تاریخ انتشار : ۰۷ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۷۷۸۵
مناسبات ترکیه و ایران در گفت‌و‌گو با سیامک کاکایی
اشاره: حسن همجواری یا دوستی‌های استراتژیک؟ سند همکاری‌های دوجانبه میان ترکیه و ایران به سال‌ها پیش بازمی‌گردد. تعاملی که هر از چندگاهی جای خود را به تعارضی موقتی داده است. ترک‌ها گاه در یارکشی‌های منطقه‌یی خود دست دوستان ایالات متحده را گرفته‌اند و گاه برای خوشایند دل اروپایی‌ها و نرم کردن آنها داعیه‌دار سیاست آنها در منطقه بوده‌اند. با این همه در چند سال اخیر روی کار آمدن حزب اسلامی عدالت و توسعه سیاست ترک‌ها بویژه در حوزه خارجی را دستخوش تحولاتی شگرف کرده است. اسلامگراهایی که کمتر از اسلام سیاسی سخن می‌گویند اما جای خود را در دل جوانان جهان اسلام باز کرده و خوش درخشیده‌اند. سیامک کاکایی کارشناس مسائل ترکیه رابطه تنگاتنگ ترک‌ها با رهبران قاره سبز و تاثیر آن بر دوستی با تهران را در گفت‌وگو با دیپلماسی ایرانی مورد بحث و بررسی قرار داده و تاکید دارد که جهت‌گیری اصلی سیاست خارجی ترکیه به سمت غرب است.

* رابطه ترکیه و ایران دایما در حال نوسان است، دلیل این تعارض‌ها در روابط 2 کشور را در چه می‌دانید؟
** برای بررسی سیاست خارجی ایران و ترکیه یا تطبیق دیپلماسی 2 کشور در منطقه نسبت به یکدیگر، هم سطح تعامل‌ها و همکاری‌ها و هم نوع رقابت‌هایی که بین 2 کشور در منطقه وجود دارد، باید به بررسی شکل و ساختار سیاست خارجی یا به عبارت بهتر جهت‌گیری سیاست خارجی 2 کشور پرداخته شود. جهت‌گیری‌های سیاست خارجی ترکیه منبعث از چند مساله است که یکی از مهم‌ترین آنها جهت‌گیری ائتلاف با غرب است و به عبارت دیگر مشارکت در طرح‌هایی که با اروپا و امریکا دارد که از آن به عنوان استراتژی ائتلاف هم می‌توان نام برد.
یعنی مشارکتی که ترکیه در پیمان‌های غرب دارد همانند ناتو و همپیمان‌های استراتژی که میان ترکیه و امریکا وجود دارد. این امر سبب شده که جهت‌گیری اصلی سیاست خارجی ترکیه به سمت غرب باشد. همچنین باید در اینجا به این نکته نیز توجه داشت که این روند بر سیاست خارجی ترکیه در منطقه هم تاثیرگذار است. اما در مقابل اولویت‌های سیاست خارجی است که این اولویت‌ها بر اساس منافع هر کشور در مقاطع مختلف می‌تواند تغییر کرده و در آن جابه‌جایی صورت گیرد.
* سیاست خارجی و اولویت‌های ترکیه در منطقه را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟
** درباره سیاست خارجی و اولویت‌های آن در منطقه را باید به 3 دوره تقسیم‌بندی کرد:
1/ دوره اول پس از تشکیل جمهوری ترکیه در دوره آتاتورک و پس از آن تا اواخر دهه 1980 یا پایان جنگ سرد است. به دلیل اینکه سیاست خارجی ترکیه تابعی از سیاست خارجی امریکاست بنابراین بر نگرش خاورمیانه‌یی ترکیه هم تاثیرگذار است. چنانچه در این دوره بعد از جنگ جهانی دوم تا پایان دوره جنگ سرد سیاست خارجی این کشور در منطقه خاورمیانه مبتنی بر عدم مداخله در منازعات منطقه‌یی است.
حتی ترکیه سعی می‌کرد که خود را از جنگ اعراب و اسراییل و درگیری‌های جدی و تند یا هرگونه دخالت، خود را در حاشیه قرار دهد. از این سیاست به عنوان سیاست سنتی یاد می‌کنند و بیشتر نگاه ترکیه به همکاری‌های اقتصادی با کشورهای منطقه یا پیشبرد طرح‌ها مبتنی بر نگاه غرب در منطقه است. یعنی دوستی ترکیه و ایران در این دوره درچارچوب ملاحظاتی که غرب در رابطه با ایران و خاورمیانه داشته، شکل گرفته است. همچنین پیمان‌هایی که ایران و ترکیه در آن شرکت می‌کنند که شاید بتوان به آخرین آن به RCD در همکاری‌های اقتصادی اشاره کرد.
