تغییرات در سازماندهی
شاید بارزترین درسهائی که اسرائیل از جنگ 1982 بدست آورده این باشد که دیگر نیازی به افزایش «کمی» نیروهایش در سطح وسیع ندارد، بلکه باید میزان تحرک، فعالیت و کارائی این نیروها را افزایش داده و بر قابلیت نیروهای مختلف جنگی تاکید کند.
البته این «درس عبرت» تنها زائیده و نتایج جنگ 1982 لبنان نیست، بلکه فشارهای فزاینده اقتصادی ظرفیت جذب نیروی نظامی از سوی دولت عبری را حتی در سالهای پیش از جنگ به حداقل رسانده است.
آریل شارون (وزیر دفاع سابق اسرائیل) در سال 1981 اعلام کرد: «دیگر حتی یک هواپیما یا تانک به توان رزمی خود اضافه نمیکنیم».
تازهترین برآوردهای غرب از توان نظامی اسرائیل حاکی است، که این کشور از حجم نیروی نظامیاش کاسته است.
این را وزارت دفاع در جدال مستمر خود با وزارت دارائی بر سر تاثیر کاهش هزینههای نظامی بر امنیت کشور بارها تکرار کرده است.
تعداد نیروهای اسرائیل در سال 1982 حدود 175 هزار نفر بود، در حالیکه این تعداد سال 1986 به 142 هزار نفر رسید. گرچه تعداد نیروهائی که در حالات فوقالعاده میتوان آنها را بسیج کرد در عدد ثابت نیم میلیون نفر باقی مانده است.
بهرحال اکنون این دیدگاه در میان محافل اسرائیلی قوت میگیرد که باید نیروهای مسلح این کشور در جهت «کیفیت» بدون افزایش در کمیت گسترش داد.
این را سرلشگر «دان شومرون»، رئیس ستاد جدید ارتش مطرح میکند. وی افکار تازهای در رابطه با ایجاد موازنه میان هزینههای نظامی و کارائی نیروهای مسلح اسرائیل با خود دارد.
مهمترین تغییری که اسرائیل طی سالهای اخیر در سازماندهی ارتش خود بوجود آورد، تقویت فرماندهی نیروی زمینی است. بین سالهای 1983-1984 مناقشه بر سر این موضوع بود که سرانجام از سال 1985 به مرحله اجرا گذاشته شد.
اکنون فرماندهی ارتش اسرائیل به ایجاد وحدت در شیوههای جنگی برای بخشهای مختلف ارتش و آماده ساختن آنها جهت وارد شدن در یک جنگ هماهنگ میپردازد. (یکی از عوامل نارسائی در عملیات نظامی اسرائیل در لبنان در تابستان 1982 این بوده است).
یکی دیگر از نتایج سازماندهی جدید تجدیدنظر در روابط میان بخشهای مختلف نیروی زمینی از یک سو و فرماندهی کل ارتش از سوی دیگر است. (شاید این امر تصادفی نبوده «دان شومرون» که در سال 1984 فرمانده نیروی زمینی بود، به فرماندهی ستاد ارتش برسد)
از سوی دیگر، جایگاه و موقع فرماندهی منطقهای تقویت شد.
(فرماندهی جبهه شمال - فرماندهی جبهه مرکزی و فرماندهی جبهه جنوب) به فرماندهی مذکور اختیارات جدیدی در حد اختیارات فرماندهی (سپاه) منطقه یا فرماندهی ارتش داده شد.
در سازماندهی جدید به «فرماندهی جبهه شمال» اولویت ویژهای بخشیده شد. زیرا این فرماندهی مسئول مستقیم هرگونه رویاروئی در منطقه جولان با سوریه یا هر نوع عملیات احتمالی در لبنان و یا در شمال اردن (در منطقه آم قیس) میباشد. از دیگر کارهائی که بر آنها فراوان تاکید میشود، تقویت و استحکام خطوط دفاعی در جبهه جولان میباشد.
برحسب برآوردهای جدید غرب، طرح جنگی اسرائیل تا سال گذشته مشتمل بر واحدهای زیر بوده است: سه فرماندهی سپاه شامل 11 لشکر زرهی با مجموع 32 تیپ زرهی و 11 تیپ پیاده مهندسی - 11 تیپ توپخانه (یعنی برای هر لشکر سه تیپ زرهی یک تیپ پیاده مهندسی و یک تیپ توپخانه). همچنین نیروهای اسرائیلی دارای یک لشکر هوابرد، و یک تیپ توپخانه میباشد. علاوه بر تشکیلات نظامی مستقل که شامل: دو تیپ چترباز - 11 تیپ پیاده مهندسی، فرماندهی مستقل که شامل: دو تیپ چترباز - 11 تیپ پیاده مهندسی، فرماندهی مستقل تیپ توپخانه. 3 تیپ مستقل توپخانه - 30 گردان مستقل توپخانه و 12 فرماندهی دفاع منطقهای در سطح تیپ پیاده میباشد.
