تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۳:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۲۲۳۸۷۹
سخنرانی عرفانی و پرشور منتشر نشده‌ای از شهید محمدعلی رجائی

برادر شهید محمد علی رجائی رئیس جمهور منتخب مردم مسلمان و متعهد ایران، در اواسط ماه مبارک رمضان امسال سخنرانی پرشوری (که تاکنون منتشر نشده است)، باین شرح ایراد نمود:
وی بعد از ذکر نام خدا و درود بر اولیاء حق گفت:
در این انقلاب آنچه که مطرح است انسان‌سازی است و این اعتقاد من اعتقاد خوبی است زیرا که این خونها که ریخته شده این مادرها و پدرهائی که داغ فرزندانشان را دیده‌اند و اگر این خانمهائی که شوهرانشان را از دست داده‌اند اگر چشمان منتظر بچه‌هائی که از دیدار پدر محروم هستند، اگر همه اینها را به سئوال بکشیم و بگوئیم چه چیزی ارزش دارد در برابر این داغها، جز انسان‌تر شدن چیزی با ارزش نمی‌توانیم تعریف کنیم. بنابراین اجازه بدهید، یک میزان انقلابی بپذیریم که ببینیم چقدر انسانتر شدیم هر چه انسانتر شدیم انقلابی‌تر شدیم انسان شدن در مکاتب مختلف فرق میکند در مکتب ما اینطور تبیین شده است، چقدر خداگونه‌تر شدیم آنقدر انقلابی‌تر شدیم یا جمله‌ای که در ماه رمضان میخوانیم: «فیاذ المن و لا یمن علیک». ای خدائی که سزاوار منت گذاردنی و هیچ منتی بر تو نیست. در روابط انسانها این مسئله که ما منت بگذاریم در مقابل کار انجام داده خودمان یک ترمز است. برای انسانیت ما گاهی اتفاق افتاده که ما صمیمانه خدمتی کرده‌ایم ولی بی‌توجه یک منت هم گذاشته‌ایم این باطل میکند آن عمل ما را مخصوصاً اگر با توجه باشیم ترمز میزند به آن حرکت تکاملی ما، اگر خدای نکرده آگاهانه باشد یا اگر ناخودآگاه باشد اثر ذاتی خود را میگذرد ما همینقدر که این خصوصیات را داریم یک نقطه ضعف و یک ترمز است، این منت گذاشتن چه پنهان و چه آشکار ارزش را نه تنها پائین میآورد بلکه به تعبیر قرآن همه را باطل میکند می‌دانید که اگر شما بخواهید بدون منت یک عمل را انجام بدهید برمی‌گردد به اخلاص پس باید ببینیم چقدر مخلص شده‌ایم و چقدر در عملیاتمان در رابطه با مردم با اخلاص هستیم. روزه، نماز هیچ نوع ریائی در کار ندارد.
بزرگترین دعا
در کنار نقدی بر نظریات از یک فروم آمده است که ما باید توجه داشته باشیم که آن شخصی که به آن خدمت میکنیم واقعاً شایسته خدمت بدانیم اگر شایسته خدمت دانستیم دیگر آن سلطه‌جوئی و برتری‌طلبی و منت‌گذاری در رابطه با این خدمت نخواهیم داشت. بزرگترین صفتی که در یک سپاهی پاسدار چه در لباس مثل شما و چه ما در بدون لباس باید وجود داشته باشد و باید در جامعه همین اخلاص وجود داشته باشد و بزرگترین دعائی که شخصاً معتقدم که در ماه رمضان بخوانید و معتقد باشید این باشد که: خدایا ما برای دیگران مدتها کار کردیم و دیدیم که دیگران واقعاً ارزش اینکه کار ما را ارجی قائل باشند و پاداشی بدهند و عکس‌العمل بکنند ندارند اگر تو نباشی اگر کار برای تو نباشد، چه چیزی ارزش دارد که انسان اینهمه خود را به در و دیوار بزند و انواع مرارتها را تحمل نماید. برای نمایش یک کار خدایا تو را به جان همه روزه‌داران تو را به همه خون شهدا تو را به آبروی امام اخلاص ما را در این ماه هر چه بیشتر بفرما. خدایا هر چقدر، کم یا زیاد برای خاطر توست خدایا ارزش ما، مقام ما ویژگی ما، تو را به جان همه آنهائی که مقدس هستند پیش تو، تو را به جان آن طفل دوازده ساله که رهبر انقلاب آن را رهبر ما معرفی کرد ویژگی ما را اخلاص ما قرار بده خوشبختانه مشکلات در مقابل انقلاب روز به روز به یاری خدا و همت مردم و تلاش پی‌گیر برادران و خواهران در صف از جلوی پای انقلاب برداشته می‌شود جاده، صاف و همواره می‌شود و امید برای پیروزی انقلاب روز به روز بیشتر میشود هر که خواب دیده بود، خوابش تعبیر و هر که بدلش افتاده بود، تحقق پیدا میکند خدا این مردم را شایسته دیده و این انقلاب را برای آنها گوارا کرده این روز به روز برای ما محقق‌تر می‌شود.
