تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۵۷۷

مهاجرت مسلمانان به کشوهای غیراسلامی به خصوص اروپا و آمریکا که از ویژگیهای قرن بیستم محسوب می‌گردد، موجب تشکیل گروههای اقلیت مسلمانان در کشورهای مزبور شده است.
انگلیس یکی از کشورهایی است که حدود 2 میلیون مسلمان که اکثرا کشورهای شبه‌قاره هند مهاجرت کرده‌اند را در خود جای داده است. از دو دهه پیش یک‌سری تحولاتی در این جامعه به وقوع پیوسته که در شکل‌گیری آن تاثیر بسزائی داشته، بطوریکه در حال حاضر اذهان دست‌اندرکاران انگلیس را به سوی خود جلب نموده است. آگاهان مسائل داخلی انگلیس رشد کیفی و کمی اقلیت مسلمان این کشور را مرهون عوامل خارجی و داخلی مانند مسائل جهان اسلام از جمله: انقلاب اسلامی ایران، فلسطین، افغانستان، بوسنی و هرزگوین، قیام سیاهان آمریکا و تقابل ارزشهای فرهنگی این کشور با باورهای مسلمانان که موجب برانگیختن حساسیت آنان در توجه به هویت دینی خود شده است می‌دانند.
روزنامه ایندیپندنت این موضوع را در دو مقاله پی‌درپی بقلم دو نویسنده بنامهای، «پول والی» و «آندرو براون» مورد کنکاش قرار داده است. این روزنامه در مقالات خود قصد دارد با برشمردن بی‌مبالاتی‌های تعدادی از مسلمانان و یا با طرح مسائلی چون نیازمندی مسلمانان به درآمد مکفی و خروج زنان آنها برای کار در بیرون خانه و در نهایت دور انداختن ارزشهای قدیمی، مسلمانان نسل جدید را دارای اسلام انگلیسی قلمداد نماید. از طرفی با طرح عوامل شکل‌دهنده جامعه مسلمان این کشور مانند تظاهرات ضدرشدی، هجوم مردم به طرف مساجد و افزایش درخواستهای مسلمانان مبنی بر انجام فرایض مذهبی، ایجاد مدارس اسلامی و یا با طرح این موضوع که روشنفکران توان مقابله با فتوای امام خمینی(س) را ندارند بطور ناخواسته به بعضی از واقعیتهای جامعه مسلمان انگلیس اعتراف نموده است.
نویسندگان در ابتدا با اشاره به تاریخ تحولات جامعه مسلمانان انگلیس در خصوص شناختن تدریجی هویت اسلامی خود، برخورد انگلیسیها با مسلمانان را در زمانیکه خواستند بطور دائم در این کشور اقامت گزینند تحقیرآمیز و مشابه با نوع رفتارهای دولت انگلیس با یهودیان و ایرلندیها در زمان گذشته توصیف می‌نمایند. آنان با اشاره به عواملی چون تصمیم به اقامت دائم مسلمانان و نیز تحصیل فرزندان آنان در دانشگاههای این کشور، سعی دارند نسل جدید را اولا بعنوان «اکثریت مسلمانان این کشور» قلمداد نمایند ثانیا آنها را بلحاظ نوع نگرش به جهان و مذهب با پدر و مادرهای خود که هنوز هم نسبت به فرزندانشان تعلقات بیشتری به فرهنگ و رسومات وطن اصلی خود دارند، متفاوت نشان دهند.
نوشته مزبور درحالیکه دیدگاههای دولت و مردم انگلیس در زمینه احساس ترس مسلمانان و عدم اطمینان آنان نسبت به فعالیتهای به اصطلاح «غیرمعمول» از جمله: تظاهرات مختلف، حضور فعال در دانشگاهها و پوشش اسلامی را کتمان نمی‌کند بر این نظر است که سیستم آموزش این کشور و حوادث خارجی مانند انقلاب اسلامی ایران، سلمان رشدی، عراق و جنگ خلیج‌فارس و کشتار مسلمانان بوسنی هرزگوین که در ترغیب جوانان به ارائه تحلیل از قضایای پیرامون خود و برانگیختن حس شناخت هویت مسلمانان تاثیر بسزائی داشته، موجب ظهور جامعه جدید مسلمان شده است. جامعه‌ای که تعداد کثیر آنها در انگلیس بدنیا آمده‌اند. یعنی نوع جدیدی از اسلام، متفاوت از اسلام سنتی، شروع به نضج یافته که شکل انگلیسی از اسلام اصیل می‌باشد.
