تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۲۰۸۹۸۳
رضا سیاوشی مقدمه: مهمترین چالش مرحله‌‌ی کنونی طیف جمهوری‌خواهان ایران، ایجاد همسویی و هماهنگی بین اجزا و افراد این طیف است تا بتوانند در حد توانشان به عنوان یک نیروی مستقل و مؤثر وارد صحنه‌ی کارزار سیاست ایران گردند؛ اما چگونه؟ دو راه‌حل سنتی وجود دارد: یکی جبهه متحد و دیگری سازمان حزبی. این دو راه‌حل به دلایل مختلف، که به بعضی از آنها اشاره خواهد شد، تاکنون کارساز نبوده‌اند. راه‌حل سوم ـ که موضوع این نوشته می‌باشد ـ عبارت است از ایجاد یک «شبکه» یا نت‌ورک (Network) از انبوه کادرها و محافل سیاسی جمهوری‌خواه. (1) نوعی تشکیلات مسطح (در مقابل هرمی) که در آن رابطه‌ای (کمابیش) همطراز مابین اعضا و یا هسته‌های تشکیل‌دهنده وجود دارد. اگر شکل سازمان‌های سیاسی سنتی را به هرم تشبیه کنیم، سازمان‌های شبکه‌ای را به تور ماهیگیری می‌توان تشبیه کرد که افراد و یا هسته‌های سیاسی گره‌های آن را تشکیل می‌دهند. سازماندهی شبکه‌ای مفهوم کاملاً جدیدی نیست، ولی این نوع سازماندهی با استفاده از ابزار نوین ارتباط جمعی، از جمله اینترنت، کارآمدتر گشته است و رفته‌رفته به ابزار مهمی برای سازماندهی سیاسی اجتماعی و حتی بنگاه‌های اقتصادی تبدیل می‌شود. مهمترین نمونه‌ی تشکیلات شبکه‌ای هم سازمان مدیریت خود اینترنت است که با چنین مدل تشکیلاتی اداره می‌شود. در میدان سیاست نیز، احزاب مدرن مانند بعضی از سبزها از این مدل پیروی می‌کنند. نکات زیر مقدمه‌ای است برای شروع بحث در مورد چالش مشخص سازمان‌یابی طیف جمهوری‌خواه. منظور از این یادداشت ورود به مباحث تجریدی «تئوری تشکیلات (OT= Organization Theory)» نیست؛ مباحثی که در سال‌های اخیر در کانون گفتمان مراکز تحقیقی دانشگاهی حول سازمان‌یابی تولید و دیگر جهات اجتماعی و سیاسی بوده است.

1- طرح مسأله
در میدان سیاست ایران، جمهوری‌خواهان و طرفداران مردمسالاری نقشی متناسب با توان بالقوه خود ندارند. تأثیر فعالیت‌های این گروه بر سیر وقایع سیاسی ایران تاکنون نزدیک به صفر بوده است. بیهودگی فعال، عنوانی است که با تسامح (و کمی طنز) می‌توانیم بر موقعیت کنونی جمهوری‌خواهان ایران بنهیم. این در حالی است که شرایط برای مطرح شدن این نیرو به عنوان یکی از بازیگران اصلی در میدان سیاست ایران بسیار آماده است. بن‌بست اصلاحات در نظام حکومتی ایران، شرایط ویژه‌ی منطقه و جهان و موقعیت تاریخی که در آن به سر می‌بریم باعث شده‌اند که نظام جمهوری سکولار و دموکرات، مبتنی بر حقوق بشر، به عنوان مهمترین بدیل معقول و قابل اجماع به جلو صحنه سیاست ایران پرتاب شود. ولی متأسفانه جمهوری‌خواهان که طبیعتاً باید پرچم‌دار اصلی این جریان باشند، آمادگی این مهم را ندارند. صرف‌نظر از دلایل این کاستی‌ها، جمهوری‌خواهان برای آنکه بتوانند به نیروی مؤثری در میدان کارزار سیاسی ایران تبدیل شوند، باید انسجام فکری و سازمانی بالاتری از امروز داشته باشند، اما چگونه؟
انسجام فکری و انسجام سازمانی دو پدیده‌ی مقاومت هستند، ولی با یکدیگر رابطه‌ی متقابل تکاملی (Development Evolutionary Co) دارند. پراکندگی سازمانی موجب کندی روند انسجام فکری می‌گردد و نبود انسجام فکری هم سازمان‌یابی را مشکل می‌سازد. در جهت مثبت هم این موضوع صادق است. رشد انسجام سیاسی درجه سازمان‌یابی را بالا می‌برد و بالعکس. پس وظیفه‌ی ما سامان دادن به فرآیندی است که در بستر آن انسجام فکری و سازمانی ما رفته‌رفته ولی پیوسته و متداوم ارتفاع یابد.
