تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۲۲۱۵۱۳

حمیدرضا انوری
جنگ خلیج‌فارس با پیچیدگی‌ها و ویژگی‌های خاص خود آغاز شده است. در کنار سایر جنبه‌های گوناگون این جنگ که یک مجموعه آزمایشگاهی و آموزش عملی را فراهم کرده است از جمله جنبه‌های دیپلماتیک و روابط بین‌الملل آن، بکارگیری استراتژیها و تاکتیکهای نظری سیاسی و امکان پیاده کردن استراتژیها و تاکتیکهای جدید نظامی پس از جنگ دوم جهانی است.
در جنگ ویتنام، گرانادا و کوبا نیروهای مقابل آمریکا یک وجه مشترک داشتند و آن عدم در اختیار داشتن سلاحهای پیچیده و قابل مقایسه با سلاحهای آمریکا بود، در حالی که عراق از نظر تجهیزات نظامی دست بسته نیست. جنبه‌ای که می‌تواند مورد توجه قرار گیرد، جنبه خبری و اطلاعاتی و عملکرد وسائل ارتباط جمعی غرب بخصوص آمریکاست.
این حقیقتی انکارناپذیر است که در جهان کنونی وسائل ارتباط جمعی و یک سیستم ارتباطی کارآمد می‌تواند بسان توپخانه‌ای در صحنه نبرد نظامی عمل کند و آمریکا با بکارگیری چنین توپخانه ارتباطی و تئوری‌های خاص سیاست امپریالیستی خود و استفاده از شبکه‌های «سی‌بی‌اس» «ان‌بی‌سی» و بخصوص «سی‌ان‌ان» بعنوان بازوهای اجرایی و زمینه‌های تهاجمات سیاسی و نظامی خود را تدارک می‌بیند.
برای ما ایرانیها که در طول یکدهه گذشته نمونه‌های زیادی از برخوردهای امپریالیسم ارتباطی آمریکا را شاهد بوده‌ایم، این صحبت‌ها ناآشنا نباید باشد. تحریف مفاهیم اصیل انقلاب اسلامی، هجوم خبری، برچسب زدن از جمله «حامی تروریسم» و «ناقض حقوق بشر» توصیف کردن مردم انقلابی ایران از اقدامات امپریالیسم ارتباطی آمریکا بوده است.
کوبا نیز از دیگر قربانیان چنین سیاستی است و حتی عده‌ای معتقدند شبکه ارتباطی آمریکا یکی از عوامل شتابنده در الحاق آلمان شرقی به غرب بوده است و در واقع دیوار بین برلین را امواج ارتباطی آمریکایی و نه چکش و بولدوزر تخریب کردند.
اما بحث این نوشتار صرفاً به حوزه جنگ خلیج‌فارس مربوط می‌شود. با قطعی شدن وقوع جنگ در خلیج‌فارس، پنتاگون در یک اطلاعیه رسمی مقررات خاصی را برای انعکاس رویدادهای جنگی در خلیج‌فارس و منطقه وضع کرد که طبق آن هرگونه گزارش و خبر از تلفات نیروی انسانی و تجهیزات، تعداد نیروها و امکانات و تصمیمات آنها ممنوع بود و همراه گروههای خبری اسکورت نظامی راهی می‌شد و تازه در نهایت اخبار و گزارشها تحت کنترل نهایی مقامات تعیین شده پنتاگون باید حک و اصلاح می‌شد.
این محدودیتها باعث شد تا در مقابل تنوع و وسعت گزارش و اخبار از تلفات و بمبارانها و آسیب‌های عراق اطلاعات ارسالی از جبهه «متفقین» در حد بسیار پائین و تنها محدود به تعداد عملیات جنگنده‌ها، مراکز و اهداف بمباران شده و... باشد، که البته این موارد نیز همگی بصورت اطلاعیه نظامی پنتاگون و یا اظهارات سخنگوهای نظامی عنوان می‌شد و شبکه سی‌ان‌ان آمریکا نیز با چنین سیاستی، با پخش گزارشهای یکجانبه و فیلمهای تبلیغاتی نظامی با سیاست جنگی آمریکا همراه شود، سی‌ان‌ان هیچگاه از نیروهای عراق و تجهیزات آنها تصویر مطلوبی ارائه نداد.
