مترجم: صادق فتحی
چهار سال از پیروزی «انقلاب نجات ملی» در سودان، که به دلیل گرایشهای اسلامیاش، حساسیتهای زیادی را در سطح داخلی و منطقهای و بینالمللی برانگیخته و با وجود گذشت سه سال از جنگ نفت که باعث بروز مشکلات جدیدی بر سر راه روابط خارطوم با کشورهای منطقه و جهان شد، بسختی میتوان گفت که فشارهای خارجی بر سودان موفق بوده است.
حکومت خارطوم توانسته است در برابر جریان مخالفی که از اهرمهای فشار سیاسی و اقتصادی بسیاری برخوردار است، ایستادگی کند و به اعتراف آن دسته از حکومتهای منطقهای و غربی که اوضاع سودان را دنبال میکنند، موفق به تبدیل سودان به کشوری مهم در سطح منطقه شده است، در عین حالی که گذشت زمان این موضوع را به اثبات رسانده که همبستگی سیستم حکومتی این کشور باعث تشدید فعالیتهای براندازی علیه آن شده است از آنجایی که سودان در جریان جنگ خلیجفارس از کشورهایی بود که مخالف مداخله نیروهای بیگانه بودند لذا پس از پایان جنگ، در معرض فشارهای منطقهای قرار گرفت و علاوه بر مطبوعات خارجی وابسته به کشورهای نفتخیز منطقه، مطبوعات خود شیخنشینهای خلیجفارس نیز حملات خود را متوجه این کشور کردند و با استقبال از مخالفین حکومت سودان، به تایید مواضع آنها پرداختند.
این فشارها منجر به تیرگی و قطع روابط سودان با برخی از کشورهای عربی و بویژه مصر و کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس و تعطیل شدن سفارتخانههای سودان و امارات متحده عربی در پایتختهای یکدیگر شد. بیشک قطع روابط دیپلماتیک سودان و دیگر کشورهای عربی، تأثیراتی منفی بر اقتصاد این کشور گذاشت که عبارتند از:
الف- کاهش میزان ارزی که از طریق سودانیهای مقیم کشورهای منطقه خلیجفارس وارد کشور میشد،
ب- قطع کمکهای اقتصادی شیخنشینهای حوزه خلیجفارس به سودان،
ج- کاهش اشتیاق مردمی در کشورهای سرمایهدار حوزه خلیجفارس نسبت به سرمایهگذاری در سودان
با وجودی که بنا به گفته مقامات آگاه سودانی، این بحران روی مبادلات بازرگانی میان این کشور و بزرگترین کشور عضو شورای همکاری خلیجفارس یعنی عربستان سعودی، تأثیر منفی نگذاشته است اما برنامه تعدیل اقتصادی موردنظر خارطوم که به دنبال پیریزی سیاست اقتصاد آزاد در آغاز سال 1992 میلادی روشن بود که موفقیت آن منوط به جذب سرمایههای خارجی به سودان است، بواسطه تیره شدن روابط با کشورهای عضو شورای همکاری اقتصادی، تا حد زیادی متوقف شد.
شاید بتوان کاهش تکیه بر درآمدهای خارجی در بودجههای ارزی سودان از سال مالی 92 - 91 تاکنون که از سقف بیش از 50 درصد به کمتر از 20 درصد رسیده است، به عنوان بهترین شاهد تأثیر بحرانی شدن روابط سیاسی بر وضعیت اقتصاد داخلی نام برد.
لازم به تذکر است که فشارهای خارجی بر سودان محدود به فشارهای تبلیغاتی و اقتصادی نبود بلکه با پشتیبانی از شورشیان مسلح در جنوب و گروههای مخالف در شمال و برخی گروهها که درصدد براندازی دولت مرکزی بودند، برنامههای اسلامی این کشور را مورد تهاجم مستقیم قرار دادند، اما بنظر میرسد که تلاشهای بینالمللی و منطقهای برای در هم شکستن مقاومت مردم این کشور، که پشتیبان دولت بودند، حاصلی نداشت و نیروهای مخالف موفق نشدند که از شرایط سخت اجتماعی و اقتصادی که از یکسو ناشی از حرکت بسمت اقتصاد آزاد و از سوی دیگر ناشی از قطع روابط دیپلماتیک با خارج بود، به نفع خود بهرهبرداری کنند.
