تعریف وسایل ارتباط جمعی
وسایل ارتباط جمعی، آن دسته از وسائل هستند که بخش وسیعی از مخاطبان را بدون هیچگونه ارتباط شخصی بین فرستندگان و گیرندگان پیامها فرا میگیرند. از جمله این وسائل روزنامهها، مجلات، کتب، صدا، سیما، سینما، ویدئو و نوار ضبط و صوت را میتوان نام برد.
وسایل ارتباط جمعی نوعی پوشش آنی و موقتی از وقایع و دگرگونیهای اجتماعی را فراهم میسازند که دامنه آنها را از اخبار و عقاید تا هوی و هواسها دربر میگیرد.
انواع وسایل ارتباط جمعی
نوع ابزار و وسایل بکار رفته در انتقال پیام از لحاظ شدت و قلت تاثیرگذاری، اهمیت بسزایی دارد. هر چه ابزار بکار رفته، پیشرفتهتر و حجم ارائه اطلاعات از لحاظ وسعت گستردهتر باشد، تاثیرگذاری پیامها از شدت بیشتری برخوردار میگردد.
در تقسیمبندی وسایل ارتباط جمعی میتوان این وسایل را در دو گروه کلی مدنظر قرار دارد:
1- رسانههای مکتوب (روزنامهها و مجلات و...)
2- رسانههای الکترونیکی (تلویزیون - رادیو و...)
اهمیت این وسایل از این نظر است که در برنامهریزیها به ما نشان دهد که برای اشاعه فرهنگ باید بر روی کدام برنامه بیشتر سرمایهگذاری کرد.
ضرورت وجود سیستم ارتباطی
1- ایجاد وحدت ملی
2- تحت پوشش قرار دادن تمام اعضای جامعه بوسیله امواج مختلف ارتباطی
3- توسعه فرهنگی و مقابله با تهاجم فرهنگی
4- ایجاد امنیت ملی از طریق توسعه سمبلها و نمادهای مشترک و ملی
5- توصیههای اقتصادی، بهداشتی، کشاورزی و...
وظایف و نقش رسانههای همگانی
حتی در جوامع ابتدایی هم که بشر در غارها زندگی میکرد. سه وظیفۀ اخباری وجود داشت.
1- «دیدهبانی» که افقها را مینگریست و از حوادث قریبالوقوع نظیر حمله دشمن، خبر میداد.
2- «سیاستگذاری» که مسئولیت تصمیمگیری و رهبری و وضع قوانین و مقررات قبیلهها را به عهده داشت.
3- وظیفۀ «تعلیم» و «اجتماع کردن» که جوانان را با مقررات مورد نظر جامعه آشنا میساخت. در جوامع پیشرفته و متمدن، این سه وظیفه اساسی تغییر نکرده، اما در شکل خارجی آن تحولی شگرف صورت گرفته است. مبادله اخبار و اطلاعات به شکل سادهتری درآمدهاند، ماشین در مناسبات و روابط افراد وارد شده، کار دیدن، شنیدن، حرف زدن و نوشتن را انجام میدهند. وظیفه «دیدهبانی» با «افقنگری» به وسایل و دستگاههای بزرگ خبری محول شده است. وظیفه «سیاستگذاری» و «رهبری» به دولت واگذار گشته که با وسایل و تشکیلات مختلفی چون حزبها، روزنامهها و سایر وسایل ارتباطی و تبلیغی در افکار و آراء مردم اعمال نفود میکند. وظیفه «تعلیم» و «اجتماع کردن» جوانان هم به مدارس و وسایل ارتباط جمعی چون روزنامهها، نشریات، رادیوها و تلویزیونهای آموزشی و فیلمهای تبلیغاتی محول شده است(1).
وظایف رسانهها را با توجه به اولویتهایی که در سیاستگذاری هر جامعه وجود دارد میتوان متغیر و متعدد دانست. این رسالت در جمهوری اسلامی ایران در فصل 2 قانون مصوب 1364 چنین بیان شده است:
1- روش ساختن افکار عمومی و بالاخص بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم
2- نشر اهدافی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بیان شده است
3- تلاش برای نفی مرزبندیهای کاذب و تفرقهانگیز، قرار ندادن اقشار مختلف جامعه در مقابل یکدیگر مانند دستهبندی مردم بر اساس نژاد، زبان، رسوم و سنن محلی
4- مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری (اسراف و تبذیر، تجملپرستی، اشاعه فحشاء و ترویج و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی و گسترش فضایل اخلاقی)
5- حفظ و تحریم سیاست نه شرقی نه غربی.