در حالی که تصاویر فوق‌العاده‌ای از روی عرشه ناوهای هواپیمابر و یا نیروهای پیاده و تجهیزات آنها پخش می‌کرد و این در حالی بود که با اخراج کلیه نمایندگیهای خبری از سوی عراق نمایندگان خبری سی‌ان‌ان تنها خبرنگارانی بودند که در بغداد بودند و در واقع این شبکه تلویزیونی، تنها شبکه‌ای بود که بطور انحصاری از تمامی جبهه‌های رویاروی می‌توانست خبر و فیلم به سراسر جهان مخابره کند.
محدودیت اعمال شده از سوی پنتاگون تا بدآنجا پیش رفت که حتی فیلمبرداری از مراسم بخاک‌سپاری کشته‌شدگان احتمالی نیروهای آمریکایی نیز منع شد و از سوی وزارت جنگ آمریکا اعلام شد که تنها پس از دفن کشته‌شدگان اجازه فیلمبرداری داده می‌شود.
در اینجا ابهامی پیش می‌آید که چرا آمریکا چنین محدودیتهایی را روا داشته است؟ طبق تئوری «جریان آزاد اطلاعات» آمریکا، نباید محدودیتی در جریان اطلاعات و اخبار وجود داشته باشد؟ مسئله این است که همین «تئوری جریان آزاد اطلاعات» که آمریکا از آن بعنوان دستاویز تهاجم فرهنگی سیاسی به سایر کشورها بهره می‌جوید، همچون کارد دولبه‌ای بنیان‌گذار خود را بی‌آسیب نمی‌گذارد، از این‌رو است که محدودیتهای فوق اعمال می‌شود.
ضرب‌المثل بسیار مناسبی با این سیاست داریم که می‌گوید «مرگ خوب است اما برای همسایه». هنگام جنگ ویتنام اجساد بیست و دو هزار سرباز آمریکایی در حضور دوربینهای تلویزیونی وارد پایگاه «دوور» شد و کثرت کشته‌شدگان مانع از برگزاری مراسم برای هر یک از آنان شد.
در طول جنگهای «گرانادا» و «پاناما» نیز اجساد آمریکائیها وارد همین پایگاه می‌شد. بنابراین می‌توان گفت آمریکا بخاطر واهمه از افشای واقعیت، بویژه اینکه طرف مقابل در این جنگ یعنی عراق - از امکانات تسلیحاتی درخور توجهی برخوردار است و امکان بالا بودن تلفات زیاد است، دست به چنین محدودیت‌هایی زده است.
آمریکا در جنگ خونین ویتنام دست نمایندگان وسائل ارتباط جمعی را در انعکاس وقایع باز گزارده بود اما در جریان تجاوز به «گرانادا» کاملاً برعکس عمل نمود و تقریباً گزارش و خبری از این عملیات پخش نشد و در حال حاضر با استفاده از دو تجربه فوق سعی کرده است تا شاید تلفیقی از این دو سیاست را باجرا درآورد و البته لبه واقعیت گزارشها و خبرها را متوجه طرف مقابل - یعنی عراق - نموده و لبه تبلیغاتی را برای خود حفظ کرده است.
عدم بیان حقایق جنگ و تناقض‌گویی‌ها مکرر در مورد پیروزیهای متفقین، تبلیغ تسلیحات و تجهیزات نظامی کمپانیهای اسلحه‌سازی و قهرمان‌سازی‌های کاذب از جمله عملکرد وسائل ارتباط جمعی متفقین تاکنون بوده است از جمله روزنامه انگلیسی «گاردین» در مقاله‌ای در تاریخ 23 ژانویه 91 از نیروهای بریتانیایی با عنوان متخصص و حرفه‌ای و از نیروهای عراقی با عنوان کسانی که «مغزشویی» شده‌اند و یا «ببرهای کاغذی» یاد می‌کند. روزنامه دیگر انگلیسی «سان» نیز از نیروهای انگلیسی با نام «سربازان قهرمان وطن زیر پرچم بریتانیای کبیر» یاد کرده است.
