ابتدا خبرنگار ما سئوال کرد:
* جمهوری اسلامی ایران پس از عملیات بدر و از حدود یک سال پیش، تاکنون بارها اعلام کرده است که حملات نظامیاش توام با اهداف سیاسی است و زمانی ضربات خود را وارد میکند که زمینههای سیاسی آنها نیز فراهم شده باشد. پس از اعلام این اصل، جمهوری اسلامی ایران تحرکات سیاسی خود را در سطح منطقه گسترش داد و در همین راستا اخیرا نیز شاهد سفر وزیر خارجه کشورمان به عربستان سعودی بودیم. سئوال ما این است که این تحرکات تا به حال چه نتایجی دربر داشته، و هدف عمده در این زمینه چیست؟
نخستوزیر در پاسخ گفت:
** وقتی به روابط خود با کشورهای گوناگون نگاه میکنیم، میبینیم آن انزوا و ابهامی که در رابطه با موضع انقلاب اسلامی در قبال جنگ وجود داشت، تا حدود زیادی از بین رفته است و از سوی دیگر فکر میکنم امروز در سطح جهان مسالهی متجاوز بودن عراق دیگر در اذهان جا افتاده باشد. همچنین مواضع اصولی و اهدافی را که به دنبال آنها هستیم، محسوس شده است.
در کنار این قضایا تصور میکنم، امیدها و تصویرهایی که در رابطهی با انقلاب اسلامی وجود داشت که ممکن است از هم فرو بپاشد، از بین برود و یا تضعیف بشود، امروز مبدل به یاس شده است و حالا تمام اینها در نوع روابط ما با کشورهای دیگر موثر افتاده است. یعنی یک حرکت از سوی ما در جریان هست که عبارت است از: توضیح، افشاگری و ایجاد روابط سالم با کشورهای جهان میباشد. و حرکتی که از سوی کشورهای دیگر دیده میشود مبتنی بر یاس از فروپاشی نظام جمهوری اسلامی است.
البته رژیمهای مستبد در شرق و غرب و همچنین کشورهای جهان سوم و نیز منطقه ممکن است که هدفشان از نزدیکی به کشور ما این باشد که این نزدیکی ضمن آن که به واقعیتهای منطقه هم آمیخته است، در ورای آن این هم نهفته باشد که یک استحالهای را بتدریج در درازمدت در نظام ما به سود خودشان به وجود بیاورند. به معنای دیگر الان آن چیزی که احساس میکنیم در تحلیلهای خارجی هست و طبیعتا در سیاست خارجی کشورهای بزرگ و هم کشورهای کوچک اثر میگذارد، یاس از یک دگرگونی آنی در نظام جمهوری اسلامی به صورت کودتا و یا فروپاشی است. و به نظر میآید که بیشترین طرحها هماکنون متوجهی این مساله است که گرایشهائی را در داخل کشور به وجود آورده و یا تقویت بکنند که در جهت منافع این قدرتها باشند، حالا چه شرق و چه غرب. در کل این جنبه میچربد و الان این مساله وجود دارد. به هر حال آن چیزی که مربوط به جنگ میشود، این است که مواضع ما روشنتر از سابق است، ابعاد جنگ برای کشورهای دیگر شناختهشدهتر است و خود این عوامل باعث تغییر و تحولاتی در منطقه شده است.
منطقهای کردن جنگ
خبرنگار ما سپس سئوال کرد:
* با پیروزیهای سیاسی ـ نظامی ایران در روند جنگ تحمیلی و اثبات موقعیت ایران در سطح بینالمللی خاصه منطقهی خلیجفارس، رژیم متجاوز عراق کوشید با اتخاذ تاکتیک حمله به خارک، استراتژی منطقهای کردن جنگ را دنبال کند. به اعتقاد شما جمهوری اسلامی ایران در خنثی ساختن این تاکتیک تا چه اندازه موفق و برتر بوده است؟
مهندس موسوی پاسخ داد:
** ما کاملا در این زمینه موفق بودهایم. این حملات 2 هدف را دنبال میکرد. همانطور که اشاره کردید یکی منطقهای کردن جنگ و دیگری فشار دادن گلوی اقتصادی ما برای ایجاد خفقان اقتصادی در داخل و نیز خود جنگ. در مورد اول، اگر به خلیجفارس نگاهی بیاندازیم میبینیم که عراق عملا در نیل به این مقصود شکست خورده و موفق نشده است. و موضعگیری اخیر کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس نشاندهندهی شکست آن طرحهای عراق است. البته اضافه کنم که من نمیخواهم خیلی به این موضعگیری شورا خوشبین باشم. اما با این اوصاف این مساله بیانگر شکست طرحهائی است که عراق در این زمینه به آنها امید بسته بود. در زمینهی اهداف اقتصادی این حملات نیز، باز عراق شکستخورده و نتوانسته جریان نفت ما را در بازارهای جهانی سد کند. گذشته از این حملات عراق تازه باعث شده که ما به این مساله بپردازیم که هرچه سریعتر نقاط صدور نفت کشور را متنوع و گسترده کنیم و ظرفیت صدور و تولید آنها را افزایش بدهیم تا حدی که این ضربات نتواند ما را فلج سازد.