معمولاً در قوانین مربوط به رسانهها، انتقال واقعیتها و آگاهی دادن به مردم از اهم وظایف آن به شمار میرود، اما این آگاهی دادن مفهومی وسیع به شمار میرود، به همین لحاظ حد و مرز آن را مسئولین مشخص میکنند. محدودیت اجازه نشر اخبار و رویدادها با حوزه ممنوعه، استقلال مطبوعات و رسانهها را تشکیل میدهد که از لحاظ تاثیرگذاری بر فرهنگ مردم اهمیت بسزایی دارد.
برای رسانههای جمعی سه وظیفه اساسی میتوان در نظر گرفت:
الف) نقش آموزشی و فرهنگی:
امروزه تعلیم و تربیت منحصر به خانواده و مدرسه نیست. نقش رسانههای همگانی در این زمینه بارز و روبه افزایش است. بهمین سبب بعضی از جامعهشناسان نقش عمده رسانههای همگانی (بویژه در کشورهای در حال توسعه) را آموزش میدادند و معتقدند که این وسایل با پخش و تکمیل اطلاعات و معلومات علمی و فرهنگی و اجتماعی جدید به آموزش جامعه اقدام میکنند. رسانههای همگانی تنها به امر آموزش نمیپردازند، بلکه به پرورش هنری و فرهنگی و تربیت اخلاقی و معنوی هم مبادرت میکنند. نقش و وظیفه آموزشی این وسایل در توسعه، تنها تکمیل آموزشهای رسمی و کلاسی نیست، بلکه گاهی جانشین برای اینگونه آموزشها به شمار میآید.
در کشورهای توسعهنیافته که کلیه وسایل باید در جهت توسعه و افزایش بهرهوری مجهز شوند، رسانههای همگانی میتوانند بصورت محور انتقال افکار و نظریات و فنون جدید از بخش پیشرفته به بخشهای عقبمانده مورد استفاده قرار گیرند. استفاده صحیح از امکانات وسیع رسانهها در زمینههای سوادآموزی، کشاورزی، اقتصاد خانواده، بهداشت، محیطزیست، ترافیک، آموزش، ایدئولوژیک و سایر مقولات اجتماعی مستلزم برنامهریزی دقیق و احساس تعهد مسئولان است.
انتظار میرود وسایل ارتباط جمعی در این بخش به موارد ذیل عمل نمایند:
1- مقاله با خرافات، موهومات، جمود و تحجر فکری و پرهیز از پخش برنامههایی که به نوعی منجر به خرافهپرستی و... برمیگردد.
2- تربیت و پرورش تهیهکنندگان، کارگردانان و هنرمندان متعهد و آشنا به مبانی انقلاب اسلامی و مفاهیم دینی و پرهیز از پرورش آنان در فضاهای غیر اسلامی.
3- تنظیم و تصحیح رفتارها و روابط موجود بین افراد،
4- تشویق انتقال تفکر فردی به جمعی،
5- توجه به اندیشهها از لحاظ کیفی و نه کمی،
6-کم کردن غرور فردی در عرصههای علمی،
7- بالا بردن روحیه همبستگی بسیار گسترده همراه با توسعه فرهنگ مشارکتی،
ب - نقش خبری:
وظیفه اساسی رسانههای جمعی، مجهز کردن افراد به آگاهیهایی است که برای زندگی در جهان در حال تغییر لازم است. هر کسی در هر سن و مقامی اطلاعاتی در مورد محیط زندگی نیاز دارد.
اطلاعات مورد نیاز افراد با هم متفاوت است. مثلاً روستائیان به آگاهیهایی در مورد هواشناسی و نوسانات تولید و مصرف محصولات کشاورزی نیاز دارند ولی این اطلاعات برای شهرنشینان اهمیت کمتری دارد. رسانهها با انجام وظیفه اطلاعرسانی (خبردهی)، هوشیاری، و آگاهی اجتماعی را به وجود میآورند. هوشیار ساختن و علاقمند کردن مردم به امور اجتماعی به ایجاد مشارکت عمومی در توسعه منجر میشود، زیرا هنگامی که افراد بیخبر و ناآشنا به مسائل اجتماعی به دانش و آگاهی میرسند و از مشکلات و رویدادهای محیط با خبر میشوند به شرکت در نوسازی و تحول میهنشان راغبتر میگردند؛ چرا که مشارکت اجتماعی مستلزم آگاهی افراد از حقایق امور و رخدادهاست.
