محمد صیادی
هنگامی که رضا شاه به تبعیت ازسلفش درترکیه یعنی آتاتورک، دست به مدرنیزاسیون درایران زد، نخستین هدف خود را تأسیس دانشگاه به سبک غربی قرارداد. وی به درستی می دانست که اگر بتواند دانشجویانی غرب زده باربیاورد، به راحتی خواهد توانست سایر اهداف ضد اسلامی خود را پیاده کند. با این هدف، دانشگاه ها به محلی برای رواج ایدئولوژی های غربی، آموزش تعلیمات ضد اسلامی، مبارزه با حجاب اسلامی، ایده آل سازی از غرب به عنوان الگوی جامعه ایرانی، گسترش ناامیدی نسبت به ارزش های دینی و باوراندن ناتوانی دربرخورداری از پیشرفت و تکنولوژی بدون وابستگی به شرق و غرب تبدیل شدند.
این وضعیت نابسامان دردانشگاه ها، پس از وقوع انقلاب اسلامی و درآغازین روزهای تثبیت نظام جمهوری اسلامی، به اوج خود رسید. دانشگاه ها به محل جولان احزاب و گروه های سیاسی مختلف تبدیل شده بود. گروه های سیاسی معاند نظام با توجه به شکست درجلوگیری از رأی ملت به نظام جمهوری اسلامی، دانشگاه ها را به محلی برای یارگیری از دانشجویان فریب خورده قرارداده بودند و تدریس و آموزش عملاً تحت الشعاع فعالیت های سیاسی واقع شده بود. اساتید عمدتاً به چند دسته تقسیم می شدند: گروهی از اساتید به ترویج ایدئولوژی مارکسیسم می پرداختند، گروهی دیگر لیبرالیسم را قله آمال خود قرارداده بودند و گروهی دیگر اشاعه ناسیونالیسم افراطی را در دستورکار خود داشتند.اساتید غرب زده از هر فرصتی از جمله اوقات درسی برای ترویج باورهای انحرافی خود استفاده می کردند و به این ترتیب دانشگاه ها به محلی برای منازعه گروه های سیاسی خارج از دانشگاه و طرفداران آن ها با یکدیگر و با نظام تبدیل شده بود. خروجی این نظام آموزشی؛ که از نظر فکری و گاهی از لحاظ تشکیلاتی و مالی به بیگانگان وابسته بود، طبیعتا دانشجوی وابسته به تفکرات غرب یا شرق بود.
صدور فرمان تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی
درچنین شرایطی حضرت امام خمینی (ره) درپیام نوروزی سال 1359 با اشاره به اوضاع نابسامان دانشگاه ها، به وقوع انقلاب اسلامی در دانشگاه های سراسر کشور، تصفیه اساتید مرتبط با شرق و غرب و تبدیل دانشگاه ها به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی تأکید کردند. پس از تلاش های صورت گرفته برای بهبود اوضاع دانشگاه ها و تعطیلی دفاتر گروه های سیاسی خارج از دانشگاه در دانشگاه ها، امام خمینی (ره) درتاریخ 23/3/1359 فرمان تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی را صادر نمودند. در قسمتی از پیام ایشان آمده است:«مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان می باشد، اعلام شده است و تاکنون اقدام مؤثری انجام نشده است و ملت اسلامی و خصوصا دانشجویان با ایمان متعهد نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئه گران که هم اکنون گاه گاه آثارش نمایان می شود و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارند که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطه رژیم فاسد کارفرمایان بی فرهنگ، این مرکز مهم اساسی را درخدمت استعمارگران قرارداده بودند. ادامه این فاجعه که مع الاسف خواست بعضی گروه های وابسته به اجانب است، ضربه ای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی واردخواهد کرد و تسامح دراین امر حیاتی، خیانتی عظیم براسلام وکشور اسلامی است.»