همچنین به راهحلهائی بپردازیم که تاسیسات اقتصادی کشور را در مقابل این نوع هجومها کمتر آسیبپذیر کند.
این جنگی است که هر کسی بیشتر بایستد، برنده است و ما معتقدیم با توجه به ملتی که در صحنه داریم و مقاومت و پایمردی و ایستادگی آنها، بیشتر میتوانیم بایستیم.
شورای همکاری خلیجفارس
خبرنگار سرویس سیاسی سپس به مساله مواضع اخیر شورای همکاری خلیج فارس اشاره کرد و پرسید:
* شورای همکاری خلیجفارس چندی پیش در نشست اعضای خود خواستار بهبود روابط جمهوری اسلامی ایران شد و در قطعنامهی سازمان ملل نیز اعضای این شورا به سود ایران مواضع خوبی اتخاذ کردند. با توجه به این موضعگیریها شما نزدیکی روابط را چگونه تحلیل میکنید؟
نخستوزیر جواب داد:
** ما البته از این علائم استقبال میکنیم. به نظر میآید شاید برای کشورهای خلیجفارس این مساله جا افتاده باشد که سعی کنند به جمهوری اسلامی نزدیک شوند و در مرحلهی بعد اگر اختلافاتی دارند، به تدریج، با آن اختلافات برخورد شود و آنها را به حداقل کاهش دهند. و سیاست صحیح هم همین است.
خبرنگار مجددا سئوال کرد:
* زمینههای نزدیکی روابط دارای چه پارامترهایی است؟
نخستوزیر پاسخ خود را پی گرفت و گفت:
** البته پارامترهای گوناگونی در محاسبهی این کشورها میتواند دخالت داشته باشد. ولی مهمترین آنها، استوار شدن پایههای انقلاب اسلامی و تغییر کردن دورنمای آیندهی انقلاب در ذهنیت این کشورها است. زمانی در ذهن جهانیان و به تبع آن کشورها شاید این مساله وجود داشت که مگر نظام جمهوری اسلامی چند ماه دیگر میتواند روی پای خودش بایستد. طبیعتا امروز این تصویر دستخوش دگرگونی شده و یا ممکن بود در اذهان این مساله وجود داشته باشد که در مقابل سلاحهای پیچیدهی عراقیها، جناح راست کشور و یا مسالهی خارک و نظایر اینها چقدر خواهیم توانست بایستیم. در این موارد شک و تردیدهایی وجود داشت، اما حالا اینها از بین رفته است و تمام اینها میتواند در موضعگیریها موثر واقع باشد. به جز اینها موضعگیریهای روشن، مثبت و صریح دولت در قبال این کشورها هم به نوبهی خود موثر بوده است. ما صریحا اعلام کردهایم که خواهان آشوب و آشفتگی در منطقه نیستیم و علاقمندیم که در منطقه با این کشورها در صلح و آرامش زندگی کنیم.
ما خلیجفارس را منطقهای میدانیم که باید در آنجا امنیت کامل به دست خود نیروهای منطقه و نه بیگانگان و نیروهای خارجی تامین بشود. و حالا احساس میشود که کمکم این حرفها شنیده میشود و موثر واقع شده است.
* خبرنگار ما سپس با اشاره به مسالۀ نزدیکی روابط شورا و ایران پرسید که آیا جمهوری اسلامی سیاست بیطرف کردن کشورهای منطقه در قبال جنگ تحمیلی را تعقیب میکند؟
نخستوزیر گفت:
** خیر. ما سیاست بیطرف کردن آنها در قبال جنگ را دنبال نمیکنیم، بلکه تلاش میکنیم که آنها را طرفدار خودمان کنیم. حالا بشوند یا نشوند این دست ما نیست. چون ما معتقدیم طرف حق هستیم و وقتی طرف حق هستیم و حرف ما حق است، طبیعی است که سعی شود کشورهای دیگر به این پی ببرند. ولی خوب، ما میدانیم که پیشرفت ما در این زمینه حدی میتوان داشته باشد.