بدین ترتیب جمع نیروهای اسرائیل بر حسب برآوردهای یاد شده: 110 گردان پیاده، 40 گردان پیاده مهندسی - 15 گردان چترباز 30 گردان پیاده، و 125 گردان توپخانه میباشد.
به اعتقاد یکی از مفسرین نظامی آمریکا این تراکم نیروها «ترکیب گستردهای از عناصر مختلف نیرو را از سوی دولت کوچکی مانند اسرائیل حتی اگر بتواند 20 درصد نیروی انسانی خود را بسیج کند، تشکیل میدهد.»
پیشبینی میشود اسرائیل طی سالهای آینده همچنان با ساختار نظامی فوق به عنوان «حداقل» نیروی مورد نیاز برای دفاع از امنیت دولت عبری محافظت خواهد کرد.
دیدگاههای عملیاتی:
میتوان تغییراتی را که در تاکتیکهای عملیاتی پس از جنگ 1982 در ارتش اسرائیل بوجود آمد به نحو زیر بیان کرد.
در زمینه نیروی زمینی: از نقطه نظر نظامیان اسرائیل علیرغم نقش بارز نیروی هوائی هنوز هم نیروی زمینی به عنوان عامل تعیینکننده در رویاروئی با اعراب به شمار میآید، پارهای از منابع غربی یادآور میشوند، که فرماندهی ارتش اسرائیل بر موارد زیر بیش از هر چیز تأکید دارد:
1- افزایش تعداد تانکهای «میرکافا»: برحسب برآورد منابع غربی تعداد تانکهای «میرکافا» که در خدمت ارتش اسرائیل قرار دارد مابین 250 تا 300 تانک میباشد. اما میتوان پیشبینی کرد که تعداد واقعی این تانکها به 750 تا 800 تانک برسد. یعنی بتوان دو لشکر زرهی و تعدادی از تیپهای مستقل را مسلح ساخت - (بر اساس 300 تانک برای هر لشکر و 90 تانک برای هر تیپ زرهی).
بهرحال اسرائیل در تلاش است تا بیشترین تعداد تانکهای «میرکافا» را به خدمت بگیرد. حتی ممکن است آنها را جایگزین تانکهای قدیمی «م - 48» یا تانکهای مدرن ت54 - 55 «وت 62» ساخت شوروی که در جنگهای 1967 و 1973 از اعراب به غنیمت گرفت، سازد. زیرا اسرائیل تانکهای «میرکافا» (حتی مدلهای نخستین آن) را از لحاظ توان رزمی و قدرت مانور در مناطق صعبالعبور مناسب یافت. مضافا به اینکه در مقابل آتش دشمن مقاومت دارد و در مقایسه با تانکهای «م - 60» آمریکائی خدمه خود را از آتش دشمن بهتر حمایت میکند.
اسرائیل در جریان جنگ تانکها با سوریه در سال 1982 به این نتیجه رسید که تانکهای «میرکافا» از قدرت و کنترل آتش فوقالعادهای برخوردار است که حتی بر تانکهای مدرن «ت - 72» شوروی نیز برتری دارد. البته اسرائیل هنوز هم درصدد است تا میزان کارائی این نوع تانکها را بالا ببرد یک توپ 120 میلیمتری را جایگزین توپ 105 میلیمتری فعلی آن کند.
منابع غربی یادآور میشوند، اسرائیل تانکهای بزرگ با وزن زیاد (56 تن در مقایسه با 41 تن تانک «ت 72») را یک برتری برای نیروی زرهی خود در جنگهای کوهستانی و جنگ شهرها یافته است.
2- حمایت از نیروی پیاده:
در جریان جنگهای 1982 خودروهای نفربر زرهی اسرائیل در معرض آتش سنگین قرار گرفته و متحمل تلفات شدند. که فرماندهی ارتش اسرائیل را به تقویت زرهی این نوع خودروها وادار ساخت. به ویژه خودروهای آمریکائی «ام - 113» که تعداد زیادی از آنها در ارتش اسرائیل موجود است. و دیگر اعتماد بر نقش تانکهای «میرکافا» در انتقال نیروها به جبهههای جنگ میباشد.