اراده خداوند
و روز به روز برای ما محق‌تر می‌شود و روز به روز ما بیشتر یقین پیدا میکنیم که خداوند اراده فرموده و تصمیم گرفته که ما مستضعفین را جزو وارثین زمین قرار بدهد خوب یک چنین موقعیتی تمامش عبادت است ما تمام حرکاتمان در جهت خداست و همه در جهت انقلاب است خوب اگر این حرکت‌های ما راست باشد با چهره‌ای گشاده و روئی باز به پیشگاه خدا خواهیم رفت و در آنجا مشمول بسیاری از حالاتی میشویم که خداوند وعده ملاقات داده. جمله قرآن است (ترجمه) «مخلص اخلاصش آخرین درجه را دارد حرف نمی‌زند که دیگران خوششان بیاید، ماشه را فقط به خاطر خدا می‌چکاند چون به این مرحله رسیده پس جا دارد که به لقاءالله برسد عمل صالح بزرگترین ویژگی آن اخلاص است. اگر مردمی که در رابطه با انقلاب تعریف می‌شوند و انقلابی معرفی میشوند در هر ارگانی در پذیرفتن مسئولیت اگر از اخلاص برخوردار باشند مقدمه کامل لقاءا... برایشان فراهم شده و ذی‌المقدمه آندیدار خداست و چنانکه میگوئیم برای شهیدانمان «بهشتی پیش خداست امروز» همه شهدایمان خوب میتوانیم آدرسشان را آلان تعیین کنیم به هر میزانی که به اخلاص رسیده‌اند به همان شدت به قرب خدا رسیده‌اند خوب تا اینجا بخشی که پاداش قبولی ماست بواسطه اعمال ما هر چه که هست خداوند انشاءا... در هر چه بیشتر انسانتر شدن ما قرار بدهد که آن را هم ما امروز نقدا از خدا میخواهیم که اخلاص ما زیاد شود خدایا تو را به خودت قسم اخلاص ما را زیاد کن خدایا تو را به آن ناله‌های موثر درگاهت قسم، اخلاص ما را زیاد کن.
