ترجمه: ش. کرمخانی
تنها چند دقیقه پیش از اذان ظهر انفجار بوقوع پیوست. مغازههای لوکس در طول خیابان سیام در محله فروشندههای ثروتمند ریاض در حال تعطیل کردن مغازههای خود بودند و کارکنان آمریکایی از مرکز همکاری نظامی در ساختمان مجلل خود، برای صرف عصرانه به طرف رستوران در حال حرکت بودند. شارون چیلدر، خانم نامهرسانی از اهالی فلوریدا، صدای انفجار وحشتناکی شنید. او میگوید: مثل این بود که دچار برقگرفتگی شدم. بیهوش گردیم و چند لحظه بعد صدای فریاد مردم را شنیدم. کافه تریای نزدیک اداره ویران شده بود. خانم چیلدر، مبهوت خودش را در محاصره امدادگران دید. آنها بطور کامل پوشیده از خاک و خون بودند. بمب نیرومندی که در داخل یک خودرو جاسازی شده بود، مقابل ساختمان منفجر گردید. این انفجار 6 تن را کشته و 60 تن را زخمی کرده بود. این انفجار رویای در امان بودن پایتخت عربستان سعودی از حملات تروریستی را به هم ریخت. مقامات امنیتی ایالات متحده و عربستان سعودی با همکاری یک تیم از متخصصان اف.بی.ای که از واشنگتن مأمور شده بودند، تحقیقات همهجانبهای را در مورد بمبگذاری شروع کردند.
اما علیرغم ادعای ضد و نقیض در پذیرش مسئولیت انفجار از طرف سه گروه ناشناخته در خاورمیانه، به نظر میرسد تحقیقات به جایی نرسیده است. در نخستین هفته بعد از بمبگذاری اتهامات بر روی سه متهم همیشگی تمرکز یافت.
ایران، عراق و سودان، اینها رژیمهای دشمن عربستان محسوب میشوند که از لرزیدن آلسعود خوشحال خواهند شد. یک دیپلمات آمریکائی میگوید: شاه فهد بن عبدالعزیز آلسعود، پادشاه 72 ساله کاملاً دستپاچه بود و عمیقاً ترسیده به نظر میرسید. وی بشدت از این عملیات بیرحمانه علیه محافظان آمریکاییش عصبانی به نظر میرسید.
این انفجار نخستین حمله تروریستی از نوع خود در تاریخ عربستانسعودی به شمار میرود. این حمله، سلسله آلسعود و به همان میزان شخص فهد و مجموعۀ گسترده و در حال رشد خاندان سلطنتی، اعم از برادران، پسران، پسرعموها و نوههای او را که بر بزرگترین ذخایر نفتی استراتژیک جهان حکومت میکنند، هدف قرار میدهد.
خاندان حیلهگر و ثروتمند سعود بر عربستان چون تیول خود حکومت میکنند، که به رغم زرق و برق خیابان سیام یا تکنولوژی مونتاژ وارداتی غربی که با پول نفت خریداری شده، و با بهرهگیری از نقش تاریخی خود به عنوان خادمین حرمین شرفین، «مکه و مدینه»، مقدسترین شهرهای اسلامی، مدتهاست که خود را به عنوان نمونه کامل پرهیزگاری و حامی رویای «پان عربیسم» نشان دادهاند. این شبیهسازی و جامه سنتی بدوی که آنان در مجامع عمومی بر تن میکنند، تاکنون موثر واقع شده است.
اما خوشگذرانیهای بعضی از اعضای آلسعود و تمایل شدید آنها به گرفتن درصدی از معاملات تجاری در کشور و از همه مهمتر وابستگی شدید آلسعود به شیطان بزرگ باعث شده که حاکمان تهران، بغداد و خارطوم، آنها را به مکر و خیانت متهم کنند.
