تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۲۱۸۵۴۹
نگاهی به زمینه‌ها و بسترهای انقلاب فرهنگی

مصطفی محققی
دانشگاه ها و بویژه دانشگاه تهران، در طول دوران انقلاب به عنوان یکی از مهم ترین مراکز انقلابی در پایتخت و شهرهای دیگر نقش آفرینی کردند. با وجود نقش فعال این مراکز در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، آنان در فردای پس از پیروزی انقلاب به عنوان یک ستاد مرکزی و تبلیغاتی برای گروهکهای معاند و ضد انقلاب بدل شدند به طوری که این گروه های سیاسی گردهمایی ها و تهیه نشریات خود را در این مراکز انجام می دادند با توجه به این امر از نخستین روزهای پیروزی انقلاب دانشگاه ها منشأ مشکلاتی شدند و بر رهبران انقلاب نیز مسلم شد که این مراکز در تسخیر و تسلط نیروهای ضد انقلاب قرار گرفته اند و آنان دیر یا زود این نقطه اتکا را تبدیل به دژی تسخیر ناپذیر خواهند کرد. در ضمن همین جریانات بود که اعضای شورای انقلاب با اعتقاد به این که دانشگاه ها در دست گروهک های سیاسی قرار گرفته اند ضمن ملاقات با امام، اطلاعیه ای تعیین کننده و مهم، منتشر ساختند که در آن آمده بود "هرگونه استخدام در دانشگاه ها از هم اکنون باید متوقف شود." این اطلاعیه به عنوان یک تعیین تکلیف نهایی برای دانشگاه ها مطرح شد به دنبال این بیانیه بود که در روزهای پایان فروردین ماه بیش از 30 مرکز مهم دانشگاهی با زد و خوردهای محدود و یا شدید تسخیر شدند این حرکت آغاز جنبشی بود که به "انقلاب فرهنگی" موسوم شد. در این مقال به بررسی زمینه های سیاسی و لزوم انجام انقلاب فرهنگی پرداخته خواهد شد.‏
سال تحصیلی 1358 ـ 1357 در دانشگاه ها سالی پر التهاب بود. در این سال تظاهرات ها و تحصن های دانشجویی به اوج خود رسید. به دنبال این وقایع دانشگاه تهران برای مدتی محدود و دانشگاه ملی (شهید بهشتی) برای زمانی نا مشخص تعطیل اعلام شد. با اعلام تعطیلی دانشگاه ها، اساتید، دانشجویان و نیز کارکنان دانشگاه تهران به تحصن پرداختند و خواسته هایی از جمله آزادی زندانیان سیاسی را مطرح نمودند. در روز 13 آبان 1357 در جریان درگیری های خونین بین دانشگاهیان و نیرو های رژیم، دانشگاه به خاک و خون کشیده شد. ‏
پس از واقعه 13 آبان 1357 و روی کار آمدن دولت نظامی ازهاری، دانشگاه به کلی تعطیل شد. از این به بعد، امواج تحصن، تظاهرات ها و درگیری های خشونت بار و سرکوب های وحشیانه تر سراسر مراکز دانشگاهی را فرا گرفت. به دنبال اعلامیه دولت بختیار مبنی بر ممانعت از ورود امام به کشور، جمعی از روحانیون برجسته، در مسجد دانشگاه تهران تحصن گزیدند و این تحصن تبدیل به یکی از نقاط عطف انقلاب اسلامی گردید. پس از مدتی، مهندس مهدی بازرگان، رئیس دولت موقت، برای اعلام برنامه دولت خود، صحن دانشگاه را برگزید و بالاخره، دانشگاه تهران به عنوان محل برگزاری نماز جمعه انتخاب شد.‏
در کنار همه وقایع مذکور، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دانشگاه به ستاد مرکزی و کانون فعالیت های گروه های سیاسی مختلف بدل شد. آنان گردهمایی های خود را در این محل برگزار می کردند، نشریات خود را در دانشگاه تهیه می کردند و حتی سلاح هایی هم در ستاد های دانشگاهی گرد آورده بودند. از همین روی، دانشگاه ها، از آغاز دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی منشأ مشکلاتی برای نظام نوپای جمهوری اسلامی شد که در آن گروهک های مخالف و معاند نظام به جولان پرداخته و از مراکز دانشگاهی به عنوان ستاد مرکزی فعالیت و خوراک سازی فکری، تبلیغاتی و حتی نظامی در راستای مخالفت و مبارزه با نظام بهره برداری می کردند.‏