این روزنامه با استناد به گفته‌های بعضی از مسلمانان مبنی بر اینکه اغلب مسلمانان جوان بجای اینکه خود را آسیائی بدانند مسلمان می‌دانند و اینکه امروز مسلمانان انگلیس اگرچه اصالت آسیائی دارند اما اشتراکاتشان با سایر همدینانشان به مراتب بیشتر از مهاجرین شبه‌قاره هند است، جامعه جدید مسلمان این کشور را عاری از موانع نسل قبل که باعث انزوای آنها شده بود می‌دانند و بر این باورند که نسل کنونی با تغییر دادن ارزشهای قدیمی وارد یک جریان وسیع جامعه انگلیسی شده‌اند. آنان با اینکه دستورات اسلام در خصوص پوشش اسلام را پذیرفته‌اند ترجیح میدهند از لباسهای نوع انگلیسی استفاده کنند.
نگارندگان با نشان دادن رشد روزافزون تعداد نسل جدید و با بهره‌جوئی از سخنان تعدادی از مسلمانان دال بر ستایش انگلیس بعنوان بهترین جای زندگی براساس دین اسلام و فراهم بودن فرصت ابراز عقاید دینی و امتزاج فرهنگی با سایر مسلمانان جهان به این نتیجه می‌رسند که این مهاجران که در گذشته مجبور بودند صرفا یکی از دو راه سازش و هماهنگی با فرهنگ این کشور یا باقی ماندن در فرهنگ جنوب آسیائی را برگزینند، در حال حاضر راه سوم یعنی اسلام انگلیسی را انتخاب نموده‌اند.
نویسندگان در جای دیگر به منظور اثبات این موضوع که اسلام در داخل این کشور جذب شده و ویژگیهای مخاطره‌انگیز خود را از دست داده و دیگر کارائی سابق را در غالب آمدن به بحرانهائی که برای از بین بردن آن بوجود می‌آمدند را ندارد، می‌نویسند: «رشد چشمگیر جامعه جدید مسلمان به این مفهوم نیست که آنها وارد یک جریان بنیادگرائی شده‌اند بلکه یک جامعه غیرسنتی اسلامی ایجاد شده است». از طرفی نیز به مفهوم «بنیادگرائی» پرداخته و آنرا در دین اسلام بی‌معنی دانسته‌اند و دلیل آنرا این می‌دانند که چون عدم اعتقاد به اصول ثابت اسلام نشانه غیرمسلمان بودن است لذا عمل به اسلام «بنیادگرائی» محسوب نمی‌گردد.
از فحوای مطلب فوق چنین برمی‌آید که مسلمانان این کشور به اسلامی عمل می‌کنند که اولا «فاندمنتالیسم» نبوده و ثانیا اسلام آنها اسلام اصیل است و چنانچه دیدگاههای مسلمانان دیگر مغایر با نظریات آنان باشد افراطی محسوب می‌گردد.
این مقاله با طرح مسئله فتوای اعدام رشدی و با اعتراف به اینکه در جامعه انگلیس افراد روشنفکری نبودند که بتوانند موضوع فتوا را به مجادله گذاشته و از عهده آن برآیند. اگرچه آنرا یک نظریه شرعی دانسته و حوزه قضای آنرا توصیف نموده، اما مصرا درصدد القای این مطلب است که موضوع فتوا در همان حوزه قضائی خاص خود قابل اجراست و اجرای آن به مسلمانان انگلیس مربوط نیست. نویسندگان برای اینکه از اهمیت امر فتوا بکاهند و آنرا یک موضوع سیاسی قلمداد نمایند چنین می‌افزایند «مسئله رشدی توسط سیاتمداران مسلمان مورد بهره‌برداری قرار گرفته و این موضوع غیرمعقول و ناسازگار با روش اسلامی است. آن یک امر سیاسی است که موجب جدائی بین مسلمانان و مردم انگلیس شده است». این نوشتار با هدف القای این مطلب که مسلمانان غیرایرانی مکلف به اجرای حکم نمی‌باشند و مسئله فتوا یک امر سیاسی است که صرفا از سوی ایرانیان مطرح گردیده به این نتیجه‌گیری می‌رسد که «فتوای اعدام رشدی مخصوص ایران است و در سایر کشورها این‌گونه تلقی از اسلام وجود ندارد».