* خبرنگار مجددا سئوال کرد که آیا این هدف درازمدت ما است و یا این که در کوتاهمدت میخواهیم به سمتی حرکت کنیم که آنها حمایتهای نظامی ـ سیاسی و اقتصادی از رژیم صدام را قطع کنند؟
مهندس موسوی جواب داد:
** این خط حرکت ما است و البته در هر برهه و زمانی ممکن است در این راه اتفاقات و حوادثی بیفتد. دور شدنها، نزدیکتر شدنها و نظایر اینها...
* خبرنگار: معیار این نزدیک شدن چیست؟ طبعا اگر بر اصول استوار نباشد و بر آنها پافشاری نکنیم، موجب ضربه به نظام و انقلاب ما خواهد بود.
نخستوزیر گفت:
** ما در این نزدیک شدنها، به هیچوجه از اصول خودمان دست برنمیداریم. من چند بار هم در صحبتهایم اشاراتی در این مورد داشتم. در اینجا باید تاکید کنم که سیاست خارجی ما ادامه سیاست داخلی ما است. نه این که سیاست داخلی ما تابع و متغیری از سیاست خارجی باشد. باید همواره در نظر داشته باشیم که ما بر پایه اصولی انقلاب کردهایم و حیات و آیندۀ انقلاب و استقلال این نظام نیز در گروی نگهداری و پافشاری بر این اصول است. این اصول باید در همه عرصهها مورد اعتنا و دقت قرار گیرد. وقتی صحبت از رابطه نزدیک و یا بهبود روابط میکنیم، اگر معنایش این است که کمی ما از ایدهها و خواستههای خود کوتاه بیائیم و کمی هم کشورهای دیگر کوتاه میآیند، این برداشت نادرستی از مفهوم حقیقی این قضیه است.
قطعنامه کمیسیون حقوق بشر
خبرنگار روزنامۀ اطلاعات در ادامه گفتگو به قطعنامه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل که به وسیله آمریکا و همکاری تروریستها علیه ایران تهیه شد، اشاره کرد و از نخستوزیر پرسید:
* وزیر خارجه ایران در این هفته اعلام کرد، در رابطه خود با کشورهایی که به قطعنامه کمیسیون حقوق بشر علیه جمهوری اسلامی ایران رای مثبت دادند، تجدیدنظر خواهیم کرد، با توجه به این که اکثر این کشورها صادرکنندگان اصلی کالا به ایران هستند، این تجدیدنظر چگونه است و آیا زمینههای اقتصادی را نیز دربر میگیرد؟
مهندس موسوی در جواب با اظهار این مطلب که شاید خود این حرکت سازمان ملل باعث شود در ذهنیت کسانی که مایل بودند و یا علاقه داشتند که روابط ما با غرب گسترش یابد، دگرگونی و تغییری حاصل شود گفت:
** البته من وابستههای به غرب را در نظر نمیآورم بلکه نقطهنظرهای گوناگونی که در مورد نزدیکی به غرب و یا شرق و نیز سیاست نه شرقی و نه غربی مطرح است را میگویم. این حرکت جهان صنعتی به سرکردگی آمریکا نشاندهندۀ روشهای خصمانه و ادامهدار این نظامها علیه انقلاب اسلامی است و این قطعنامه پیش از هر چیز، زمینۀ هر نوع خوشبینی را از بین میبرد. و این پیشنهاد خوبی برای سیاست خارجی کشور ما میباشد. من در مصاحبۀ قبلی با روزنامۀ «کیهان» گفتم که بهتر است لیست کامل کشورهای موافق این قطعنامه به اطلاع مردم برسد. و خود این طبعا به صورت یک عامل تعیینکننده ـ به تدریج ـ در روابط ما با کشورهای دیگر در خواهد آمد و بدیهی است که ما منتظر باشیم این مساله در روابط ما با این کشورها تاثیر بگذارد. به عنوان مثال آقای بهزاد نبوی قرار بود از آلمان غربی دیداری داشته باشند که رای آلمان موجب شد سفرشان را به تاخیر بیندازند.
البته «تجدیدنظر» به این معنا نیست که ما میخواهیم روابط تجاری و اقتصادی خود را با این کشورها قطع کنیم. نه چنین کاری نمیخواهیم بکنیم. منتهی سعی خواهیم کرد اولا این روابط اقتصادی در همان چارچوب و معنای اقتصادی خودش مهار شود. ثانیا این اقتصاد را در حد ضرورت متوقف کنیم و بیشتر از این در رابطۀ با آنها پیش نرویم. و این چیزی است که ما باید دنبال آن باشیم.