در این زمان که قسمت عمده ای از وظایف اداره کشور از سوی شورای انقلاب انجام می گرفت، این شورا در صدد چاره جویی و حل مشکلی که از سوی مخالفین و معاندین نظام با استفاده از سنگر دانشگاه به وجود آمده بود، بر آمد. شهید بهشتی از اعضای بر جستة شورای انقلاب، معتقد بود: "گروه های مخالف مسیر انقلاب، ممکن است از تجمع در دانشگاه ها و مدارس برای منظورهای خود بهره برداری کنند. طبعا باید پیش بینی های لازم در این امر داشت." در این میان نظرات مختلفی از سوی اعضای شورای انقلاب مطرح گردید که برخی از آنها موافق تعطیلی دانشگاه بودند و عده ای نیز با این طرح مخالفت می کردند. اما آنچه برای اعضای شورای انقلاب محرز بود اینکه دانشگاه ها در تسخیر و تسلط نیرو های ضد انقلاب قرار گرفته است و آنان دیر یا زود، این نقطة اتکا را تبدیل به دژی تسخیر ناپذیر خواهند کرد. ‏
یکی از مهم ترین مسائلی که در وضعیت پیش آمده چهره نموده بود استحاله جوانانی بود که تازه به دانشگاه قدم می گذاردند. به عبارت دیگر، ورود به دانشگاه مترادف با داخل شدن در مراکز تبلیغی سیاسی علیه نظام و گروه های سیاسی مخالف با مسیر واقعی انقلاب بود. توضیح اینکه گروهک های سیاسی مخالف و معاند نظام که در دانشگاه ها نفوذ قابل توجهی داشتند به محض ورود محصلین به دانشگاه با ترفند های مخصوص اقدام به جذب آنان نموده و عقاید انحرافی خود را در اذهان دانشجویان جدید الورود جای می دادند بدین ترتیب دانشگاه تبدیل به محلی برای نزاع و درگیر یها گردید.‏
اوج درگیری های دانشگاه از دانشگاه تبریز آغاز شد. واقعه از این قرار بود که حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در تاریخ 26 فروردین 1359، در تبریز، در جلسه ای که در دفتر تبلیغات اسلامی امام خمینی (ره) تشکیل شده بود، سخنرانی مهمی برای روحانیون تبریز ایراد کرد. بعد از ظهر همین روز در تالار اجتماعات دانشکده پزشکی دانشگاه تبریز حضور یافت و برای دانشجویان مبحثی ایدئولوژیک دربارة مبانی فکری اسلام، مطرح ساخت و سپس اهداف و بنیاد های انقلابی اسلامی را تشریح نمود اما در خلال سخنرانی هاشمی رفسنجانی گروهی از دانشجویان هوادار سازمان مجاهدین خلق و برخی گروه های مارکسیست به طرح مسائلی در مخالفت با سخنان وی و انتقاد از انقلاب پرداخته و با سر دادن شعار هایی جلسه را به تشنج کشیدند. این اقدام باعث شد تا گروهی دیگر از دانشجویان با آنان برخورد کنند. بدین ترتیب محل سخنرانی تبدیل به مکان نزاع و درگیری شد. در اثر این درگیری ها درهای تالار شکسته شد حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی سخنرانی را قطع و جلسه را ترک کرد. این واقعه دامنه ای وسیع یافت و بزودی از سوی مردم و روحانیون تبریز محکوم شد. بازار تبریز در اعتراض به آن تعطیل گردید.
در پی این وقایع در دانشگاه تبریز رویداد های دیگری اتفاق افتاد که آثار و نتایج مهمی بر جای گذاشت؛ بلافاصله پس از اقدامات گروهک ها در ایجاد اغتشاش در دانشگاه در مراسم سخنرانی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ساختمان مرکزی دانشگاه از سوی دانشجویان مسلمان و انجمن اسلامی کارگران تصرف شد. دانشجویان با انتشار اعلامیه ای، ضمن اعتراض به واقعه مذکور، خواستار تصفیه و پاکسازی دانشگاه شدند. مردم نیز از این خواسته ها حمایت کردند و بزودی کلاس های درس از سوی دانشجویان تعطیل شد.‏
همزمان با وقایع دانشگاه تبریز، دانشگاه علم و صنعت تهران نیز در اختیار انجمن اسلامی دانشجویان قرار گرفت. این وقایع درگیری هایی نیز در پی داشت. رفته رفته مسئله دانشگاه ها ابعاد ملی به خود گرفت، لذا شورای انقلاب مصوبه ای را به تصویب نموده و به تائید امام رساند که بر اساس آن کلیه دانشگاه های کشور از 15 خرداد ماه تعطیل می شد تا به وضع و نظام آنها رسیدگی شود. اما وضعیت به حدی متشنج و بحرانی بود که آرامش از سطح دانشگاه رخت بر بست.‏
شورای انقلاب پس از ملاقات با امام، اطلاعیه مهمی را منتشر ساخت. در این اعلامیه، ضمن تاکید بر اینکه کلیه دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی باید ترتیبی اتخاذ کنند که تا روز 14 خرداد ماه، امتحانات و برنامه های خود را با اتمام رسانند، آمده بود: "تا فرصت کافی برای تهیة برنامه و نظام آموزشی بر پایة معیار های انقلابی وجود داشته باشد، پذیرش دانشجو بر اساس موازین جدید انجام خواهد یافت." و نیز "هر گونه استخدام در دانشگاه ها از هم اکنون باید متوقف شود." همچنین اعلامیه تصریح داشت که: "ستاد های عملیاتی گروه های گوناگون، دفتر های فعالیت و نظایر اینها که در دانشگاه ها و دانشکده ها و موسسات آموزش عالی، مستقر شده اند در ظرف سه روز از صبح شنبه تا پایان روز دوشنبه برچیده شود. چنانچه تا پایان این مهلت، تاسیسات مذکر برچیده نشوند، شورای انقلاب مصمم است که همه با هم یعنی رئیس جمهور و اعضای شورا، مردم را فراخواند و همراه مردم در دانشگاه ها حاضر شوند و این کانون های اختلاف را برچینند."‏
