تاریخ انتشار : ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۳:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۲۲۰۶۴۳

 محمد امینی دانشجوی معارف اسلامی
جریان موسوم به دوم خرداد، از سال 76 و با تکیه بر کثرت آراء مردم در انتخابات، همواره سعی در زنده نگه داشتن این روز برای پیشبرد اهداف خود داشت.
یکی از مهم ترین پشتوانه های این جریان، دانشجویان و گروه های آنان بودند؛ به طوری که می توان گفت جریان دوم خرداد با حمایت های جامعه دانشگاهی و دانشجویان در عرصه سیاسی صعود کردند و با فروکش کردن این حمایت ها نیز دچار افول شد.
آنچه در این میان قابل تامل است، موج سواری این جریان بر هیجانات دانشجویان بود که در اغلب موارد نیز از پیش طراحی می شد.
دوم خردادی ها (اصلاح طلبان) از همان ابتدای روی کارآمدن، معتقد بودند که مردم با رای خود اعلام کرده اند چه نمی خواهند و این موضوع را برایشان تعیین خواهیم کرد؛ بنابراین زمینه سازی برای تولد الگوی لیبرال دموکراسی را در مقابل الگوی جمهوری اسلامی، آغاز کردند.
دوم خردادی ها در شعارهای تبلیغاتی خود، اعتقاد به امام و یا تایید خاتمی از سوی امام را مطرح می ساختند و شعارهایی برخاسته از انقلاب و آرمان هایش را تکرار می کردند. آن ها شعارهایی مانند: آزادی، مردم سالاری و توسعه سیاسی را ترویج می دادند و با سوءاستفاده از این شعارها، دامنه آزادی را تا آنجا گسترش دادند که افراد مرتد نظام و اپوزیسیون خارج نشین، وارد کشور شدند و به راحتی به اشاعه افکار و عقاید خود پرداختند.
در این میان سرمایه گذاری بر فضای دانشگاه و تشکل های دانشجویی به منظور نقش آفرینی این قشر در مواقع حساس- به نفع جریان اصلاحات - از جمله اساسی ترین و کاربردی ترین اهداف این جریان بود.
اهمیت این سرمایه گذاری تا آنجا بود که خاتمی در یکی از سخنرانی های خود در حضور دانشجویان، صراحتا اعلام کرد که «یکی از پایگاه های مهم در موفقیت من در انتخابات، تشکل های دانشجویی بودند.»
این در حالی بود که فضای ظاهرا آزاد دانشجویی از پشت صحنه، به شدت کنترل و هدایت می شد. این موضوع منجر به بسته تر شدن فضای سیاسی کشور و انحصار آن به نفع جریان اصلاحات، به ویژه در تشکل های دانشجویی و فعالیت هایشان شد. بسط سوءاستفاده های جریان اصلاحات از تشکل های دانشجویی، منظور این نوشتار نیست اما بازخوانی سالگردهای دوم خرداد در سال های حاکمیت اصلاح طلبان می تواند چگونگی تاثیر جریان دانشجویی را در فراز و فرود فعالیت های اصلاح طلبان، به خوبی نشان دهد.
اولین سالگرد، دوم خرداد 77 دیدار در دانشگاه تهران
در روز 31 اردیبهشت ماه، روزنامه سلام، مهمترین روزنامه طرفدار خاتمی در صفحه اول خود با چاپ عکس معروف انتخاباتی خاتمی، تیتر زده بود: «دیدار با رئیس جمهور در دانشگاه تهران». دفتر تحکیم وحدت هم با صدور اطلاعیه ای دانشجویان و مردم را به راهپیمایی از میدان ولی عصر تا دانشگاه تهران دعوت کرد. جنجالی ترین سالگرد دوم خرداد در این سال برگزار شد. سخنرانی مفصل و طولانی خاتمی به همراه کف زدن های مکرر حضار در شب شهادت امام سجاد(ع) به علاوه یکی از معدود راهپیمایی های دانشجویی در این روز اتفاق افتاد. هر چند که به فاصله چند روز، ده ها هزار روحانی و طلبه در قم کفن پوش شده و در اعتراض به هتک حرمت ایام عزای آل الله در این تجمع، راهپیمایی کردند.