نخستوزیر ادامه داد:
در این مورد خیلی بحث شده است که ما در سیاست خارجی باید به جهان سوم تکیه کنیم ولی راه پیدا کردن به جهان سوم خیلی سخت است. ارتباط «جنوب ـ جنوب» (به روایت متعارف) کار سختی است. به خاطر این که کشورهای جنوب برتری تکنولوژیکی ندارند و ضمنا امکانات همدیگر را هم خوب نمیشناسند.... اما آزمایشی که ما در این چند سال کردیم، نشان میدهد اگر نه در همۀ زمینهها بلکه در بعضی از زمینهها میتواند ارتباط متقابل به نفع جوامع یکدیگر گسترش یابد و این رای سازمان ملل جهتگیری ما را در این زمینه تشدید میکند و دلایلی به دست ما میدهد که این مساله جدیتر دنبال گردد.
همچنین باید اضافه کرد که اخیرا یک خوشبینی نسبت به سازمانهای بینالمللی در کشور ما در حال پدید آمدن بود و من نظر دولت را همیشه بیان میکردم که ما نباید خودمان را تحت تاثیر داوریهای سازمانهای بینالمللی قرار دهیم. چرا که این سازمانها قبل از آن که بینالمللی باشند، پشتسرشان سیاستهای جهانی 2 ـ 3 کشور بزرگ معمولا نهفته و پنهان است.
البته کشورهایی که به قطعنامه رای دادهاند و کلا ترکیب موافقین خود بسیار پرمعنا است ولی در مجموع این نشان میدهد که نظام ما همانطور که در اول انقلاب نیز محسوس بود و به آن اعتقاد داشتیم برای پیشبرد سیاستهایش به هیچوجه نمیتواند تکیهای به اینگونه سازمانها داشته باشد.
نخستوزیر سپس تاکید کرد که رسانههای گروهی در افشای نقش این سازمانها و رایها و داوریهای آنها در افکار عمومی ملتمان و نیز کشورهای مستضعف نقش بهسزائی دارند و اضافه کرد باید آن غولهائی که در ذهن این ملتها از این سازمانها ساخته شده، شکسته شود و به آنها ثابت شود که این سازمانها و مجامع عملا مجری سیاستهای خاص ابرقدرتها هستند و تابعی از منافع کشورهای کوچک و در حال خیزش نمیتوانند به شمار آیند.
وی در همین رابطه تاکید داشت: ما برعکس آن چیزی که شاید تصور بشود این رای میتواند برای ما ضرری داشته باشد ما در مجموع آن را به نفع «رادیکالیزه شدن» سیاستهای خارجی خودمان در قبال مسائل مهم جهانی میدانیم و در صحنۀ داخلی هم معتقدیم که اثرات پردامنه و بابرکتی خواهد داشت و ملت ما بهتر وضعیت این سازمانها را درک میکنند.
ما در حقیقت این «رای» را ضربه دیگری میدانیم که قدرتهای بزرگ به ریشه خود و امیدهایشان زدند.
مطبوعات
ادامهی گفتگوی خبرنگاران ما با مهندس میرحسین موسوی روی محور مطبوعات، حقوق و آیندهی آنها در نظام جمهوری اسلامی متمرکز و دنبال شد. البته وقت محدود و فشرده بود و موضوع مورد گفتگو گسترده و پردامنه و... ولی مهندس موسوی ضمن اظهار محبت به اجمال نظرات خود را در این زمینه ارائه دادند که با هم میخوانیم:
در این بخش از مصاحبه نخستوزیر پیرامون وضعیت، کم و کیف مطبوعات، و ارزیابی خود از روزنامههای کشور در مقطع کنونی انقلاب گفت:
به نظر من مطبوعات در حال حاضر زنده هستند و به مسائل حساس جامعه میپردازند و در انتقادها و گزارشها در مقایسهی با نشریات گوناگونی که در جهان وجود دارند، از یک روح متعهد و انقلابی و وضع خوبی برخوردار هستند.
مضمون روزنامههای کشور ما در سطح بسیار بالا و خوبی است. مثلا فرض کنیم در همین روزنامهی اطلاعات، شما موضعگیریها و مقالههایی را که در رابطه با سیاست خارجی و کشورهای خارجی نوشته و چاپ میشود را در هیچیک از نشریات خارجی نمیتوانید پیدا کنید. البته چون خود ما غوطهور در کار هستیم شاید نتوانیم این را دقیق احساس کنیم. یا آزادی کلامی که در کشور ما هست، البته از یک جاهائی ما محدودیتهائی داریم، شکی در آن نیست. ولی در مجموع شما در هیچ جایی مانند آن را نمیتوانید بیابید.