در پی انتشار این بیانیه و نیز دستورات اکید امام، مسئولین و دست اندرکاران اداره امور کشور با جدیت و حساسیتی بیش از پیش اقدام به کنترل اوضاع نمودند؛ آیت الله مهدوی کنی، سرپرست کمیته های انقلاب اسلامی، اعلام کرد که "پاسداران و مأموران شهربانی مأمور کنترل دانشگاه شدند" البته قسمت عمده کنترل، حفاظت و ادارة دانشگاه ها به دست اعضای انجمن های اسلامی انجام پذیرفت و در روزهای پایانی فروردین ماه 1359، بیش از 30 مرکز مهم دانشگاهی در کنترل انجمن ها قرار گرفت.‏
بدین ترتیب جنبشی آغاز شد که در تاریخ جمهوری اسلامی ایران به "انقلاب فرهنگی" نامبردار شد. انقلاب فرهنگی اقدامی ضروری در حفظ ثبات بنیاد های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی بود به گونه ای که امام شدیدا از آن حمایت نموده و فرمودند: "ما از حمله نظامی نمی ترسیم، از دانشگاه استعماری می ترسیم."‏
در مقابل جریان اصلی انقلاب و امام، عده‏ای نیز به تنقید انقلاب فرهنگی پرداختند که علاوه بر گروه های مارکسیست مهم ترین جریان مخالف انقلاب فرهنگی را می‏توان ملی ـ مذهبی ها دانست که عمدتا در قالب جبهه ملی فعالیت داشتند. آنان با استفاده از تریبون ها و ارگان های خود اقدام انقلابی که کاملاً مورد تائید امام بود را زیر سئوال بردند. به عنوان نمونه در نشریه پیام نوشتند:
"پاک سازی دانشگاه ها از ایدئولوژی های سیاسی، یاد آور دوران طاغوت است" و نیز اظهار داشتند "آنچه بیش از همه چیز تداوم انقلاب و حفظ دستاوردهای آن را تضمین می کند، گام برداشتن در مسیر سازندگی و خود کفایی است تصفیه و پاکسازی دانشگاه ها و سایر محیط های آموزشی از اساتید و معلمانی که طرفدار ایدئولوژی و مکاتب مختلف هستند موضوعی است که این روزها نه تنها گاه و بی‌گاه به گوش می رسد بلکه در تعدادی از این مراکز نیز به اجرا در آمده است تمایلات و گرایش های بعضی از اعضای کادر آموزشی مدارس یا دانشگاه ها به احزاب و گروه های مختلف سیاسی، برخی از گردانندگان ارتجاعی این مؤسسات را برآن داشته تا با توسل به بهانه های گوناگون دیگر، زمزمه تصفیه در دانشگاه ها را از این اساتید آغاز نماید."‏
‏ اما این موضع گیری های مخالف علیه انقلاب فرهنگی و دست اندرکاران این انقلاب با انتقاد صریح امام مواجه می شود به طوری که ایشان در ضمن یکی از سخنرانی هایشان به مخالفت این افراد اشاره می کنند و در این باره می فرمایند: "یکی از چیزهایی که اینها باز برایش سینه می زنند و جبهه ملی هم در اعلامیه اش [آورده این است که] دانشگاه چرا باز نمی شود... دانشگاه شما را بیرون داده! این دانشگاه باز بشود، ده بیست سال دیگر یک عده ای بیایند، همین ها هستند، همین که شمایید! آنها هستید که اسلام را قبول ندارید؛ اسلام را احکام غیر اسلامی می دانید!..." امام در ضمن سخنانشان آن ها را کسانی معرفی می کنند که به اسم ملت دارند بر ضد آنان عمل می کنند و در این باره می گویند:
" یک دانشگاهی می خواهیم درست کنیم که بعد مثل شما بیرون ندهد! یک دانشگاهی که یک آدم متعهد به اسلام را بیرون بدهد اگر تعهد به اسلام داشته باشد، نه ما را به طرف شرق می کشد و نه ما را به طرف غرب می کشد، نه آن دید تنگ بعضی از شما را دارد که می گویید ما نمی توانیم."‏
مردم در پرتو موضع گیری های امام، تصفیه دانشگاه ها را وظیفه شرعی و ملی خود دانستند و تقریباً کار را یکسره کردند. آخرین مورد از برخورد ها و درگیری ها در دانشگاه تهران به وقوع پیوست طی این درگیری ها مشخص شد که گروهک ها مقادیری اسلحه در این دانشگاه انبار کرده بودند تا در موقع مقتضی علیه نظام به کار گیرند.‏