هدف این نوشته جست‌و‌جوی مدلی مناسب برای ارتقای انسجام سازمانی و یا به زبان دیگر تشکیلات است. قبل از آن اشاره‌ای به موضوع انسجام فکری بی‌فایده نیست. انسجام فکری از درون یک دیالوگ خلاق بر سر مسائل پیش‌ روی جمهوری‌خواهان به وجود می‌آید. تئوری‌های قوام‌یافته نشانه‌ی درجه‌ی انسجام فکری یک جریان هستند. این تئوری‌ها معمولاً در اسنادی مانند منشور، مانیفست، استراتژی مدون، برنامه و غیره منعکس می‌گردند. فرآیند انسجام فکری در میان جمهوری‌خواهان مدتی است آغاز شده و با اینکه هنوز راه درازی در پیش دارد که به یک خط‌مشی سیاسی منسجم، مستقل و مؤثر منتج شود، ولی به هر حال فرآیندی است که آغاز شده و موفقیت‌های نسبی هم داشته است. ادامه‌ی پیشرفت آن در گرو ارتقای انسجام سازمانی این گروه است.
در زمینه‌ی انسجام سازمانی (سازماندهی) متأسفانه موفقیت‌ جمهوری‌خواهان بسیار کمتر بوده است. کم‌کم روشن می‌شود که با وجود حسن نیت فراوانی که وجود دارد، سازمان‌یابی جمهوری‌خواهان با شیوه‌های سنتی امکان‌پذیر نیست. باید به دنبال راه‌حل‌های مدرنی بود که جوابگوی شرایط ویژه طیف جمهوری‌خواهان ایران باشد. بحران تاریخی‌ای که امروز جمهوری‌خواهان ایران را به چالش می‌طلبد مستلزم به وجود آمدن تشکیلاتی است که هم محکم و هم پرانعطاف باشد، ظرفیت بالایی برای مردمسالاری درونی داشته باشد و با پراکندگی سیاسی و جغرافیایی جمهوری‌خواهان ایران (باید توجه داشت در این ساختار هیچ فرقی بین داخل و خارج در ارتباط با این طرح وجود ندارد. چون به هر حال اینترنت مرز ندارد.
به یک معنی این طرح در داخل کشور حتی مهمتر از خارج است، چون در داخل به خاطر محدودیت‌های موجود راه‌های دیگر تماس بسته است. ولی ایمیل و اینترنت نسبتاً غیرقابل کنترل هستند و لاجرم در حال گسترش هستند. البته در ایران درصد بسیار کمتری از مردم به این ابزار دسترسی دارند، با این حال همین تعداد کم می‌تواند کافی باشد. ضمن اینکه اینترنت قادر است پرده‌ی جدایی بین داخل و خارج را بشکافد.) و شرایط ویژه میدان سیاسی ایران بخواند، فراکسیون‌ها را به آسانی پذیرا باشد و نیز بدون درهم شکستن بتواند درجه بالایی از اختلاف و اعتراض درونی را تحمل کند، استقلال فکری و تفاوت‌های سیاسی و سلیقه‌ای را که در میان افراد و گروه‌های جمهوری‌خواه وجود دارد، محدود نکند بلکه به انرژی مثبت برای رشد این جریان کانالیزه کند؛ و نکته‌ی آخر اینکه انسجام تشکیلاتی هم مانند انسجام فکری، یک فرآیند است و نه یک فرآورده. وظیفه‌ی کنونی ما آغاز این فرآیند است. ولی در این آغاز هوشمندی زیادی لازم است، چه: خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می‌رود دیوار کج.
