تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۲۲۲۸۳۶

در آستانه سفر وارن‌کریستوفر وزیر خارجه آمریکا به خاورمیانه که قرار است بزودی آغاز شود اسحاق رابین نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی طرح چند مرحله‌ای برای خروج ارتش از جولان اشغالی را ارائه کرده است. آنطور که گفته شده است ارتش صهیونیستی در مدت زمانی سه ساله از جولان به تدریج عقب‌نشینی خواهد کرد و در هر مرحله از عقب‌نشینی سوریه می‌باید تعهدات شخصی به مرحله اجرا بگذارد به عبارت دیگر تدریجی بودن خروج ارتش صهیونیستی از بلندی‌های جولان و بازگشت تدریجی حاکمیت سوریه بر آن مشروط بر آن است که سوریه در جهت عادی‌سازی مناسبات خود با رژیم صهیونیستی تا چه اندازه جدی خواهد بود. هدف اصلی چنین طرحی می‌تواند آن باشد که اولاً زژیم صهیونیستی را از فشار این که در راه صلح مانع‌تراشی می‌کند خلاص کند و ثانیاً چراغ سبزی به دمشق فرستاده باشد که در هر حال اسرائیل حاضر به دادن امتیازهائی هست. این که سوریه در مقابل طرح جدید اسحاق رابین چه واکنشی نشان خواهد داد بستگی به ارزیابی حافظ اسد از جریان روند صلح و جدی بودن آمریکا دارد که بظاهر اعلام کرده است زمان زیادی برای توافق طرفین باقی مانده است.
آمریکا در ظاهر چنین وانمود کرده است که خواهان تعدیل سیاست‌های نظامی‌گری اسرائیل در جولان هست و حاکمیت سوریه بر جولان را برسمیت می‌شناسد منتهی این مساله پیچیده می‌باید در جریان مذاکرات سوریه و اسرائیل با تفضیل بیشتری مورد بحث قرار بگیرد و با روشن شدن تمامی ابعاد مشکل راه‌حل قابل قبول طرفین یافت شود. این سیاست آمریکا با گذشت زمان سوری‌ها را تحت فشار قرار داده است که گام‌های جدی‌تری بردارند و از آنجا که سوریه شرط هرگونه پیشرفت و شرکت در مذاکرات را تضمین آمریکا برای بازگشت جولان می‌داند متوقع است که آمریکا فشارهای مشابهی را متوجه اسرائیل بسازد. می‌توان حدس زد که طرح پیشنهاد جدید اسحاق رابین در راستای چنین اهدافی صورت گرفته باشد. حداقل امتیاز چنین طرحی آن خواهد بود که سوریه در موضع انفعالی‌تری قرار خواهد داد تا به هنگام سفر وارن‌ کریستوفر موضع خود را روشن‌تر بیان کند. بویژه آنکه انتظار میرود وزیر خارجه آمریکا در دور جدید سفر خاورمیانه‌ای‌اش کشاندن سوریه به واشنگتن را در رأس اهداف سفر خود قرار داده باشد آیا اعلام توافق لبنان و سوریه که اخیراً در پی سفر الیاس هراوی رئیس‌جمهور لبنان به دمشق حاصل شد که طبق آن قرار است دو کشور هیأت مشترک مذاکره کنند، به واشنگتن اعزام کنند بخشی از تلاش‌های حافظ اسد برای درک بموقع شرایط نبوده است؟! اگر با واقع‌بینی به مساله توجه شود چنین تصوری بدور از واقع نخواهد بود.
بنابراین مجموع شرایط در خاورمیانه بگونه‌ای است که سوریه و رژیم صهیونیستی بیش از گذشته خود را در روند صلح خاورمیانه متعهد یافته‌اند و انتظار می‌رود که با دید مثبت‌تری نسبت به گذشته با مذاکرات صلح آتی در واشنگتن روبرو شوند سوریه جولان را بدست خواهد آورد. آمریکا در این جهت می‌تواند کمک‌های موثری ارائه دهد اما اعمال حاکمیت یک جا، با سرعت و آن گونه که حافظ اسد انتظار دارد و خواهان آن است نخواهد بود. تدریجی بودن تخلیه احتمالی جولان و همزمان با آن عادی‌سازی روابط اسرائیل و سوریه که یکی از مشکل‌ترین فصول صلح خاورمیانه بنظر می‌رسد بدین معنا است که اعتماد طرفین به یکدیگر همچنان در نازل‌ترین سطح ممکن خود باقی مانده است و آمریکا تنها کشوری است که از توان سیاسی لازم برای کشاندن دوطرف به پای میز مذاکره در چنین شرایط دشوار و ابهام‌آمیزی برخوردار است.
در همین حد که نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی پذیرفته است که از جولان خارج خواهد شد ولو در مدت سه سال یک گام به جلو محسوب شده است. احتمالاً بر سر جزئیات خروج ارتش صهیونیستی بحث‌های پیچیده‌تری ضرورت خواهد داشت منتهی نفس پذیرش خروج ارتش صهیونیستی و واگذاری حاکمیت جولان به سوریه قطع نظر از زمان تحقق آن انگیزه‌های لازم را در دمشق بوجود خواهد آورد که مساله را جدی‌تر بگیرند. در مقابل عادی شدن تدریجی مناسبات اسرائیل و سوریه به رفع تحریم‌های سیاسی - اقتصادی و گشودن مرزها بهائی است که هر چند سنگین بنظر می‌رسد ولی در هر حال سوریه ناچار به پرداخت آن خواهد بود. این معامله در صورتی که بطور کامل مورد توافق قرار بگیرد تفاوت چندانی با آن چه که در طابا گذشت و مصر و اسرائیل را به شناسائی متقابل و گشودن مرزها تشویق کرد به لحاظ ماهیتی نخواهد داشت ولو آنکه درشکل متناسب با شرایط خاص سوریه سعی در متفاوت نشان دادن آن بشود. در مراحل بعدی احتمالاً مساله لبنان و اسرائیل بگونه‌ای دیگر مطرح شود و اسرائیل به خواست‌های خود دست بیابد. با این حال تا قبل از حل مساله جولان انتظار نمی‌رود که لبنان در موقعیتی قرار بگیرد که بتواند با اسرائیل وارد معامله‌ای جدی بشود.
در هر حال زمان برای معامله نهائی صلح در مقابل زمین برای هر دو کشور سوریه و اسرائیل محدود است و این محدودیت را منافع آمریکا در خاورمیانه بوجود آورده است. چگونگی تطابق یافتن سوریه یا رژیم صهیونیستی با این واقعیت می‌تواند دورنمای صلح و روابط دو جانبه دشمنانی را روشن سازد که گمان می‌رفت از سرسخت‌ترین دشمنان در دوران معاصر بوده‌اند. بنابراین اگر سوریه همان راهی را برود که مصر رفت و سوریه آنرا بشدت محکوم می‌کرده است باید گفت که انتخاب دیگری وجود نداشته است و یا اگر هم وجود داشته است سوریه در موقعیتی نبوده است که از آن بسود خود بهره‌برداری کند.