عبدالله چینیچیان
قارهی آفریقا که همیشه به عنوان یکی از زیباترین و غنیترین مناطق کرهی زمین قلمداد میگردید و چندین قرن سرمایههای سرشار الماس، نفت و سایر منابع زیر زمینیاش و طبعیت غنیاش توسط انگلیس، فرانسه و سایر قدرتهای غربی چپاول میشد، اکنون به منطقهی «مرگ» مبدل شده است. مرگ ناشی از گرسنگی و تشنگی.
اکنون حدود یک ماه است که پس از گذشت دهها سال قحطی، فقر، گرسنگی و تشنگی در شاخ آفریقا، وضعیت فلاکتبار و اسفانگیز گرسنگان آفریقایی مجدداً در صدر اخبار و گزارشات رسانههای صهیونیستی غرب قرار گرفته است. هجمهی این اخبار پس از صدور اجازهی فعالیت سیاسی در عرصهی بینالملل برای آلمان، پس از گذشت بیش از نیمقرن [جنگ جهانی دوم] و سفر مرکل صدر اعظم آلمان به آفریقا آغاز شد.
اگر چه از توجه غربیها به این فاجعهی بزرگ انسانی از باب این که «سلام گرگ بی طمع نیست»، بوی ناخوشایند توطئهای دیگر به مشام میرسد، اما در عین حال منجر به فرافکنی اخبار و گزارشات دلخراش از منطقه شده است.
اکنون نزدیک به 20 سال است که از بزرگترین قحطی قرن در شاخ آفریقا میگذرد. زمین یک پارچه و کاملاً خشک است و بارانی نمیبارد.
بنا بر گزارشات سازمان ملل، بیش از 12 میلیون انسان از فرط گرسنگی ناشی از قحطی در خطر جدی ابتلا به بیماریهای مهلک و مرگ قرار گرفتهاند. 4 میلیون نفر از این گرسنگان در حال هلاکت، از اتباع کشور سومالی میباشند و مابقی نیز از اتباع دو کشور دیگر کنیا و اتیوپی هستند.
بدیهی است که قحطی هلاکتبار، به غیر از تهدید سلامت و جان مردم، مشکلات بزرگ اجتماعی دیگری را نیز به دنبال دارد. مشکلاتی چون اختلافات و درگیریهای قبیلهای و قومی و جنگ و خونریزی بین اقوام. معضلی که نه تنها از سوی جوامع بینالمللی مورد توجه قرار نمیگیرد، بلکه به صورت مستقیم و غیر مستقیم از سوی قدرتهای غربی مورد تحریک و حمایت است. چرا که فقر، قحطی، گرسنگی و اختلافات قبیلهای در این منطقه، به نفع سیاستهای امریکایی – صهیونیستی در راستای حضور و اشغال نظامی به بهانهی کنترل ناآرامیها و تشکیل حکومت واحد جهانی خواهد بود.
بنا به گزارش سازمان حمایت از کودکان در سازمان ملل، یونیسف (UNICEF )، تعداد کودکان گرسنه و در حال هلاکت آفریقا از مرز 500 هزار نفر نیز گذشته است. مدیر یونیسف، آنتونی لاک (Anthony Lake ) میگوید: بسیاری از آنان یا به شدت بیمار شدهاند یا بیش از حد دچار ضعف گردیدهاند.
بیتردید کشته شدن میلیونها انسان و صدها هزار کودک در شاخ آفریقا که میتوان آن را «نسل کشی خاموش» قلمداد کرد، گام دیگری در راستای تحقق اهداف «جهانی شدن» آمریکایی است. چرا که تقلیل جمعیت 6.5 میلیاردی و رو به افزایش جهان، یکی دیگر از اهداف و اولویتهای جهان صهیونیست است.
اندیشهی نوین «فراماسون – صهیونیسم» غرب که در قالب نظریهها و مکاتب نوین القاء میشود، معتقد به طبقهبندی انسانها در سه درجهی تکاملی است و انسانهای درجه یک، همان انسانهای امریکایی و برخی از کشورهای اروپایی هستند. بر اساس این اندیشه، درجات پایینتر، باید در راه رسیدن انسانهای درجه یک به رفاه و تکامل بیشتر، قربانی شوند. لذا تقلیل جمعیت به منظور توزیع لذت بخشتر منابع در میان انسانهای درجه یک، از اهداف و اولویتهای سیاسی امریکا و انگلیس قلمداد میگردد.
