روزنامه محترم ابرار:
با سلام و دعای خیر و آرزوی توفیق برای تمامی خدمتگزاران به اسلام و مسلمین.
احتراما مطلب زیر تحت عنوان «آزادی قلم و بیان» به حضورتان ارسال میگردد.
«عنوان بحث مطلبی است حساس، از این جهت که افرادی با تکیه بر معنای حقیقی آن خدمات ارزندهای به اجتماع ارائه مینمایند و برعکس آن افراد گروهها و سازمانهائی بعلت بیگانه بودن با مفهوم واقعی آن و یا به علل غرضهای شخصی و یا گروهی آگاهانه و یا ناآگاهانه سوءاستفادههای زیادی نموده و تحت همین عنوان ضربههائی سخت بر پیکر جامعه وارد مینمایند. لذا باید معنای حقیقی این سئوال بر همگان روشن گردد. آنچه مسلم است نقش قلم و بیان و ارزش این دو به کسی پوشیده نیست و آن بدینجهت میباشد که دو وسیلهی فوق تکامل انسانی و اجتماعی را در جهت پیشرفت هرچه بیشتر و بهتر فراهم آوردهاند و لذا توضیح دادن در این مورد لازم به نظر نمیرسد ولی نکته مهم و آنچه که این دو را باارزشتر مینماید، آزادی دو وسیله مذکور میباشد البته هرکس ممکن است آزادی قلم و بیان را به نحوی معنی و تجسم نماید کمااینکه دیدید و دیدیم که در یکی دو سال بعد از پیروزی انقلاب هر دسته و گروهی میخواست تحت عنوان آزادی قلم و بیان ولی با قلم وابستهاش که برای عدهای از جوانان و نوجوانان مشخص نبود، افکار و اهداف شوم اربابان شرقی و یا غربی خود را تحمیل نماید. و آنچه که در این موارد باید روشن گردد اینست که گفتن و نوشتن یک ایده و یک طرز تفکر گناه نیست و صاحباندیشه میتواند، ایدهاش را عرضه نماید ولی اگر گفتارها و نوشتهها با دروغ، اغفال، انحراف، آشوب و... همراه باشد و دسته و یا گروهی بخواهد بدینمنظور ولی تحت عنوان آزادی، تشنج بیافریند از حد اعتدال خارج شده و بسوی هرجومرج گرویده است.
البته میبایست در یک کشور، بلکه در هر گروه و سازمان و حتی خانوادهای آزادی ولی بمعنای واقعی آن وجود داشته باشد که بعنوان مثال در یک خانوادهای که اختناق حاکم باشد، بچهها از عرضهی افکار و اندیشههائی که به ذهنشان خطور کرده است، خوداری میکنند. ولی اگر طرز تفکر خود را عنوان نمایند، اشکالات و نارسائیهای آن رفع خواهد شد و فرد منطقی و اندیشمند رشد خواهد کرد. و اصولا در هر جائی که افکار و اندیشهها ارائه و نقد و بررسی شوند، پیشرفتی قابلملاحظه حاصل میگردد. و لذا عنوان کردن افکار و اندیشههائی که دارای طرز تفکری مخصوص به خود (اگرچه برخلاف سلیقهی نظام موجود باشد) به این شرط که در او اغفال، اخلال، انحراف و... نباشد، میبایست جهت نقد و بررسی ارائه شود تا بدینطریق بینش و درک سیاسی ـ اجتماعی افراد جامعه بالا رود. و بالتبع فرهنگ جامعه رشد خواهد کرد. بعنوان مثال در یک سازمان یا گروهی که افراد نه ضعفهای موجود را میگویند تا چارهای در این رابطه اندیشیده شود و نه پیشنهادی رهگشا، این جو باعث تزلزل و یا رکود آن سازمان یا گروه خواهد شد. و اصولا افراد یک جامعه نباید نسبت به مسائل موجود بیتفاوت باشند و بر طبق حدیث شریف «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» همه افراد مسئول سازندگی اجتماع خودشان هستند و هرگونه تعلل و تعکف در این مورد جایز نیست. و شاهد دیگر اینکه همانطور که در دین اسلام توصیه شده است که انسانها هر شب به حساب روزشان برسند و افعال و افکار و رفتار خودشان را مورد ارزیابی و تجدیدنظر قرار داده تا تکامل یابند، در جامعهای که نقاط ضعف و قدرت بررسی و همچنین مسائل موجود با دقت نقد و بحث گردد، آن جامعه نیز از پیشرفت و تکامل بینصیب نخواهد ماند. و از طرفی عدالت اجتماعی مطالب یک طرفدار را رد میکند و آنرا منوط به دخیل اندیشهها و افکار دیگران میداند.
البته بعنوان مثال در انتقاد کردن از مسائل موجود در جامعه نباید روش انتقاد «روش خردهگیری» باشد چرا که این روش هیچ کاری را از پیش نخواهد برد و همانطور که شهید مظلوم دکتر بهشتی گفتند که: «من تلخی برخورد صادقانه را به شیرینی کاذب منافقانه ترجیح میدهم.» اگر این سخن در جامعه پیاده گردد و بعنوان یک اصل پذیرفته شود، بسیاری از مسائل و برخوردها حل خواهد شد. یعنی فرد انتقادکننده باید صادقانه و بدون غرض مسائل را مطرح کند و آنهم براساس روشی صحیح و عقلائی و منطقی. بعبارت دیگر اثر نویسنده میبایست مشگلگشا باشد نه مشکلآفرین.
و در مقابل، افرادی که در جامعه مسئولیتی دارند و به نحوی با مردم سروکار دارند میبایست این برخوردهای تلخ اما صادقانه را پذیرا باشند. و اما قلمی که این اندیشه را بیان میکند و این اندیشه باید اندیشهای آزاد و بدور از وابستگیها و تعلقها و قید و بندها باشد، بعبارت دیگر کسی که وابسته است، افکارش وابسته است، قلمش وابسته است و کلا وجودش وابسته است و از خود چیزی ندارد. بلکه خطش را از بیگانگان میگیرد، چطور میتواند افکاری آزاد ارائه نماید و به عبارت بهتر آیا قلمی که به دستور اجانب به حرکت درمیآید چطور میتواند در حین وابستگی آزاد هم باشد؟ (از کوزه همان تراود که در اوست و از قلم بیگانهپرست نیز مشخص است که چه اثری پدید میآید)
و مسئله بسیار مهم دیگر در این مبحث، جهت این دو وسیله است یعنی آنچه که به قلم و بیان ارزش میدهد جهت صحیح است که آیا در جهت سازندگی و پیشرفت است یا نه؟ و آیا در جهت خدمت به اجتماع است یا نه؟ و آیا...