2- چند نکته راجع به مدل‌های تشکیلاتی
مدل‌های سازماندهی بنا به احتیاجات مشخصی به وجود آمده‌اند و هرکدام نقاط قدرت و ضعف خود را دارند. هیچ مدل کاملی وجود ندارد. مهم این است که مناسب‌ترین مدل را برای وظیفه پیش‌ روی خود انتخاب کنیم. از میان تفاوت‌های بسیاری که مدل‌های سازمانی با هم دارند، یک تفاوت را می‌توان به طور مشخص جدا کرد و زیر ذره‌بین قرار داد: بعضی مدل‌ها به خلاقیت اعضا توجه دارند، بعضی دیگر بر درایت رهبران تکیه می‌کنند. تشکل‌های مسطح بیشتر بر خلاقیت و ابتکار عمل افراد تکیه دارند. در عوض مرکزیت در آنها ضعیف‌تر است. تشکل‌های هرمی بیشتر بر کنترل و مرکزیت تأکید دارند، که هزینه‌ی آن هم تحلیل رفتن خلاقیت‌های فردی است.
نگاهی به چند مدل سازمانی می‌تواند در تبیین مدل شبکه‌ای مورد نظر ما و جایگاه آن در مقایسه با دیگر مدل‌ها کم کند. 4 مدل سازمانی: هرمی مدرن، هرمی سنتی، شبکه‌ای مدرن و شبکه‌ای سنتی را در نظر بگیریم و مقایسه کنیم؛ ضمن بررسی این مدل‌ها باید در نظر داشت که گرچه این مدل‌ها تجریدی هستند و سازمان‌های سیاسی در عمل ملقمه‌ای از این مدل‌ها هستند ولی معمولاً به یکی از آنها نزدیک‌ترند.
هرمی مدرن: در این مدل سازماندهی هیرارشی وجود دارد ولی رهبری پاسخگو است. یعنی رهبری وظایف تعیین‌شده‌ای دارد و در صورت عدم توانایی تعویض می‌شود. این امر مستلزم وجود سازوکارهای جاافتاده و شفافی برای چرخش رهبری است. ارتش‌های مدرن، کارخانه‌ها و بسیاری از احزاب سیاسی در کشورهای مردمسالار کمابیش چنین مدلی را برای سازماندهی به پیش می‌برند. در مورد ارتش، رهبری به مقام بالاتر یعنی دولت و مردم پاسخگو است، در مورد بنگاه‌های اقتصادی، رهبری شرکت به سهامداران پاسخگو است، و در مورد احزاب در کشورهای مردمسالار، رهبری به اعضای حزب و مردم پاسخگو است.
هرمی کهن یا قبیله‌ای: در این مدل هیرارشی وجود دارد، ولی رهبری پاسخگو نیست. برخلاف مدل هرمی مدرن، در اینجا تشکیلات به رهبر پاسخگو است و رهبری به نیروی ماورائی مانند ایدئولوژی، خداوند و یا خط‌مشی و یا طبقه و... پاسخگو است و معیار این پاسخگویی هم خود رهبر و یا جمع رهبری است. پس رهبر فقط به خود پاسخگو است. احزاب در جهان سوم مانند حزب‌های بعثی کشورهای عربی و احزاب استالینی به چنین مدلی نزدیک هستند. در ایران سازمان مجاهدین خلق و اغلب سازمان‌های سیاسی کمونیست کمابیش چنین مدل سازماندهی داشته‌اند. این تشکل‌ها عمدتاً بر روابط یک و یا چند فرد تکیه دارند و رهبران مادام‌العمر رهبر هستند. چرخش رهبری، مگر از طرق انشعاب و کودتا، ممکن نیست. کاراکتر این نوع سازمان‌ها رفته‌رفته با کاراکتر رهبری عجین می‌شود و جدا کردن آنها از هم غیرممکن می‌شود. مانند استالین و حزب کمونیست شوروی، صدام حسین و حزب بعث عراق، مجاهدین خلق ایران و مسعود رجوی.