این حرکت بولدوزری اطلاعات و تبلیغات وسائل ارتباطی غربی ویژه سی‌ان‌ان 72 ساعت پس از آغاز جنگ تمام، دنیا را هیپنوتیزم کرده بود. سی‌ان‌ان آنچنان پیوسته، از نظر تصویری و کلامی - به پوشش این جنگ پرداخته بود که قدرت تفکر و تجزیه و تحلیل را از هر بیننده‌ای ساقط می‌کرد و همین امر موجب اعتراضات مردمی در آمریکا، فرانسه، انگلیس، ترکیه و پاکستان شد و تناقض‌گویی‌های همین ساعات موجب به انفعال کشیده شدن مقامات نظامی آمریکایی شد.
برجسته‌سازی این خبر تبلیغاتی که کلیه سکوهای پرتاب موشک عراق منهدم شده‌اند، در روز سوم جنگ با پرتاب چند موشک عراقی به تل‌آویو و حیفا در اسرائیل و ظهران در عربستان این سؤال را در اذهان مردم غرب شکل داد که آیا سایر اخبار و گزارشهای وسائل ارتباطی عربی نیز در همین حد صحت دارند؟
نکته جالب توجه در این میان، بعنوان یک ارزیابی از عملکرد دقیق وسائل ارتباط جمعی آمریکا شکل‌دهی اذهان مردم آمریکا هماهنگ با سیاست‌های جنگی پنتاگون در چند روز آغاز جنگ بود.
تبلیغات و ارائه اطلاعات برجسته شده آنچنان کارساز بودند که طبق یک نظرسنجی انجام شده از سوی سی‌ان‌ان و مؤسسه گالوپ، نزدیک به 50 درصد سؤال شوندگان معتقد بودند جنگ بیش از چند هفته و یا چند روز بطول نخواهد انجامید، این یعنی همان اظهاراتی که مقامات آمریکایی ادعا می‌کردند یعنی جنگ خیلی سریع و محدود خواهد بود و البته سی‌ان‌ان در انتقال این ایده نقش مهم را داشته است.
تلاش شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان در طول 72 ساعت اول جنگ بدون هیچگونه وقفه و بطور 24 ساعته با پوشش خبری گسترده، تداوم تصویری، خبرنگاران و مفسران زیاد، برقراری ارتباط ماهواره‌ای از استودیو با تل‌آویو، بغداد، ریاض، ظهران، کاخ سفید و سازمان ملل، مصاحبه با وزرای خارجه کشورهای درگیر، کارشناسان سیاسی و نظامی و در کنار اینها اخبار و گزارشها و فیلم‌های تبلیغاتی از تجهیزات نظامی متفقین دست بدست هم داده بود تا سی‌ان‌ان اطلاعات اخبار بولدوزری خود را در تمام چهار گوشه جهان پخش کند، تکرار چندین و چند باره بمباران دقیق ساختمان وزارت دفاع عراق برای القای این موضوع که جنگنده‌های آمریکایی بدون خط و تنها مراکز نظامی را بمباران می‌کنند و نحوه بازتاب حملات موشکی عراق به ظهران که گزارشگر در مقابل شبکه تورسیمی به تشریح حمله، بدون تشریح آثار نتایج آن می‌پرداخت - که البته شاید این از آثار سانسوری بود که اعمال می‌شد - از شگردهای دیگر سی‌ان‌ان بودند و باز هم نکته جالب اینجاست که این نحوه انعکاس وقایع جنگ باعث شده بود تا در همان نظرسنجی انجام شده، 91 درصد سؤال‌شوندگان روند جنگ را طبق پیش‌بینی‌های قبلی برآورد کنند. این نظرسنجی چهار روز پس از آغاز جنگ صورت گرفته بود.
نتیجه این مجموعه تلاش وسائل ارتباطی غرب، بخصوص سی‌ان‌ان و محدودیت‌های اعمال شده، به اعتراض مردم غرب و نیز خبرنگاران منجر شد. رادیو دولتی انگلیس در یک اعتراف گزارش داد که پخش اخبار و گزارش تحولات بحران خلیج‌فارس به «حد اشباع» رسیده است. این یعنی همان اطلاعات و تبلیغات بولدوزری که از سوی شبکه‌های تلویزیونی و مطبوعات عرضه می‌شد.