در اولین ساعات بعدازظهر دوم خرداد 77، کم کم جمعیت وارد میدان ولی عصر شد. گرمای خردادماه هم مانع از ابراز هیجان و شور جوانان و دانشجویان مشتاق خاتمی نمی شد. دقایقی بعد میثم سعیدی عضو آن روز دفتر تحکیم وحدت و امروز حزب مشارکت، در سخنانی دوم خرداد را در راستای اعاده حقوق ملت و یک جواب منفی به سیاست های سابق سختگیرانه فرهنگی و سیاسی دانست. پس از سخنرانی میثم سعیدی راهپیمایی آغاز شد. هزاران راهپیمای تهرانی شعارهایی که از تریبون قرائت می شد را تکرار می کردند. تقریبا در همه شعارها نام خاتمی تکرار می شد؛ شعارهایی که بعدها در هیچ مراسم دیگری تکرار نشد: «خاتمی مظهر وفاق ملی- سیاستش راه تنش زدایی»، «آنان که بر خاتمی می خروشند- شریک آمریکا و دین فروشند».
راس ساعت مقرر و بدون حتی یک دقیقه تأخیر، خاتمی در جایگاه حاضر شد. این اولین و آخرین باری بود که خاتمی در مصلای دانشگاه تهران سخنرانی کرد. خاتمی با شور و هیجان کم نظیری سخنرانی می کرد و با هیجان صدبرابر از سوی حضار پاسخ می گرفت. خاتمی در این سخنرانی مکررا واژه «قانون اساسی» را به کار برد و بر قانون گرایی تأکید ورزید. او گفت: «تثبیت نظام باید براساس یک سند ملی وبشری باشد و این سند ملی همان قانون اساسی است.» وی، تأکید کرد: «حماسه دوم خرداد نه متعلق به رئیس جمهور است و نه هیچ دسته و گروهی، متعلق به مردم ایران است.»
در این مراسم شعارهایی علیه آیت الله یزدی رئیس وقت قوه قضاییه و لاریجانی رئیس وقت صدا و سیما سر داده شد و از عبدالله نوری و مهاجرانی وزرای وقت کشور و ارشاد حمایت شد.
دومین مراسم سالگرد دوم خرداد،
خاتمی در ورزشگاه آزادی، تحکیم وحدت در پارک لاله
سومین ماه سال 78 رسیده بود اما این بار خاتمی نه در دانشگاه تهران که در ورزشگاه آزادی به جمع یک صد هزار نفری منتخبان شوراهای شهر و روستا رفت. دفتر تحکیم وحدت هم خواستار صدور مجوز راهپیمایی «از انقلاب تا آزادی» برای حرکت از میدان انقلاب تا میدان آزادی شد. درخواستی که از سوی وزارت کشور رد شد و باعث شد دفتر تحکیم وحدت به مراسمی در ضلع غربی پارک لاله قناعت کند.
خاتمی در حالی وارد ورزشگاه آزادی شد که از سوی اعضای سرشناس شورای شهر اول تهران همچون عبدالله نوری و سعید حجاریان همراهی می شد. او پس از آن که در پیست کناری زمین به ابراز احساسات کل جمعیت حاضر پاسخ گفت، در جایگاه ویژه به سخنرانی پرداخت. او در این سخنرانی گفت: «نهادینه شدن مردم سالاری دینی مهم ترین مرحله گذار اجتماعی است. در مرحله گذار به سوی پایدار شدن مردم سالاری دینی، باید تلاش کنیم تا نهادهای اجتماعی و مدنی جایگاه خود را پیدا کنند و در عین حال متوجه حساسیت مرحله گذار باشیم و بیش از همه باید هوشیار باشیم، از این فضا برای سست کردن مبانی اعتقادی مردم و اصول و ارزش هایی که انقلاب بر آن استوار است، سوءاستفاده نشود.»