مدل تشکیلاتی شبکه‌ای (شبکه‌ای مدرن و شبکه‌ای سنتی): شبکه یا «نت‌ورک» اشاره به نوعی تشکیلات مسطح دارد که در آن رابطه‌ای (کمابیش) همطراز از مابین اعضا و یا هسته‌های تشکیل‌دهنده‌ی آن وجود دارد. اگر سازمان‌های سیاسی سنتی را به هرم تشبیه کنیم، تشکل‌های شبکه‌ای را به تور ماهیگیری می‌توان تشبیه کرد که هسته‌های سیاسی گره‌های آن را تشکیل می‌دهند. این گره‌ها عمدتاً نقطه‌های ارائه‌ی خدمت به بقیه اعضای شبکه هستند و حداکثر آزادی را برای ابراز خلاقیت و ابراز وجود خود، در چارچوب منشور شبکه دارا هستند. شبکه یک وجود زنده و تکامل یابنده است که بر مبنای تبادل خدمات مابین گروه‌های آن حیات می‌یابد و پروسه‌ی انباشت و ارتقا و تکامل دائمی در آن جاری است. (2)
سازماندهی شبکه‌ای به صور بدوی‌تر در گذشته هم وجود داشته است. ولی این نوع سازماندهی با استفاده از ابزار نوین ارتباط جمعی، از جمله اینترنت، کارآمدتر گشته است و رفته‌رفته به ابزار بسیار مؤثری در سازماندهی اجتماعی ـ سیاسی تبدیل می‌شود. در سازماندهی شبکه‌ای مدرن، اینترنت نقش بنیادی دارد و بدین معنی با اینترنت عجین و آمیخته است.
عده‌ای اینترنت را صرفاً یک ابزار انتشاراتی و خبری می‌بینند. ولی اینترنت یک پدیده‌ی زیربنایی است و تأثیرات چندجانبه و پیچیده بر عرصه‌های مختلف فعالیت‌های انسانی دارد. این ابزار آهسته آهسته، ولی پیوسته و مداوم سازمان‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را متحول می‌سازد. اینترنت فضای نوینی برای تجربیات نوین اجتماعی و از جمله گسترش مرزهای مردمسالاری به وجود آورده است. اینترنت سازماندهی سطوح عالی‌تری از ارگانیزم‌ها و نهادهای اجتماعی را ممکن می‌سازد. درک و استفاده از توان بالقوه گسترده اینترنت برای گسترش مردمسالاری باید یکی از اهداف ایرانیان مترقی باشد.(3)
در تحلیل نهایی، با توجه به رقابت فشرده‌ای که در پرتو جهانی شدن فراگیر شده است، تنها سازمان‌هایی امکان بقا می‌یابند که از امکانات دنیای جدید کمال استفاده را ببرند؛ در ارتباط با استفاده از اینترنت، این سازمان‌ها نه تنها باید از اینترنت استفاده‌ی فراوان کنند، بلکه باید خود را اصولاً برمبنای اینترنت بازآفرینی نمایند. مدل شبکه‌ای یکی از بسترهای این فرآیند است.
نمونه‌ی تشکیلات شبکه‌ای سنتی را می‌توان در تشکیلات اصناف کارگری و دانشجویی و گیلدهای پیشه‌وران یافت. سازمان روحانیت شیعه در ایران نمونه‌ی بسیار جالب و کارآمد (در نوع خود) از ترکیب مدل شبکه‌ای سنتی با مدل هرمی سنتی است. به این صورت که روحانیان رده بالا رابطه‌ای کمابیش همطراز نسبت به هم دارند و به این معنی سازمانی با مدل شبکه‌ای دارند. از طرف دیگر هر روحانی رده بالا سلسله مراتبی از روحانیان رده پایین‌تر را به عنوان شاگردان و مروجان و غیره دارد که رابطه‌اش با آنان بیشتر هرمی سنتی و قبیله‌ای است. (4)
نمونه‌ی تشکیلات شبکه‌ای مدرن را می‌توان در میان احزاب مدرن، از جمله بعضی از احزاب سبز یافت. تشکیلات اینترنت و مدیریت اینترنت از چنین مدلی پیروی می‌کند.
