تاریخ انتشار : ۱۲ تير ۱۳۹۰ - ۱۳:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۲۲۱۶۲۳

جین لاندبرگ
حادثه انفجار سکوی نفتی شرکت بریتیش پترولویم در خلیج مکزیک و تبعات زیست محیطی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی گسترده و بی سابقه آن، باعث درگرفتن بحث و جدل های بسیاری در محافل علمی و سیاسی آمریکا بر سر ضرورت یافتن راه هایی جهت جلوگیری از حوادث مشابه در آینده شده است. از جمله این مباحث، وابستگی شدید اقتصاد آمریکا به نفت و لزوم کاستن از این وابستگی و حرکت به سوی اقتصاد بدون نفت است. برخی از صاحب نظران همچون نویسنده این مقاله معتقدند که درصورت دست روی دست گذاشتن و تداوم این روند بحران زا، در آینده ای نزدیک با به پایان رسیدن نفت چنان ضربه ای بر اقتصاد آمریکا وارد خواهد کرد که مقدمه سقوط این کشور و دولت آن به شکلی که اکنون می شناسیم خواهد شد. بنابراین منطق حکم می کند پیش از فرا رسیدن چنین آینده محتومی که چندان هم دور نخواهد بود، اقداماتی عاجل در جهت کاستن از این وابستگی و حرکت به سمت راه حل های جایگزین صورت گیرد.
اقتصاد ناپایدار آمریکا و جامعه مصرفی آن که از این اقیانوس تا آن اقیانوس گسترده است و بیشتر از هر کشور دیگر نفت مصرف می کند، تا وقتی می تواند انرژی خود را تأمین کند که نفت به پایان نرسیده باشد.
از آنجا که نفت حساس ترین جزء انرژی ما را تشکیل می دهد و مواد اولیه و شیمیایی حیاتی ما را در کنار سوخت ما تأمین می کند، یک کمبود ناگهنانی و شدید نفت می تواند کارها، تجارت و فعالیت مجریان قانون را که در این کشور جریان دارد، فلج سازد. در این صورت فعالیت هایی همچون استفاده از اتومبیل برای رفتن به کلیسا یا ساحل دریا برای تمیز کردن پرندگان آلوده به نفت، عملا یک شبه متوقف خواهد شد.
رخ دادن چنین اتفاقی به سادگی تمام امکان پذیر است: رویداد ژئوپلتیک بزرگ آتی در یک منطقه حیاتی صادر کننده نفت که باعث کاهش ده درصد یا بیشتر از ده درصد از سهم بازار نفت جهان شود، مانعی آن قدر بزرگ هست که نتوان آن را از میان برداشت و یا بر آن فائق آمد. ذخایر نفت خام سبک و دارای سولفور پایین که استخراج آنها ساده است، زیر فشار قرار دارند و سریعا رو به اتمام هستند. آن چنان که از زمان انفجار چاه نفت شرکت بی پی در بیستم آوریل 2010 شاهد بوده ایم، پیچیدگی های اجتناب ناپذیری در ارتباط با استخراج نفت در شرایط زیست محیطی دشوار وجود دارد و هزینه های غیر قابل قبولی را به دنبال دارد که فشار سنگینی را متوجه تولید انرژی به عنوان یک کسب و کار می کند.
آیا بدون نفت، دولتی در میان نخواهد بود؟
وابستگی نفتی شدید- به همراه افزایش شدید هزینه های زیست محیطی، مالی و نظامی- دهه ای بعد از دهه دیگر، چیزی بیش از به کارگیری منابع انرژی تجدیدپذیر تبلیغ شده و نیز شیوه های زندگی همراه با صرفه جویی را به وقفه انداخته است. وابستگی نفتی بی محابا در کنار امپریالیسم امریکایی و بهره برداری همراه با تخریب طبیعت، گروه متنوع و گسترده ای از افرادی را در داخل و خارج از امریکا به وجود آورده است که تنها آرزویشان این است که دولت این کشور کنار برود.