از سوی دیگر اقدام به آموزش مجدد عناصر پیاده مهندسی مینماید تا از اینکه بر خودروهای زرهی در انتقال سربازان بکاهد.
در عین حال اسرائیل در پی یافتن شیوههائی برای مجهز ساختن پیاده نظام مهندسی با سلاحهای سبک و فعال که بتوانند هم در شهرها و هم در مناطق کوهستانی بجنگند. از جمله خودروهای کوچک که در انتقال نیرو به کار برده میشود «هامر» که قدرت مانور فوقالعاده دارد و دارای خمپارهانداز کالیبر 160 میلیمتری میباشد.
اطلاعاتی نیز در دست است که اسرائیل در سال 1982 بعد از مشاهده کارائی خمپارهاندازهای (آر-پی-جی7) شوروی در دست رزمندگان فلسطینی در لبنان درصدد استفاده از این خمپارههای مذکور به شکل گسترده برآمده است.
3- افزایش فعالیت واحد توپخانه:
اسرائیل میکوشد به جای افزایش تعداد توپخانهها بر فعالیت و تحرک واحدهای توپخانه خود بیفزاید. بر حسب برآوردهای تازه غرب اسرائیل درصدد افزایش حجم آتش توپخانه با استفاده از ابزار پرتاب کلاسیک که میتوانند در مناطق صعبالعبور عمل کنند، میباشد.
اسرائیل پیوسته ذخیره جنگی کافی در انبارهای خود دارد، این ذخیره برای 30 روز جنگ بیوقفه کافی میباشد از جمله ایرادهائی که بر نیروهای اسرائیل در جنگ لبنان (1982) وارد شد اسراف در استفاده از آتش توپخانه در کوبیدن هدفهای محدود بود، که امکان داشت با مانور و تاکتیکهای ابتکاری و با حجم آتش کمتری به تصرف درآورد.
علیرغم محدودیتی که در هزینههای دفاعی در نظر گرفته شده است، اسرائیل اولویت خاصی به گسترش سیستمهای فرماندهی، هدایت و کنترل آتش توپخانه میدهد.
طی سالهای اخیر نسل تازهای از توپهای (لار 160 - میلیمتری) و (مار 290 میلیمتری) مدرن به خدمت گرفته شد. این توپها مجهز به پیکانههای «هوشیار» که قادراند هدفها را به دقت مورد اصابت قرار داده و بطور سریع واکنش نشان داده و دارای حجم آتش فراوان و برد تاکتیکی میباشد.
4- تاکید بر نیروی مهندسی:
عملیات نظامی 1982 اهمیت بکارگیری نیروی مهندسی در شرایط جغرافیائی دشوار نظیر لبنان را آشکار ساخت.
فرماندهی ارتش اسرائیل تقویت نیروهای مهندسی را به منظور استفاده از امکانات مهم آن در پشتیبانی نیروهای زمینی در مناطق مسکونی، شهرها و کوهستانی مورد توجه قرار داده است.
اسرائیل توان نیروهای مهندسی را بالا میبرد تا بتوانند موانع کوهستانی را بردارند، پلها را بازسازی کنند، راههای مناسبی را برای عبور نیروها ایجاد کنند، و مراکز دفاعی دشمن را (پناهگاهها و سنگرها) را نابود کنند.
شاید این امر تصادفی نباشد که «شرکت صنایع نظامی اسرائیل» شش پل و ابزار عبور از موانع میادین جنگ را طی سالهای اخیر به خدمت گرفته است: علاوه بر آن مبادرت به ساخت یک «پل تهاجمی سنگین» برای ارتش آمریکا و دو پل عملیاتی برای نیروهای تفنگداران دریائی نموده است.
5- تقویت سیستم دفاع منطقهای:
اسرائیل در نیمه دوم دهه گذشته سیستم دفاعی جدیدی به نام «دفاع منطقهای» را ایجاد کرد که از ساکنان مناطق مجاور و سرزمینهای اشغالی 1967 تشکیل میشود. اسرائیل همچنان به تقویت واحدهای دفاع منطقهای به منظور حمایت از هدفهای مهم و ثابت (ماموریت اصلی آنها) در صورتی که حملهای از سوی اعراب از جبهه جولان و یا کرانه باختری صورت گیرد، ادامه میدهد.
