تاریخ انتشار : ۱۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۲۱۸۵۵۶
نگاهی به فیلم تلقین به بهانه پخش از سیما

علیرضا پورصباغ
تائو به معنای راه است. این فلسفه تحولات جهانی را به مانند یک بستر رودخانه تشبیه می کند و برای تحولات جهانی آغاز و انجامی قائل نیست. اندیشه ای که در تمامی شریعت های مهم دنیا با مبانی توحید و معاد نقض می شود. مبنای فیلم «تلقین» بنیان های ایدئولوژیک و تائوئیسمی دارد. تحولات جهانی براساس ایده های تائوئیسم، به تناسب خواهی برای تمامی رویدادهای بشری از تولد تا مرگ قائل است. طبق آموزه های طریقتی نشات گرفته از تائو، مرگ وجود ندارد و زندگی به خواب تشبیه می شود و هر کس که می میرد در واقع از خواب برمی خیزد و در زندگی دیگری به روال طبیعی زندگی اش ادامه می دهد. این نظریه به صورت خرافه نشات گرفته از تائوئیسم است و هسته مرکزی و جان مایه روایی فیلم «تلقین» را تشکیل می دهد. پیروان فلسفه تائو اعتقاد دارند تائو آغاز و انجامی ندارد و مبدا هستی- پروردگار- در طریقت و شریعت های منشعب از بنیان های خرافه ای جریان گرفته از تائو نقض می شود.
در آموزه های نشات گرفته از تائوئیسم اشیا در بستر طبیعی خود سیر می کنند و با کمال تناسب حرکت خواهند کرد. این آموزه تک خطی، بنیان اصلی فیلم نخستین کریستوفر نولان با نام «تعقیب» است. تائو به معنای بستر رودخانه است. اگر به مهمترین فیلم کریستوفر نولان دقت کنید اصل جریان که درام سیر صعودی پیدا می کند، در بستر یک رودخانه کم سطح رخ می دهد.
نگارنده با دقت تمام کمیک های اولیه بتمن را مطالعه نموده ام. می توانم ادعای دیگری را به اثبات برسانم. در نخستین روزهایی که بروس وین-بتمن- سیر تحولی را برای خفاش شدن می پیماید او تمامی سیر آموزشی برای مبارزه با اهریمن های گاتهام سیتی را از آلفرد می آموزد. اما در فیلمنامه ای که نولان و برادرش برای «آغاز بتمن» نوشته اند بروس وین برای آموزش راهی شرق آسیا می شود. این صحنه ها عموما بازسازی شده است. بروس در معابدی که برگرفته از اشکال معابد تائو است آموزش می بیند. اضافه کردن این بخش ها به «سرآغاز بتمن» سبب می شود که کریستوفر پریست یکی از نویسندگان و پیروان طریقت تائو که قرار بود برگردانی از کتابش به فیلم بدل شود از مدیران استودیو بخواهد که کارگردانی اثرش را فقط نولان انجام دهد، چرا که ذات فیلم «پرستیژ» پنجمین فیلم نولان برگرفته از طریقت فالون دافا است که برخی مبانی آن اشتراک غیرقابل انکاری با طریقت تائو دارد.
در این فیلم بر مبنای همین طریقت، سیر تداومی زندگی از طریق جادو صورت می پذیرد. شاید ذکر این نکته خالی از لطف نباشد؛ جذابیت نخستین این طریقت برای پیروانش، ارتقای قدرت های روحی و دست یازیدن به قدرت های ماورایی است. در فیلم «پرستیژ» دو رقیب جادوگر در تقابل با یکدیگر قرار دارند و یکی از این دو موفق می شود با مهار قدرت های روحی خویش سبب تولید انرژی عظیمی شود که انسان را به فراسوی تناسخ و مرگ ها و تولدهای متوالی می برد.