مراسم ورزشگاه آزادی تمام شد و حاضران به آرامی ورزشگاه را ترک کردند؛ اما شرایط در پارک لاله چندان آرام نبود. درگیری های پراکنده بین دانشجویان و معترضان حتی قبل از شروع مراسم آغاز شده بود. درگیری ها در هنگام سخنرانی ابراهیم اصغرزاده (عضو سابق شورای شهر) به حدی رسید که سخنان اصغرزاده قطع شد و علی رضا طاهری (عضو سابق تحکیم) دانشجویان را به آرامش دعوت کرد.
طیف های مختلف دانشجویان (جمعیتی حدود 4 تا 5 هزار نفر)، هرکدام شعارها و پلاکاردهای خاص خودشان را داشتند. در این میتینگ سیاسی هم شعار «درود بر مصدق سلام بر خاتمی» شنیده می شد و هم «رئیس جمهور ما امام جمعه ما»! ابراهیم اصغرزاده سخنران آن روز مراسم با بیان این که دانشجویان مهمترین حامیان خاتمی در پی گیری اهداف و آرمان های دوم خرداد هستند، گفت: «ما از بمب اتم هم خطرناک تریم».
سومین سالگرد دوم خرداد،
اصلاح از درون و یا تغییر ساختار
پس از جنجال های کنفرانس برلین، تعطیلی مطبوعات و در آستانه آغاز مجلس ششم، سومین سالگرد دوم خرداد نیز برگزار شد.
خاتمی در اجتماع اعضای شوراهای اسلامی- در سالن اجتماعات وزارت کشور- با لحنی خردمندانه گفت: «دو گروه از دو پایگاه متفاوت با به وجود آمدن دوم خرداد گفتند که انقلاب اسلامی پایان یافت. یک گروه، که مخالف اصلاحات از درون بودند و حرکت اصلاح طلبی مردم را به عنوان توبه تعبیر کردند. اینها قبلا شکست خورده بودند و می خواستند جامعه را به سوی لائیسم ببرند. گروهی دیگر، جریانی بود که چون آن حرکت را مخالف سلیقه خود می دید، گفت که مردم به انقلاب اسلامی رأی «نه» دادند و آن را انحراف از انقلاب معرفی کردند.»
چند خیابان پایین تر از میدان فاطمی در دانشگاه تهران، علی رضا علوی تبار جوانان را به پیروی از تئوری تغییر نظام تصمیم گیر دعوت کرد و گفت: «به جای اقدام علیه افراد باید نیروهایتان را صرف «تغییر نظام تصمیم گیری و اصلاح ساختار قدرت کنید.» در این تجمع که از سوی دفتر تحکیم وحدت برگزار شده بود، حدود دو هزار نفر شرکت کردند. فضای نامطلوب این میتینگ سیاسی، منجر به اعتراض شدید بخشی از دوم خردادی ها شد.
دوم خرداد 80 تلاش برای وارد کردن ضربه نهایی
با گذشت چهار سال از دوم خرداد 76، زمان انتخابات ریاست جمهوری فرا رسیده است. خاتمی مجدداً نامزد ریاست جمهوری است و بر این موضوع تأکید دارد که رهبر فرهمند اصلاحات نیست. او حتی خود را سمبل و نماد دوم خرداد نمی داند. خاتمی وعده داد که در روز 7 خرداد در ورزشگاه شهید شیرودی با مردم سخن خواهد گفت. او برای چندین بار تکرار می کند که او فقط نامزد ریاست جمهوری است. این مراسم سالگرد دوم خرداد است، اما با چند روز تأخیر.
خاتمی پس از استقرار در جایگاه و فروکش کردن احساسات حاضرین، بحثی تاریخی را شروع می کند و سپس- برای اولین بار در سالروز دوم خرداد- به اقدامات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دولت خود اشاره می کند. این برای اولین بار است که خاتمی در سالروز دوم خرداد از اقدامات دولتش سخن به میان می آورد. او در پایان حرف هایش با قاطعیت ابراز کرد: «من رهبر اصلاحات نیستم، رهبر اصلاحات مردم بزرگواری هستند که قرن ها برای داشتن ایران آباد و سرافراز تلاش کرده اند.» ستاد انتخاباتی خاتمی در روز دوم خرداد سلسله سخنرانی هایی را در سراسر کشور تدارک می بیند. عباس عبدی، فاطمه حقیقت جو، حمیدرضا جلایی پور با حدود دویست نفر مستمع در حسینیه ارشاد تجمعی را ترتیب دادند. عباس عبدی در این تجمع اظهار داشت: «در 18خرداد باید آخرین ضربه روانی به اندیشه پوسیده ضد مردم سالاری وارد شود.» این در حالی بود که در دفتر تحکیم وحدت، انشقاقی عمیق در حال وقوع بود. درگیری فیزیکی اعضای شورای مرکزی پس از سخنرانی خاتمی در حسینیه2 جماران، اوج این اختلافات بود و در ستادهای انتخاباتی نیز، ستاد رای اولی ها جای ستاد دانشجویان را گرفته بود.این آغاز انزوای دوباره دانشجویان بود.