یکی از تفاوت‌های مدل‌های سنتی و مدرن موضوع امتیازات ویژه در مقابل نمایندگی است. در مدل‌های سنتی امتیازات ویژه و در سازمان‌های مدرن انتخاب شدن و نمایندگی شرط صعود به رهبری است. در نتیجه، مدل‌های سنتی عمدتاً بر روابط و مدل‌های مدرن بر ضوابط تکیه دارند. مثلاً مدل‌ هرمی سنتی یا قبیله‌ای عمدتاً بر ارتباطات شخصی یک فرد تکیه دارد، مدل شبکه‌ای سنتی بر روابط متقابل تعدادی از افراد گروه تکیه دارد. در مقابل، مدل‌های مدرن هرمی و شبکه‌ای عمدتاً بر ضوابط سازمانی تکیه دارند و رأی عمومی و انتخابات سخن آخر را می‌زنند.
در ارتباط با مشخصه‌های سازمانی نکات مهم دیگری وجود دارند، از جمله می‌توان به نقش اطلاعات در تصمیم‌گیری و تقسیم قدرت و یا نقش سازماندهی در رفتار اعضا در مدل‌های مختلف سازماندهی، اشاره کرد.
سختی و فشردگی سازمانی
خصوصیت دیگر سازمان‌های سیاسی، درجه فشردگی آنهاست. این خصوصیت را با عنوان‌هایی مانند آهنین، اسفنجی و یا ژلاتینی و... می‌توان بیان کرد. همچنان که از نام آن پیداست، آهنین نشانه‌ی فشردگی بالاست. ژلاتینی نشانه‌ی فشردگی بسیار پایین و اسفنجی نشانه‌ی فشردگی متوسط و پرانعطاف. مثلاً احزاب لنینی، همانند ارتش، مدل هرمی با فشردگی آهنین دارند. احزاب لیبرال دموکرات عمدتاً مدل هرمی با فشردگی اسفنجی تا ژلاتینی دارند. در سازمان‌های سیاسی ایران، سازمان مجاهدین خلق به مدل قبیله‌ای با فشردگی آهنین نزدیک است. مجمع روحانیون مبارز و عمده گروه‌های ملی مذهبی به مدل شبکه‌ای سنتی نزدیک هستند با فشردگی‌های اسفنجی. سازمان القاعده ـ که یک سازمان تروریستی است که بسیار مخفی عمل می‌کند و مستلزم فشردگی آهنین است ـ سازماندهی نوع شبکه‌ای دارد که با انعطاف بسیار بالا و مؤثر عمل کرده است. این سازمان از ملاقات قوی ایدئولوژی و مذهب برای تقویت فشردگی سازمانی استفاده می‌کند.
از میان مدل‌های سازماندهی فوق، در گذشته مدل هرمی مدرن برای فعالیت‌های سیاسی مؤثرتر بوده است. ولی با گسترش اینترنت، مدل شبکه‌ای مدرن اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. آزادی عمل اعضا، خلاقیت فردی و ظرفیت استفاده‌ی حداکثری از ابزار نوین ارتباط جمعی و اینترنت، خصوصیاتی هستند که در مدل شبکه‌ای بسیار برجسته هستند.