تلقین: توشی کو ایزوتسو (مترجم قرآن به زبان ژاپنی) کتابی را با نام «عرفان و مکتب تائوئیسم» مبتنی بر 36 فصل را به صورتی ساده تالیف کرده است که می تواند در جهت تبیین خاستگاه های تائویی کارگردان فیلم «تلقین» را بیشتر بازتاب دهد. ایزوتسو در این کتاب بر دیدگاه های مشترک لائوتسه و چوانگ تسه (مروج بعدی طریقت تائوئیسم) و در یک نقل قول مشترک از این دو می نویسد که جهان پیرامون ما که آن را واقعی می پنداریم چیزی جز خواب و رویا نیست و واقعیتی که پیرامون ماست واقعیت به معنای دقیق کلمه نیست. در واقع در سکانس پایانی فیلم زمانی که کاب (دیکاپریو) همراه مایلز وارد می شود و کیف خود را بر زمین می گذارد و فرفره خود را بیرون می آورد و به روی میز به چرخش در می آورد گره اصلی فیلم «تلقین» باز می شود. این بخش اصل معاد و مرگ را به سیاق طریقت تائو کد اصلی فیلم و مفهوم حقیقی مدنظر کریستوفر نولان در این فرفره پنهان است و بر طبق ادعاهای خود فیلم در زمان دیگری دیالوگ هایی میان کاب و مال (همسرش) رد و بدل می شود و مال به وی می گوید که جهان واقعی زمانی برای کاب ترسیم می شود که فرفره مدتی کوتاه چرخش داشته باشد. اما زمانی که کاب در سکانس پایانی پای در دنیای واقعیت می گذارد فرفره مذکور کماکان در حال چرخش است، پس به تعبیر خود فیلم این جهان نیز دنیای واقعی نیست. البته ابن عربی (فیلسوف بزرگ اسلامی) هم بر این موضوع صحه می گذارد، یعنی جهان پیرامونی یک خواب بیشتر نیست. نفی وجود حقیقی جهان و انسان و مرگ در سکانس پایانی فیلم وجود دارد بازتابی از طریقت تائو است که بودیسم و طریقت کنفسیوس بر آن صحه می گذارد. تداوم زندگی به اشکال مختلف در واقع نقض اصل بنیادین مرگ و در نهایت معاد در فرهنگ اسلامی است و اساس خطرناک بودن این اندیشه در فیلم «تلقین» در تعارض با آموزه های دین اسلام و حتی ادیان ابراهیمی است. نفس طریقت فالون دافا بر این مدعاست که عظمت طبیعت بازیچه نیروی غالب فرد است و این ادعا را به اشکال مختلف در فیلم «تلقین» می بینم که جهان بینابینی که مثلا در خواب این قدرت را به کاب و آریادنی می دهد تا جهانی را ترسیم کنند که خواستار آن هستند.
در آموزه های تائو آمده است که تمام هستی به صورت طبیعت و جهان پدیدار شده و در آن نیرویی جاری است و تنها یک نیروی واحد است که به ده هزار چهره نمایان گردیده است. همه هستی از تائو به وجود آمده و تائو در همه جا حاضر است. کاب و ادریانی زمانی که در خیابان شلوغ قدم می زنند سعی می کند در ذهن او آموزش های آن طریقت را برای گونه به گونه شدن جهان بیاموزد. موضوعی که نولان می کوشد با تکیه بر آن در این فیلم اتفاقا خودش به بیننده تلقین کند این است که سیر تداومی زندگی صورت های دیگری دارد و مرگ در واقع خوابی بیش نیست. البته در فصل سوم سریال گمشدگان نیز زمانی که دوست «هیوگو» (یکی از شخصیت های گم شده در جزیره) به او اشاره می کند که اگر از وضعیت فعلی ناراضی هستی می توانی از صخره خود را به پایین پرت کنی تا در زندگی بعدی از خواب بلند شوی. بدین صورت در ویترین «تولیدات هالیوودی» با هجمه ای وسیع در رابطه با تولید ایدئولوژی و جهان بینی های متفاوتی روبه رو هستیم و آن بر مبنای این است که مصرف کنندگان محصولات هالیوود از چهارچوبی که حداقل پیامبران الهی درباره مرگ و معاد برایشان ترسیم کرده اند دور شوند. سال ها قبل برنا ردو برتولوچی پرچمدار فیلم های اروتیک با فیلم بودای کوچک عملا موضوع تناسخ را به نو مسیحیت تازه آمریکایی افزود. در واقع شاخ و برگ دادن به بدنه جریان مسیحیت و انحراف در تمامی ادیان با بهره جویی از طریقت ها و شریعت های دروغین پروژه ای طولانی مدت است که از ابتدای هزاره سوم آغاز شده و رویکرد فیلم «تلقین» هم جز القای تثبیت نظریه تداوم زندگی با اشکال دیگر نیست.
در بحث جریان شناسی عرفان تائو شناخت وجود مابعدالطبیعی از شناخت اشیای محسوس در همان واقعیت محسوس آنها برای شخصی که در عالم رویاست و آنها را در عالم می بیند کمتر نیست این بخش را به صورت مستقیم از آموزه های مستقیم تائوئیسم از کتاب ایزوتسو نقل کردم تا متوجه شویم فرفره که دائما در فیلم در حال چرخش است این تلقی را منتقل می کند که اصل جریان فیلم نیز . خود زندگی در واقعیت را نفی می کند. گاهی برخی اساتید دانشگاه را در جلسات مختلفی دیده ام که ناآگاهانه برای ترویج این تفکر ضدمعادی از یک حدیث نبوی بهره می برند (الناس نیام فاذا ماتوا انتهبوا: مردم خوابند آن گاه که می میرند بیدار می شوند) البته منظور پیامبر اکرم (ص) از ذکر این حدیث میزان آگاهی انسان به جهان ماده بعد از مرگ است که متاسفانه برای توجیه این اندیشه تائویی استفاده می شود. حال آنکه تفسیر استراتژیکی که می توان از داده های فیلم «تلقین» براساس عرفان تائو برداشت کرد تفسیری فلسفی براساس شمنیسم خاور دور است. البته بودیسم و تائوئیسم ریشه های مشترکی دارند. مذهبی نوظهور با نام فالون دافو توسط فردی با نام لی هینگ جی بنیانگذاری شده است که تکثیر این شریعت دروغین در هالیوود در برخی آثار ام نایت شیامالان در حال ترویج است که در فصل های بعدی مفصل بدان خواهیم پرداخت.