دوم خرداد 81 یک روز تکراری برای جریان اصلاحات
برخلاف سال های قبل، هیچ مراسم و سالگردی برای این روز تدارک دیده نشده بود. موسوی لاری وزیر کشور، در سخنانی تکراری از فعال شدن ستادهای بحران خبر داد. حمیدرضا جلایی پور (عضو شورای مرکزی حزب مشارکت) به وجود یک بن بست در شرایط موجود اعتقاد داشت. اما او این بن بست را حقوقی می داند و آن را مهم ترین چالش روز ایران، از زاویه جامعه شناسی سیاسی معرفی کرد. وی تاکید داشت که راه حل این بن بست «تکروی» نیست بلکه باید درباره راهکارهای ممکن آن به ویژه در میان حقوق دانان بحث و وفاق عمومی حاصل شود. خاتمی هم در سالروز دوم خرداد سخن گفت. او این بار در جمع اعضای ستاد مردمی بیستمین سالگرد آزادی خرمشهر سخنرانی کرد. او باز هم آزادی را از مهم ترین اهداف انقلاب اسلامی برشمرد.
دوم خرداد 82 چند صدایی در جبهه اصلاحات
لوایح دوگانه دولت تقدیم مجلس ششم شده بود. او مدعی بود این دو لایحه حداقل هایی است که برای روند امور لازم است. ناامیدی در جبهه دوم خرداد موج می زد. پیام اول ستون دید و بازدید روزنامه یاس نو به وضوح این مسئله را نشان می دهد: «مثل روز روشن بود که اصلاحات تمام شد و به اهدافی که در نظر گرفته بود، نمی رسد. بهتر است شما هم موضع خودتان را در قبال موجودی که دارد، لحظات آخر عمرش را می گذراند، انتخاب کنید و بگویید که برای آینده چه کار می خواهید کنید؟» همه نگاه ها به آینده دوخته شده بود. عمادالدین باقی می گوید «اصلاح طلبان هنوز امکان بازسازی دارند.» علی اصغر خدایاری، دوم خرداد را به سالی تشبیه می کند که چهار فصل دارد، فصل اول: امید، فصل دوم: تشویش، فصل سوم: یأس و فصل آخر: عبرت. او زمانه را انتهای فصل یأس و ابتدای فصل عبرت می داند.
مصطفی تاج زاده عنصر کلیدی جبهه دوم خرداد، «رفراندوم» را تنها راه عبور از تنگناها برشمرد اما سیدمحمد خاتمی، با صدور بیانیه ای باز هم همان حرف های همیشگی اش را تکرار کرد: «من براساس عهد خویش همچنان مصرانه پیگیر خواسته هایی هستم که در برنامه ها و مواضع خود به آن ها وعده داده ام. اینک برای پیشبرد آن ها بیش از گذشته بر تفاهم و وحدت ملی و تاکید بر حفظ هویت دوم خرداد و پی گیری آرمان های آن اصرار دارم. این راه را، راهی به سوی سرافرازی ایران و اسلام و حفظ سرمایه های معنوی و مادی کشور و مایوس شدن دشمنان می دانم و این راهی است که به اعتبار تجربه، آگاهی و عزم ملت، بن بست و توقف ندارد، بکوشیم که با گام های استوار آن را بپیماییم.» وی باز هم تکرار کرد: «اگر به تنگ کردن دایره دین و قانون اساسی بر مردم اعتراض می شود اگر فریاد زده می شود که زنده باد مخالف من، برای تقویت جمهوری اسلامی است.»