2/ پس از دوران جنگ سرد نقطه عطفی که ایجاد می‌شود، در دوره ریاست‌جمهوری تورکوت اوزال است. که آغاز دهه 1990 میلادی و تهاجم عراق به کویت و اشغال این کشور و پس از آن شکل‌گیری یک ائتلاف منطقه‌یی علیه عراق درباره کویت که در اینجا ترکیه سیاست سنتی خود را کنار گذاشته و وارد دوران جدیدی در سیاست خارجی خود می‌شود و آن مشارکت در مسائل منطقه‌یی یا سیاست فعال است. در این دوره ترکیه به جای عدم مداخله در منازعات منطقه‌یی برعکس مشارکت در حل مسائل است. که ترکیه در جنگ کویت شرکت می‌کند. بنابراین اگرچه این امر در چارچوب ائتلاف غرب نیز هست، ولی نگاه کلی‌تر ترکیه این است که از آن پوسته قدیمی خود خارج شده و وارد مرحله جدیدی شود. تورکوت اوزال سیاست خارجی این کشور را دگرگون کرد و ترکیه را به عنوان یک کشور فعال منطقه‌یی معرفی کرد.
3/ دوران پس از ریاست‌جمهوری اوزال یک دوره رکود یا سکون دوباره بود. این دوران تا زمان به قدرت رسیدن آقای اردوغان ادامه داشت. اما رجب طیب اردوغان تعریف جدیدی از سیاست خارجی ترکیه در خاورمیانه ارایه داد و این تعریف جدید نگرش و نقش منطقه‌یی ترکیه را دگرگون کرد و این‌بار مبتنی بر ایفای نقش بازیگر فعال و در کنار آن سیاست داوود اوغلو با عنوان تنش صفر با همسایگان به‌ کار برد. این تئوری و نظریه عملی شد که ترکیه از یکسو سبب رفع اختلافات خود با همسایگان برآمد و از سوی دیگر درصدد ایفای نقش جدید منطقه‌یی که این کشور را فعال نشان می‌داد.
موضع‌گیری‌های فعالی که در برابر اسراییل گرفت و انتقادهای تندی که ترکیه از سیاست‌های اسراییل کرده و حتی اسراییل را به تروریسم دولتی محکوم کرد. همچنین در داووس به نقطه بالاتری رسید و برخوردی تند و نزدیک با شیمون پرز داشت و این امر نشان داد که ترکیه سیاست منتقدانه‌یی را در ارتباط با اسراییل در پیش گرفته و در حمایت از فلسطینی‌ها برآمده است. این امر سبب شد که نگاه جامعه خاورمیانه به ترکیه هر روز مثبت‌تر شود و اطمینان آنها نسبت به سیاست خارجی ترکیه افزایش پیدا کند.
* آیا همکاری‌های اقتصادی هم در این دوره شکل دیگری به خود گرفت؟
** در کنار این امر عامل سومی که به ترکیه کمک کرد، تاکید و تمرکز بر اقتصاد و تجارت خاورمیانه بود. در این چارچوب ترکیه توانست سرمایه کشورهای عربی را به سمت خود جذب و به مکانی برای سرمایه‌گذاری تبدیل شود و از طرف دیگر مشارکت سرمایه‌گذاران، مقاطعه‌کاران و شرکت‌های ترکیه در کشورهای خاورمیانه و بویژه در شورای همکاری خلیج فارس بسیار گسترش پیدا کرد و حجم تجارت خارجی ترکیه با کشورهای خاورمیانه اعم از سوریه، ایران و عراق و دیگر کشورها هر روز افزایش پیدا می‌کند.
بنابراین این نشان می‌دهد که جهت‌گیری‌های ترکیه دگرگون شده بر سمت سوی منافع ترکیه بر اساس شاخص‌هایی که این کشور در پیشبرد این منافع تعریف کرده است.
* چه تغییر عمده‌یی در روابط این کشور با ایران به وجود آمد؟
** روابط ترکیه با همسایه‌اش ایران هم افزایش پیدا کرده است:
1/ از یکسو اعتمادسازی انجام شده.
2/ از طرف دیگر اراده سیاسی حاکم بر گسترش مناسبات است.
3/ موضوع افزایش حجم مبادلات تجاری و همکاری‌های اقتصادی با ایران.