3- استفاده از مدل شبکه‌ای برای سامان دادن به طیف جمهور‌ی‌خواهان ایران
هدف سامان دادن به فرآیندی است که در بستر آن انسجام فکری و سازمانی طیف جمهوری‌خواه ارتقاء یابد. با توجه به ویژگی‌های طیف جمهوری‌خواه ایران، سازمان مورد نظر باید با شرایط پراکندگی سیاسی و جغرافیایی جمهوری‌خواهان ایرانی خوانایی داشته باشد، ظرفیت بالایی برای مردمسالاری درونی داشته و بتواند درجه‌ی بالایی از اعتراض درونی را بدون درهم شکستن تحمل کند. بتواند استقلال فکری و اختلافات نظری و سلیقه‌ای را که میان افراد و گروه‌های جمهوری‌خواه ایران به فراوانی وجود دارد به انرژی مثبت برای رشد این جریان کانالیزه کند. مسأله‌ی ارتباطات بین داخل و خارج کشور و مشکلات سازماندهی درون کشور را نیز تا حدی پاسخگو باشد.
مدل شبکه‌ای، به خاطر خصلت مسطح، غیرهرمی و غیرمتمرکز آن، می‌تواند در ورای اختلافات سیاسی و تشکیلاتی و با وجود پراکندگی جغرافیایی، سازوکاری مناسب برای همکاری و هماهنگی در میان فعالان طیف جمهوری‌خواه ایران باشد. با آفریدن چنین سازمانی، جمهوری‌خواهان ایران می‌توانند فرازی برای مدل‌های سازماندهی مدرن و آینده‌گرایانه باشند و تجربه‌ای برای استفاده‌ی سازمان‌های مردمسالار (سیاسی و غیرسیاسی) در ایران.
چنین طرحی در عمل می‌تواند اشکال متفاوتی به خود بگیرد. در زیر رئوس یک طرح فرضی برای بحث مطرح می‌شود.
چنانکه پیشتر اشاره شد، سازمان‌های شبکه‌ای را به تور ماهیگیری می‌توان تشبیه کرد که افراد و یا هسته‌های سیاسی گره‌های آن را تشکیل می‌دهند. این هسته‌ها عمدتاً نقطه‌های ارائه‌ی خدمت به بقیه‌ی اعضای شبکه هستند، به همین جهت آنها را «گروه‌های کار» می‌نامیم. آنها حداکثر برای ابراز خلاقیت و ابراز وجود خود، در چارچوب منشور سازمانی را دارند. باید به شبکه به مثابه یک وجود زنده و تکامل‌یابنده برخورد کرد که برمبنای تبادل خدمات مابین هسته‌های آن حیات می‌یابد و پروسه‌ی انباشت و ارتقا و تکامل دائماً در آن جاری است. دیگر خصوصیات چنین سازمانی عبارتند از:
ـ موقعیت هسته‌ها نسبت به هم همطراز و مساوی است.
ـ این هسته‌ها کمابیش مستقل هستند، ولی منشور و اساسنامه سازمان را قبول دارند.
ـ هسته‌ها عمدتاً از طریق اینترنت و دیگر وسایل ارتباطی مدرن با یکدیگر در تماس هستند.
ـ هسته‌ها یا نظری هستند (مثلاً هسته‌ی سبزها)، یا مکانی هستند (مثله‌ی هسته‌ی شیراز). هسته‌ها می‌توانند اینترنتی باشند، بدین معنی که افراد هسته در گوشه‌های مختلف دنیا قرار داشته باشند و از طریق اینترنت همکاری کنند.
ـ بعضی هسته‌ها به گروههای تخصصی کاری تبدیل می‌شوند. مثلاً گروه کار مالی (برای جمع‌آوری کمک)، گروه کار برای گرداندن سایت اینترنتی سازمان و...
ـ در این شبکه‌ی اینترنت نه تنها ابزار اطلاع‌رسانی است، بلکه ابزار سازماندهی نیز هست. (5)
ـ سازمان یک یا چند وب سایت عمومی و رسمی دارد که هم تشکیلات و هم انتشارات را سازماندهی می‌کند. هر هسته یک صفحه در وب سایت عمومی دارد تا هم کارهای خود را از این طریق نظام بخشد و هم بقیه‌ی هسته‌ها را در جریان کارهای خود قرار دهد.
