به فرآیند ملی شدن صنعت نفت این کشور که در سال 1972 اتفاق افتاد یک نگاه ضداستعماری بوده است. به دیگر سخن آنها این روز را مانند سایر کشورهای خاورمیانه لحظه رهایی خود از زیر یوغ استعمار می‌دانند.
وزارت نفت عراق در شمال شهر بغداد قرار دارد. این ساختمان بتونی تنها بنایی در منطقه بود که نیروهای ائتلاف از بمباران و انهدام آن چشم‌پوشی کردند. پس از سقوط بغداد به تفنگداران دستور داده شد تا به سرعت در آنجا مستقر شوند. با تسلیم شدن وزیر نفت صدام حسین، آمریکایی‌ها گروهی را به سرپرستی «سمیر قطبان» در رأس این وزارتخانه قرار دادند. این مهندس تحصیلکرده انگلستان سال‌ها رئیس برنامه‌ریزی وزارت نفت عراق بود.
وی می‌گوید: برنامه‌های وسیعی برای صنعت نفت کشور داریم. وی ادامه می‌دهد: در نظر داریم ظرف 5 سال روزانه 6 میلیون بشکه نفت تولید کنیم و در 10 سال آینده این رقم را به 8 میلیون بشکه در روز برسانیم. باید توجه داشت که این رقم یک دهم کل مصرف جهان و دو برابر بیشتر از 5/3 میلیون بشکه‌ای است که عراق قبل از حمله به ایران در سال 1980 تولید می‌کرد. قطبان در پاسخ به این پرسش که آیا این وزارتخانه خود می‌تواند 20 تا 30 میلیارد دلار سرمایه لازم برای نوسازی صنعت نفت عراق را تأمین کند، می‌گوید: تنها میدان‌های موجود در دست دولت باقی می‌مانند و از این پس هر حوزه‌ای که کشف شود به طور قطع خصوصی شده و به شرکت‌های خارجی واگذار خواهد شد.
اما آیا به این زودی گفت‌وگویی انجام خواهد شد و اگر این مهم اتفاق بیفتد، با چه کسی؟ به گفته قطبان این وزارتخانه هم‌اکنون سرگرم بررسی اعتبار قراردادهای گذشته با شرکت‌های خصوصی خارجی نظیر «لوک اویل» است. او در حالی این مطلب را عنوان می‌کند که خود خوب می‌داند پیش از جنگ روسیه با چه جدیتی – و البته بیهوده- از ایالات متحده خواسته بود تا تضمین دهد که رژیم جدید عراق به قراردادهای گذشته احترام خواهد گذاشت. قطبان می‌گوید: این حق مسلم ماست که طرف مذاکره را خود بر اساس ملاحظات تجاری و نه سیاسی انتخاب کنیم و تصمیم نهایی را البته به دولت جدید واگذاریم.