4/ در زمینه سرمایه‌گذاری‌ها در زمینه انرژی و گاز.
5/ افزایش همکاری‌های امنیتی میان 2 کشور در زمینه مسائلی که طرفین احساس می‌کنند.
این مجموعه نگاهی است که ترکیه به ایران در طول این سال‌ها داشته است و ما شاهد افزایش و گسترش همکاری‌ها و مناسبات با ایران بوده و هستیم.
* آیا در دوران افزایش همکاری‌ها، ایران و ترکیه در خاورمیانه به یک شیوه عمل کردند؟
** خیر، این بدان معنا نیست که ترکیه سیاست خاورمیانه‌یی خود را مبتنی بر نگاه ایران تعریف کند. یعنی درکنار اینکه ترکیه روابط خود را با ایران گسترش می‌دهد در همان حال بطورگسترده‌تری در تلاش برای بنیان نهادن روابط گسترده‌تری با جهان عرب است. این امر سبب شده است که نوع نگاه‌ نیز تا حدی تغییر کند به عبارت دیگر در لایه زیرین گسترش همکاری‌های ایران و ترکیه و حتی در کنار ملاحظات امنیتی و سیاسی که ترکیه و ایران بطور مشترک در منطقه دنبال می‌کنند بویژه درباره عراق، اما درکنار آن نوعی رقابت هم وجود دارد. که بخشی از این رقابت برمی‌گردد به همان اولیت‌بندی که ترکیه با عنوان بازیگر اول در منطقه پیگیری می‌کند.
ترکیه به ایران به عنوان یک جزء از کل که کل را به خاورمیانه تعبیر می‌کنیم، نگاه می‌کند. منتها این جزو مهم است و نقش بازیگر مهم منطقه‌یی تعریف کرده و تعاملات ترکیه با ایران در طول سال‌های اخیر افزایش پیدا کرده است.
* پیشینه این روابط را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** پیشینه روابط ایران و ترکیه در 2 دهه اخیر را به 2 قسمت می‌توان تقسیم کرد:
1/ یک‌ دهه مبتنی ‌بر وجود چالش و تنش در روابط بویژه در دوره حضور لاییک‌ها در ترکیه که روابط عمق زیادی پیدا نکرد و همواره نوعی تنش حاکم بر روابط بین 2 کشور بوده است که هم مرتبط به نوع حکومتداران و همچنین نوع ارتباط این کشور با امریکا و اسراییل بوده است.
2/ مرحله بعد، پس از تهاجم امریکا به عراق در سال 2003 که همزمان با روی کارآمدن حزب عدالت و توسعه به رهبری آقای اردوغان است، شرایط روابط ایران و ترکیه دگرگون شد. بخشی از این دگرگونی‌ها به سمت تقویت همکاری‌ها و تمرکز بر پیوندهای دیرینه فرهنگی و همسایگی 2 کشور است. در این دوره نوع تعاملی که ترکیه با بازیگران دیگر منطقه‌یی دارد بر روابط ایران با این کشور هم تاثیرگذار بوده است. بنابراین ترکیه برای ایران نقش مهمی در منطقه قایل است و در کنار آن با وجود انتقادهایی که از سوی امریکا به آن وارد بوده است، سعی کرده که روابط خود را گسترش دهد و برخی از 3 برابر‌شدن روابط تجاری با ایران یعنی تا مرز‌30 میلیارد دلار هم مذاکراتی میان مقامات ایران و ترکیه انجام شده است. بنابراین این امور بر تقویت مناسبات تاثیر گذاشته است. اما از طرف دیگر اینها تمام سیاست ترکیه و ایران نیست. اگر از این مسائل به عنوان نقاط اشتراک یاد کنیم نقاط افتراقی هم وجود دارد.
* نقاط اشتراک این دو کشور را در چه مواردی می‌دانید؟
** نقاط اشتراک به چند دسته تقسیم می‌شود:
1/ به پیوندهای دیرینه فرهنگی و حتی مذهبی.
2/ همسایه بودن.
3/ ملاحظاتی که هر دو کشور نسبت به جهان اسلام دارند.
4/ انتقادهایی که نسبت به سیاست‌های اسراییل وجود دارد ولی نوع نگاه ترکیه و ایران نسبت به اسراییل یکی نیست‎؛ چراکه ترکیه اسراییل را به رسمیت می‌شناسد و با آن روابط دارد ولی در پاره‌یی موارد منتقد است. اما نگاه ایران کاملا متفاوت است.