من اخیرا میزگرد مربوط به میداندارها و میوهفروشان را در برنامهی سیمای اقتصاد تلویزیون میدیدم. قضیه از این قرار بود که برادران در صدا و سیما برنامهای را تدارک دیده و پخش کرده بودند و متعاقب آن عدهای از برادران متعهد در میدان هم گفته بودند که این مسئله را عمومیت دادهاید. ما هم میخواهیم حرف بزنیم. لذا میزگردی گذاشته شد و نمایندگان اتحادیهی میوهفروشان در یک طرف، نمایندگان میداندارها در یک طرف و دادستان امور صنفی و دیگر طرفهای ذیربط در طرف دیگر نشستند و اگر دقت کنیم در بحثی که انجام شد هیچ محدودیت و یا مانعی وجود نداشت که نظرات گوناگون مطرح بشود. نظرات اقتصادی مختلف، قشرهای گوناگون و گرایشهای اقتصادی مورد بحث و نقد قرار گرفت. من معتقدم که آزادی با این وسعت و تبعات را در جایی نمیتوان یافت. البته در این جلسه در یک طرف هم نمایندهی دولت قرار گرفته بود که بازرس میدان بود و با سوز دل صحبت میکرد. آنها هم همینطور. به نظر من این جو در روزنامههای ما هم وجود دارد، منتهی در خود روزنامهها هنوز یک ارزیابی دقیق در مورد این که تا کجا میتوانند پیش بروند، صورت نگرفته است و خود این از پیشرفت کار و گستردگی آن در ابعاد مختلف در روزنامهها، در نقدها و گزارشها جلوگیری میکند.
نخستوزیر آنگاه در مورد مسئلهی خودسانسوری که یک بار دیگر نیز توسط ایشان مطرح شده بود، گفت:
الان مسئله «خودسانسوری» به نوعی در روزنامهها وجود دارد. ما وقتی میگوئیم خودسانسوری، منظورمان این نیست که بیائیم مطالبی را عنوان کنیم که به کل نظام لطمه بزند. یا کمبودهای قهری که به خاطر جنگ و انقلاب توسط قدرتها به ما تحمیل میشود را به رخ بکشانیم و موجب شویم اطلاعاتی در دست دشمن قرار گیرد. اما در ماورای اینها، هنوز حرفهای گفتهشدنی و شنیدنی زیادی است که من فکر میکنم در مطبوعات گفته نمیشود. البته مرور و بررسی روزنامهها در عرض این 2 ـ 3 سال نشان میدهد که آنها دارند پیشرفت میکنند و روز به روز پختهتر میشوند. و در زمینههای سیاسی ـ اقتصادی و در برخوردها از ظرایف و حساسیت برخوردارند.
خبرنگار ما سپس در مورد علل و ویژگیهای «خودسانسوری» در مطبوعات و راهحلهای آن سئوال کرد و نخستوزیر در پاسخ اظهار داشت:
خودسانسوری در کشور ما ناشی از رعب و ترس نیست. به اعتقاد من این مسئله ناشی از این است که روزنامهنگار احساس میکند حرفی را که میزند آیا با ملاکها و معیارهای انقلاب سازگار است یا خیر و آیا ممکن است ضربه بزند یا نه. برداشت من این است که در این مورد اگر اطلاعات روزنامهها از جریانات ـ سیاسی ـ اقتصادی گستردهتر شود، طبیعتا خودسانسوری هم از بین خواهد رفت.
و روزنامهنگار دیگر میداند که کجا باید چه حرفی را بگوید یا نگوید. چون الان مانند سابق نیست که کسی بالای سر روزنامه باشد و بگوید فلان چیز را چاپ کن، فلان مطلب را چاپ نکن و یا فلان خطمشی را انتخاب کن. آن چیزی که مطبوعات را مهار میکند و خط خاصی میدهد، آن «خودکنترلی» است که به نوعی در روزنامهها وجود دارد که وقتی زیاد پیش میرود، منجر به این میشود که چه بسا حرفهایی که باید زده شود، گفته نمیشود و عنوان نمیگردد. و راهحل این مسئله همان گسترش آگاهی و اطلاعات در روزنامهها است.