باید گفت که با وجود گذشت چند ماه از جنگ هنوز به طور قطع مشخص نیست نفت عراق سرانجام نصیب کدام یک از شرکت‌های نفتی خواهد شد. این روزها بغداد شاهد رفت و آمد نمایندگان کنسرسیوم‌های بزرگی است که بی‌صبرانه منتظر عادی شدن شرایط و مساعد شدن اوضاع امنیتی برای سرمایه‌گذاری هستند. از قرائن چنین برمی‌آید که گویا برای استراتژیست‌های کاخ سفید خیلی مهم نیست کدام شرکت بر نفت عراق چنگ بزند. در حقیقت آنها بیشتر به آینده و منافع بلندمدت توجه دارند تا منفعت آنی و زودگذر. دولتمردان واشنگتن در نظر دارند عراق را به متحد سیاسی و پایگاه نظامی خود در منطقه و بزرگترین تأمین کننده نفت جهان تبدیل کنند و از این طریق عربستان سعودی را به حاشیه رانده و عراق را جایگزین آن کنند. پس نیل به این اهداف مستلزم این است که نفت عراق تحت هر شرایطی جریان داشته باشد. دولت بوش از هنگام روی کار آمدن، یک سیاست جدید در حوزه انرژی را دنبال می‌کند. یک سیاست که شخص دیک چنی طراح آن بوده است، امنیت انرژی را اولویت نخست سیاست خارجی و تجاری ایالات متحده آمریکا می‌داند. از آنجا که ذخایر انرژی کشورهای غیر عضو سازمان اوپک به سرعت رو به پایان است و همزمان رشد اقتصادی بالای آسیا مقدار مصرف جهانی طلای سیاه را از میزان فعلی 76 میلیون بشکه در روز به حدود 90 میلیون بشکه در سال 2020 خواهد رساند. پس اعضای اوپک همچنان بازار انرژی را در دست خواهند داشت و از این طریق قدرت سیاسی خود را نیز اعمال خواهند کرد. در این میان عربستان سعودی بیشترین سود را از آن خود می‌کند. زیرا این کشور با در اختیار داشتن یک چهارم ذخایر شناخته شده جهان تنها کشوری است که می‌تواند در زمانی کوتاه کسری نفت بازار را جبران و قیمت‌ها را دیکته کند. این وابستگی به نفت عربستان به علاوه ایدئولوژی حاکم بر این کشور به مذاق بسیاری در واشنگتن خوش نمی‌آید. از نظر کاخ سفید گروهی در پادشاهی سعودی در گذشته با تأمین مالی وهابیون افراطی از حکومت طالبان در افغانستان حمایت کردند و اکنون نیز در سراسر جهان اقدامات تروریستی بر ضد ایالات متحده را سازماندهی می‌کنند. انفجارهای اخیر در ریاض زنگ خطری بود برای آمریکا تا بداند گروه‌های تندرو اگر ضرورت یابد حتی حکومت عربستان را سرنگون کرده و شیرهای نفت را به روی غرب خواهند بست. از این رو واشنگتن برای مقابله با این سناریو می‌خواهد عراق را به تولید‌کننده‌ای مطمئن برای خود مبدل سازد و در صورت امکان این کشور را از سازمان کشورهای تولید کننده نفت خارج کرده و به قدرت کارتل اوپک پایان دهد.
البته آمریکایی‌ها برای رسیدن به این نقطه باید موانع زیادی را از پای خود بردارند. پل‌برمر، حاکم نظامی عراق، خود به خوبی از این مسأله آگاه است. یکی از چالش‌های فراروی ایالات متحده گروه‌های کرد هستند. این اقلیت که با حمایت آمریکا از سال 1991 دو دولت به رهبری جلال طالبانی و مسعود بارزانی در منطقه کردستان عراق تشکیل داده‌اند امیدوارند بتوانند خودمختاری خود را در قالب یک نظام فدرال سامان دهند. اما برخی همسایگان نظیر سوریه و ترکیه به شدت با این مسأله مخالفت می‌کنند. آنها از این بیم دارند که در صورت موفقیت‌آمیز بودن نظام فدرالی در عراق به طور قطع اقلیت کرد ساکن در این کشور نیز استقلال بیشتری طلب کنند.
از دیدگاه تاریخی، منطقه کردستان عراق تا سال 1926 میلادی جزئی از خاک ترکیه بود. در این سال استعمار پیر بریتانیا که قیومیت عراق را بر عهده گرفته بود، کرکوک و موصل را از خاک ترکیه جدا و به سرزمین شط العرب ضمیمه کرد. این کار تنها به خاطر نفت بود و بس. لندن می‌خواست با نفتی که توسط «شل» از این منطقه استخراج می‌شد هزینه‌های خود در عراق را تأمین کند که کرد. البته از فروش این ذخایر بخشی نیز به عنوان غرامت به مدت 25 سال تمام به دولت ترکیه به خاطر از دست دادن قسمتی از خاک خود پرداخت شد. بنابراین تا به امروز حتی یک سنت هم به جیب کردهای فقیر ساکن در خانه‌های گلی منطقه کرکوک نرفته است. تازه آن 13 درصدی هم که در ازای برنامه فروش «نفت در برابر غذا» به مناطق کردنشین تعلق می‌گرفت، توسط رژیم بعثی بالا کشیده می‌شد. پس به ناچار رهبران کرد درآمد خود را تنها از طریق نفتی تأمین می‌کردند که توسط تانکر از عراق به ترکیه قاچاق می‌شد.