همچنین به آموزش نیروهای محلی به عنوان ذخیره «نیروهای دفاع منطقهای» اهتمام میورزد.
منابع آگاه غربی در این زمینه یادآور میشوند که «نیروهای منطقهای» در وهله اول ماموریت دارند در مقابل حملات غافلگیرانه اعراب ایستادگی کنند و با استفاده از نیروی دفاعی موجود خود که کمترین هزینه را بر بودجه دفاعی اسرائیل تحمیل میکند، به دفاع بپردازند.
دومین ماموریتی که بر عهده این نیروها گذاشته شده است، تامین و حفاظت از خطوط دفاعی استراتژیک و تمرکز در نقاط دفاعی مهم که به نیروهای مسلح اسرائیل امکان میدهد به عملیات تهاجمی بپردازد.
لازم به یادآوری است که اسرائیل در سالهای 1985 و 1986 گامهای عملی برای بالا بردن کارائی شبکههای ارتباطی، پناهگاهها و تجهیزات مخابراتی در منطقه الجلیل و جولان برداشته است. این کار جزئی از عملیات تقویت سیستم دفاع «نیروهای منطقه» میباشد.
در زمینه نیروی هوائی:
علاوه بر بحثهائی که پیرامون سرنوشت طرح جنگنده «لافی» و نیاز نیروی هوائی این کشور درگرفته است. اسرائیل هدفهای اساسی زیر را در عملیات نیروی هوائی خود دنبال میکند:
1- نابودی شبکههای دفاع ضدهوائی اعراب:
اسرائیل اولویت را به نابودی شبکههای دفاعی ضدهوائی اعراب (سوریه) میدهد. و برای این کار شیوههای رویاروئی با سلاح ضدهوائی اعراب را متحول میکند. منابع اسرائیل یادآور میشوند: نیروی هوائی اسرائیل در اوج جنگ 1982 حدود هزار پرواز بر فراز نیروهای سوری و فلسطینی انجام داد که عدم قدرت شبکه دفاعی سوریه موجود در دره بقاع در مقابل قدرت تهاجمی نیروی هوائی اسرائیل را به اثبات رساند.
منابع مذکور یادآور میشوند، اسرائیل در تلاش افزایش شکاف میان نیروی هوائی خود و امکانات دفاعی سوریه به ویژه در جنگ الکترونیک میباشد.
همچنین اسرائیل استفاده از سلاحهای هوا به زمین و هواپیماهای بدون خلبان را گسترش داده و درصدد فعال ساختن موشکهای زمین به زمین خود برای نابودی پایگاههای موشکی زمین به هوا و پایگاههای هوائی سوریه برآمده است.
2- افزایش توان تهاجم هلیکوپترها:
علیرغم اهمیتی که به جنگندهها داده میشود، اکنون بین 60 تا 70 هلیکوپتر جنگنده در زرادخانه اسرائیل وجود دارد (25 هلیکوپتر دیگر نیز درخواست شده است). علاوه بر آن حدود 100 هلیکوپتر حمل و نقل سنگین و متوسط در نیروی هوائی اسرائیل به کار گرفته شده است.
اسرائیل توانسته است هلیکوپترهای سبک مسلح را مانند (هیوز 500 د) را در ماموریتهای هوا به زمین با موفقیت مورد استفاده قرار بدهد. افزایش استفاده از نیروی هلیکوپتر در حمله به اردوگاههای فلسطینی در لبنان که اخیرا صورت گرفته است، خود دلالت بر نقشی که به نیروی هلیکوپتر در عملیات نظامی اسرائیل داده شده است.
منابع غربی یادآور میشوند، اسرائیل هلیکوپتر «کوبرا» را پشتوانه اساسی نیروی هلیکوپتر ضربتی خود به شمار میآورد و تغییراتی فنی در نوع اسلحه آن بوجود آورده است. از جمله دستگاه هدایت و پرتاب موشک که به محض اینکه هدف در دید خلبان قرار گیرد، میتوان موشک را به سوی آن هدفگیری کرد.
اطلاعات تایید نشدهای نیز در دست است که اسرائیل درصدد تکامل بخشیدن به موشک م - د - که بوسیله هلیکوپتر پرتاب شده و بوسیله ایستگاههای زمینی که توسط اسرائیل ساخته شده به سوی هدف هدایت میشود، میباشد.
