* از نظر شما دانشجو کیست؟ اینکه هر کس با موفقیت در کنکور وارد دانشگاه شود، دانشجوی واقعی است؟
** بهترین نگاه به واژه دانشجو همان تعریفی است که مقام معظم رهبری داشتهاند، «کلمه دانشجو از لحاظ بار معنایی، از جهت دیگری حامل معنای خیلی جالب توجه و مهمی است. دانشجو یعنی جوان طالب علمی که آینده در دست اوست. این خصوصیات در کلمه دانشجو هست. دانشجو، یعنی جوان، چون دانشجویی، قهرا مربوط به دوران جوانی است. طالب علم بودن و جستوجوی از دانش هم در کلمه دانشجو هست». چون فرض این است که آینده کشور به سمت اداره علمی کشور پیش میرود، یعنی به سمت اداره عالمانه و منطبق بر دانش پیش میرود و هر کشور و هر جامعهای که علم و فهم و محاسبه دقیق در همه شؤون آن دخالت داشته باشد، وضعش بهتر است. بنابراین دانشجو یعنی کسی که ناظر به آینده و متعلق به آینده است. در واقع آینده هم متعلق به اوست. اگر دانشجو از لحاظ جهتگیری فکری و سیاسی دچار انحراف باشد، مصیبت بزرگی خواهد بود. اگر هدف دانشجو این باشد که درس بخواند تا زندگی آیندهاش تامین شود، خطر بسیار بزرگی است یا اینکه دانشجو نسبت به تمام مسائل کشور بیتفاوت باشد، این هم مصیبت خیلی بزرگی است که یک دانشجو نسبت به آفات عقیدتی و فکری بیتفاوت باشد. البته گاهی حساسیتهای منفی دانشجویان هم نسبت به مردم یک جامعه ایجاد زلزله میکند. اما آنچه مهم است تربیت درست دانشجو است که حامل پیامهای انقلاب باشد، دانشجو باید جزو قشر پیشتاز و آگاه جامعه باشد و پویایی و تحرک را تضمین کند.
* شما در صحبتهایتان به تربیت دانشجو اشاره کردید، منظور از تربیت درست چیست؟
** 2 عنصر اصلی در تربیت دانشجو هست که هیچکدام نباید نادیده گرفته شود اگر چنین اتفاقی بیفتد ما ضرر خواهیم کرد؛ یکی عنصر علم، تحقیق، کارایی علمی و جوشیدن استعدادهای علمی و این قبیل چیزهاست. دیگری هم روحیه، تدین، حرکت صحیح و سالمسازی معنوی و روحی دانشجو است. این 2 عنصر در دانشگاهها باید بدون تفکیک از یکدیگر، با قدرت و با ظرفیت کامل کشور تعقیب شود. دانشگاهی که نتواند علم و تحقیق را به دانشجو منتقل کند، نتواند دانشجو را یک عالم، یک استاد، یک صاحب صلاحیت، یک مبتکر و بالاخره یک مدیر بالفعل برای بخشی از بخشهای بیشمار اداره جامعه بسازد، آن دانشگاه دیگر دانشگاه نیست و طبیعتاً در عنصر اول کمکاری کرده است. در فضای عمومی دانشگاههای کشور به نکته دوم، یعنی مساله روحیه، تدین، آگاهی دانشجو و بیرون آوردن او از حالت یک عنصر علمی بیجهت و بیهدف به سمت یک عنصر علمی جهتدار توجه کافی دیده نمیشود، انسان با کامپیوتر متفاوت است. به کامپیوتر داده میدهیم او پردازش میکند و اطلاعات تحویل میدهد اما انسان خود برنامهریزی و جهتگیری میکند، ارزشهای بزرگی که دانشجویان ما به آن آراستهاند و لازم است آن را حفظ کنند تدین، تعبد و پاکی دل است، باید تلاش کنند تا آنها را از دست ندهند.