این مسائل همچنین باعث سرخوردگی روزافزون در خود عربستان سعودی گردیده است. خصوصاً از هنگام شروع جنگ خلیجفارس که بار سنگینی بر خزانه سلطنتی بود و باعث کاهش برنامههای اجتماعی گردید که این باعث ناخشنودی اکثر شهروندان سعودی نسبت به خاندان سلطنتی شد. «محمد المساری» رهبر تبعید شده مخالفان خاندان سلطنتی، هرگونه دخالتی را در انفجار انکار کرد ولی زمان آن را به عنوان «انتخابی بسیار زیرکانه» ستود. وی همچنین افزود «هدف، آمریکائیان بودند ولی جنگ با آلسعود است.» بعضی محافل سیاسی بر این مدعا هستند که شاید انتظار قیام مردمی مشکل باشد زیرا سلطنت توسط گارد ملی 77 هزار نفری سعودی که توسط آمریکا آموزش دیده و مسلح هستند حمایت میشود و همچنین اینان پلیس مخفی و قضاتی را در اختیار دارند که مجازاتهای شدیدی همچون شلاق زدن و قطع عضو را اعمال میکنند.
دولت عربستان اغلب برای سرکوبگریهایش در قبال زنان و نقض حقوق بشر مورد انتقاد قرار میگیرد. مسأله شگفتانگیز از نظر غربیان این است که مخالفت داخلی با سلطنت از ناحیه مسلمانان صورت میگیرد که خواهان یک حکومت اسلامی ناب هستند.
هدف مناسب:
لذا انفجار، این پیام را به همراه داشت که پادشاهی آلسعود از درون آسیبپذیر است، هرچند که «امیر بندر بن سلطان» سفیر عربستان سعودی در آمریکا، خطر اغتشاش داخلی را «بیاساس» خوانده است. «نوئل کوخ» یک کارشناس سابق مسائل تروریستی پنتاگون، هشدار میدهد که عربستان سعودی یک هدف مناسب برای اقدامات تروریستی است. یک منبع دیگر آمریکائی میگوید، یک گروه که خود را «جناح جهاد جنبش حرکت اسلامی شبه جزیره عربستان» نامیده است اخیراً نسبت به حمله به «صلیبیان مهاجم استعمارگر» هشدار داده بودند. این گروه ممکن است از طرف ایران، عراق یا سودان حمایت شوند که این خود ممکن است باعث بیثباتی در منطقه شود. نیوزویک اطلاع یافته، سعودیها به طور محرمانه جوخههای مرگ خود را در زمان زمامداری بوش به خارطوم فرستاده بودند تا تروریستهای مقیم خارج را ریشهکن نمایند. ولی دشمنان فهد عقیده دارند این اقدامات ریشه در نارضایتی شهروندان سعودی دارد.
نارضایتی واقعی به دلیل حضور گسترده آمریکائیان است. چند هفته پیش یک ناشر در جده گفت: «آمریکائیها حتی سیاست خارجی ما را دیکته میکنند. وقتی ما خطمشی آمریکایی را دنبال میکنیم، این خود باعث تضعیف حکومت میشود.»
یک قیاس تلخ برای کارشناسان آمریکائی، انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 است. جامعه سعودی، مانند ایران دهه 1970 با تضاد بین فرهنگ اسلامی و نفوذ خزنده فرهنگ غربی مواجه است. «ما میخواهیم تکنولوژی قرن بیست و یکم را وارد کنیم ولی در محیط قرن دهم باقی بمانیم» یک بازرگان جوان در جده از این گلهمند بود که «ما نمیدانیم که هستیم و به کجا میرویم».
عربستان سعودی مانند ایران دهه 1970، برای غربیان و همچنین کارشناسان وزارت خارجه آمریکا، همچنان مرموز است. این فقدان آگاهی موجب ناراحتی مقامات رسمی آمریکا شده تا آنجا که به گزارش منابع خبری نیوزویک، سفیر آمریکا در عربستان در قالب برنامهای تحت عنوان «پژوهش و ارزیابی» به یک نظرسنجی سیاسی محرمانه دست زده است.
یک سوال این بود: آیا عربستان مناسب دموکراسی بیشتر میباشد؟ پاسخ اکثریت به این سوال مثبت بود. اما 86 درصد مردم خواهان معنویت بیشتر اسلامی و رد نفوذ غربی بودند.
از جنگ خلیجفارس حضور آمریکا در این منطقه نمایانتر شده است. حدود 5000 سرباز آمریکائی در این کشور مستقر شدهاند و تعداد بیشتری، در سر راه خود به کشورهای دیگر، همواره از ریاض عبور میکنند. مانند ناوگان پنجم نیروهای آمریکائی که برای حمایت از رژیم سلطنتی در برابر خطر تجاوز عراق، در سواحل این کشور حضور دارند.
