حجتالاسلام سیدجواد تفتی
عزل ناگهانی وزیر اطلاعات از سوی رییسجمهور و سپس فرمان حکومتی مقام معظم رهبری- دام ظله - مبنی بر لزوم ابقای وی در مسئولیت و حواشی آن که قریب سه هفته کشور را تحت تاثیر خود قرار داد برشی از تاریخ انقلاب اسلامی بود که بیشک عبرتها و آموزههای فراوانی برای طالبان حقیقت خواهد گشود.
در این صحنه یک سوی ماجرا تعارضی بود که به ظاهرمیان حکم حکومتی ناظر به مصلحت جامعه اسلامی، دولت، مردم و نظام اسلامی ـ از سوی ولی فقیه زمان صادر شد ـ و عزم تغییر در راس یک وزارتخانه از سوی رییسجمهور پدید آمد.
این سطح از تعارض، البته در نظام اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه کاملا پذیرفته شده و دارای راهحل مشخص قانونی و شرعی بوده و نکته مبهمی را پدیدار نمیساخت. اما چنین سطحی از تقابل به خودی خود و صرفنظر از نظام حاکم بر آن، میتوانست یک «بحران» جدی برای هر حاکمیت مستقر تلقی شده و به سرعت به چالشی با عیار دو گانگی در حاکمیت تبدیل شود.
به دیگر عبارت، پتانسیل چنین رویارویی در هر نظام، آنقدر بالاست که میتواند شکافهای عمیقی در درون ساختار پدید آورده و منجر به سقوط و افول حاکمیتها گردد. این مسئله از آن رو اهمیت دارد که نظامهای درگیر را به سرعت وارد چالش مشروعیت و دوگانگی کرده و تاثیراتی همچون اعلام حالت فوقالعاده، انحلال پارلمان،ة سقوط کابینه و ... تنها بازخوردهایی اندک از این ماجراها تلقی میشود.
چنانچه در برخی دیگر از نظامها نیز چالشهایی حتی به مراتب سطحیتر از چنین چالشی - با انتقال این رویارویی به سطح عمومی - بلافاصله درگیریهای قومی و داخلی خونباری پدید آورده است.
این در حالی است که دشمن دیرین نظام اسلامی نیز به محض دریافت اولین بازخوردهای صدور حکم حکومتی و فهم مخالفت ابتدایی رییسجمهور که منجر به عزل مصلحی از وزارت اطلاعات شد، درصدد بود تا با بزرگ کردن هر چه بیشتر این باصطلاح شکاف، دو گانگی مورد نظر خود را در حاکمیت تزریق کرده و آرزویی که سالها از رسیدن و دستیابی به آن محروم شده بود را بار دیگر پیش چشم خود مجسم نماید.
علاوه بر این مولفههای یاد شده - پتانسیل ذاتی این رویارویی و دمیدن دشمن به این آتش تهیه - برخی از عناصر وابسته به فتنه داخلی نیز گویا در این حوادث گوشت مورد نظر خود را در شعله جسته و با بلند شدن بوی کباب، به میان صحنه آمده و اعلام کردند که این اتفاقات، همان حاکمیت دوگانهای است که در زمان اصلاحات دنبال میشد اما به موفقیت نرسید.
مجموعه این مولفهها به همراه تاثیرات به شدت عمیق احتمالی ایجاد کدورت میان رییسجمهور با عالیترین مقام شرعی و سیاسی و قانونی کشور، به تنهایی ظرفیتی عجیب از بحران در کشور را افق نمایی میکرد و میتوانست با سطحی گسترده، اساس موجودیت انقلاب و نظام اسلامی را به مخاطره افکند.