پس، جمعیت جهان باید تقلیل یابد و این تقلیل باید در طبقهی انسانهای به زعم آنها درجه سه اتفاق افتد. لذا این تقلیل باید در آسیا و آفریقا [به ویژه در جمعیت مسلمانان] صورت پذیرد. از این رو شاهدیم در عین مرگ ناشی از گرسنگی در آفریقا، روزانه میلیاردها دلار صرف نسلکشی مسلمانان و به ویژه کودکان در عراق، افغانستان، فلسطین، غزه، لیبی، بحرین و ... میگردد.
سفر تبلیغاتی و هدفدار خانم مرکل صدر اعظم آلمان به شاخ آفریقا – پس از سفر اخیرش به امریکا و دریافت مجوز و مدال از اوباما در مقابل خوش رقصیهای اخیر – خود شاهد دیگری بر مدعاست. چرا که وی پس از نمایش تأسف و تأثر فراوان از وضعیتی که با چشم در منطقه و اردوگاهها دیده بود، وعده داد که یک میلیون یورو کمک کند! و حال آن که هزینهی انجام شده جهت خبررسانی، فرافکنی و مانور سیاسی – تبلیغاتی این سفر، به مراتب بیش از یک میلیون یورو بود، چه رسد به هزینههای آلمان در لشکرکشی به عراق و افغانستان برای تحقق اهداف امریکا در منطقه.
شبکه رسمی و دولتی ARD اخبار و گزارشات مفصلی از این سفر و اوضاع گرسنگان آمریکایی منتشر کرد و مانور تبلیغاتی این شبکه، به همراه سایر شبکههای آلمانی و سپس اروپایی هم چنان ادامه دارد. این شبکه گزارش مبسوطی نیز از اردوگاه ددآب (Dadaab ) واقع در کنیا– بزرگترین شهر کنیا و نزدیک به مرز سومالی – منتشر کرد (عکسهای مندرج از منبع این خبرگزاری میباشد). بنا بر گزارشات این شبکه خبری - رادیویی و تلویزیونی، بیش از 400 هزار نفر گرسنه، که اغلب آنها سومالیایی هستند و پس از هفتهها پیادهروی و کشتههای فراوان خود را به این مکان رساندهاند، در این اردوگاه زندگی میکنند.
به گزارش منابع رسمی و سازمان ملل، به علت گرم شدن کرهی زمین، کاهش بارندگی و ازدیاد جمعیت، تا سال 2015 میزان تولید مواد غذایی 50٪ کاهش مییابد. بنا بر همین گزارشات: امروزه در سرتاسر جهان بیش از 925 میلیون نفر (یعنی حدوداً از هر هفت نفر) یک نفر در گرسنگی کامل به سر میبرد. قحطی آب نیز چنان توجه جوامع سیاسی و بین الملل را به خود جلب کرده است که در یک دههی اخیر مکرر اعلام کردهاند که جنگهای بعدی در جهان بر سر آب خواهد بود و نه نفت.
البته تعداد گرسنگان جهان در سال 2009 بیش از یک میلیارد گزارش شده بود و این رقم در سالهای بعدی کمی تقلیل یافت، اما علت این تقلیل، افزایش بارش نزولات آسمانی یا کمکرسانی کشورهای قدرتمند و ثروتمند نبود، بلکه مرگ و میر و سپس مهاجرت میلیونها گرسنه از منطقهی قحطی زده، تغییری در چینش و شمارش گرسنگان ایجاد نمود.
در حال حاضر تعداد شمارش شدهی کودکان گرسنه در جهان، از مرز 2.200.000 کودک گذشته است و اغلب آنان نیز در کشورهای آفریقایی و آسیایی زندگی میکنند و قشر کثیری از آنان نیز از مسلمانان هستند و بنا بر گزارشات سازمان ملل، در هر شش ثانیه یک کودک جان خود را از فرط گرسنگی و تشنگی از دست میدهد. و این همان «نسلکشی خاموش» توسط جهان جنگافروز صهیونیست، به سرکردگی آمریکاست. با چه تعداد جنگ، در چند منطقه، با چگونه سلاح و با چه هزینهای میتوان در هر شش ثانیه، یک کودک را کشت؟