عدم موفقیت فشارهایی که کشورهای منطقه و جهان بر خارطوم وارد آورده بودند باعث نشد تا آنها دست از اعمال فشارهای جدید علیه این کشور بردارند و سازمانها و موسسات غربی همچون بازار مشترک اروپا، پارلمانهای برخی کشورهای غربی، سازمان ملل، سازمان حقوق بشر و تشکیلات یهودیان در غرب در زمینه اجرای این فشارها یک هدف مشترک را دنبال میکردند.
علیرغم تلاشهای بیوقفه خارطوم برای رعایت حقوق بشر - و این موضوعی است که چند تن از فرستادگان کشورهای غربی که از این کشور دیدن کرده بودند، آن را تأیید کردند و با وجودی که بنا به گزارشهای سالانه سازمان عفو بینالملل، حقوق بشر در سودان بیشتر از بسیاری از کشورهای عربی و آفریقایی رعایت میشود - این کشور همچنان آماج حملات خارجیها است.
پس از قرار گرفتن سودان در فهرست کشورهای «حامی تروریسم بینالمللی»، توسط وزارت امور خارجه آمریکا در ماه اوت گذشته، حملات علیه این کشور ابعاد جدیدی بخود گرفت.
و این در حالی بود که دلائل ارائه شده توسط وزارت خارجه آمریکا برای جامعه بینالمللی قانعکننده نبود بطوری که حتی کارتر، رئیسجمهور اسبق آمریکا، آن را بیانیهای بیپایه و اساس خواند. این بیانیه هیچ تأثیر سوءاقتصادی بر سودان نداشت چرا که این کشور از سال 1990 تاکنون هیچگونه کمک اقتصادی از غرب و سازمانهای پولی آن دریافت نکرده بود.
در کنار مقاومت حکومت سودان و همبستگی ملت این کشور، اکنون روشن شده است که مخالفین این حکومت که از سوی قدرتهای غربی تحریک میشوند درصدد هستند تا از دو محور جدید وارد عمل شوند:
الف- تلاش در جهت متحد ساختن شورشیان جنوب - که از ماه اوت سال 1991 دچار انشعابات متعددی شده بود - و بسیج آنها بمنظور تعیین سرنوشت جنوب.
ب- افزایش فشار بر کشورهای همجوار سودان و بویژه کشورهای منطقه شاخ آفریقا و شرق آفریقا، تا با تغییر مواضع خود در قبال اوضاع سودان، روابط دیپلماتیک خود را با این کشور قطع کنند.
روشن است که ایالات متحده درصدد عملی ساختن محور اول است. بطوری که شاهد بودیم در اکتبر گذشته، بنا به دعوت «هری جانسون» رئیس کمیته فرعی امور آفریقا در کنگره آمریکا «جان گارانگ» رهبر جناح اصلی شورشیان و «ریاک مشار» رهبر جناح منشعب، برای اولین بار پس از اوت 1991، در آمریکا با یکدیگر ملاقات کردند. این دیدار با انتشار بیانیهای که در آن چگونگی تعیین سرنوشت جنوب و کوههای «النویه» و مناطق اطراف آن مشخص شده بود، پایان یافت این بیانیه همچنین بر لزوم وحدت دو گروه تاکید ورزید، که هنوز جنبه عملی بخود نگرفته است.
بنظر میرسد که در حال حاضر مسئله تعیین سرنوشت موضوع اصلی مورد بحث در میان محافل مختلف سیاسی سودان است حکومت سودان به نوبه خود اصل مذاکره بر سر موضوع را رد میکند و معتقد است که مذاکره پیرامون صلح، شایسته است که در چهارچوب توافقنامههای «ابوجه» (در نیجریه) و «نایروبی» (در کنیا) صورت گیرد، اما بنظر میرسد که در حال حاضر موضوع دستیابی به یک موضع موافق با تعیین سرنوشت، بحث روز محافل مخالفان است و آخرین اقدام بعمل آمده در این جهت سمیناری بود که هفته گذشته با حضور نیروهای مخالف شمال و جنوب، اعم از نیروهای حزبی و مستقل، در «مجتمع مرکزی آفریقا» مستقر در لندن برگزار شد - و این در حالی بود که حزب کمونیست اول ماه جاری بیانیهای منتشر کرد که در آن، موافقت یا مخالفت این حزب با مسئله تعیین سرنوشت فهمیده نمیشود.
از سوی دیگر بنوشته نشریه انگلیس زبان «آفریقا انالیسیس» چاپ لندن، صادق المهدی نخستوزیر سابق سودان، در این زمینه یادداشتی به وزارت خارجه انگلستان داده است. روزنامههای عربی زبان چاپ لندن قبل از این از قول صادق المهدی نوشته بودند که وی با حق تعیین سرنوشت جنوب سودان مخالف نیست.
