برای اولین بار در قرن 19 «نخبه گرایی» به عنوان یک مکتب فکری در علم سیاست و جامعه شناسی سیاسی با اندیشه های اشخاصی چون «پاره تو» و «موسکا» مطرح شد و به تدریج رواج پیدا کرد .نخبگان از گذشتههای دور تا کنون همواره مهمترین نقش ها را در اتخاذ تصمیم گیری های کلان در جامعه بر عهده داشته اند . به عنوان مثال اگر جامعه را به یک قطار تشبیه کنیم نخبگان در این قطار نقش لکوموتیورانان و هادیان جامعه را بازی میکنند. نخبگان غالبا اولین گام ها را در عرصه های جدید برمی دارند و پس آن نیز جوامع در پی آنها و درست پای در جای پای آنها به حرکت در می آیند.گذشت سه دهه از عمر با برکت انقلاب اسلامی و حوادثی که تاکنون نخبگان سیاسی در آن ایفای نقش کرده اند ما را براین باور می رساند که آسیب شناسی « نخپه پروری سیاسی» در فرهنگ سیاسی ایران برای ورود به دهه چهارم از انقلاب امری ضروری و غیر قابل اغماض است.گذشت بیش از 33 سال از انقلاب و تجارب بسیاری که در این مدت به دست آمده به وضوح موید این امر است که بستر سازی برای توسعه نخبه پروری الفبای شرکت در ماراتن « عدالت و پیشرفت» در دهه چهارم از انقلاب اسلامی است.در واقع حوادث پس از انتخابات تابلوی بزرگی از آسیب های موجود پیرامون برخی از خواص سیاسی بود. در این حوادث به خوبی آشکار شد که ممکن است برخی از افراد که حتی از قبل ازانقلاب نیز سوابق مبارزاتی دارند دچار اشتباهات بزرگی شوند که بعضا این اشتباهات غیر قابل جبران است.
در همین زمینه مقام معظم رهبری در دیدار خود با جمعی از دانشجویان نخبه و برتران کنکور وفعالان تشکل های سیاسی و فرهنگی دانشگاه در سال 1386 برنخبه پروری سیاسی در دانشگاه های کشور تأکید فرمودند:«من حالا نخبه پروری سیاسی را توصیه می کنم و تأکید می کنم که در بخش های تبلیغات و صدا و سیما نخبه های سیاسی و نخبه های اجتماعی باید مطرح بشوند، بخشی از نخبه پروری هم مربوط به شماست، یعنی در محیط تشکلهای دانشجویی، نخبه های سیاسی پرورش پیدا کنند؛ فضا را آماده کنید. این دیگر دست دولت و دست محیط خارج از دانشگاه نیست، دست خود شماست، از فکر و از ذهن استفاده کنید، ببینید چگونه می توانید محیط بحث و استدلال و ارزیابی فکری و تقویت روحیه و تقویت امید و محکم کردن پایه های فکر سیاسی را در این طبقه جدیدی که بعد از شما می آیند برنامه ریزی کنید، خاطر جمع باشیم مجموعه دانشجویی در دوره بعد و دوره های بعد همچنان در جهت همین هدف های بلند و آرمان های خوب پیش خواهد رفت...»
به تعبیری دیگر، رهنمود رهبری نظام تاکیدی بود براهمیت «شایسته سالاری» و ضرورت پرورش مدیران آینده کشور و نیز فراهم سازی زمینه مناسب برای «گردش نخبگان» در عرصه های تصمیم سازی و تصمیم گیری نظام اسلامی. به هر روی باید گفت مقوله پرورش نخبگان سیاسی برای کشور، ضرورتی است که شاید همگان بر اهمیت راهبردی آن اذعان کنند اما در عمل با موانع، اشکالات و چالش های چندی مواجه باشد. از طرفی بی توجهی به این مسئله چنان ملموس و مشهود شده که بالاترین مقام سیاسی و مذهبی کشور پیشنهاد به راه افتادن چنین جریانی را مطرح می سازد چرا که حیات و بقای هر نظام سیاسی - اجتماعی در گذر ایام و در مواجهه با تحولات و دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، منوط به وجود کادرهای نخبه، توانمند و مدبری است که به مبانی و زیرساخت های فکری و تئوریک آن نظام معتقد بوده و از شایستگی لازم برای تعالی و تکامل آن برخوردار باشند.