بسمالله الرحمن الرحیم
استقلال قوه قضائیه در هر کشوری، از نقاط قوت آن کشور است. این، در صورتی است که آنچه به عنوان استقلال قوه قضائیه مطرح میشود، صرف ادعا نباشد بلکه در واقع لوازم استقلال فراهم باشد. مهمترین لوازم استقلال دستگاه قضایی عبارتند از اینکه اولاً تحت نفوذ کسی و جریانی نباشد و ثانیاً تصمیمگیریهایش بر اطلاعات موثق و خالی از شائبههای سیاسی و غرضآلود مبتنی باشد. در صورتی که شرط اول حاصل نباشد، استقلال دستگاه قضائی از بیرون مورد تهدید قرار دارد و اگر شرط دوم وجود نداشته باشد از درون دچار مشکل شده و خودش مانع استقلال خود است. بیتردید مانع دوم از مانع اول خطرناکتر است و هر کشوری که دستگاه قضائیش دچار چنین مشکلی باشد بیمارتر است.
دستگاه قضائی آلمان مدتی است که از درون دچار مشکل است. دادستان دادگاه میکونوس در آلمان با تکیه بر اظهارات عناصر ضدانقلاب که در دستگاه قضائی ایران دارای پروندههای سنگین و سیاه هستند و به همین جهت متواری میباشند، حاضر شده است مقدسات نظام جمهوری اسلامی را زیر سئوال ببرد. عناصری که نظریه دادستان آلمان بر اظهارات آنها مبتنی است، علاوه بر دشمنی با نظام جمهوری اسلامی و داشتن پروندههای جنائی، اصولاً هنگامی که ماجرای میکونوس اتفاق افتاد، متواری بودند و به همین جهت ادعاهایشان بهیچوجه پایه و اساس ندارد. دستگاه قضائی آلمان که بر اظهارات چنین افراد رسوا و مغرض و فاسدی تکیه میکند، چگونه خود را شایسته حفظ حقوق ملت آلمان میداند؟
دولتمردان آلمانی که وظیفه حفظ منافع ملت و مصالح دولت را بر عهده دارند، باید تکلیف خود را با دستگاه قضائی کشورشان روشن کنند. دستگاهی که براساس اظهارات عناصر جنایتکار و فاسد و متواری، حاضر میشود مقدسات یک کشور را زیر سئوال ببرد، هیچ توجهی به منافع ملت خود ندارد و بزرگترین ضربهها را بر مصالح دولت خود وارد میآورد. دولت آلمان باید توجه داشته باشد که چنین روشی را بهیچوجه نمیتوان استقلال قوه قضائیه نامید، این بیماری قوه قضائیه آلمان است که اگر درمان نشود ملت آلمان را دچار خسران خواهد کرد.
در این میان، دستگاه سیاست خارجی ما نیز نباید بیش از این با دولت آلمان مماشات کند. اینکه دولتمردان آلمانی همواره از موضعگیریهای نادرست دستگاه قضائیشان اظهار تأسف کنند، چیزی عاید ما نمیشود. این دولت آلمان است که باید پاسخگوی اهانتهائی باشد که توسط دستگاه قضائی بیمار آن کشور نسبت به مقدسات نظام جمهوری اسلامی صورت میگیرد. اگر مسئولان سیاست خارجی کشورمان همان زمان که دادستان آلمان این اهانتها را از وزیر اطلاعات کشورمان شروع کرد، اقدام قاطعی بعمل میآوردند، اکنون شاهد گستاخیهای بعدی نبودیم.
در خصوص فرانسه و هر کشور دیگری که مأمن دشمنان نظام جمهوری اسلامی و فراریان توطئهگر میباشد نیز مسئولان سیاست خارجی ما باید تدابیر روشن و قاطعی داشته باشند. همزمان با توطئه عناصر فراری ضدانقلاب که در پناه دولت فرانسه هستند و دسیسهچینیهای مشترک آنها با دادگاه میکونوس، بجای آنکه دولت فرانسه را بخاطر پناه دادن به این عناصر فاسد و کینهتوز تحت فشار قرار دهیم، چرا ازگسترش روابط با فرانسه اظهار خوشحالی میکنیم؟ تردیدی نداشته باشیم که آنچه از ناحیه توطئهچینیهای عناصر ضدانقلاب فراری علیه نظام جمهوری اسلامی صورت میگیرد، محصول مستقیم مدارای غیرمنطقی و غیرمعقولی است که سیاست خارجی ما با آن دسته از دولتهای غربی در پیش گرفته است که کشورهای خود را پناهگاههای امنی برای این عناصر خائن قرار دادهاند. ما اهرمهای مهمی در اختیار داریم که میتوانیم با استفاده صحیح از آنها روابط خود را با این دولتها طوری تنظیم کنیم که اجازه ندهند دشمنان نظام جمهوری اسلامی در دامن آنها مشغول توطئه علیه مقدسات ملت ایران باشند.