ایده کنار رفتن دولت امریکا، مورد درخواست گروه کوچکی از افراد خشمگین و شورشی در سراسر کشور بوده است، اما آنها قدرت بسیار ناچیزی دارند، هیچ قلمرو مستقلی ندارند و از عامل نظامی برخوردار نیستند. این امر کمک می کند تا اطمینان حاصل کنیم که ایالات متحده تا وقتی که نفت آن بیشتر از چای آن است، دوام خواهد آورد. اما این دولت دیر یا زود احتمالاً به خاطر تشدید فشارهای جهانی، داخلی و زیست محیطی فرو خواهد پاشید. اما این تغییر شکل ناشی از بی نفتی، چه شکل و شمایلی خواهد داشت؟
اینکه دقیقاً این اتفاق چه زمانی رخ خواهد داد معلوم نیست، اما آماده سازی برای این امر در مقیاسی کوچک هم اکنون آغاز شده است. شهروندانی که در این کار دخیل هستند، از اجزای یک جنبش انسان دوستانه هستند که غالباً طرفداران حفظ محیط زیست نیز به شمار می روند. آنها علیه انکار، هراس و نیروهای توقف ناپذیر فروپاشی به پا خاسته اند. این شهروندان به خدمتشان به اجتماعات خود ادامه خواهند داد و خود را با دانش ها و مهارت های جدید غنا خواهند بخشید. تعدادی از افراد خشن و خود خواه نیز وجود دارند که خود را برای تاراج بعد از فروپاشی آماده می کنند. روشن است که این رویکرد هیچ آینده دراز مدتی ندارد، چرا که از نظر تاریخی ثابت شده است که امنیت اجتماعی از طریق همکاری، اولین منبع جوامعی است که در معرض تهدیدات داخلی و یا خارجی قرار دارند.
بعد از هرج و مرج ناشی از در هم شکستن سیستم ها که از همین امروز کشور در آستانه آن قرار دارد- هم زیر ساخت ها و هم سیستم های اجتماعی - به رسمیت شناخته شدن محلی سازی، تنها راه باقی مانده پیش روی خواهد بود. فواصل کوتاه به فواصلی طولانی تبدیل خواهند شد، چرا که پیاده روی، نیروی پدال زدن و بادبانی، زمان بسیار بیشتری از سیستم های حمل و نقلی خواهد برد که سوخت آنها از نفت تأمین می شود. ولی ما زمان بیشتری در اختیار خواهیم داشت. انجام امور، اجتماع محور خواهند شد، در غیر این صورت تضمینی برای تأمین مکفی غذا و آب وجود نخواهد داشت.
این تلقی که ناپدید شدن نفت به معنای پایان ایالات متحده به آن شکلی که می شناسیم، به خصوص دولت مرکزی در واشنگتن خواهد شد، به ما اجازه می دهد که ضمن ارجاع به مقالات پیشین این سایت، از این چند نکته آگاه شویم:
- بروکراسی های بزرگ بدون مداخله سیاسی از بالا، به اندازه کافی کند هستند.
- گردبادهای کاترینا و ریتا کاملاً محلی بودند، اما خدمات امدادی به کندی و با ناکارآمدی تأمین شد. در این دو مورد، نقش مثبت گروه های مردمی نظیر "کامون گراند " و "فود نات بامبز " کاملا مشهود بود.
ایالات متحده بدون نفت، دیگر حتی به اندازه یک شهروند متوسط نیز کارکرد ندارد: اصولا اگر کارکردی داشته باشد.
- اگر پلیس، سربازان یا آتش نشانان شدیدا زیر فشار قرار گیرند، در سطح خیابانی کنترل توده ها بیشتر از چند روز امکان پذیر نخواهد بود. مطالعات نشان می دهند که آنها باید به خانه هایشان و به سراغ خانواده هایشان بروند تا امنیت لازم برای آنها را تأمین کنند.
طرف‌های عرضه‌ای که به رنگ سبز هستند
درباره "انرژی سبز " چه می گویید؟ این انرژی را می توان با اطمینان بر یک بنیان تمرکز زدایی شده بنا کرد، به خصوص با توجه به اینکه کامیون ها دیگر مواد مورد نیاز را از فواصل بسیار دور حمل نخواهند کرد. تأمین خاک های نادر از چین یا لیتیوم از بولیوی مشکل آفرین خواهند شد. کالتانی که از کنگو می آید و در به راه افتادن حمام خون، جنگ و انقراض قریب الوقوع گوریل های باقی مانده نقش دارد، ممکن است به ناگهان بازار خود را از دست بدهد.