نویسندگان فوق در پایان مقاله در خصوص تغییر آرام جامعه سنتی مسلمان به انگلیسی می‌افزایند. «از آنجا که توسعه خانواده مسلمانان آنان را مجبور به کسب درآمد بیشتر خواهد نمود و در نتیجه زنان و دخترانشان نیز اجبارا به بازار کار کشیده خواهند شد بنابراین انتظار می‌رود با کنار گذاشتن فرهنگ و رسومات قدیمی بسوی ارزشهای انگلیسی جذب گردند که طبعا به یک جامعه آرام و بی دردسر تبدیل خواهند شد». یعنی جامعه اقلیت مسلمان انگلیس با از دست دادن ارزشهای اسلامی در داخل جامعه انگلیس حل خواهند شد و همانگونه که در بخش پایانی این نوشتار آمده است جوانان مسلمان، دیگر غرب را مظهر شیطان تلقی نخواهند کرد.
از طرفی دیگر در بخشهای دیگر این نوشتار مطالبی مطرح شده که بیانگر نگرانی نویسندگان از فعالیتهای جوانان مسلمان این کشور است: «انگلیس یک جامعه نوظهوری را می‌بیند که از سوی اسلام پشتیبانی میشود، فعالیتهای غیرعادی آنان مانند شورش در برادفورد یعنی سوزاندن کتاب رشدی، اقدامات مسلحانه در لندن، حضور فعال در دانشگاهها و درخواست برای تاسیس مدارس اسلامی مستقل باعث احساس ترس و عدم اطمینان دولت انگلیس شده است.»
در اینجا این سئوال مطرح میگردد که اگر مسلمانان رنگ انگلیسی به خود گرفته و تعداد زیادی از آنها به ادعای منابع خبری آن کشور به سوی لذات دنیوی و رفتن به رقاص‌خانه‌ها و مشروب‌فروشیها روی آورده باشند و مثل سابق مخاطره‌انگیز نباشند پس عوامل عدم اعتماد و ترس دولت نسبت به این جامعه از کجا نشات میگیرد؟
نویسندگان مقاله نمیتوانند کتمان کنند که جامعه اقلیت مسلمان به مقابله با ارزش‌های غربی پرداخته است. آنان این‌طور نقل میکنند: «اینها (نسل جدید مسلمان) با حرکتهای پرخاشگرانه بعدی خود در اصل فرهنگ مادی بریتانیا را به لرزه درآوردند».
نگارندگان با اشاره به آمار موجود به این نتیجه رسیده‌اند که در حال حاضر که نصف مسلمانان انگلیس به اسلام عمل می‌کنند، نسبت به ده سال پیش که یک پنجم آنها به اسلام عمل می‌کردند از رشد چشمگیری برخوردار بوده‌اند. بعلاوه رشد جامعه جوان مسلمان انگلیس بلحاظ کمی نیز قابل توجه است. برای نمونه جمعیت زیر 16 سال جامعه آسیائی نسبت به جامعه سفید 2 برابر افزایش داشته است و در حالیکه 17 درصد جامعه سفیدها را افراد بیش از 65 سال تشکیل میدهند فقط 2 درصد جمعیت آسیائی بالاتر از 65 سال سن دارد. میانگین تعداد اعضای خانواده آسیائی مسلمان 5 نفر و در خانواده سفید 4/2 نفر می‌باشد. این مقاله توجه اصلی خود را صرفا به بررسی وضعیت مسلمانان مهاجر از شبه‌قاره هند متمرکز نموده است، در صورتیکه مسلمانان زیادی از کشورهای عربی، ایران و ترکیه و سایر نقاط جهان بطور دائم در این کشور زندگی می‌کنند.
علی‌ایحال نمی‌توان نادیده گرفت که انگلیس در حال حاضر شاهد شکل‌گیری جامعه مسلمان با جمعیتی حدود دو میلیون که از لحاظ عمل به تعلیمات اسلامی و از نظر تعداد در حال رشد است، می‌باشد بطوری که بعضی از نویسندگان مسلمان آگاه به تحولات جوامع اقلیت مسلمان در اروپا را واداشته تا ضمن اثبات نیاز اینگونه جوامع بویژه در کشور انگلیس به مقررات مخصوصی که بتواند دست‌آویز زندگی آنان براساس اصول شریعت اسلام قرار گیرد، از فقهاء و سایر متخصصان علوم مربوط بخواهند با تحقیقاتی که در این ارتباط بعمل می‌آورند قوانینی را با استخراج از منابع اسلامی تدوین و در اختیار آنان قرار دهند.