وی تاکید کرد: در نظام جمهوری اسلامی، قدرت هضم مطالب درست و انتقادی بسیار زیاد است. نمونهاش همین نطقهای پیش از دستور نمایندگان مجلس است که حتی در کشورهای غربی که ادعای دموکراسی دارند ولی در حقیقت به این وسیله افکار عمومی کشورشان را به صورت ظریفی در چنگال خود دارند، نمیتوان سراغ گرفت.
نخستوزیر در پاسخ به سئوال دیگر خبرنگار ما پیرامون آنچه که تصور میرود نبودشان در روزنامهها و مطبوعات کشور احساس میشود، و روزنامهها باید در این زمینهها برنامهریزی و پیگیری کنند، گفت: هماکنون روزنامهها از نظر طرح مسائل سیاسی دچار کمبودهائی هستند. چون بحث در مسائل اقتصادی در حال باز شدن و وسیع شدن است و کمبود زیادی نیست. نظرات و تفکرات و ایدههای مختلف میآیند و مطرح میشوند در مجموع اینها خوب است ولی از نظر مسائل سیاسی باید گفت شاید روزنامهها نتوانستهاند به روشهایی دست یابند که بحثها به نوعی بدون آن که به انقلاب ضربه بزند، مطرح شود و آگاهیهای سیاسی مردم را افزایش و رشد دهد. باید در این زمینه تحرکی بشود و در حقیقت ما میتوانیم زمینههای توسعه سیاسی را ایجاد کنیم. من فکر میکنم که در مقایسه مجموع نماز جمعهها در موارد ارتباط با مردم و نیز نقشی که در توسعه سیاسی افکار جامعه دارند، بسیار موفقتر بودهاند. هماکنون اگر خطبههای نماز جمعه علیالخصوص صحبتهای ائمه جمعه تهران را بررسی کنیم، میبینیم خیلی صریح و روشن و رو در رو با مسائل سیاسی و موارد دیگر برخورد میکنند. روزنامهها الان در بعضی موارد جرات آن را دارند که بحث کنند و در بعضی موارد هم جرات آن را ندارند...
* خبرنگار: علت اصلی؟
** نخستوزیر: به خاطر مسلط نبودن به اسلحه است و ترس از آن که این اسلحهای که به دست گرفته میشود به دوست بخورد و نظام را آزرده بکند. باید در این مورد راهحلی پیدا کرد که حتیالامکان این مسائل در روزنامهها جریان پیدا کند.
* خبرنگار: البته راه حضور خبرنگار بسته است و با روند موجود ممکن است روزنامهها در آینده تبدیل به ماشینهای چاپ اطلاعیه و بیانیه بشوند. هماکنون همانطور که اشاره شد خبرنگار دچار ضعف اطلاعات است و...
** نخستوزیر: این را باید تحلیل کرد. حکومتها همیشه میخواهند اسرار خودشان را محفوظ بدارند و نظامها به طور طبیعی این گرایشها را دارند. این طبیعت یک حکومت و دستگاه است که اسرار خودش را نگه بدارد. و طبیعت روزنامهنگاران هم دویدن به دنبال اسراری است قابل چاپ و درج و آگاهی دادن به مردم است.
من تصور میکنم از آن طرف هم زیاد دویدن نیست. در روزنامهها هنوز عملا کارها تخصصی نشده است که مثلا یک سری افرادی که مسائل اقتصادی و یا سیاسی را کاملا درک بکنند و نبض مسائل را احساس کنند و بر این اساس حتی مصوبه کوچک هیات دولت را دنبال و اثرات آن را تجزیه و تحلیل و دریافت کنند. الان میبینیم که چنین چیزی نداریم. البته باز هم که روزنامهها را با روزنامههای سه ـ چهار سال پیش مقایسه میکنیم، میبینیم که این تقسیمبندیها و حساسیتها در حال به وجود آمدن است. مثلا در زمینه اقتصادی همین ضمیمه اقتصادی اطلاعات، نشان میدهد که به این مسائل دارد توجه میشود. اما هنوز ما در ابتدای قضیه هستیم. اگر آن حساسیتها به وجود بیاید آن تقسیمبندیها و تخصصها رشد بکند، نشانهها و موارد زیادی در جامعهی ما وجود دارد که روزنامههای ما میتوانند روی آنها کار و تحلیل بکنند. من چون قبلا در روزنامه بودهام این را احساس میکنم که واقعا نیاز است و نیاز خیلی شدیدی نیز میباشد. در زمینههای سیاسی نیز همینطور است و همین مساله صادق است. الان در مطبوعات مثلا میگوئیم کسی در زمینهی مسائل صاحبنظر است. اما نمیتوانیم بگوئیم صرفا همین فرد در مسائل سیاسی صاحبنظر به معنای قوی خودش است. تئوریسین است و یک نظریهپرداز است و خودش یک متر و معیاری را بدهد که هم کار دولت را بسنجد و هم کار دولتهای دیگر را متر کند.