انقلاب دارد پیش می‌رود و ما هم به یاری خدا و همت خواهران و برادرانمان با ضد انقلاب میجنگیم خوشحال هم هستیم هیچ نگرانی هم نداریم و موقعیت‌های انقلاب را به مصداق «فاما به نعمت بربهم» حتما بگیریم یعنی بگوئیم انقلاب موفق شد، بزرگترین جریانهای حساب شده‌ای را که تمامی قدرتهای ضد انقلاب دست به دست داده بودند که نگذارند، این انقلاب موفق شود اینجریان را در جامعه پاک کند. امروز گزارشی میخواندم که در آمریکا ستادی تشکیل شده که یکی از کارهای این ستاد نگه داشتن بنی‌صدر به عنوان یک جریان لیبرالی همین ما، همین ما که بقول آنها علمی نیستیم با همان الله اکبر و نامنظم ریختن به خیابانها این بزرگترین تلاش را در کوتاهترین فاصله یعنی آنجا که باغبان تشخیص داد میوه رسیده یک تکان کوچک داد به درخت و میوه افتاد شما حتی خیلی خون دل خوردید در این چند وقته (در مدت ریاست جمهوری بنی‌صدر) ما هم خیلی خون دل خوردیم هر وقت رفتیم خدمت امام به خیال اینکه حالا دیگر امام تصمیم می‌گیرد اما امام چیزی میگفت که انگار ما و بنی‌صدر را یکی می‌داند اما امام در نگاههایش چیزی میگفت که ما نمی‌فهمیدیم وقتی موقعش شد واقعا دیدیم که این نعمتی که هست، مجموعه نعمت است یک بعدی نیست جریانهائی هست که در جامعه وجود دارد که واقعا اینها چیزی نیستند. چرا چیزی نیستند؟ زیرا که اگر ما آمدیم این دو تا حرف را قبول کنیم یکی اینکه مرگ برایمان حل شده و دیگر اینکه اخلاص داریم
ما خیلی حرف داریم و خیلی معارف در اسلام داریم که به آن برسیم. اما همین دو تا حرف که برای مسلمان مسئله مرگ حل است وقتی سقف روی او می‌آید یاد خانه و زندگی و زنش نمی‌افتد، می‌گوید: الله اکبر لا اله الا الله ... تمام چیزهائی که نقل شده از آنجا همین‌هاست خوب امتحان است دیگران این برادران ما سنگینی آوار را احساس می‌کردند. هیچ کس نگفت مرا نجات بدهید. من با اینها ملاقات کردم همه میگفتند فلانی اذان میگفت. فلانی تکبیر می‌گفت. خوب این مسئله حل است اخلاص هم حل است همین دو تا این جریان چیزی نیست چندین برابر این هم باشد، مقاومتی ندارد همه با هم پاک می‌شود. چیزهائی که مانده است اینها نیست. چیزهائی که مانده، بخش عظیمی از اسلام است که پیاده نشده، باید نگران آنها باشیم ما نگران مجاهدین و پیکار و رنجبران و بنی‌صدر و چریک اقلیت نیستیم این که مسئله نیست ما نگران آن بخش عظیمی از اسلام هستیم که باید پیاده شود. ما نگران آن هستیم که نتوانسته‌ایم مستضعفین ایران را هنوز بهشان برسیم و هنوز نتوانسته‌ایم بر متمولینی که نماز میخوانند، بگوئیم که نماز شرایطی دارد که تو در این وضع آن شرایطی را نداری هنوز نتوانسته‌ایم بگوئیم ما نگران اسلامی هستیم که باید در این جامعه پیاده شود. که بشود الگو تا دنیا به سوی این نظام بیاید ضد انقلاب هم درست جلوی ما را در همین جا می‌گیرد درست هنگامی که می‌رویم قانون قصاص که قانون اسلامی است به صورت قانون درآوریم از تمام حفره‌های پوستی بدن صدا در میآورند به عنوان مخالفت و مومنین را هم تحریک میکنند که آنها هم تردیدی پیدا نکنند، ما نگران این چیزها هستیم. خوب کی هست که باید این‌ها را پیاده کند همین ما بچه‌ها هستیم، این امام و این انقلاب از خارج هیچ چیز نیست که بیاورند و این شما هستید و پیوند خالصتان با اسلام شما باید اگر من رئیس جمهور شدم زیر گوش من بگوئید فلانی مسئله همینجا نبودها قرار نبود که رئیس جمهور شوی و همین.