* تشکلات دانشجویی با چه هدفی تشکیل میشوند؟
** هدف از ایجاد تشکلات دانشجویی ایجاد محیطی سالم برای برقراری ارتباط دوستانه بین دانشجویان و دانشآموختگان و تبادل تجربیات علمی، فرهنگی و اجتماعی آنها، کمک و یاری در حل مشکلات اعضا و ارائه خدمات در امور فرهنگی، هنری، علمی، اجتماعی و آموزشی است.
افراد با عقاید و سلایق مشترک، خود به مبانی مشترکی میرسند که با ذهنیات و آن جمعبندی علنی و دغدغههای خود حول محوری مشخص حرکت میکنند. هدف اصلی تشکلهای دانشجویی این است که در زمینه نخبهپروری سیاسی، ایجاد فضای باز برای مناظرات و ابراز عقاید آزادانه در دانشگاهها فعالیت کنند و به نوعی بستر دانشگاهها را برای نظریهپردازی سیاسی فراهم کنند. تشکلهای دانشجویی پتانسیل بالایی در زمینه برگزاری کرسیهای نقد و نظریهپردازی برای دانشجویان و جامعه دارند.
* امروز شاهد هستیم که برخی تشکلها بدون داشتن ایده و هدف به فعالیت حزبی خود ادامه میدهند. یعنی میتوان گفت تشکلها تبدیل به پیاده نظام احزاب شدهاند و این میتواند مشکلساز باشد.
** هم اکنون تشکلهای سیاسی به درجهای از بینش سیاسی رسیدهاند و با ایدئولوژی خاص به فعالیتهای خود ادامه میدهند، اما شاید بتوان گفت که برخی تشکلها در ارائه برنامههای خود تنوع لازم را ندارند و خیلی هم سعی ندارند تا همه برنامههای خود را اجرایی کنند. محدودیت در اجرای برنامه برای بسیاری از تشکلها مشکلاتی را به وجود آورده است، علاوهبر آن نفوذ برخی جریانات سیاسی حاکم بر کشور روی برخی تشکلها موجب شده است تا تشکلهای سیاسی جریانات فکری و تشکیلاتی خود را دنبال نکنند. این مساله موجب شده است تا برخی افراد فکر کنند تشکلهای سیاسی برنامه و ایده خاصی ندارند. تشکلها باید برای مصلحت مملکت تلاش کنند، همانند دانشجویانی که در 13 آبان توانستند آن رخداد مبارک را انجام دهند. دانشجویان ما به دور از مسائل دیگر، لانه جاسوسی را تسخیر کردند، آن عمل دارای پیامی برای آمریکا نبود بلکه پیام این حرکت برای دولتمردان داخلی بود زیرا یکی از شعارهای اصلی ما نفی نظام سلطه و استکبارستیزی بوده است. جنبش دانشجویی تنها یک کمپ سیاسی نیست بلکه جنبشهای دانشجویی باید نگاه منتقدانه به علم و سیاست داشته باشند که همین انتظار نیز از استادان دانشگاهها هم میرود. دانشجویان حق ندارند به گروه فکری خاصی بپیوندند بلکه روشنفکرانه باید مسائل را نقد کنند که این همان کار پیامبران است. فضای تشکلها باید خالصانه و با تعهدی که وارد میشوند تا آخر باقی بمانند و اگر این خط شکسته شود، مسلما به فضای بیرون از تشکل کشیده میشود، در نتیجه دچار سیاسیکاری، محافظهکاری و به هر حال موضعگیریهایی که در شأن جنبش دانشجویی نیست، میشوند. مفهوم جنبش یعنی حرکت خودجوش دانشجویی که بنده طرفدار اینگونه دانشجویان هستم. اما در همین فضا در باب دفاع از اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان این را میگویم که جامعه اسلامی دانشجویان با آن بنیه و عقبهای که برای خود دارد در طول این 20 سال فعالیت خود فقط حول محور دانشجویی و مواضع و جمعبندیهایی که داشتند تا به امروز موفق بودند و این میتواند ملاکی برای قضاوت عموم باشد.