اما درخصوص محور دوم که عبارت بود از افزایش فشار بر کشورهای همجوار در منطقه شاخ آفریقا و شرق آفریقا بمنظور تغییر مواضع آنها در قبال حکومت سودان، باید گفت که اظهارات «اسیاس آفورکی» رئیسجمهور اریتره در آستانه سال نو میلادی، مهمترین پاسخ مثبتی بود که باین فشارها داده شد. وی حکومت و جبهه اسلامی سودان را که از زمان پیروزی کودتای ژنرال «عمر البشیر» در چهار سال پیش منحل شده بود، به تلاش در جهت تضعیف و سرنگونی حکومتش متهم ساخت.
آفورکی بمنظور اثبات ادعایش گفت که یک گروه مسلح وابسته به سازمان جهاد اسلامی اریتره همراه با گروهی از رزمندگان مسلمان شمال آفریقا، بمنظور اجرای عملیات نظامی علیه حکومت وی، از طریق مرزهای سودان وارد خاک این کشور شدهاند.
این اظهارات شدیدترین عکسالعمل حکومت اریتره علیه حکومت سودان از زمان پیروزی انقلابیون جبهه مردمی این کشور در سال 1991 میلادی که با پشتیبانی علنی سودان تحقق یافت، تاکنون بود. بسیاری از صاحبنظران موضعگیری تند رئیسجمهور اریتره را ناشی از فشارهای داخلیای میدانند که متوجه حکومت اریتره است و باعث شده تا این حکومت نسبت به فشارهای خارجی به منظور تیره کردن روابط دو کشور اریتره و سودان از خود واکنش نشان دهد.
حکومت اریتره بقدری از کمبود درآمد رنج میبرد که حتی کارمندان کشوری و لشکری خود را داوطلبانه به خدمت میگیرد.
حکومت بمنظور برطرف کردن این معضل اقتصادی، به کمکهای اقتصادی منطقهای و جهانی که انتظار میرود از سوی کشورهای حوزه خلیجفارس و بویژه عربستان و نیز دولتها و موسسات پولی غرب در اختیار آن قرار گیرد دل بسته است، قدرتهایی که نقطه مشترک تمامی آنها، خصومت با حکومت سودان است.
علیرغم وجود یکسری مصالح امنیتی که ایجاب میکند تا حکومت اریتره روابط خود را با سودان حفظ کند، رئیسجمهور این کشور گفته که فعلا مسایل اقتصادی را نسبت به مسایل امنیتی - ولو تا یک برهه زمانی محدود - در اولویت قرار میدهد. به این ترتیب تنش در روابط دیپلماتیک اریتره با سودان ادامه دارد و این کشور اول ماه گذشته شکوائیهای را علیه سودان به شورای امنیت تقدیم کرد.
با وجودی که انتظار نمیرود بحران میان دو کشور ادامه یابد اما نکته قابل ملاحظه این است که کشورهای همجوار آفریقا که قبلا به آنها اشاره شد زمینه مساعدی دارند تا نسبت به فشارهای خارجی، واکنشی نشان دهند بنحوی که در برخی مواقع منجر به تزلزل در موضعگیریهای آنها در قبال سودان میشود.
با وجود تمامی فشارهای خارجی، سودان توانسته با شکستن محاصره، روابط خود را با دیگر کشورها بهبود بخشد. خارطوم اخیراً موفق شده که در منطقه خلیجفارس، روابط خود را با کشورهای قطر و عمان بنحو قابل ملاحظهای بهبود بخشد. علاوه بر روابط معروف سودان با ایران و عراق و کشورهای همجوار آفریقا، به استثنای مصر، هیأتهای مختلف مردمی و دولتی خارجی همچنان از این کشور دیدن میکنند.
در ماه جاری یک هیأت بلندپایه چینی به ریاست معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه این کشور به سودان سفر کرد. این هیأت را گروهی از سرمایهگذاران و رؤسای شرکتهای چینی همراهی میکردند که این گروه پس از مراجعت هیأت رسمی، به منظور مذاکره با همتایان سودانی خود پیرامون چگونگی همکاری اقتصادی میان دو کشور، در سودان باقی ماند.
انجام این دیدار در چنین شرایطی که سودان در محاصره است، اهدافی چند را دنبال میکرد. بدنبال سفر هیأت چینی، هیأتی از ایران به ریاست وزیر جهاد سازندگی این کشور وارد خارطوم شد. این وزارتخانه قبلا متعهد شده بود که چند طرح و در رأس آنها جاده مهم و حساس «السلام» (صلح) را که شمال و جنوب سودان را به هم متصل میکند - به انجام رساند، و انتظار میرود که با این سفر کارهای اولیه این جاده شروع شود.