اسلام چه شد ما وقتی به جوانها و کوچکترها و مردم می‌رسیم باید هی بگوئیم از دست‌آوردهای انقلاب. اما وقتی به مسئولین می‌رسیم که یکی از آنها خودمان هستیم باید جلوی آینه بایستیم و بگوئیم آی فلانی اسلام چه شد چقدر از اسلام را پیاده کرده‌ای امید مستضعفان جهان به هیچ یک از افراد ما نیست زیرا که ما ترور می‌شویم، میمیریم: امید مستضعفان جهان به آن چیزی است که ما را ساخته و این باید تحقق پیدا کند. شناخته بشود و پیاده شود تا همه امید مستضعفان جهان را به امیدشان برساند. خوب پس به من نگوئید بارک‌‌الله بلکه به سر من فریاد بکشید فریادی برادرانه، فریادی چون اعضای یک خانواده همچنانکه من این کار را میکنم. اگر داد می‌زنم دادی نیست که اعتراض کنم و شما هم باید فریاد بزنید: رجائی! مستضعفین هیچ چیز گیرشان نیامده‌ها باز هم آنهائی که داشتند، رو هم می‌گذاردند - رجائی باز هم روابط اجتماعی همچنان روابط دوران طاغوت است، دروغ - کلک - ریا - نفاق - فراوان. انسانها همچنان درگیر ظاهری پوچ هستند و این انقلاب رسالتش این است که این انسانها را بکند از این درگیریها و به خودشان بپردازد. این بحث را چون به یاری خدا روز به روز جامعه‌مان سالم‌تر می‌شود و در خط تفکر اصیل‌تر قرار می‌گیرد میتوانیم بکنیم. جامعه به سوی یکدستی می‌رود یک یکدستی خانوادگی، اختلاف مسئله‌ای نیست اما اختلاف اعضای یک خانواده یک به اختلاف دو جریان اختلاف دو جریان، کوبنده است باید با آن مبارزه کرد و حق را حاکم کرد حال که به آن سمت میرویم باید تلاش کنیم که آن کارها را که نشده بشود، باید رئیس جمهور را به مسجد آورده با او دست داد و صورتش را بوسید می‌آورید با هم افطار میخوریم با هم میگوئیم و می‌خندیم اما حساب‌کشی میکنیم.
اگر قرار است رجائی، رجائی بماند ...
زیرا که اگر قرار است - رجائی، رجائی بماند اگر قرار است امام، امام باشد اگر قرار است مجلس و سپاه باشد و اگر و اگر ... اینها همانطور که شما نیز معتقد هستید برای اسلام است ما باید به راحتی آمادگی آن را داشته باشیم که ما را بکشند به پای حساب که فلانی تو این کار و این کار را الان میتوانی بکنی اگر اشکالاتی هست که نمی‌توانی آنها را بگو اگر اشکالاتی هست که رفع میشود خوب صبر میکنیم مسئله باید برای همه ما روشن باشد ما همه باید صمیمانه هم من به شما حق میدهم و هم شما به من حق بدهید و با هم صمیمانه همدیگر را در همه مسائل انقلاب بازخواست کنیم آنچه که ما نقل میکنیم از خلیفه که گفت هر کس از من حرفی دارد و انحرافی از من دیده بگوید یک نفر بلند شد و گفت اگر کج بروی با این شمشیر راستت میکنیم، اینها قرار نبود که فقط تعریف باشد باید اینها در جامعه ما تحقق داشته باشد هم من باید تحمل شنیدن را داشته باشم، هم شما باید شیوه گفتن را یاد بگیرید. روزی من وزیر آموزش و پرورش بودم بچه‌های راهنمائی به مسئله‌ای اعتراض داشتند آمده بودند به آموزش و پرورش یکی از بچه‌ها که دوازده ساله بود آمد به اطاق من و گفت فکر نکنی‌ها ما شاه را بیرون کردیم تو خیلی بزرگتر از شاه نیستی گفتم درست است اما ما قاعده داریم و آنکه در قرآن مطرح است «حسن» فقط آیه نیست که ما بخوانیم بزرگترین اشکالی که به فلانی مطرح بود این بود که شیوه جواب دادن قرآنی را یا نمی‌دانست یا پائین‌تر از سطح شیوه‌های غربی خیال میکرد و حال اینکه ما هیچوقت ادعا نکرده‌ایم که نقطه ضعف نداریم ما اصلا زنده‌ایم برای رفع نقطه ضعف ما اگر از خدا عمر میخواهیم برای اینست که نقطه ضعف خود را رفع نمائیم جامعه و مسئولین باید هر چه بیشتر اسلامی‌تر شوند، یعنی باید آن معیارهای اسلامی در برخوردهایمان هر چه بیشتر رعایت بشود. خدایا ما را در شناخت و عمل به معارف و احکام خودت یاری کن. خدایا حال که تو را صمیمانه در قلب تو می‌بینیم خدایا ما را در شناخت احکام و عمل آنها یاری کن.
خدایا توفیق به ما بده که در هر جا، اسلام مجسم باشیم - خدایا خدایا اگر لایق نعمتهای تو نیستیم نعمتهایت را از ما دریغ مکن. خدایا به ما توفیق بده که سرباز اسلام باشیم.
والسلام