* آیا دانشجویی که به دنبال قدرت باشد، نمیتواند در پی اهداف دقیق درست پیش رود؟
** پیگیری برای رسیدن به قدرت صراحت بیان را از دانشجو سلب میکند و این از آفتهای دانشجویی است که منجر به دور شدن از آرمانها و عدالتخواهیها میشود. تشکلها باید از ورود یک ویروس و میکروب که به بدنه تشکل آسیب میزند، پیشگیری کنند و اجازه ندهند آن ویروس کل مجموعه را شامل شود، چرا که آن زمان باید اقدام به درمان کنند؛ پس پیشگیری بهتر از درمان است.
* نقش جنبش دانشجویی در آرام کردن فضای بعد از انتخابات چیست؟
** تشکلها سعی میکردند با تحلیل صحبتهای شاخص در انتخابات مسائل را شفاف برای جامعه بازگو کنند. دانشجویان نقش پررنگی در آن فضای آلوده که تعبیر به فتنه میشد، ایفا کردند و کوشیدند تا حق را نشان دهند و با توجه به سخنان رهبر انقلاب، اصول اصلی انقلاب و ارزشهای واقعی را نشان دهند. بیانات دانشجویان براساس حق و به دور از سابقه چندین ساله انقلابی آنها بود. ما شاهد بودیم بعد از انتخابات با توجه به مقتضیات زمانی که در آن قرار داشتیم، تشکلها سعی کردند طبق شاخصها، صحبتها و فرآیندهایی که وجود داشت، عمل کنند.
* دانشجویان چگونه به بصیرت میرسند که از مردم و جامعه جدا نشوند؟
** وقتی صحبت از روشنفکری به میان میآید، باید قبول کنیم مردم به دلیل مشغله فکری قادر به فهم نیازهای خود نیستند، پس قشری باید بیاید و مردم را آگاه کند اما در این بین ممکن است گروه خاصی به سراغ دانشجویان بیایند و آنها را از مردم جدا کنند، پس باید مراقب باشیم چنین اتفاقی در میان ما رخ ندهد. دانشجویان باید هر جا که هستند از زبان مردم با فرهنگ آنان سخن بگویند و روشنفکری را بر مردم جامعه تعریف کنند. مردم جریان دانشجویی و عملکرد آنها را زیر ذرهبین دارند و دانشجویان به عنوان نخبگان علمی و افرادی که به درد جامعه میخورند مورد رصد مردم هستند، چرا که امید مردم به دانشجویان است. نمونهای از حمایت تشکلهای دانشجویی را در یک اقدام و عمل انقلابی در 13 آبان و تسخیر لانه جاسوسی دیدهایم. اگر انحرافات در تشکلات دانشجویی زیاد شود دیگر ملاکی برای مردم نیستند، چرا که مردم دیگر خود به بصیرت، درک و فهم کاملی رسیدهاند که بتوانند تشخیص دهند هدف تشکلها چیست. دانشجویان باید به نوعی حرکت کنند که قبل از اینکه مردم برای اصلاح قدم بردارند خود پیشقدم باشند، دانشجویان نباید از اطمینان و اعتمادی که مردم به آنها کردهاند سوءاستفاده کنند و اینگونه ضربهای به تشکلات وارد نمیشود.