5/ در کنار این مسائل، ملاحظات امنیتی وجود دارد که تاکید طرفین بر بهبود شرایط در عراق، حفظ یکپارچگی‌های ارضی و سرزمینی عراق.
6/ همکاری‌های اقتصادی در منطقه
* و اما به نقاط افتراق هم اشاره کردید، آنها را در چه می‌دانید؟
** در مقابل نقاط افتراق را نیز می‌توان به شرح زیر دسته‌بندی کرد:
1/ ترکیه سعی می‌کند بتواند دیپلماسی خاورمیانه خود را تحرک ببخشد در راستای تامین منافع حداکثری تجاری، اقتصادی و سیاسی برای گسترش روابط با کشورهای منطقه و پیشبرد اهداف بلندمدت‌تری که برای خود تعریف کرده است.
2/ ترکیه می‌خواهد الگوی حکومتی و سیاسی خود را به شکلی به کشورهای خاورمیانه ارایه می‌کند. (گرچه ایران و ترکیه هر دو از تحولات در کشورهای خاورمیانه حمایت‌ می‌کنند)
3/ ایفای نقش فعال منطقه‌یی و افزایش وزن سیاسی خود در منطقه است.
ترکیه تلاش می‌کند که نطقه ثقل خاورمیانه در معادلات منطقه‌یی باشد و به یک مکانی تبدیل شود که در آن چانه‌زنی‌های سیاسی برای حل مسائل منطقه‌یی تبدیل شود. نقش میانجی را بازی کند و در ارتباط با منازعات منطقه‌ که توان خود را در سیاست خارجی افزایش دهد. ترکیه حتی این نقش میانجیگری را در ارتباط با اسراییل و فلسطین، در ارتباط با لبنان، درباره مسائل هسته‌یی ایران، درباره سوریه و عراق ایفا کرده است. همچنین در تلاش است که این نقش را در شمال آفریقا درباره لیبی هم برای خود تعریف کند. به این دلیل اردوغان به دنبال این است که ترکیه نوظهور با قدرت بیشتر به ‌عرصه آمده و هدف آن بهبود روابط و افزایش توان اقتصادی و همچنین افزایش اعتماد کشورهای منطقه برای سرمایه‌گذاری در ترکیه است.
* اهداف مهم نقش جدید ترکیه در منطقه چیست؟
** تمام این موارد این نکته را روشن می‌کند که ترکیه در صدر روابط خارجی خود در خاورمیانه به دنبال:
1/ پرستیژ
2/ اقتصاد
3/ ایجاد رویکردهای نوین سیاسی
4/ و امنیت در منطقه است
که بتواند منافع خود را تامین کند که برای رسیدن به این اهداف ناگزیر از رقابت حتی با ایران است. اما درکنار این مسائل عاملی که نقش مهمی در سیاست ترکیه و ایران دارد و باعث می‌شود که در نقاطی همسان نباشند برمی‌گردد به نوع جهت‌گیری‌هایی که ترکیه و ایران در جهت‌گیری‌های سیاسی خود تعریف کرده‌اند.
این تعاملی که ترکیه با غرب و امریکا دارد در ایران وجود ندارد. چنین نگرشی نیست و این امر باعث ایجاد شکاف می‌شود در دیدگاه‌ها و اهدافی که هر یک به عنوان اهداف ملی خود در عرصه سیاست خارجی خود تعریف کرده‌اند.
این امر باعث وجود جدایی در عرصه سیاست خارجی هر دو کشور شده که باعث وجود جنبه رقابتی 2 طرف شده است.
* در سند جدید سیاست خارجی ترکیه درباره بهبود روابط با ایران صحبت شده بود، آیا رویکرد ترکیه نسبت به گذشته در رابطه با ایران تغییر کرده است؟
** سند سیاست خارجی ترکیه یا سند امنیت ملی ترکیه سندی است که هر 5 سال یک‌ بار منتشر می‌شود. در سند جدید که در سال 2010 منتشر شده، در استراتژی امنیت ترکیه درباره ارتباط با ایران تغییراتی ایجاد شده که قابل ملاحظه شده است.
1/ ایران را به عنوان تهدید امنیت ملی از جمله در زمینه موشکی تعریف نکرده است.
2/ ایران را به عنوان یک کشور همسایه و روابط رو به گسترش یاد کرده.
3/ در سندهای پیشین از ایران به عنوان تهدیدی برای صادر‌کننده انقلاب یاد کرده بود اما این‌بار چنین موضوعی وجود ندارد.
4/ بر همکاری با ایران در زمینه اقتصاد و انرژی تاکید شده است.
