یاسر مهدوی
روزنامه جوان طی چند ماهه گذشته در خبرها و تحلیلهای متعددی از نزدیک شدن جریان انحرافی به کارگزاران و همسوشدن این دو جریان برای حذف گفتمان ناب انقلاب و اصولگرایی از صحنه مدیریتی و اجرایی کشور خبر داده بود که شاید برای برخی عجیب و غیرقابل باور مینمود، اما هر چه که جلوتر آمدیم این نزدیکی و همسویی پررنگ شد. برای اثبات بیشتر این مدعا ناچاریم به برخی استنادات در این زمینه اشاره داشته باشیم.
1ـ همسویی در تخریب علامه مصباحیزدی
روزنامه ایران که تا قبل از مدیریت جوانفکر بر این روزنامه معمولاً با احترام از علامه مصباح یزدی نام میبرد، پس از افشاگریهای مطهری زمان درباره منشأ فکری جریان انحرافی و التقاطهای این گروه، هفته گذشته در یک ویژهنامه خاص به تخریب این چهره علمی و معنوی کشورمان پرداخت تا نشان دهد در تخطئه دلسوزان و ایدئولوگهای انقلاب قصد دارد پروژه نیمهتمام روزنامههای زنجیرهای اصلاحطلبان در این رابطه را تکمیل سازد. از طرفی روز گذشته، روزنامه جمهوری اسلامی که وابستگی فکری خاصی به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دارد، در مطلبی انتقادی افشاگریهای علامه مصباح یزدی علیه جریان انحرافی را با این بهانه که ایشان در ابتدای دولت نهم از حامیان گفتمان دولت بود به باد انتقاد گرفته و تخطئه این عالم فرزانه را همراستا با جریان انحرافی کلید زد. این روزنامه نوشت:«حالا که ورق برگشته مردم ناچارند از زبان همان تقدیسکنندگان سابق بشنوند که پای علی محمد باب در میان است و فراماسونها نفوذ کردهاند و همه چیز در معرض شدیدترین خطر تاریخ قرار دارد!»
2 ـ تطهیر متقابل کارگزاران و جریان انحرافی
در مصاحبهای که روز گذشته هفتهنامه دانشجویان با صادق زیباکلام (که باید او را ترجمان اندیشههای کارگزاران نامید) داشت، وی در پاسخ به سؤالی تصریح کرد: «آقای رحیم مشایی نه امروز و نه دیروز، از قبل و بعد 22 خرداد 88، هیچوقت به اصلاحطلبان توهین نکرده و این مسئله قابل احترام است. او هیچوقت به کسانی که منتقد یا مخالف بودند یا حتی مخالفان نتایج آن رأیگیری؛ توهین نکرد و اصلاحطلبان را وابسته استکبار خطاب نکرد. الفاظی را که خیلی از اصولگریان به راحتی به اصلاحطلبان و به آن13 میلیون نسبت دادند، از ایشان نشنیدیم.»
وی همچنین ازاختلافات عمیق فکری و نظری جریان انحرافی با اصولگرایان خبر داده است. زیباکلام کسی بود که در دوران اصلاحات توسط مشارکت و مجاهدین به دلیل اینکه کارگزارانی است طرد میشد چراکه وی را مؤلف خاطرات آقای هاشمی تحت عنوان «هاشمی بدون روتوش» میشناسند. در طرف مقابل از محافل جریان انحرافی خبر میرسد که این جریان تخریب و نقد هاشمی رفسنجانی را از دستور کار خود خارج ساخته و عنوان کردهاند که تخریب هاشمی در سال 84 برای ما رأیآور بود اما اکنون اینگونه نیست و باید به دنبال گزینههای جدید باشیم.
3 ـ نفوذ کارگزارانیها در حلقه جریان انحرافی
یکی از پروژههایی که کارگزاران طی چند سال گذشته دنبال کرده نفوذ در درون حلقه جریان انحرافی است که به چند نمونه از آن در ذیل اشاره میشود:
طه هاشمی یکی از اعضای کارگزاران در زمان تصدی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری توسط آقای مشایی، معاونت وی را بر عهده داشت. طه هاشمی از اولین کسانی بود که لفظ کوتوله سیاسی را برای دکتر احمدینژاد به کار برد.
مهدی جهانگیری که یکی از عوامل اصلی بانک گردشگری است که با حمایت مشایی و بقایی راهاندازی شده و ارتباط نزدیکی با عوامل اصلی جریان انحرافی دارد، برادر اسحاق جهانگیری عضو کارگزاران و از وزرای دولت سازندگی است.
نزدیک شدن عواملی از دانشگاه آزاد به این جریان فاز بعدی این نزدیکی است، به عنوان مثال محمدشریف ملکزاده که یکی از اضلاع جریان انحرافی و دبیر شورای عالی ایرانیان به ریاست مشایی است تا چندی پیش از مدیران دانشگاه آزاد بود و اکنون خود را به این جریان نزدیک کرده است.
سیدفرهاد سجادی معاون برنامهریزی استانداری فارس که چندی پیش به عنوان سرپرست استانداری فارس منصوب شد نیز از افراد نزدیک به مدیریت دانشگاه آزاد است.
حمید سجادی که هفته گذشته توسط ریاست جمهوری برای تصدی وزارت ورزش و جوانان به مجلس معرفی شد از افراد نزدیک به کارگزاران است و خبرهای رسیده حاکی از آن است که اطرافیان هاشمی تلاشهای خود را برای رأی آوردن وی در مجلس آغاز کردهاند.
4 ـ نگاه مشترک لیبرالی به فرهنگ
یکی از شاخصههای کارگزاران عملکرد لیبرالی در حوزه فرهنگ و مطبوعات بود که امروزه شاهدیم جریان انحرافی همین رویکرد را در حوزههای مختلف فرهنگی اتخاذ میکند. این گروه سعی دارند همچون کارگزاران با در دست گرفتن رسانههای مختلف و هزینه کردن فراوان در این حوزه، صدای مخالفان خود را بخوابانند. همچنین برای کسب وجهه در میان گروههای روشنفکرنما و دگراندیش با رویکردی لیبرالی در حال حرکتند.
در مجموع باید گفت، حزب کارگزاران و اطرافیان آقای هاشمی به دلیل رگههایی از عملگرایی سیاسی و روحیه پراگماتیستی و با هدف کسب قدرت طبق شعار معروف «هدف وسیله را توجیه میکند» از مدتها پیش با شناختی که از جریان انحرافی و عملکرد آنان کسب کردهاند، سعی نمودند با ارسال سیگنالهایی خود را به این جریان نزدیک کرده و همکاری مشترکی را برای کسب قدرت و ثروت توامان داشته باشند که امروزه میبینیم این همکاری و همگرایی به نزدیکترین وجه خود رسیده و این دو گروه در بسیاری از حوزهها به یک نقطه رسیدهاند، بنابراین باید جریان انحرافی را روی دیگر سکه کارگزاران نامید.