دیگر کسی برای خاتمی در روز دوم خرداد سوت و کف نمی زد، اما روزنامه همبستگی در سرمقاله اش مطالبی هوشمندانه را بیان داشت: «دوم خرداد دوران اثبات بی هوشی و بی فکری اصلاح طلبان و گم شدن هدف اصلی اصلاحات بود. دوم خرداد، دوران بروز استعدادها هم بود، بروز کردند تا شناخته شوند و بعد حذف شوند. دوم خرداد، دوران موج سواری کسانی بود که از کاروان قدرت عقب افتاده بودند. دوم خرداد دوران سوء مدیریت بود. دوم خرداد، اما می توانست دوران بهتری هم باشد.»
شدیدترین حملات به خاتمی، از سوی اعضای حزب مشارکت صورت گرفت. هر چند حزب مشارکت در بیانیه ای از خاتمی حمایت کرد اما هادی قابل، از اعضای شورای مرکزی این حزب، در سخنانی جنجالی گفت: «برای من جای سوال است که چرا خاتمی پس از شش سال چنین بیانیه ضعیفی را منتشر کرد و همان سخنان همیشگی را دوباره تکرار کرد. خاتمی با این بیانیه ثابت کرد که در پی گذر زمان و اتمام دوران ریاست جمهوری خویش است!» اما خاتمی در این بیانیه پیام دوم خرداد را نیز تشریح کرده بود. همه مخاطبان، تحلیل خاتمی را اصول گرایانه و ارزش مدارانه توصیف کردند: «دوم خرداد بر جمهوری اسلامی با همه ابعادش پافشاری می کند و اگر اعتراضی هست، از آن جهت است که این دستاورد بزرگ مردم ما آسیب نبیند.»
درست در زمانی که خاتمی بر جمهوری اسلامی با همه ابعادش تاکید می کرد، طیف ملی- مشارکتی دفتر تحکیم وحدت در بیانیه ای خروج این دفتر از جبهه دوم خرداد را اعلام کرد. این طیف تلاش کرد تا نام و مرام دفتر تحکیم وحدت را به دفتر «تحکیم دموکراسی» تغییر دهد و درصدد برآمد تا بر ویرانه های جبهه دوم خرداد، جبهه تحکیم دموکراسی را برپا کند؛ امری که تقریبا از نظر همه محال بود.
مخدوش شدن چهره اصلاحات
از جمله اساسی ترین دلایل مخدوش شدن چهره جریان دوم خرداد در نظر عموم مردم و به ویژه جوانان می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- تعرض به هویت اسلامی ملت ایران
- غوغاسالاری و تنش زایی در حکومت
- بازی در نقش اپوزیسیون نظام
- تلاش برای به صحنه آوردن الگوی لیبرال دموکراسی در مقابل جمهوری اسلامی
- تعاملات با بیگانگان و تلاش برای احیای رابطه با امریکا
- برهم زدن مرزهای انقلاب و ضدانقلاب
- بی توجهی به نیازها و خواسته های اصلی مردم و ایجاد خواسته های تصنعی
- تلاش برای بسط گفتمان غرب گرایی
- عدم تحقق شعارهای دوم خرداد (آزادی، شایسته سالاری، احترام به حقوق شهروندان، توسعه سیاسی و...) و پشت پا زدن به همه آنها پس از پیروزی
- قبضه کردن فضای سیاسی کشور به نفع جریانی خاص
- باز شدن فضا برای ابراز عقیده توسط جریان های غیراسلامی و غیربومی
برخی سیاست های اتخاذ شده در مورد دانشجویان را نیز می توان چنین برشمرد:
- نگاه ابزاری به دانشجویان و خواسته های این قشر
- محدود کردن و در تنگنا قرار دادن فعالیت های گروه های دانشجویی ارزشی
- ترور شخصیت دانشجویان مذهبی در دانشگاه ها
- بستن تریبون ها بر صدای دانشجویان انقلابی
- ستاره دار کردن دانشجویان انقلابی و جلوگیری از ادامه تحصیل آنها به دلیل مغایرت تفکرات سیاسی ایشان با جریان دوم خرداد.