از سوی دیگر حجم مبادلات بازرگانی میان سودان و اردن و سوریه و لبنان تا حد قابل ملاحظهای افزایش یافته است. علیرغم تنگتر شدن حلقه محاصره بینالمللی علیه سودان، بنظر میرسد که این کشور از حمایت گسترده گروهها و جریانهای اسلامی برخوردار است.
این مطلب را علاوه بر شواهد بسیاری که وجود دارد، حضور بیش از 600 نفر از رهبران جریانهای اسلامی آفریقا و آسیا و اروپا و آمریکا و کشورهای منطقه کارائیب، در دومین اجلاس کنفرانس ملی عربی و اسلامی که در دسامبر گذشته برگزار شد، به اثبات میرساند. مقر این کنفرانس در خارطوم و دبیرکلی آن بر عهده دکتر «حسن الترابی» که بعنوان عامل اصلی تغییر و تحولات اسلامی در سودان شناخته شده، میباشد.
کلیه این هیأتها در شرایطی در نشستهای این کنفرانس شرکت کردند که فشارهای بینالمللی علیه سودان تشدید شده و این کشور را در زمره کشورهای حامی تروریسم قرار داده بودند. این موضوعی است که تا حد زیادی بر روی روابط شخصیتها و گروهها با این کشور تأثیر میگذارد.
علیرغم وجود تمامی این مسایل و مشکلات، موضوع مهم این است که حکومت سودان تا چه میزان قادر به استقامت در برابر تلاشهای براندازی مخالفین - که تاکنون در رسیدن به این هدف ناکام ماندهاند - و تحقق بخشیدن به اهداف اسلامیاش، میباشد و نیز چگونه میتواند وحدت و یکپارچگی کشور را برقرار کند، وحدتی که خدشهدار کردن آن، احتمالا آخرین نقشه دشمنان این کشور، بعد از شکست کلیه برنامههای براندازی گذشته، میباشد.
با وجودی که نمیتوان گفت وضعیت فعلی روابط خارجی سودان مطلوب و رضایتبخش است و ضرورت اقتضا میکند که این روابط بیش از پیش گسترش یابد، اما مسلم این است که طرحهای براندازی که از سوی دشمنان خارجی این کشور پیریزی میشود، در صورت عدم وجود پایگاهی مناسب در خاک سودان، با شکست مواجه خواهد شد. تجربه ایران، سوریه و حتی عراق و دیگر نمونهها در داخل و خارج جهان اسلام، این موضوع را تایید میکند.
اکنون به نظر میرسد که حکومت سودان با یک مشکل اساسی روبروست و آن اهمیت گسترش فضای باز سیاسی در کشور و بویژه همکاری با نیروهای جدیدی است که در سطح کشور ظاهر شدهاند و بخش مهمی از آنها از آغاز پیروزی انقلاب سودان مواضعی خصمانه علیه آن اتخاذ کردند و با وجودی که دولت طی چهار سال گذشته طرحها و برنامههایی را مطرح کرده که میتوانسته زمینه لازم را جهت تفاهم با این جریانات فراهم کند اما در عین حال بنظر نمیرسد حکومت سودان از مواضع قبلی خود در قبال این جریانات عدول کرده باشد.
دولت به منظور وارد کردن نیروهای سنتی و روستاییان به صحنه سیاسی کشور، تلاشهای بسیاری را جهت ایجاد فضای باز سیاسی بکار بست و با وجودی که این نیروها از نظر فرهنگی و اقتصادی نقش مؤثر و مهمی در روند تحولات فرهنگی، که دولت درصدد تحقق بخشیدن به آنهاست، دارند اما این گروهها تنها زمانی بعنوان یک جریان سیاسی مهم مطرح میباشند که سیستم چندحزبی، که از انتخابات بعنوان ابزاری در جهت تبیین مواضع سیاسی، استفاده میکند، در کشور وجود داشته باشد.
این گروهها از چنان قدرتی برخوردار هستند که حکومت نمیتواند از آنها بینیاز شود و امروزه ثابت شده است که نادیده گرفتن بخشهای مؤثر و مهمی از آنها به مصلحت برنامههای اصلاحطلبانه دولت نیست و علاوه بر آن به نظر میرسد که همکاری با این جناحها به منظور مقابله با توطئههای خارجی علیه حکومت، یکپارچگی کشور و برنامههای اصلاحطلبانه دولت، امری ضروری است.