این فرمان با تأکید بر ضرورت انقلاب فرهنگی، اقدام مؤثر برای جلوگیری از اخلال درکار دانشگاه ها، تغییر کارکرد دانشگاه ها از مراکز وابسته به قدرت های استعماری به مراکزی در خدمت ملت مسلمان ایران و نظام جمهوری اسلامی و تغییر فرهنگ شاهنشاهی به فرهنگ اسلامی را برای تداوم آرمان های انقلاب اسلامی ضروری شمرده بود.
ازطرف دیگر دراین فرمان بر سه نکته اساسی به عنوان وظایف ستاد انقلاب فرهنگی تأکید شده بود:
1-تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس دردانشگاه ها
2-گزینش دانشجو
3- اسلامی کردن جو دانشگاه ها و تغییر برنامه های آموزشی دانشگاه ها، به صورتی که محصول کار آن ها درخدمت مردم قرارگیرد.
تشکیل شورای انقلاب فرهنگی
پس از بازگشایی دانشگاه ها، امام خمینی(ره) در 19 آذر ماه 1363 طی پیامی، فرمان تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی را صادر نمودند. دقت در محتوای بخشی از این پیام، ضرورت تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی را برای ما آشکار می کند: «خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی، ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینه ها در سطح کشور آن چنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشه دار غرب مبارزه کرد.»
به این ترتیب حضرت امام خمینی(ره) با اشاره به مبارزه با بدآموزی های فرهنگ غربی و اشاعه فرهنگ غنی اسلامی و ملی، با تأکید بر ضرورت تلاش مداوم و پیگیر در طول سالیان متمادی، زمینه را برای تحقق انقلاب فرهنگی مهیا ساختند.
با تلاش هایی که از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت گرفت، محتوای برخی کتاب های درسی مخالف آموزه های اسلامی مورد بازبینی قرارگرفت، سازمان سمت برای تدوین کتب آموزشی دانشگاه ها منطبق بر آموزه های اسلامی تأسیس شد، آثار نظام سلطنتی از کتاب های درسی زدوده شد، تغییراتی در نحوه گزینش اساتید به وجود آمد و به پژوهش و تحقیق اهمیت داده شد.
ضرورت تداوم انقلاب فرهنگی
با گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز هم به نظر می رسد همه این اقدامات کافی نبوده است. ابراز نگرانی مقام معظم رهبری از ترویج دیدگاه های غربی مبتنی بر مادی نگری نشان می دهد که هر چند تلاش های صورت گرفته در زمینه اسلامی سازی دانشگاه ها، قابل تقدیر است اما هنوز به آن نقطه مطلوبی که باید، نرسیده است. ایشان در این زمینه فرمودند: «بسیاری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هایی است که مبانی آن ها مادی گری و بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی است و آموزش این علوم موجب بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی شده و باعث ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد.»
این بیانات مقام معظم رهبری نشان می دهد، هنوز هم در درون دانشگاه های ما به ویژه در علوم انسانی، پسماندهای تفکرات غربی به چشم می خورد. از این رو تداوم اسلامی سازی دانشگاه ها در راستای انقلاب فرهنگی مسئله ای مهم و حیاتی به نظر می رسد.
انقلاب فرهنگی و اخراج نظریههای غربی از دانشگاهها
عوامل جولان علوم انسانی غربی در دانشگاه های کشور، در سه بخش کتب، اساتید و دانشجویان قابل تحلیل است. بخشی از این ها ناشی از کتاب هایی است که مبتنی بر معرفت شناسی غربی از علم نگاشته و تدریس می شوند. هر چند پس از انقلاب فرهنگی کتاب های درسی اصلاح شد و دروس اسلامی- با تدوین برخی کتاب ها- به سرفصل های دروس اضافه شد؛ اما زنهار مقام معظم رهبری نشان از کار ناتمام در این حوزه دارد.
