تاریخ انتشار : ۲۳ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۷:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۲۲۰۰۵۱

سیدمحمدعلی ایازی
اخلاق چیست؟ به دسته ای از صفات و کارهای انسان که آراسته به فضایل باشد، خُلق و اخلاق می‌گویند. البته باید توجه داشت که انسان دارای دو گونه صفت است و از او دو گونه کار سر می‌زند، یک دسته صفات و یا کارهایی انجام می‌دهد که مقتضای غریزه و طبیعت او است و برای جلب منفعت و دفع ضرر انجام می‌دهد، مانند واکنش در برابر دشمن، خوردن، آشامیدن، راه رفتن، خوابیدن. این گونه کارها، نه شایسته تحسین‌اند و نه در خور سرزنش و نکوهش.
بلکه اقتضای زندگی برای موجودات دارای حیات است. اما صفات و کارهایی دیگر هستند که انسان متصف به آنها می‌شود، مانند شجاعت، سخاوت، مناعت. یا آنها را انجام می‌دهد که بالاتر از سطح جانداران می‌باشد و انجام آن در خور تحسین و انجام ندادن آنها شایسته توبیخ و نکوهش است، مانند: خویشتن داری، گذشت و فداکاری، و در برابر کینه ورزی، حسد و حرص.
به همین دلیل کارهای اخلاقی دارای فضیلت و ارزش هستند و باید و نباید آنها را خِرد انسانی درک می‌کند و ادیان الهی برای آراسته شدن انسانها به این فضایل، تشویق و تحریص می‌کند. مانند درستی، راستی، امانت‌داری، پایبندی به وعده‌ها و پیمانها، حق‌مداری، رعایت حقوق دیگران، عدالت‌خواهی و آزادی‌طلبی.
البته اخلاق دارای ابعاد گوناگونی است، فردی و خصوصی، مانند سَحرخیزی، علم‌دوستی، مشورت‌جویی، تلاشگری، خستگی‌ناپذیری، احترام به پدر، مادر و بزرگان، و معلمان. و اجتماعی و عمومی و ناظر به رفتار با دیگران و وارستگی نسبت به جامعه، مانند پایبندی به جان، آبرو و مال دیگران، ستم ستیزی، قانون مداری، راستگویی، رعایت حقوق همسایگان، و خلاصه برای دیگران بپسندد آن چیزی که برای خود می‌پسندد.
منظور از دموکراسی و مردم سالاری و اداره جامعه براساس آرای مردم و برگزیدن راه‌ها و روشهایی است که بتواند نظام مدیریت جامعه را به اتکای آرای مردم تضمین کند. آیا حکومت دموکراتیک می‌تواند به گسترش و تعمیق اخلاق در جامعه در دو عرصه خصوصی و عمومی کمک کند؟ به این پرسش به دوگونه می‌توان پاسخ داد.
الف: حکومت دموکراتیک در مقایسه با نظام استبدادی، از آن جهت که استبداد با خود دسته ای از رفتارهای غیر اخلاقی چون تملق، فساد، دو رویی، نفاق، ترس و ارعاب و بی عدالتی را بوجود می‌آورد، اخلاقی تر هستند و طبعاً مردم از دسته ای از صفات و رفتارهای غیر اخلاقی تشویق نخواهند داشت، و نیازی ندارند که دروغ بگویند و تملق حاکمان را بکنند. نظام‌های استبدادی هم در فضا سازی و هم الگو آفرینی، مشوق دسته ای از زشتی‌ها و فسادها هستند.
ب: اما به این معنا نیست که حکومت دموکراتیک بی عیب و اشکال است. هیچ صفت غیر اخلاقی در آن رخ نمی‌دهد و همواره در جهت راستی و درستی است و جامعه همواره در نظام دموکراسی به سمت خوبی و فضیلت پیش می‌رود. در حکومتهای مردم سالار مدیران آن الزاماً دغدغه گسترش و تعمیق اخلاق را در جامعه ندارند و شرط چنین حکومتی اخلاق و فضیلت نیست.