* خبرنگار ما سپس سئوال کرد: این مساله قبول است که روزنامهها در حد تخصصی نیستند و این هم دلایلی دارد که بخشی از آن مربوط به شرایط انقلاب است و آنها در این زمینه تلاش هم میکنند اما از جهت دیگر به نظر میرسد که روزنامهنگاری مطبوعات و خبر از سوی مسئولین هم چندان که باید و شاید مورد اهمیت قرار نگرفته است؟
نخستوزیر در پاسخ گفت:
** راجع به این مساله باید بگویم که از این طرف هیچگاه فرصتی به دست نیامده که تحلیلی ارائه شود و مشخص بشود که اصولا روزنامه چیست. البته همه دارند، احساس میکنند که روزنامه چه اثراتی دارد و همه به اهمیت تیترها و مقالات پیبردهاند. مثل سابق نیست. حساسیت خیلی خوبی به وجود آمده است. ولی این که جایگاه روزنامه در نظام تدوین شود، این نکتهای است که از سوی دولت و دستگاههای اجرائی و مسئولین خیلی دقیق به آن پرداخته نشده است. من فکر میکنم که اینجا خود روزنامهها هستند که برای پیدا کردن جایگاه خودشان باید حرکت کنند. یقینا از طرف دولتی مانعی در این زمینه نخواهد بود. مثالی بزنم همین ضمیمه اقتصادی اطلاعات که گویا به تازگی یک ضمیمه دیگر نیز در حال انتشار است، شما برنامههای صدا و سیما را ببینید گاهی اوقات میبینیم برادران این بخش که یکی از آنها در جلسات شورای کشاورزی هم شرکت میکند، هرچه زمان میگذرد، حساسیت آنها هم نسبت به مسائل اقتصادی بالا میرود. گاهی اوقات اینطور میشود که مسالهای را در تلویزیون نقد میکنند که به نوعی در جلسهی دولت روی آن بحث شده است.
این نشان میدهد که حساسیتی در این قضیه وجود دارد. در رژیم سابق مرکزی زیر نظر نیکخواه معدوم وجود داشته که البته برای حفظ رژیم سابق بود. این مرکز در صدا و سیما زیر نظر مرکز اخبار فعالیت میکرد. در این مرکز متخصصهای گوناگونی راجع به مسائل سیاست، خارجی، اقتصاد و غیره داشتند. اینها مطالعه میکردند و تحلیلهائی نیز داشتند. و این تحلیلها به نوعی هم در برنامههای تلویزیون اثر میگذاشت. آن چیزی که آنها بکار برده بودند، یک روش معمول در همه رسانههای گروهی بود. منتهی فاسد و دور از مردم بود. این روش هم یک روش همگانی و جهانی است.
ما در رسانههای خودمان چنین کانونهایی که تمام حرکتهای اقتصادی و سیاسی را در جامعه با جمع کردن مدارک و استفاده از تمامی اطلاعات و رعایت جوانب و ریزهکاریها دنبال و پیگیری کنند، نداریم. این برای ما مقداری مشکل ایجاد میکند. ولی همانطور که اشاره کردم در جامعه ما علامت، اخبار و اطلاعات کم نیست. کشور ما با توجه به مسایل سیاسی و مجلس، دارای یک جامعه باز است و نمیشود گفت که یک جامعه بسته و محدود است. در آن اطلاعات خیلی پراکنده و گسترده است. منتهی رسانهها قدرت اینکه این اطلاعات را جمعآوری کنند و از آن چیزی بسازند، ندارند. البته در جاهایی که کار کمی تخصصی میشود و برادران تلاش میکنند، میبینیم این تا حدودی حل میشود. الان در صدا و سیما کمی این حالت پیدا شده است. در روزنامهها هم این حالت پیدا شده، ولی ما هنوز در ابتدای راه هستیم. با توجه به اینکه انسان، عظمت کارها را در عمل میبیند، احساس من این است که ما هنوز در مقدمهی کار هستیم. ما هیچ موقع مطبوعات مستقل و دلسوز به حال ملت و محرومان و مستضعفان جهان نداشتیم. و الان همه چیز را ما از صفر بنا میگذاریم و این پایههایی که گذاشتیم یک مقدار بالا آمده، اما هنوز در مقابل عظمت کاری که باید صورت بگیرد، در مراحل ابتدایی هستیم. شما یقین بدانید نظام، نظامی است که جلوی این حرکت را نخواهد گرفت. گاهی اوقات مطالب و نکاتی که بسیار هم گزنده است، در رابطه با دولت از تلویزیون پخش میشود و برخلاف اینکه ما از طرح آنها ناراحت شویم، از آنها استقبال هم میکنیم. حرکت ما در این جهت نیست که سدی ایجاد کنیم که این برنامهها نباشد، بلکه هدف ما این است که حداکثر کار علمی و خوب انجام بگیرد.