اما منابع غربی میافزایند: برنامههای اسرائیل برای گسترش و بالا بردن کارآئی نیروهای هلیکوپتر خود با مشکلاتی از قبیل تأمین هزینههای لازم و تربیت نیروی انسانی ماهر که دارای تکنیک سطح بالائی باشند، روبرو است.
همچنین بحثهائی در جریان است که توانائیهای هلیکوپتر را در مقابل سلاحهای ضدهوائی مدرن مورد شک و تردید قرار میدهد.
با وجود این میزان استفاده از هلیکوپتر در نیروی هوائی اسرائیل و در عملیات نظامی همچنان محدود باقی میماند. جز اینکه در جریان جنگ 1982 لبنان هلیکوپترها علاوه بر نقشی که در حمایت از نیروهای زمینی بر عهده داشتند حدود 90 درصد مجروحین جنگی بوسیله هلیکوپتر از میدان نبرد تخلیه شدهاند. یعنی رقمی در حدود هزار کشته و زخمی.
3- تقویت نقش نیروی هوائی در حمایت از نیروی زمینی:
اسرائیل همچنان به تقویت نیروی هوائی خود با استفاده از سیستمهای هوا به زمین که در داخل اسرائیل ساخته میشود، و مدرنترین نوع سلاحهائی که از آمریکا دریافت میکند، ادامه میدهد. تلاش اسرائیل بیشتر در جهت بالا بردن دقت و هدفگیری سلاحهای هوا به زمین و همچنین افزودن بر حجم آتش موثر آن میباشد.
از سوی دیگر این دیدگاه در اسرائیل قوت گرفته است که برای حمایت از نیروی زمینی باید کمتر از ذخیرههائی که از دقت فوقالعاده برخوردار است استفاده کرد. زیرا این نوع ذخیره مستلزم هزینههای زیاد و بازده کم میباشد بلکه برای این کار بیشتر بر ذخایر با حجم آتش زیاد تکیه نمود.
البته این امر مانع آن نمیشود که اسرائیل نیروی هوائی خود را برای واکنش سریع و انجام عملیات دقیق تکامل نبخشد.
4- گسترش توانائی در تهاجم به عمق خاک اعراب:
اسرائیل در حال تقویت توانائی خود در انجام عملیات بمباران مناطق استراتژیک در عمق خاک سوریه و دیگر کشورهای عربی میباشد. منابع اسرائیلی یادآور میشوند که نیروی هوائی اسرائیل قادر است هدفهای خود را در عمق خاک کشورهای عربی بمباران کند، بدون اینکه تلفات زیادی به غیر نظامیان وارد سازد.
منابع اسرائیلی مدعیاند که در آمار ارائه شده در مورد تلفات غیرنظامیان در جنگ 1982 لبنان مبالغه شده است. این آمار طبق آخرین برآوردهای غرب با استفاده از منابع اسرائیلی حدود 2500 کشته غیرنظامی لبنانی و فلسطینی بوده است. اما اسرائیل این مسأله را به خوبی درک میکند و شیوهای که در جنگ لبنان به کار برد تا حد زیادی به موقعیت اسرائیل و جایگاه جهانی آن ضرر رسانده است.
از این جهت در پی یافتن شیوههای جدیدی است تا به هنگام حمله به هدفهای اقتصادی، تلفات کمتری به غیرنظامیان وارد شود.
بر حسب برآوردهای غرب اسرائیل اکنون طرحهائی در دست تهیه دارد که به موجب آن حملات موشکی نابودکنندهای را بر ضد هدفهای اقتصادی و استراتژی در سوریه و اردن تدارک میبیند، که هدف از آن ضربه زدن به توانائیها و تأسیسات اقتصادی این دو کشور به گونهای که تا چندین سال نتوانند آن را بازسازی نمایند. البته بدون اینکه به غیر نظامیان تلفات وارد شود.
ظاهرا طرحهای مذکور که به گفته منابع غربی «کاملا سری» نگاهداشته شده، بستگی به نوع واکنش اعراب دارد. به ویژه با توجه به قدرت سلاحهای استراتژیک سوریه که قادر است به عمق خاک اسرائیل برسد. به عبارت دیگر اسرائیل در مقابل قدرت اعراب (موشکهای زمین به زمین دوربرد) در کوبیدن هدفهای اقتصادی اعراب تردید به خود راه خواهد داد. گرچه در این زمینه برتری چشمگیری بر اعراب دارد. اما با وجود این فرضیه (عقلانی) باز اعراب نمیتوانند اعتماد مفرطی بر عامل بازدارنده خود (موشکهای زمین به زمین) بکنند زیرا: نخست: این احتمال وجود دارد که اسرائیل با توجه به وسائل و ابزار دقیقی که در دست دارد، ضربه نخست خود را متوجه پایگاههای این موشکها بکنند و در نخستین ساعات شعلهور شدن جنگ ضربات پیشگیرانه خود را وارد سازد.