رسانههای همگانی میتوانند با تهیه و انتشار خبرهای علمی و فرهنگی، افق دید مردم را گسترش دهند و با شکل دادن به افکار عمومی و گسترش اندیشههای منطقی و دفاع از حقیقت و آزادی و انتقاد از نظام اجرایی، نقش وجدان اجتماعی را ایفا کند. این امر با دستکاری و نفوذ غیر طبیعی در افکار عمومی فرق دارد و به معنی استفاده صحیح از وسایل ارتباطی برای نشر وسیع و صحیح اخبار و اطلاعات است. در این بخش انتظارات ذیل از این رسانهها میرود:
1- اطلاعرسانی به موقع از وضعیت سیاسی - اجتماعی - اقتصادی و فرهنگی جامعه به مردم.
2- دادن آگاهیهای لازم به مردم از پیشرفتهای فرهنگی دنیا.
3- معرفی روشنفکران، نخبگان و شخصیتهای برجسته مسلمان.
ج - نقش تفریحی (سرگرمی):
سرگرمی و تفریح به اندازه کار و فعالیت، اهمیت دارد. از نظر نیازهای اجتماعی، آسودن، سرگرم شدن، خندیدن و ... عملی مثبت و مولد است، زیرا در دنیای امروزه انسانهای خسته و فرسوده از فشار کار روزانه بیش از پیش به استراحت و سرگرمی احتیاج دارند تا بتوانند اضطرابها و دلهرههای ناشی از زندگی دشوار ماشینی را تشکیل دهند و با روحیه بهتر و شادتر و فعالیت سازندهتری ارائه دهند.
رسانههای همگانی از بهترین وسایل تفریحی و سرگرمی افراد به شمار میروند که با پخش و انتشار برنامههای سرگرمکننده تاثیر روانی بر افراد میگذارند و آنها را برای کار و فعالیت بیشتر آماده میسازند. رسانهها به خصوص تلویزیون دو دسته مخاطب دارند: افراد معمولی و نخبگان. افراد معمولی که اکثریت هر جامعهای را تشکیل میدهند، برنامههای تفریحی را ترجیح میدهند. بنابراین برای آموزش این افراد با دادن خبر به آنها باید از برنامههای سرگرمکننده استفاده کرد. به بیان دیگر اگر برنامهای سرگرمکننده نباشد، هر قدر هم که محتوای علمی، اجتماعی و فرهنگی آن پربار باشد، فقط عده محدودی میتوانند بین مطالب آموزنده و سرگرمکننده یکی را انتخاب کنند و ناچارند از هر دوی آنها با هم برنامه تهیه کنند. (2)
رسانههای مکتوب
یکی از اهرمهای شکلدهنده به ساختارهای اجتماعی، رسانههای مکتوب است. این رسانهها به چند قسم تقسیم میشوند: روزنامهها: هفتهنامهها، مجلات، کتب، نشریات و ...
در ماده اول لایحه قانونی مطبوعات مصوب دهم مرداد ماه 1334 مطبوعات آمده است: روزنامه یا مجله نشریهای است که برای روشن ساختن افکار مردم در زمینههای مختلف اجتماعی و سیاسی یا علمی و فنی و ترقی دادن سطح مطبوعات عامه و نشر اخبار و اطلاعات و مطالب عامالمنفعه و انتقاد در اصلاحاندیشی در امور عمومی بطور منظم در مواقع معین طبع و نشر گردد.
وظیفه مطبوعات آگاهی دادن به مردم برای رفع ابهامات و روشن نمودن حقایق است. این روند بیشتر در مورد حوزههای سیاسی و اجتماعی و علمی و فنی مورد تاکید قرار گرفته است.