مسأله‌ی رهبری در سازمان جمهوری‌خواهان، تفکیک مدیریت تشکیلات از رهبری سیاسی
بر مبنای طرح فوق، سازمان جمهوری‌خواهان ایران یک سازمان سیاسی مدرن با ساختار شبکه‌ای خواهد بود. در این طرح رهبری سیاسی از مدیریت تشکیلاتی تفکیک شده است و با آن فاصله دارد. یعنی اینکه برای مدیریت تشکیلاتی و رهبری سیاسی دو ارگان متفاوت وجود دارند و مقررات متفاوتی را دنبال می‌کنند. بدین صورت کسی قادر نخواهد بود از سکان‌های تشکیلاتی در رقابت‌های سیاسی درونی استفاده کند. در سازمان‌های سیاسی سنتی این دو ارگان تفکیک نشده‌اند.
در احزاب مدرن مدیریت تشکیلاتی نقشی است غیرسیاسی، عمدتاً فنی و تشریفاتی، که به روشنی تعریف شده و انتظار آن است که به صورت مستقیم و شفاف و طبق مقررات اعمال شود. در مقابل، رهبری سیاسی امری است غیرتشریفاتی که از درون رقابت برنامه‌ها (برنامه‌های درونی و بیرونی سازمان) بیرون می‌آید. رویه تعیین مدیریت تشکیلاتی نسبتاً روشن و سرراست است. مدیران تشکیلاتی با رأی اعضا به صورت دوره‌ای انتخاب می‌شوند. در عوض فرآیند جست‌وجو و نزج رهبری سیاسی بسیار پیچیده‌تر است. رهبری سیاسی موضوعش تبادل افکار و جنگ برنامه‌هاست که در بستر سامان دادن به پروسه سیاسی در درون سازمان نرج می‌گیرد. گفت‌و‌گو، بحث و مذاکره ابزار لازم، ولی نه کافی، برای این هدف هستند. در ابتدا ارگانی مانند یک فروم سیاسی می‌تواند برای سامان‌مند کردن این پروسه کارساز باشد. در این مورد احتیاج بحث و بررسی بیشتر است.
فروم سیاسی
فروم سیاسی وظیفه‌اش سامان دادن به گفتمان‌های سیاسی درون سازمان و به نتیجه رساندن آنهاست. تدوین مواضع سیاسی و انتشار بیانیه‌های سیاسی از جمله وظایف فروم سیاسی سازمان است. در تحلیل نهایی خط‌‌مشی سازمان باید در درون فروم سیاسی شکل گیرد و توسعه یابد. سازوکار و قواعد پیشبرد کار در درون فروم سیاسی به مرور و در پروسه‌ی آزمون و خطا تدوین می‌گردند. روشن است که فروم سیاسی حساس‌ترین ارگان سازمان است و با دقت بسیار باید به آن پرداخت.
گروه‌های کاری
کارهای سازمان از طریق گروه‌های کاری (Work Group) انجام می‌شود. گروه‌های کاری می‌توانند موقت و یا دائمی باشند و بر مبنای احتیاج به وجود بیایند و منحل شوند. هر هسته‌ای می‌تواند پروژه‌ای را انتخاب کند و به گروه کاری تبدیل شود و در راه پیشبرد پروژه‌اش از هسته‌های دیگر نیز کمک بگیرد. به این صورت سازمان بستری می‌شود که در آن راندمان کار طیف جمهوری‌خواهان بالا رود و از دوباره‌کاری و خرده‌کاری پرهیز شود. بعضی کارهای الزامی و دائمی وجود دارند که باید با نظر و همکاری اکثریت سازمان انجام بگیرد، مانند وب سایت، مالی، تشکیلاتی، مطبوعات و... برای پیشبرد این قبیل کارها کمیته‌های دائمی لازم است که افرادی که وقت و توانایی انجام این کارها را دارند باید داوطلبانه و یا از طریق انتخابات این کارها را به پیش برند.
سازمان جمهوری‌خواهان باید به کار مفید و توانایی‌های افراد ارج نهد. سنجیدن و ارزش نهادن به کار مفید و مؤثر افراد مهمترین پیش شرط رشد و بالندگی سازمان جمهوری‌خواهان خواهد بود. هدف نهایی ایجاد فرآیند مریتوکراسی خردمندانه است.