طرف های عرضه امروزی صرفا بازماندگان صنایع سوخت های فسیلی میدان یافته توسط رونالد ریگان نیستند که میراث آنها گفتمان "انکار دهه 1970 " در دهه 1980 و توسعه متناسب با فن آوری بود. بیشتر طرف های عرضه امروزی کلاه های سبز بر سر دارند و از ته دل از سوخت های فسیلی انزجار دارند. با این حال اگر هدف، برآورده ساختن تقاضا باشد، در این صورت یک طرف عرضه وجود دارد، حال چه سبز باشد چه سیاه کربنی.
طرف های عرضه انرژی پاک به بحران گرمایش جهانی و فاجعه آلودگی نفتی خلیج با این فریاد جان بخششان واکنش نشان می دهند که " انرژی می تواند بسیار پاک باشد! " در حالی که امروزه انرژی اساساً مقوله ای به کلی آلودگی زاست و ما در زمان حال و در شرایطی زندگی می کنیم که سوراخ کف قایق جمعی ما هر دم بزرگ تر می شود،‌ هنوز هم طرف های عرضه سبز به یک اقدام آتی اشاره دارند: "انرژی می تواند بسیار پاک باشد! "
درباره افزایش مصرفی انرژی برای نجات زمین، بدون آنکه در انتظار یک دگرگونی تکنولوژیک بمانیم چه می گویید؟ اوه نه، اولویت تقریبا تمامی گروه های زیست محیطی که بودجه خود را از طرف سازمان های غیر انتفاعی دریافت می کنند، این است: دسترسی به جامعه ای با یک اقتصاد مبتنی بر انرژی پاک به تصور کشده شده، در نقطه ای از این مسیر امکان پذیر است. از چه زمانی طرفداران محیط زیست به جای دگرگونی از تهدید حال حاضر، به یک اقتصاد آینده چشم دوخته اند؟ این است تفاوت بین طرفداران محیط زیست دهه های 70 و 80 ریشه در توده ها داشتند و گروه هایی که از اوایل دهه 1990 بر این فضا غلبه یافته اند.
بی‌پی: گرفتار فروپاشی نفتی
اگر بازتاب های آلودگی نفتی خلیج، مشکلات اجتماعی- اقتصادی درون امریکا را به حیطه ای فراتر از خلیج مکزیک براند چه؟ زمانی که هزینه های سقوط اقتصاد منطقه ای باعث شد که حمایت از کسب و کارهای اطراف لوئیزیانا و ساحل خلیج مقدور نشود و آلودگی نفتی به اقتصاد فلوریدا چنان صدمه ای وارد آورد که دامنه آن به طرف شمال و تا ساحل شرقی نیز کشیده شود، تأثیر این رکود مضاعف می تواند هم قدرتمندتر از پول انگیزه بخش و هم هزینه های مشتریانی باشد که بسیاری روی آن حساب می کنند.
چنانچه بهای نفت همزمان بالا رود و کسری هزینه ها به حداکثر خود برسد، ما می توانیم کاملا شاهد شکل گرفتن فروپاشی باشیم. فروپاشی نفتی به جای آنکه از درهم شکستن عرضه نفت از نظر ژئوپولتیک آغاز شود،‌ از فروپاشی بی پی در خلیج ناشی می شود.
تغییرات بسیاری که برای بهبود بخشیدن به اوضاع انجام می شود، می تواند از جابه جایی های مکانی منتج از فروپاشی نفتی ناشی شود، ‌اما به حداکثر رساندن اثرات مثبت این تغییرات،‌ کمک می کند تا مباحث اجتماعی و برنامه ریزی های دولتی بسیار بیشتری صورت گیرد و معلوم شود که آیا فرد، یک جمهوری خواه نشانه دار ضد مهاجرین است یا یک عضو بی دین و مذهب یک تشکیلات مدعی یکتا پرستی. همگی ما در یک قایق نشسته ایم و می توانیم آلودگی نفتی را ببینیم و بوی متانی را که آزاد می شود استنشاق کنیم.