بررسی نقش مطبوعات در حیطه اجتماعی وابسته به چند عامل است. اینکه از لحاظ اجتماعی، آزادی مطبوعات تا چه محدودهای است؟ آیا مطبوعات نوعی وظیفه انتقادگر در جامعه دارند؟ این انتقادگری تا چه حدی میتواند عمل کند؟ نقش سانسور به چه میزان و در چه حدی است؟ میزان علاقمندی مردم به مطبوعات به چه میزان است؟ آیا ارگانی وجود دارد که امور منتشره در مطبوعات را از نظر منابع خبری موثق پیگیری نماید یا خیر؟
مهمترین تاثیر رسانههای مکتوب ایجاد زمینههای برخورد آراء و اندیشهها و تعاطی افکار جهت برقراری ارتباط بهتر با مردم است. این امر نه تنها سبب رشد و بالندگی استعدادهای نهفته جامعه میشود بلکه اثرات بینالمللی داشته و بر فرهنگ جهانی و تحولات آن موثر خواهد بود.
رسانهها باید رسالت خود را در تبلیغ معنویتگرایی همسو با نیازهای جهانی نمایند به نحوی که انسانهای اخلاقی با روحیه گذشت و جوانمردی و خادم جامعه بار آورند.
برای بهینهسازی عملکرد مطبوعات موارد ذیل پیشنهاد میگردد:
1- مطبوعات در جریان امور قرار گیرند.
2- دارای اعتبار و حیثیتی در فضای سیاسی کشور باشند.
3- از بطن دردهای مردم مطلع باشند.
4- خارج از قانون تحت فشار قرار نگیرند.
5- قانون مطبوعات دقیق و کاملتر تعریف شده باشد و بدون شبهه و جامع و مانع باشد،
6- به تعهدات پایبند بوده و در زمینه فراگیری ملی دلسوزی نشان دهند.
7- آزادی و حرمت قلم رعایت شود.
8- با نشر اکاذیب، افکار خرافی و مفاسد اجتماعی برخورد جدی شود.
رسانههای الکترونیکی (صدا و سیما)
رسانههای گروهی بویژه صدا و سیما این مرکز آموزش و پرورش عمومی، میتوانند خدمتهای گرانمایهای را به فرهنگ اسلام و ایران نمایند. بنگاههایی که شب و روز ملت در سراسر کشور با آنها تماس سمعی و بصری دارند، باید همت گمارند که در برنامهها و نمایشنامهها و انعکاس هنرها و انتخاب فیلمها و هنرهای آموزنده بیشتر کار کنند و از گردانندگان و هنرمندان متعهد بخواهند تا در راه تربیت صحیح و تهذیب جامعه، وضعیت تمام قشرها را در نظر گرفته و راه و روش زندگی شرافتمندانه و آزادمنشانه را با هنرها و نمایشنامهها به ملت بیاموزند و از هنرهای بدآموز و مبتذل جلوگیری کنند.(3) صدا و سیما به عنوان یک وسیله ارتباطی جمعی نافذ و گسترده در زمینه رشد ارزشها و فرهنگ اصیل اسلامی، حفظ دستاوردهای انقلاب و توسعه ملی، مسئولیتی بس خطیر دارد و میکوشد تا با استفاده از امکانات وسیع و نیروی انسانی متعهد، رسالت خود را که همانا ارتقاء بینش اسلامی و شعور اجتماعی، آگاهیهای سیاسی و ایجاد حمل مسئولیت در آحاد مردم است به نحو مطلوب به انجام رساند.
نظر به تاثیر روحی - روانی، اجتماعی، اخلاقی، فکری، فرهنگی، سیاسی، نظامی و... این رسانه، مسئولین باید به این رسانه توجه زیادی داشته باشند. این دستگاه، دستگاهی است که در خدمتگزاری میتواند بهترین دستگاهها باشد و در خیانت بالاترین خیانت را بکند. از همه دستگاههای تبلیغاتی امروز نقش رادیو و تلویزیون بالاتر است. اگر این اصلاح شود یک کشور را میتواند اصلاح کند و اگر خدای نخواسته انحراف از این باشد یک کشور را میتواند منحرف کند.(4)
از اهمیت این ابزار بسیار بزرگ و تاثیرگذار بر فرهنگ عمومی میتوان عناوین زیر را برشمرد:
1- برنامههای تلویزیونی در بین خانوادههای ایرانی از مقبولیت بالایی برخوردار است.