* جریانهای دانشجویی چه کمکی میتواند برای رفع شبهه عدهای از مردم بکند؟
** مدتها قبل از برگزاری انتخابات دهم ریاستجمهوری شواهد و قرائن متعددی بیانگر این مطلب بود که جریانی در خارج و داخل کشور برای براندازی نرم انقلاب اسلامی تلاش و برنامهریزی میکردند؛ شواهدی از قبیل تشکیک در سلامت انتخابات، تشکیل کمیته صیانت از آرا، افزایش مطالبات عمومی، سیاهنمایی اوضاع کشور، هجمه به گفتمان انقلاب، سلب اعتماد عمومی نسبت به نظام و مسؤولان، به صحنه آمدن همه مخالفان نظام، پیشبینی زودهنگام پیروز انتخابات، استفاده از رنگ خاص، حضور مردمی در خیابانها و سردادن شعارها و... مواردی است که در انقلابهای رنگی اخیر در کشورهایی نظیر گرجستان، اوکراین و... پیاده شده و نتیجه گرفتهاند. نمیخواهیم ادعا کنیم که نامزد معینی یا جریان خاصی در داخل کشور این برنامهریزیها را انجام داده و پیگیری کرده است، اما آنچه ما از شواهد نتیجه میگیریم این است که در خوشبینانهترین حالت عوامل بیگانگان و دشمنان خارجی از فضای ایجاد شده در بدنه حمایتی از یک نامزد خاص استفاده کرده و ضمن رخنه به آن با ایجاد جوی قوی و تأثیرگذار بر تصمیمگیرندگان آن جریان روند تبلیغات و برنامههای آنها را به سمت دلخواه خود پیش بردهاند و در درون این جریان نیز عدهای آگاهانه و برخی ناآگاهانه همراهی با این جریان را به نفع خود دیدهاند. لطف پروردگار، عنایت حضرت ولیعصر (عج)، هوشیاری و صلابت رهبر انقلاب و حضور آگاهانه ملت ایران، بار دیگر برگ زرینی آفرید و تلاش چندین و چندباره استکبار جهانی برای منحرف کردن حرکتی که رهبری مستضعفان جهان را برعهده دارد، ناکام گذاشت. اما بیتردید مهمترین بروز و ظهور اجتماعی دانشجویان در این 6 دهه یک پیروزی بزرگ در کشاکش سیاسی منجر به سوم تیر بوده است. در هر دهه در ایران فعالان سیاسی به چشم میخورند، شاید حماسه هویزه یکی از شورانگیزترین حوادث جنگ به شمار آید که نمونه بارز حضور فعال جریان دانشجویی در جریان جنگ به شمار میرود؛ حماسهای که طی آن جمعی از خالصترین دانشجویان پیرو خط امام به فرماندهی شهید حسین علمالهدی تا آخرین نفس در مقابل ایادی استبداد و استکبار مقاومت کردند و مظلومانه به شهادت رسیدند. 8 سال دفاع مقدس به پایان رسید و همزمان با آن جنبش دانشجویی عرصهای جدید را تجربه میکند که شاید چندان شیرین و گوارا نباشد. جنبش دانشجویی در دهه 70 و اوایل دهه 80 از رسالت اصلی و آرمانگرایی خویش فاصله گرفت. نزاعهای سیاسی بیرون دانشگاه سبب میشود این جناحها با یارگیری از درون دانشگاه و تاثیر بر فضای داخل آن، فضای جنبش دانشجویی را نیز مملو از سیاستزدگی و مصلحتاندیشی کنند، اما رهنمودهای رهبر انقلاب باعث شد روحی تازه در کالبد خسته جنبش دانشجویی بدمد. مطالبات ایشان از جنبش دانشجویی مبنی بر حضور در حوزههای تولید علم و جنبش نرمافزاری، عدالتخواهی و تاکیدات پیدرپی به دستگاههای مربوطه حوزه آموزش عالی درباره توجه به قشر نخبه و فرهیخته در حوزههای علمی و سیاسی، خود سندی گویا بر این واقعیت است. بعد از آن دوباره عناصر فعال و متعهد که دغدغهای جز احیای فرهنگ و اندیشه اسلامی و آبادانی کشور ندارند ظهور و نمود یافتند. در هر صورت جنبش دانشجویی آرمانها و اهداف انقلابی خود را فراموش نکرده و فقط در صورتی این آرمانها را از یاد میبرد که پیادهنظام گروههای سیاسی وارد دانشگاه شوند، اما یک جنبش دانشجویی مستقل هیچگاه آرمانهای بلند خویش را به منافع سیاسی و جناحی یک گروه خاص نمیفروشد.