تا بدین جا اما تحلیلهای بیرونی بود که از این اتفاق نه چندان مهم در کشور ارائه میشد؛ اما از آنجا که پایههای فکری و بنیانهای عقیدتی نظام اسلامی مبتنی بر ساختار نظام ولایی، بدون بنبست تعبیه شده است، تدابیر شخص رهبری معظم انقلاب اسلامی ـ مدظله العالی - اساسا از تبدیل یک اتفاق به یک بحران فراگیر سیاسی، امنیتی، اجتماعی در سطح جامعه جلوگیری کرد به گونهای که حتی بسیاری از مردم و حتی نخبگان از وقوع چنین اتفاقی نیز مطلع نشده و تغییری را مشاهده نکردند.
دشمنی که به دنبال استارت زدن دوباره حاکمیت دوگانه در کشور بود هم بار دیگر دید که سعه صدر رهبری در برخورد با اتفاقات و نحوه مدیریت هوشمند و با صبر و حوصله ایشان در مواجهه با مسایل مختلف، چگونه باطل السحر تدابیر القایی شیطانی او در رسانههای مختلف بوده و چگونه صفها و مرزبندیها را مشخص کرده و سره از ناسره را جدا میسازد.
تدابیر این چنینی رهبری که البته نه تنها در دوره زعامت معظمله که در زمان امام راحل عظیمالشأن - رحمتالله علیه - نیز مسبوق به سابقه است همچنان بر اصول «بلوغ رسانی جریانات سیاسی، جذب حداکثری و دفع حداقلی و نیز عدم تسری یک موضوع خاص به سایر موضوعات» تکیه میکرد که بدین وسیله اگر خطایی در برههای از زمان توسط یک مسئول رخ نمایان میسازد، سایر خدمات و سوابق و نیز تلاشهای مفید آنان مورد تاثیرپذیری قرار نداشته و هر اتفاق، در بستر خاص خود مورد تحلیل و بررسی واقع میشود.
از سوی دیگر قاطعیت و عدم عقب نشینی حتی تاکتیکی رهبری فرزانه انقلاب اسلامی در برابر انحرافات احتمالی، به عنوان نماد اقتدار و صلابت نظام، به عنوان سمبلی از ایستادگی بر حقوق مردم و رعایت مصالح عامه، شاخصی بود که بار دیگر دشمن و دنبالههای داخلی آنان و نیز کسانی که به ایجاد انحراف در مسیر انقلاب اسلامی امید بستهاند را مأیوس ساخت.
همچنین روی گشاده و باز، حمایت و استقبال پدرانه، هدایتگر و مولاگونه «آقا» از رییسجمهور،امحال به وی برای درک حقایق ماجرا و نیز دستورات اکید ایشان بر آرامش فضای داخلی و پرهیز از پررنگ سازی برخی اختلافات، تلاش بسیاری از مغرضان، معاندان و حسودان را به سنگ سخت شکست برخورد داد و ثابت کرد که در نظام اسلامی اصل مطرح، شاخصها، حقوق عمومی و ارزشها است و هر آنکه نسبتی با این عناصر برقرار سازد، میتواند با جبران گذشته، امید به افکنده شدن چتر حمایت رهبری برسر خود داشته باشد.
در این میان البته ناگفته پیداست گرچه خطایی که احمدی نژاد مرتکب شد و بهانه به دست برخی سپرد را نمیتوان با توجه به سوابق درخشان وی در ولایتپذیری و ترویج آن در جامعه نادیده انگاشت، اما بازگشت او که با دفاع قاطع از مواضع قلبی خود در حمایت از نظام مترقی ولایت فقیه و نفی خیالات اوهامآمیز دشمنان آمریکایی و صهیونیست در القای حاکمیت دوگانه در کشور همراه بود، نشان داد که تدابیر رهبری آنچنان کاراست که نه تنها نمیگذارد بحرانی در جامعه پدید آید که ضمن رعایت اصول و قاطعیت، اتفاقات پدید آمده نیز از سطح اتفاق به مولفهای در جهت عبرت افزایی جامعه و خاطرهای بصیرت آفرین تغییر فاز میدهد. خداوند سایه ولی زمان و نایب امام عصر -عجلالله فرجه - را برسر امت اسلامی مستدام فرماید.