2- در الگوسازی جامعه در ابعاد مختلف موثر است.
3- بعنوان سالمترین منبع گذران اوقات فراغت میتواند در نحوه گذران اوقات فراغت نقش مهمی داشته باشد.
4- با توجه به علاقهمندی ایرانیان به فرهنگ شفاهی، به دلیل وضعیت فرهنگی موجود گرایش مردم به تلویزیون کاملاً مشخص است.
5- نظر به اینکه رسانهای قابل دسترس است در زمینه فرهنگی بسیار تاثیرگذار است.
6- در زمینه فرهنگسازی در کشور میتواند بعنوان مهمترین وسیله و ابزار مطرح باشد،
7- با توجه به لزوم محدودیت قانونی و رسمی به حساسیتهای موجود در تلویزیون و رادیو و در خصوص چگونگی اطلاعرسانی میتواند مفید باشد.
انتظارات و توقعات از صدا و سیما
هدف ما این است که صدا و سیما را به اوجی برسانیم که کلیه برنامههای مطلوب با بهترین کیفیتها در جهت نفوذ دادن اندیشه اسلام ناب و همه ملحقاتش از اخلاق و عمل در زندگی مخاطبش باشد تا به حد کمال برسد.(5)
انتظاراتی که از صدا و سیما در زمینه اشاعه فرهنگ عمومی و تاثیرگذاری بر جامعه میتوان داشت چنین است:
1- اطلاعرسانی به موقع از وضعیت سیاسی - اجتماعی - اقتصادی و فرهنگی جامعه بر مردم.
2- آگاهی دادن به مردم از پیشرفتهای فرهنگی جهان.
3- معرفی روشنفکران، نخبگان و شخصیتهای برجسته مسلمان.
4- رعایت ایام مصوب و انجام تبلیغات در این محدوده با توجه به اینکه هدف از نامگذاری روزهای خاص بزرگداشت ارزشها و شناسایی پیوندهای دینی، ملی، فرهنگی، علمی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در جامعه است.
5- تهیه برنامههایی بمنظور اعتلای وجدان کار، اشاعه فرهنگ کار، انضباط اجتماعی، انضباط اقتصادی، وقتشناسی، قانونپذیری، گسترش روحیه نقد و انتقادپذیری، احترام به والدین، احترام متقابل و...
6- تهیه و ساخت برنامههایی به منظور ارائه الگوی مناسب حجاب و پوشش و پرهیز از ساخت و پخش برنامههایی که منجر به تبلیغ و اشاعه پوشش نامناسب میشود.
7- تهیه و ساخت برنامههایی در جهت حفظ و تداوم روحیه انقلابی و اسلامی در پیکره و بدنه جامعه.
8- تعیین حدود و ثغور موسیقی ایرانی - اسلامی با همکاری سایر نهادهای مسئول و پرهیز از آموزش و پخش موسیقی غیرخودی.
9- تهیه و ساخت برنامههایی به منظور شناساندن نقش بازی در شکلگیری شخصیت کودکان و دقت والدین در انتخاب نوع اسباببازیها.
10- سرمایهگذاری درازمدت صدا و سیما بمنظور تهیه فیلمهای مناسب و تطبیق با فرهنگ و ارزشهای جامعه و سیاستهای نظام جمهوری اسلامی ایران.
11- ارائه برنامههای مناسب، متنوع و جذاب به منظور عدم جذب بینندگان به ماهواره و کانالهای تلویزیونی بیگانه.
12- ارزیابی وضعیت فیلمهای خارجی که توسط صدا و سیما پخش میشود و تدوین سیاستهای آینده صدا و سیما در این خصوص براساس نتایج تحلیل و ارزیابیهای انجام شده.
13- تعیین ضوابطی برای پخش برنامههای جذاب مانند فیلمهای سینمایی، مسابقات و ... قبل از اذان تمام شده و یا به نحوی برنامهریزی شود که زمان اذان بین آن واقع نشود.