اما امروز کرد زبانان سهم خود را از فروش نفت می‌خواهند و حیاتشان را به آن وابسته می‌دانند. معتقدند که پول نفت عراق باید در یک کاسه جمع شود و بیشتر آن به کردستان تعلق گیرد. تازه مبلغی نیز بعنوان غرامت چند دهه استثمار در نظر گرفته شود. کارشناسان این سهم‌خواهی را دست کم یک چهارم مجموع فروش نفت عراق برآورد می‌کنند. اما اقلیلت کرد نیک می‌داند که بسیاری از سیاستمداران عرب پایتخت‌نشین هرگز به این خواسته آنها تن در نخواهد داد. با این حال کردها برای این که بار دیگر بازیچه دست‌ها قرار نگیرند از مدت‌ها قبل به پاکسازی قومی و راندن اعراب از شهرها و روستاهای شمال مبادرت ورزیده‌اند. بیشتر آنها این اقدام را حق مشروع خود و در تلافی سه دهه سیاست عربی‌سازی کردستان ارزیابی می‌کنند. طی 30 سال صدام حسین با تدبیری خاص اعراب جنوب را در شمال اسکان و به هر نفر کاری در خور و مقداری هم پول داد. بسیاری از این مهاجران که اغلب اعضای حزب بعث بودند در حدود 100 هزار خانه در کرکوک سکنی گزیدند. مالکین اصلی این خانه‌ها توسط رژیم حاکم از کاشانه و موطن خود رانده شده بودند. اغلب این تازه واردها به طور حساب شده به عنوان کارگر جایگزین نیروهای محلی شاغل در میدان‌های نفتی منطقه شدند. اما حالا کردها خواهند با بیرون راندن عرب‌ها صنعت نفت کرکوک را به دست خود اداره کنند.
عدیل محمد یکی از کسانی است که از 10 سال قبل در میدان نفتی «بابا قورقور» فعالیت می‌کند. او اینجا را محل کسب و کار و زندگی خود می‌داند و حاضر نیست تحت هیچ شرایطی این محل را ترک کند.
وی می‌گوید: کردها سواد کافی برای اداره شرکت ملی نفت شمال عراق را ندارند. این مهندس پتروشیمی تا مدتی قبل به همراه هزاران تن از همکاران اکثراً عربش در منطقه‌ای موسوم به «باباتاون» زندگی می‌کردند. این شهرک در دهه 30 قرن بیستم توسط شرکت «شل» برای اسکان کارشناسان نفتی ساخته شد. محمد زندگی در این شهرک را بسیار خاطره‌انگیز می‌داند.
وی می‌گوید: نه اجاره‌ای می‌دادیم و نه پول آب و برق می‌پرداختیم. تازه فرزندانمان به یک مدرسه خیلی خوب می‌رفتند. اما همه چیز تمام شده است. زیرا پس از سقوط کرکوک، کردها به «باباتاون» هجوم آوردند و در آن ساکن شدند. اکنون این مرد 40 ساله به همراه خانواده‌اش در شهر زندگی می‌کند.
محمد در حالی که در جمع همکارانش در میدان نفتی «بابا قورقور» ایستاده است، می‌گوید: «ما همه از اعضای حزب بعث بودیم و من به این عضویت افتخار می‌کنم. صدام رهبری خوب و مقتدر است». در این لحظه یکی از مهندسان حرف او را قطع می‌کند و آرام می‌گوید: «عدیل! دیگر صدامی در کار نیست. همه چیز تمام شده است».