5/ از حل مسالمت‌آمیز موضوع انرژی هسته‌یی ایران تعریف شده است.
تمام این موارد نشان‌دهنده آن است که نگرش ترکیه تغییر کرده است و سیاست خارجی این کشور تاکید بر گسترش مناسبات هر دو کشور است. ولی در کنار آن نوعی زیرکی یا فرصت‌طلبی وجود دارد که خطوط شکاف میان سیاست خارجی ایران و ترکیه است.
کشورها در سیاست خارجی خود به دنبال منافعی هستند که برای خود تعریف کرده‌اند و منافع هرکشوری نسبت به کشوری دیگر متفاوت است، گاه ممکن است که این منافع یک خط سیر را دنبال کنند و هر دو از آن منتفع شوند. اما در نقاطی که هریک احساس کنند که وجود دیگری در روند همکاری‌های آنها تغییر ایجاد کند، بطور حتم سیاست خود را عوض می‌کند. در نتیجه ترکیه به ایران به عنوان جزئی از خاورمیانه نگاه می‌کند که از طرف دیگر نیز بر گسترش نقش در عراق، در شورای همکاری خلیج فارس و کشورهای دیگر هم تاکید دارد که هرکدام از آنها نقاط حساسی برای ایران هم هستند.
* نقش ایران و ترکیه در تحولات منطقه‌یی را چگونه می‌توان تحلیل کرد، رقابت یا همکاری؟
** همچنین در تحولات منطقه‌یی نیز هر دو کشور به فراخور منافع خود سعی بر ایفای نقش می‌کنند.
ترکیه تلاش می‌کند از دیگر رقبای خود پیش‌تر رود و تقویت نقش قبلی خود را در سیاست خود قرار داده است. همچنین ترکیه سعی دارد به غرب هم نشان دهد که به مرحله‌یی رسیده که می‌تواند در منازعات منطقه‌یی نقش میانجیگری داشته باشد.
باید به این نکته نیز توجه داشت که این نقش میانجی ادامه سیاست داخلی این کشور است. اگر اردوغان و همفکرانش به این شدت پیگیر ایفای نقش منطقه‌یی است به همین دلیل است. آنچه که به نام نگاه به شرق تعریف شده است. این نگاه به شرق به معنای دور شدن از غرب نیست.
* آیا نقش فعال ترکیه در سیاست خارجی بر قدرت رهبران این کشور در داخل هم تاثیرگذار است؟
**  حزب عدالت و توسعه سیاست خارجی خود را پیش برده و افزایش وزن سیاسی خود را بر تاثیر‌گذاری در محیط داخلی ترکیه هم پیگیری می‌کند. بویژه که فعال شدن این سیاست خارجی به کمک حزب عدالت و توسعه در داخل آمده است و چند ماه آینده در انتخابات پارلمان این فعال شدن سیاست خارجی بی‌تاثیر بر این انتخابات داخلی نخواهد بود. اردوغان سعی دارد نشان دهد که این سیاست خارجی پویاست و حرف برای گفتن دارد.
* تناقضات ترکیه در ارتباط با تحولات اخیر را چطور پیش‌بینی می‌کنید؟
** اگر ترکیه در ارتباط با تحولات منطقه از جمله لیبی دوگانه عمل کند، که اکنون تناقضی در سیاست خارجی ترکیه مشاهده می‌شود، اگر قرار باشد که به این شیوه ادامه دهد، اگر با دید صرفا منفعت‌نگرانه به این تحولات نگاه کند به‌موقعیت خود ضربه خواهد زد، اگر طرح‌ها و سناریوهای ترکیه در ارتباط با لیبی پیش نرود، به نگرشی که اردوغان در منطقه تعریف کرده است ضربه خواهد زد و آن را شکننده می‌کند. همچنین در فضای انتخاباتی ترکیه در ماه‌های آینده می‌تواند تاثیرگذار باشد.
اما به هر حال سیاست خارجی اردوغان، گل و داوود اوغلو نشان داده است که قابلیت‌های زیادی برای خود در منطقه تعریف کرده‌اند که در راه پیشبرد آن هستند.
اما این امر بدان معنا نیست که موانعی بر سر راه سیاست آنها در خاورمیانه وجود نداشته باشد. حتی فشارها در جامعه بین‌المللی نسبت به آن وجود دارد. باز این امر که چینش اولویت‌ها درباره تحولات اخیر خاورمیانه به چه شکل خواهد بود، بی‌تاثیر از آن سیاست‌ها نخواهد بود.