سئوالات قابل طرح از صدا و سیما
صدا و سیما حقیقتاً باید در خدمت تفکر انقلاب و اسلام و رسوخ این فکر با همه ملحقاتش در ذهن و فکر و روح و عمل مردم جامعه خودمان و نیز مردم دیگری که در شعاع تبلیغات صدا و سیما قرار دارند باشد و به یک وسیله اعتلا تبدیل شود. محتوای برنامه باید آموزنده با همان معنای عمیق یعنی کیفیتدهنده و پرورشدهنده روح و فکر مخاطب خود و جهتدهنده به تلاش و زندگی انسانها باشد(6)
1- آیا برنامهریزی در صدا و سیما باید تابع افکار عمومی باشد یا وظیفۀ آن جهتدهی به افکار عمومی است؟
2- با توجه به نقش مثبت تلویزیون در جذب جوانها چه برنامههای سازندهای برای این قشر تهیه میشود؟
3- در زمینه فرهنگسازی چه توقعاتی از صدا و سیما در جامعه باید داشت؟
4- در زمینه الگوسازی برای جامعه در صدا و سیما چه اقداماتی انجام شده است؟
5- چه برنامههایی در جهت اطلاعرسانی به موقع به مردم و عدم گرایش آنان به رسانههای ارتباط جمعی بیگانه در صدا و سیما پیشبینی شده است؟
پیشنهادات و راهکارهای اجرایی
رسانههای جمعی در همه دنیا یکی از حساسترین مراکزند و این مخصوص ایران نیست زیرا همه چیز یک دستگاه تبلیغاتی و یک وسیله عمومی مثل صدا و سیما جلوی چشم مردم است. و در هر لحظه نیک و بدکاری که در آن انجام گرفته مشهود است. دستگاهی که تاثیر برنامهاش این طور سریع و عمومی است، جای خیلی حساسی است و انتظارات بسیاری هم برمیانگیزد. لذا این تشکیلات در زندگی مردم فوقالعاده حساس و مهم و تعیینکننده است.(7)
موارد ذیل بعنوان پیشنهادها و راهکارهای اجرایی بمنظور بهینهسازی برنامههای صدا و سیما ارائه میگردد
1- برای توسعه در صدا و سیما لازم است بر روی تحقیقات سرمایهگذاری شود.
2- فرهنگ استفاده از رسانهای چون صدا و سیما در جامعه بنظر میرسد ضعیف است و باید فرهنگ استفاده از آن بوجود بیاید.
3- برنامههایی که مبلغ جنبه تجمل و رفاه و... هستند، حذف شوند.
4- روی برنامههایی که در فرهنگ عمومی تاثیر زیادی دارند مانند سریالها و برنامه کودکان، تاکید بیشتری صورت گیرد تا مسأله در جامعه جا بیفتد.
5- با توجه به اینکه صدا و سیما فرهنگسازی و مروج فرهنگ است، اگر به این امر عنایت کافی نشود، تشتت فرهنگی بوجود میآید.
6- برای ارتقاء سطح کیفی برنامههای صدا و سیما و در درجه اول مسألهیابی، صدا و سیما، خود را به نقد عمومی بگذارد.
7- صدا و سیما باید برنامههایی را پیشبینی کند که مردم خبرها را از اخبار رسمی کسب کنند و کمتر به رادیوهای بیگانه بپردازند.
8- صدا و سیما باید در تهیه و تولید برنامهها از نیروهای متعهد متخصص استفاده کند و در صورت کمبود، چنین نیروهایی را پرورش دهد.
9- در زمینه برنامههای سرگرمی و تفریح باید مرکزی فارغ از اجرائیات به تهیه متن این برنامهها بپردازد و در خلال آنها آرمانها و ارزشهای اسلامی جامعه را در نظر داشته باشد.
10- برنامههای صدا و سیما باید در راستای تحکیم و اشاعه اخلاق اسلامی در جامعه باشد.
11- فیلمهای جذاب و منطبق با آرمانها و ارزشهای اسلامی که بیننده را تحت تاثیر قرار دهد، تهیه شود.
12- برنامههای ورزشی صدا و سیما باید در جهت تقویت و گسترش ورزش همگانی باشد.
13- انتظار میرود صدا و سیما در زمینۀ مقولههای فرهنگ عمومی و توجه به این موضوعات، تبلیغ محاسن، توجه دادن به نواقص و تبلیغ الگوها فعالیت نماید.
14- صدا و سیما در جهت شناسایی جایگاه و نقش زن در جامعه مطابق با ارزشهای اسلامی، برنامههایی را تهیه و تدوین نماید.