بطور نمونه شبکه خبری تلویزیون تجارتی انگلیس «ای،تی،ان» در هفته اول جنگ از کانال چهار خود، روزانه 15 ساعت به برنامه‌های جنگ منطقه خلیج‌فارس پرداخته بود. تلویزیون بی‌بی‌سی نیز در ده روز اول جنگ بیش از ده ساعت را در روز به انعکاس اخبار و رویدادهای جنگی این منطقه اختصاص داده بود و از همه اینها فراتر، شبکه سی‌ان‌ان بود که برنامه‌های خود را در هفته اول جنگ تقریباً بطور 24 ساعته به جنگ خلیج‌فارس معطوف کرده بود.
این اشباع اطلاعاتی و خبری نه تنها به اعتراض مردم که به اعتراض خبرنگاران نیز انجامید. خبرنگاران فرانسوی عضو سندیکای «ث،ژ،ت» بعنوان اولین گروه خبرنگاری غربی که به سانسورهای اعمال شده اعتراض کردند، با انتشار بیانیه‌ای (18/1/91) آن را محکوم کردند و بخصوص تصاویر، رپرتاژها و تفسیرهای سی‌ان‌ان را مورد اعتراض قرار دادند.
نمایندگان خبرنگاران جهان نیز در یازدهمین کنگره سازمان بین‌المللی خبرنگاران در هراره با محکوم کردن محدودیتهای اعمال شده از سوی آمریکا، انگلیس، فرانسه، عربستان و اسرائیل، آن را «فراتر از ملاحظات نظامی» توصیف کرده و وسائل ارتباط جمعی غرب بطور تلویحی شبکه سی‌ان‌ان را بخاطر گزارشات و تفسیرهایی که صرفا و در خدمت نقطه‌نظرهای متخاصمین بوده است، مورد اعتراض قرار دادند.
پروفسور «کور کماز علمدار» از کارشناسان علوم ارتباطات در ترکیه می‌گوید: «پخش مستقیم برنامه‌های خبری سی‌ان‌ان از تلویزیون ترکیه در آینده ضررهای جبران‌ناپذیری برای این کشور ببار خواهد آورد.
در هر حال با ارزیابی از عملکرد وسائل ارتباط جمعی غرب بویژه آمریکا و مقامات آمریکایی در جنبه ارتباطی این جنگ می‌توان به نکات مشخصی دست یافت که راهگشای سیاستگزاران ارتباطی کشور خواهد بود.
1- «ارتباطات آزاد» مورد ادعای آمریکا و غرب و بخصوص «تئوری جریان آزاد اطلاعات» از سوی آمریکا و انگلیس که به خروج این دو از یونسکو انجامید، تنها یک جنگ روانی و حربه‌ای علیه مخالفین سیاسی است و البته دستاویزی است برای انتقال فرهنگ بی‌هویت آمریکایی.
2- آمریکا در این جنگ (و البته در طول ده سال مقابله با انقلاب اسلامی ایران) نشان داد که با در اختیار داشتن یک شبکه ارتباطی قوی و تجهیزات فنی و تکنولوژی ماهواره‌ای کارآمد از آنها بعنوان یک توپخانه در جهت ایجاد زمینه‌های مناسب هجوم خبری و پخش دیدگاهها و مواضع خود، شکل‌دهی اذهان مردم با سیاستهای خود را فراهم می‌کند.
3- انقلاب اسلامی ایران برای تشریح مواضع اصولی و اسلامی - انسانی خود، مقابله با تحریفها، چهره‌پردازیهای ناصحیح از خود در سطح جهان و در میان توده‌ها و رویارویی با سیاستهای امپریالیسم آمریکا باید دسترسی به یک شبکه ارتباطی کارآمد با تکنولوژی پیشرفته را بعنوان یک اصل استراتژیک مورد توجه قرار دهد تا در صحنه تبلیغات پیش از اینکه به اشتباهات امپریالیسم خبری و تبلیغاتی غرب و تصادفات مثبت دل ببندیم، به توان ارتباطی خود معتقد باشیم.