تبلیغات و پوپولیسم در نظام هایی که متکی به آرای مردم هستند، بسا فضاسازی می‌کند تا افرادی از جنس اکثریتی که به آنان رأی می‌دهند به سر کار می‌آیند. به همین دلیل آراستگی به فضائل در میان این دسته از منتخبان نمی‌تواند جایی داشته باشد، تا چه رسد به این که گسترش اخلاق را در شهروندان، یکی از مسئولیتهای خود بداند. گرچه امروزه یکی از معیارهای نظام‌های اجتماعی «کیفیت زندگی» است و یکی از فاکتورهای بهبود کیفیت، گسترش اخلاق اجتماعی و پایبندی به قانون است، اما این امر الزاماً به معنای آراستگی به فضایل اخلاقی نیست.
زیرا بخشی از پایبندی به اخلاق، خودسازی و تهذیب نفس و تکرار کارهای خوب برای رسوخ در درون انسان است. بخش زیادی از آراستگیها ناظر به حوزه خصوصی و یا حوزه عمومی و خارج از دایره برنامه حکومت می‌باشد. از این رو حکومت مردم سالار، بستر برنامه‌های گوناگون و از آن جمله اخلاق است و نه زمینه گسترش. البته درست است که دسته ای از رذایل اخلاقی در حکومتهای متکی به آرای مردم کاسته، یا زدوده می‌شود.
این نکته را تأکید کنم که ما جایگزینی برای دموکراسی نداریم، اما این را هم فراموش نکنیم که نباید نظام دموکراتیک را مطلق کرد و اگر مدیریت جامعه ای مردم سالار بود، نمی‌توان راحت و آسوده خاطر از دغدغه اخلاق و معنویت بود. حکومت دموکراتیک زمینه ساز رشد ارزش‌های اخلاقی است که بیشتر ناظر به بخشی از اخلاق اجتماعی می‌باشد، که جنبه سلبی دارد، در صورتی که اولاً آراستگی به فضایل که در سایه خودسازی بوجود می‌آید و تضمین کننده رعایت حقوق اجتماعی می‌گردد، جایگاهی ندارد.
وانگهی بسا در نظامی دموکراتیک، دسته ای از اخلاقیات رشد می‌کند، که آنها نیز منفی و خطرناک هستند، و می‌تواند از سنخ دیگری مخرب اخلاق و انسانیت باشد، مانند استقرار نظام سرمایه داری با همه زشتی‌های اخلاقی که بذر فاصله طبقاتی را می‌پاشد. در چنین جامعه ای که بر اساس رونق اقتصادی و تولید و مصرف بیشتر و تبلیغات کاذب انجام می‌گیرد، مصرف گرایی و اسراف - که یکی از ضدارزشها و آلوده کردن محیط زیست و تاراج کردن سرمایه‌های ملی است- بوجود می‌آید.
حکومت دموکراتیک در صورتی زمینه ساز رشد خواهد بود، که گسترش اخلاق در دستور کار مدیران آن با چارچوبی قانونی و بر اساس خواسته مردم قرار گیرد، و مدیرانش دغدغه معنویت و اخلاق را هم داشته باشند. تردیدی نیست که یکی از رنج‌های تاریخی ملت ایران، استبداد و آثار ناشی از آن در جامعه است که با نهادینه شدنِ مردم سالاری به سمت برطرف شدن آثار آن رفت.
از سوی دیگر جامعه ایران، جامعه ای دینی، اما همراه با مشکلات گوناگون اخلاقی است، و در صورتی می‌تواند دینی به معنای واقعی آن باشد، که آموزش و تربیت اخلاقی در رأس آموزه‌های دینی او قرار گیرد و همچنین در دموکراسی آن، جایی برای اخلاق و معنویت پیش بینی شده باشد. این نکته ای است که می تواند مرز میان حکومت های سکولار لائیک با حکومت های مردم سالاری باشد که دغدغه معنویت و اخلاق را دارند و در حکومت های سکولار عنایت به آن نیست.