اسدالله بادامچپان
پیام امام به آقای گورباچف، رویدادی مهم در دنیای سیاست بود. و دنیا در مقابل این "کار امام" غافلگیر شده است. دنیای غرب هنوز نمیداند در ماورای این پیام و پیامدهای آن چیست؟ موضعگیریهای روزنامهها و صداهای غربی، حاکی از گیجی و سردرگمی آنها نسبت به این پیام است و تلاشی و کنکاشی برای فهمیدن قضایای دیگر، و بیشتر روی جنبه عقیدتی پیام و پایان یافتن مارکسیسم به سخن پرداختهاند. اما پیام تنها مربوط به شوروی نیست گرچه مخاطب آن آقای گورباچف است. این پیام، مربوط به همه آنهاست که در جهان، دلشان برای سعادت و نجات انسانها میطپد و سخنی است با همه خداپرستان و بیخدایان.
درسآموز سیاست الهی
پیام امام یک درسآموز سیاست الهی است برای سیاستمداران مسلمانان، که بدانند سیاست برخاسته از دیانت، چگونه حتی در آغاز یک مرحله جدید از تفاهم متقابل به کشوری مانند شوروی، رفتار میکند. یعنی به جای پرداختن به سیاست محض، همه چیز را با خدا، و از خدا شروع میکند. و با سیاستی خداپسندانه سخن میگوید و زلال معنویت و صفای الهی را همچون نسیمی روحبخش بر باغ و بیابان جاری میسازد.
تحرک جدید سیاسی
پیام امام یک تحرک جدید سیاسی در مرحله پس از آتشبس است. شوروی کشور بزرگی است در همسایگی ایران اسلامی، با گستردگی خاک و تنوع ملیتها و مذاهب و حضور در دو قاره آسیا و اروپا، با حکومتی ضد مذهب و ایدئولوژی مارکسیسم که اکنون پوچی و بیسرانجامی خود را در عمل نشان داده است و باید گفت مارکسیسم بسان مردهای است که باید هرچه زودتر آنرا دفن کرد والا...
ایران اسلامی کشوری است مهم و پهناور که از موقعیت بسیار مهم استراتژیکی در صحنه سیاسی، نظامی، عقیدتی، فرهنگی و اقتصادی در جهان برخوردار است با مذهب اسلام، و انقلابی اسلامی، و نفوذی عمیق در جهان اسلام، و محبوبیتی در بین مستضعفین و محرومین جهان، پیام امام یک فرصت طلائی و استثنائی برای رهبری جدید شوروی است.
اشتباهات و خطاهای گذشته شوروی
شوروی در گذشته سیاست خوب و مطلوبی با ایران نداشته است. جنگهای روسیه تزاری با ایران در عهد قاجاریه و تحمیل قراردادهای تلخ و دشمنیآفرین گلستان و ترکمنچای و قدم اول در تحمیل کاپیتولاسیون بر ایران، آغاز زشت بر روابط دو کشور بود. سپس تلاش در تسخیر ایران و مستعمره کردن آن و گاهی همدستی با انگلیس استعمارگر، و گاهی تجاوز و اشغال بخشی از خاک ایران، و در سالهای اخیر همدستی با رضاخان مزدور انگلیسی و خیانت به میرزا کوچکخان و سپس همراهی با تجزیهطلبان پلیدی که میخواستند آذربایجان را از ایران جدا کنند و پس از آن پناه دادن به سران خائن و فراری از خشم مردم حکومت پیشهوری، و مخالفت با حکومت مصدق و در حقیقت با نهضت ملی شدن نفت، و فریب جوانان سادهدل از طریق حزب جاسوس توده، و در دوران انقلاب اسلامی، کمک جدی و موثر به صدام کافر که مزدور آمریکا و استعمار غرب است. همه و همه اینها نقطههای دردناکی در روابط دو کشور همسایه بوده و هستند که به این سادگیها از اذهان مردم ما زدوده نمیشوند.