بخش دیگری از علل ترویج علوم انسانی غربی در دانشگاه ها، ناشی از طرز تفکر اساتیدی است که علوم انسانی نگاشته شده در غرب را به عنوان وحی منزل می پذیرند که البته بسیاری از این اساتید در دانشگاه های غربی درس خوانده اند. اینجاست که علت سیاست های غرب در پذیرش دانشجو از کشورهای مخالف خود- به ویژه کشورمان- روشن تر می شود. البته در این بین نباید روحیات دانشجویی را هم نادیده گرفت. دانشجویان نیز باید با تقویت روحیه پرسش گری، به چالش با تفکرات ماتریالیستی غرب برخیزند.
راهکارهای تداوم انقلاب فرهنگی
مقام معظم رهبری (مدظله العالی) نکاتی را برای اسلامی سازی دانشگاه ها در نظر گرفته اند، که اشاره به آن ها لزوم تداوم تلاش برای تحقق دانشگاه اسلامی را آشکار می کند:
جنبش نرم افزاری و تولید علم: جنبش نرم افزاری به معنای شکوفاسازی تمام استعدادهای جوانان کشور در راستای پیشرفت به سمت قله های جهانی در عرصه علم است. جنبش نرم افزاری یعنی تلاش برای تولید علوم بومی مبتنی بر نیازهای کشور در عرصه صنعت و فرهنگ. این تولید علم باید در تمام عرصه های علمی اعم از علوم پایه، پزشکی، مهندسی و علم انسانی صورت پذیرد. به نظر می رسد فعالیت های انجام گرفته در زمینه علوم پایه، پزشکی و مهندسی موفقیت آمیزتر از علوم انسانی بوده است؛ زیرا در علوم انسانی با وجود آمار زیاد پذیرش دانشجویان، توانایی دانشگاه ها در زمینه تعداد اساتیدی که در علوم انسانی حرفی برای گفتن داشته باشند و متفاوت ازاساتید غرب زده سخن بگویند و بنویسند، آن چنان که باید نیست؛ ضمن آن که باید به میزان اندک پژوهش های صورت گرفته براساس جهان بینی و تعلیمات اسلامی و به دور از ترجمه و تقلید محوری در علوم انسانی اشاره کرد. از سوی دیگر باید به ضرورت تولید علم بومی نیز اشاره کرد. به فرموده مقام معظم رهبری: «علم مایه قدرت و ثروت است.» در جهان امروز تولید علم به معنای تولید قدرت و ثروت برای کشور است. امروزه قدرتمندترین کشورها از نظر علمی، در عرصه بین المللی دارای قدرت چانه زنی بالا هستند و اساساً یکی از علل مخالفت های استکبار جهانی با قدرت هسته ای کشورمان، ترس از فتح سایر قله های علمی است. از طرفی علم می تواند به تولید ثروت برای کشور بینجامد. با به کار بردن پژوهش های علمی در صنعت، می توان به افزایش میزان تولید ثروت برای کشور از طریق گسترش توانایی های علمی پرداخت.
کرسی های آزاداندیشی دانشجویی: برای تحقق دانشگاه اسلامی باید فضای آزادی اندیشه در دانشگاه ها برقرار باشد. اگر دانشجویان بتوانند نظرات خود را در محیط دانشگاه به دور از غوغاسالاری و در فضایی صمیمی و مبتنی بر قواعد خاص بحث و مناظره بیان کنند، گام بلندی در راستای اثبات حقانیت تفکر مبتنی بر جهان بینی اسلامی و نفی جهان بینی مادی برداشته خواهد شد؛ زیرا طرفداران مکاتب غربی در دانشگاه ها با سوءاستفاده از حق جویی دانشجویان و فضای مبتنی بر مغلطه و سفسطه، از انتشار نظرات درست جلوگیری می کنند. بنابراین اگر فضایی فراهم شود که در آن همه دانشجویانی که حرفی برای گفتن دارند، بتوانند به بیان نظرات خود بپردازند، از آسیب های کشاندن این مسایل به خارج از دانشگاه نیز پیش گیری خواهد شد. از طرفی با توجه به این که دانشجویان در معرض انواع مکاتب فکری- به ویژه از نوع الحادی آن- قرار دارند، به چالش کشیده شدن این مکاتب در اندیشه دانشجویان توسط سایر دانشجویان، به تقویت روحیه پرسش گری دانشجویی، افزایش روحیه نقد و نقادی و فرو ریختن ترس از نقد مکاتب فکری در میان دانشجویان خواهد انجامید.