اما حضور گسترده اینها خود به مسألهای تبدیل شده است. در حالیکه ایالات متحده میتواند از عربستان سعودی در مقابل همسایگانش دفاع کند، واضح نیست که بتواند از خود آلسعود حمایت نماید.
شاهزادهها - همچنان در حال افزایش
خانواده حیلهگر، مرموز و ثروتمند آلسعود، به مدت 6 دهه است که بر عربستان حکومت میکنند. اما اکنون آلسعود در حال روبرو شدن با انتقاد رو به افزایش از جانب طبقه متوسط و ناراضی و نیز گروه رو به افزایشی از تندروهای مسلمان است.
ملکفهد 72 ساله
پادشاه کنونی عربستان و یکی از 43 پسر ابنسعود (عبدالعزیز) میباشد.
ملکفهد یک پادشاهی نوین و اساساً وابسته به غرب را بوجود آورد و در جنگ خلیجفارس حضور نیروهای آمریکا را در کشورش پذیرفت. وی با اصلاحات تدریجی در کشور مخالفت نمود و یک شورای محافظهکار در سال 1993 به عنوان مشاور خود بوجود آورد. در تابستان گذشته وی در کوششی برای آوردن نسل جدیدی از سیاستمداران، 16 وزیر را از کابینه 28 نفری خود جابجا نمود.
پرنس سلطان 67 ساله
برادر شاه فهد و دومین رهبر قدرتمند در عربستان سعودی است. وی عهدهدار وزارت دفاع و هواپیمایی ملی عربستان میباشد. وی بودجه 13 میلیارد دلاری وزارت دفاع را در اختیار دارد و بزرگترین خریدار تسلیحات از آمریکا است. از سوی دیگر او انحصار تجارت پر سود قراردادهای خرید تسلیحاتی و پروژههای خرید نفتی و غیرنظامی را نیز در اختیار دارد. او چهار پسر دارد که از میان آنها، «خالد» فرماندهی نیروهای مشترک عرب در طول جنگ خلیجفارس را برعهده داشت و «بندر» سفیر عربستان در ایالات متحده آمریکا است.
شاهزاده نایف 62 ساله
برادر ملکفهد و وزیر کشور عربستان. او کنترل همۀ امور امنیتی و مطبوعاتی را برعهده دارد و همچنین مسئول تأیید صلاحیت نامزدهای شرکتکننده در شوراهای محلی و منطقهای در عربستان است.
شاهزاده ترکیالفیصل 50 ساله
برادر شاهزاده سعودالفیصل (وزیر امور خارجه) و برادرزاده ملکفهد، وی رئیس سرویس اطلاعاتی عربستان سعودی به شمار میرود. او در دبیرستان «پرت» در ایالت نیوجرسی آمریکا تحصیل کرده و بعد از آن در دانشگاه «جروج تاون» همکلاس بیل کلینتون بوده است.
شاهزاده عبدالله 71 ساله (ولیعهد عربستان)
برادر ناتنی ملکفهد که در سال 1982 به عنوان معاون اول نخستوزیر انتخاب گردید. بعلاوه وی فرماندهی گارد ملی 77 هزار نفری عربستان سعودی را نیز به عهده دارد.
شاهزاده سعودالفیصل 55 ساله
وی برادرزاده فهد و پسر ملکفیصل (که در سال 1975 ترور شد) میباشد. شاهزاده سعود، وزیر خارجه تحصیل کرده در غرب است که با پشتوانه صفت خادم حرم کعبه مکرمه، به نحوی از سوی جناحهای اسلامی و ملی حمایت میشود.
عبدالعزیز (ابنسعود)
وی بنیانگذار عربستان سعودی در سال 1932 است. ابنسعود آرمانهای پیشینیان خود را احیا ساخت و رقبای قدرتمند را از سر راه خود برداشت. وی با وصلت بسیاری از قبایل مشهور عربستان، بنیان خانوادۀ سلطنتی گستردهای را گذاشت که اکنون حدود 6000 شاهزاده را شامل میشود.
شاهزاده سلمان 59 ساله
وی فرماندار ریاض است و به طور غیررسمی عهدهدار مسئولیت نظارت و سانسور و همچنین کنترل نشریات خارجی که وارد کشور میشود، میباشد. وی همچنین مسئول امور فرهنگی کشور نیز میباشد.