جبران گذشتهها
اکنون رهبری جدید شوروی میتواند در یک بررسی جدی و براساس تفکر و تعقل همه جانبه، تحقیق کند که آیا سیاستهای گذشته، بنفع شوروی و مردم آن بوده یا بر ضرر آن، آیا آن سیاستها و روشها، بنفع غرب و به اصطلاح خود کمونیستها، بنفع امپریالیسم بوده یا نه؟
آیا اگر به جای این اعمال، شورویها درصدد تفاهم و برقراری حسن روابط با ملت ایران، و نه حکومت ستمشاهی مزدور و وابسته به استعمار برمیآمدند تا چه اندازه بنفع مردم خود کار کرده بودند؟ آیا حکومت شوروی میتواند این را قبول کند که همه تلاشهای گذشته، پیشینیان آنها برای تصرف و اشغال ایران، یا مستعمره کردن آن، و یا تجزیه کشور و یا حرکتهای بیهوده و مذبوحانهای مثل حزب توده، بیحاصل و برای مردم شوروی زیانبار بوده است؟ ولی برای ایرانیان چندان مسئلهای نبوده است. اگر در این بررسی به اینجا رسید که آن سیاستها، نتیجه غلط داده است. اکنون میتواند از این فرصت طلائی که پیام امام در اختیار رهبری جدید شوروی گذاشته است استفاده صحیح بنماید و جبران مافات کند.
آیا شوروی استفاده میکند
آقای گورباچف از آغاز روی کار آمدن نشان داده است که سیاستمداری قوی، و با جسارت و با ابتکار است. وی به نظر میرسد که میخواهد قدرت را با مقبولیت مردمی و جهانی در دست داشته باشد. ابتکار وی در مطرح کردن تفاهم با همسایگان، و جسارت او در کنار گذاشتن برخی از اصول اقتصادی مارکسیسم و مسلکی که اقتصاد را زیربنا میداند قابل توجه است. وی بطور جدی میخواهد مشکلات داخلی شوروی را حل نماید. حضرت امام راهحل اصلی و اساسی مشکلات را که توجه به خدا و معنویت و معاد و ویژگیهای انسان و... است به او نمایانده است.
و مشکلات و اثرات منفی "بیخدائی" و "دوری از معنویت" را به وی گوشزد کردهاند. و در نهایت راه را برای حسن روابط متقابل باز گذاشتهاند. این فرصتی طلائی برای جبران تمام اشتباهات گذشته روسیه تزاری و شوروی کمونیستی درباره مذهب اسلام و ایران است و آینده نشان خواهد داد که آیا رهبری جدید شوروی از این فرصت ارزنده میتواند استفاده مطلوب بکند؟ و آیا دو کشور مهم منطقه در حل مسائل منطقهای میتوانند با هم تفاهم داشته باشند؟ آیا رهبری جدید شوروی دقت خواهد کرد که در دام و فریب آمریکا نیفتد و آیاهای دیگر...
تفاهم با ایران
البته ایران اسلامی نیازی به اینگونه ارتباطات ندارد اتکای ایران به خداوند متعال است. و پشتوانه نظام آن، اسلام و امامت و حضور امت است. ایران اسلامی در حین جنگی نابرابر با استکبار جهانی و همدستانش و صدامیان کافر، با خلافهای رهبریهای قبلی شوروی مقابله کرد. و هراسی از شوروی بدل راه نداده چه برسد به حالا که آن جنگ را ندارد. اما سیاست ایران اسلامی بر تفاهم با هر آن کس است که بخواهد با ایران تفاهم داشته باشد. بخشی از پیام اخیر حضرت امام به آقای گورباچف، در همین راستا است. آیا آقای گورباچف در اینباره جسارت لازم و نیروی ابتکار را دارد یا خیر؟ پاسخ آقای گورباچف تا اندازه زیادی این را نشان خواهد داد، گرچه نمیتوان انتظار داشت که آقای گورباچف همه مطالبش را در پاسخ بگوید. و همه آنچه را که به نفع مردم شوروی تشخیص میدهد فوری اجرا نماید. ولی در هر حال این پاسخ، جهت و مسیر آینده را نشان خواهد داد.
افغانستان
راجع به افغانستان بطور جداگانه باید صحبت کرد. خداوند انشاءالله توفیقش را ارائه نماید.