کرسی های آزاد نظریه پردازی: ویژگی مهم دیگری که دانشگاه اسلامی باید از آن برخوردار باشد، توانایی اساتید برای نظریه پردازی است. علاوه بر دانشجویان، اساتید دانشگاه نیز باید بتوانند در فضایی مناسب به نظریه پردازی بپردازند. ترس اساتید از نقد و نفی نظرات دانشمندان غربی باید فرو بریزد. بر مبنای نظر مقام معظم رهبری، برای تولید علم توسط اساتید کشورمان دو مؤلفه اساسی لازم است: یکی قدرت علمی و دیگری جرأت علمی. اساتید دانشگاهی کشورمان علاوه بر تقویت قدرت علمی باید جرأت علمی خود را نیز تقویت کنند. یکی از فواید برقراری کرسی های آزاد نظریه پردازی این است که اندیشمندان کشورمان جرأت آن را پیدا خواهند کرد که در مقابل اندیشه های غلط و انحرافی دانشمندان غربی بایستند، آن ها را نقد کنند و با استفاده از تجربیات آن ها به نظریه پردازی مبتنی بر تولید علم بومی و براساس جهان بینی اسلامی بپردازند؛ البته این به معنای آنارشیسم علمی نیست بلکه جرأت علمی باید حساب شده و دقیق باشد. در این فضا، اساتیدی که سخن خواهند گفت، سخنشان بر پایه استدلال منطقی و به دور از سوءاستفاده از ناآگاهی دانشجویان خواهد بود؛ زیرا اساتیدی دیگر خواهند بود که وی را نقد کنند، اشتباهاتش را به وی گوشزد کنند و از طرفی با باروری نظریات مطرح شده، راه برای اندیشه های ژرف تر و افزایش عمق و درونی سازی نظریات مطروحه باز خواهدشد.
جنبش نرم افزاری و تولید علم، کرسی های آزاداندیشی و کرسی های آزاد نظریه پردازی سه نکته اساسی است که مقام معظم رهبری بارها بر آن ها تأکید کرده اند. از کلام ایشان می توان دریافت که اگر تحولی که باید برای اسلامی سازی دانشگاه ها صورت گیرد، با دقت انجام شود، عقب ماندگی ها جبران خواهد شد و رشد کیفی در کنار رشد کمی قرار خواهد گرفت؛ مرزهای علم شکسته خواهد شد، نوآوری مطلوب، کاربردی و تحقیق محور، جایگزین بت پرستی علمی و تقلیدمحوری شده و با بیدار شدن روحیه کاوشگری و انقلاب علمی مبنی بر جهان بینی اسلامی، قله های پیشرفت در دسترس خواهند بود.
بدین سان در تداوم انقلاب فرهنگی صورت پذیرفته در آغاز انقلاب اسلامی، امروز معنای انقلاب فرهنگی با انقلاب علمی عجین شده است. امروز، انقلاب فرهنگی یعنی این که نظام جمهوری اسلامی ایران با اتکا بر فرهنگ غنی اسلامی و ملی، با به کارگیری رویش های انقلاب اسلامی و استفاده از روحیه خودباوری مولود یافته از انقلاب اسلامی به سمت انقلاب علمی در دانشگاه ها حرکت کند، علوم تولید شده در دانشگاه ها براساس نیازهای کشور صورت پذیرد، علوم انسانی به عنوان منبعی اساسی برای تقویت فرهنگ اسلامی تبدیل شود و دانشگاه ها چه به لحاظ شکلی و چه به لحاظ ماهوی، اسلامی شوند. انقلاب فرهنگی یعنی تبلور فرهنگ اسلامی در صورت و سیرت دانشگاه ها، دانشجویان و اساتید.