نخستوزیر در ادامهی مصاحبه دربارهی استقلال و آیندهی مطبوعات در نظام جمهوری اسلامی به خبرنگار ما گفت:
استقلال مطبوعات در گروی فهم عمیق مسایل و شجاعت ابراز آنها است. این دوتا از هم جداشدنی نیستند. یعنی شما اگر فرض کنید که مطبوعات شجاعت را داشته باشند ولی آگاهی را نداشته باشند، طبیعتا تیترها و مقالات طوری میشوند که هم به خود روزنامهها لطمه میزنند و هم به خود نظام. آن چیزی که داد و قال همه را بلند میکند، همان قضیه است. به خاطر این که جریان حق در جامعه ما بسیار قوی است. حرفی که از مسیر حق گفته شود و با شجاعت بیان گردد، کسی حتی اگر مخالفش هم باشد، جرات مقابله با آن را نخواهد داشت. زیرا میداند که با حق نمیتواند مقابله کند.
چیزی که معمولا روزنامهها را دچار آسیب کرده است و بعضی وقتها فشارهایی از اینجا و آنجا احساس میشود ـ البته این فشار هم سانسور به آن معنا نیست ـ همین مسالهی عدم وسعت آگاهی است. البته برادران شجاعت مطرح کردن خبرها را دارند. ولی در مجموع روزنامهها باید کانون اطلاعات و تجزیه و تحلیل دقیق آنها به عنوان یکی از مراکز زنده و متفکر جامعه ما باشند. اگر کار اینطور بشود خواهیم دید که مجلس عنایت خواهد داشت، دولت به داوری و قضاوت روزنامهها نظر خواهد داشت و برخورد متعادلتری با روزنامهها در جامعه باب خواهد شد.
ایشان در ادامهی بحث خود پیرامون استقلال مطبوعات و مواضع آنها اظهار داشت: این ذهنیت که میگویند روزنامه این خطی و یا آن خطی است، در راستای به کار بستن همان مواردی که گفته شد رنگ خود را خواهد باخت. اما نه اینکه روزنامه اصلا بدون خط باشد. روزنامهها باید خطدار باشند و طبیعی هم است که خط داشته باشند. منتهی خط را اگر به معنای غرضورزی، تعقیب گروهی، ندیدن حق و غرق شدن در منافع گروهی بگیریم، این چیز بدی است. این موضوع هنگامی میتواند حل شود و در یک جهتگیری سالم قرار گیرد که قدرت تجزیه و تحلیل در روزنامهها بالا برود. در این شرایط میشود خط داشت منتهی با تکیه بر یک خط عمیقتر از قضایا که بتواند اثرات خوب خود را نشان دهد.
نخستوزیر در رابطه با حقوق مطبوعات اضافه کرد: حقوق مطبوعات را مصلحت انقلاب اسلامی معین میکند. این مصلحت هم دلیل ندارد که آنرا فقط دولت تعریف کند. یکی از تعریفکنندههای این مصلحت نیز باید خود روزنامهها باشند. این همان آزادی واقعی است که من احساس میکنم که باید وجود داشته باشد. ما همهمان در قبال انقلاب اسلامی متعهد هستیم و دلیل ندارد دولت بیاید ادعا کند که من از همه متعهدتر هستم و روزنامهها و مجلس کمتر متعهد هستند. اصلا اینطور نیست. همه متعهد هستند و یک بخش و جزء مهمی از آن تعهد در خود رسانههای ما است.
نخستوزیر در پایان این گفتگو تاکید کرد: قوانین و آئیننامههای مربوطه باید برآورنده این مسائل باشد. باید طوری تنظیم شوند که شکوفایی کشور را محدود نکند و قدرت تجزیه و تحلیل را از روزنامهها نگیرد و شجاعت را از روزنامهها سلب نکند. در جامعهای که حرف حق با ترس زده شود، آن جامعه ذلیلی است و نمیتواند رشد کند. در عینحال قانون باید جلوی حرکتهای مخالف نظام که قصد براندازی را دارند، بشدت بگیرد.