دوم: این احتمال وجود دارد که اسرائیل آماده تحمل خسارت ناشی از شلیک موشکهای مذکور از سوی اعراب باشد اما در مقابل نابودی هدفهای زیربنای اقتصادی در کشورهای عربی دنبال کند.
بهرحال اسرائیل اهمیت فراوانی به سلاحهای دوربرد اعراب که گفته میشود مجهز به کلاهکهای شیمیائی هم هستند، قائل است. مسألهای که تمایل اسرائیل برای ضربه زدن به عمق خاک کشورهای عربی را کاهش میدهد.
در زمینه فرماندهی. کنترل، ارتباطات و اطلاعات:
بخش فرماندهی کنترل - ارتباطات و اطلاعات از بخشهای مهم و مورد توجه اسرائیل است. زیرا اسرائیل برتری خود در این بخش را کلید دیگر موفقیتها در بخشهای دیگر و برتری خود بر نیروهای عربی میداند. و ابزاری است که به اسرائیل امکان میدهد به مسابقه تسلیحاتی در زمینههای کمی در شرایط حاضر منطقه کشیده نشود.
بهرحال تلاش اسرائیل در راه بهبود وسائل هشدار و مراقبت و شیوههای برآورد خسارت متمرکز شده است. در زمینه فرماندهی تلاش وسیعی بعمل میآید که میان نیروهای زمینی و هوائی به عنوان یک سیستم تهاجمی هماهنگی بیشتری بوجود آید.
دکترین اسرائیل در جنگ اکنون مبتنی بر «عمل در کمترین زمان» یعنی رسیدن به سطحی در عملیات جنگی است که بتوان به شکل فوری و مستقیم اقدام به طرح نقشه جنگی کنند.
گرچه این طرح در جنگ 1982 لبنان به شکل اولیه آن مورد استفاده قرار گرفت، اما ارتش اسرائیل در این مدت اقدام به گسترش سیستمهای خود کرده به گونهای که با دادن اطلاعات کافی به فرماندهان در میدان نبرد به آنها امکان میدهد که در همانجا و بدون تأخیر اقدام به طرح یا تغییر نقشه جنگی کنند و آتش پشتیبانی لازم را از توپخانه و نیروی هوائی درخواست کنند.
برحسب نظریهپردازان نظامی اسرائیل، هدف تأمین بیشترین آزادی عمل برای فرماندهان نیروی زمینی در میدان نبرد میباشد و اینکه هر یک از بخشهای جبهههای جنگ در جریان کامل از فعالیت دیگر بخشها باشد. از دیگر هدفهای مورد نظر ایجاد انعطاف کافی در میدان نبرد است که بتوان واحدهای جدیدی را از میان واحدهای دیگر تشکیل داد و یا بر حسب نیاز تاکتیکی و بدون برخورد با موانع تشکیلاتی آنها را از همدیگر جدا نمود.
این امر سبب میشود که به نحو بهتری از نیروهای ذخیره و واحدهای مهندسی و نیروی هوابرد در تهاجم به عمق دشمن استفاده کرد یا به حمایت دیگر واحدها که دچار مشکل شده و یا به محاصره دشمن در آمده استفاده کرد.
به اعتقاد فرماندهی ارتش اسرائیل سیستمهای مورد استفاده و تکنولوژی مدرن تا حد زیادی توانائی انجام عملیات مشترک را بالا برده است آنها میافزایند که تکنولوژی مدرن تا حد زیادی محدودیت واحدهای زرهی و زمینی کوچک از قید و بندهای تشکیلاتی رها ساخته است. و امکان کنترل واحدهای بزرگتر حتی در سطح سپاه را آسان میسازد.
اما نقطه ابهامی که باقی میماند اینکه تصویر «ایدهآلی» که از نیروها و تشکیلات و سلاحهای مدرن اسرائیل داده شده ممکن است در عمل با مشکل برخورد کنند و نتوانند در یک رویاروئی حقیقی همکاری لازم را بوجود آورند. که در نهایت سبب ایجاد شکاف در شبکه دفاعی اسرائیل گردد، این را خود دستاندرکاران نظامی اسرائیل نیز مورد تأیید قرار میدهند.