اگرچه پرچم فرانسه در تعداد زیادی از مستعمرات این کشور افول کرده است اما امپریالیزم فرانسه هنوز هم حضور استعمارگرانهای در بیش از 19 کشور آفریقایی دارد. برخی از این کشورها از جمله سنگال و ساحل عاج کاملا وابسته به سیاستهای استعماری فرانسه میباشند. نیروهای فرانسوی در کشورهای زئیر، جیبوتی، موریتانی، چاد، آفریقای مرکزی، تونس و لبنان جهت سرکوب جنبشهای ملی و انقلابی و عموما مخالفین رژیمهای دنبالهرو سیاستهای امپریالیستی، مورد استفاده قرار گرفتهاند. بهمین دلیل است که فرانسه کارشناسهای نظامی، سربازان و خلبانان خود را در آن کشورها پیاده کرده است. هنوز نیز هزاران تن از نیروهای فرانسوی و همچنین هزاران غیرنظامی از جمله پزشکان، مهندسین، بانکداران و بازرگانان در تعدادی از کشورهای آفریقایی ذکر شده در بالا حضور فعالی دارند. در حال حاضر هزاران تن از نیروهای دریایی، هوائی و زمینی فرانسه در منطقهای ممتد از دریای سرخ، اقیانوس هند و در حوالی تنگه هرمز مستقر میباشند. در اروپای غربی نیز، میتران تلاشی را جهت تشکیل گروه اروپایی وابسته به پیمان ناتو دنبال میکند. وی جهت رسیدن به این هدف خویش بر محورهای ذیل حرکت میکند.
1- پشتیبانی کامل از استقرار موشکهای «کروز و پرشینگ» و نیز اعلام آمادگی کشورش در جهت ارائه هرگونه تسهیلات لجستیکی مانند بهرهبرداری از فرودگاهها، پایگاهها و انبارهای نظامی فرانسه به پیمان ناتو.
2- تشکیل نیروی واکنش سریع که شامل حدود 47 هزار سرباز و کارشناس نظامی بوده و در زمینههای اروپایی فعالیت خود را دنبال میکند.
3- مدرنیزه کردن ماشین جنگی فرانسه در بکارگیری موشکهای اتمی تاکتیکی و استراتژیکی که کشورهای بلوک شرق را هدف قرار میدهند و نیز مدرنیزه ساختن نیروهای استراتژیکی فرانسه
4- شرکت در عملیات همزمان اروپای مرکزی در چهارچوب پیمان ناتو.
آمریکا میتران را جهت رسیدن به هدفها و برنامههای خویش که در نهایت بنفع امپریالیزم، بویژه آمریکاست مورد تشویق قرار داده است. ریگان در یکی از کنفرانسهای مطبوعاتی خود نقش «سازنده و پیشتاز» فرانسه را ستوده و تاکید کرد که مساله مشترک آمریکا و فرانسه پیمان ناتو است. از سوی دیگر سخنگوی رسمی «الیزه» گفت که روابط آمریکا و فرانسه بسیار نزدیک است. روشن است که بانکهای آمریکایی وامهایی را به فرانسه پرداختهاند این وامها در آینده افزایش قابل ملاحظهای خواهد یافت. چه، بدهی فرانسه بر 451 میلیارد فرانک فرانسه بالغ میگردد و علاوه بر آن 300 میلیارد فرانک نیز تحت عنوان وامهای «سری» اقتصادی بدهکار است.
بدین ترتیب حرکتهای نظامی فرانسه در آفریقا و خلیج فارس و لبنان و سینا، برخاسته از اراده و منویات آمریکاست هر چند فرانسه مواضع دیگری را بهانه قرار میدهد.
موضعگیریهای فرانسه در برابر مسائل جهان عرب نیز جدا از سیاست امپریالیستی آمریکا و اروپای غربی نبوده و نیست چرا که فرانسه هنوز بصراحت از عرفات میخواهد که رژیم صهیونیستی را برسمیت بشناسد و خواستار مذاکرات طرفین برپایه لغو حالت جنگ مستقیم و غیرمستقیم میباشد. میتران نقش مهمی در تضمین حمایت اردن از سیاست میانهروهای فلسطینی ایفا نموده و بر لزوم راهحل اردنی برای مساله فلسطین تاکید میورزد. این دقیقا همان چیزی است که «شیمون پرز» دبیر حزب صهیونیستی کارگر در سخنرانی خود در پارلمان فلسطین اشغالی هنگام دیدار میتران از اسرائیل در ماه مارس سال گذشته اعلام نمود.
سیاست میتران در مورد مساله فلسطین بر پایههای زیر استوار است:
1- شکست نظامی فلسطین اشغالی به معنای نابودی این رژیم بوده و این چیزی است که میتران از هنگام طرفداری از ایده تشکیل رژیم صهیونیستی در سال 1947، که در پست وزارت قرار داشت، قبول ندارد.
2- مشکلات و گرفتاریهای اقتصادی و مالی که رژیم صهیونیستی از آن رنج میبرد بمعنی عدم توانایی دشمن صهیونیستی از پذیرش شمار بیشتر مهاجرین صهیونیستی میباشد.
3- افتخار به داشتن ایدههای صهیونیستی بدلیل آموزش طولانی اصول صهیونیسم ناگفته نماند که سخنرانی میتران در پارلمان فلسطین اشغالی آن پایهها را روشن ساخته است. چه، او در سخنرانی مزبور تاکید ورزید که او صهیونیست و شیفته «نبوغ صهیونیزم» بوده و از تأیید مطلق همه زمینههای سیاست صهیونیزم بخود میبالد. از سوی دیگر سخنان پیرامون مساله فلسطین پوشش زیرکانه بود چرا که با تعدادی از رژیمهای عرب قراردادهای اقتصادی و نظامی منعقد کرده است. ضمناً آن حرکت دوگانه عبارتست از دیپلماسی انعطافپذیر بمنظور کشاندن ملتهای عرب بسوی دامی که برای نابودی ملت فلسطین در نظر گرفته شده است.
ترجمه: سرویس خارجی کیهان