ابوالقاسم ـ قاسمزاده
حزب روسیه متحد در کنگره حزبی مسیر انتخابات آینده مجلس و ریاست جمهوری این کشور را ترسیم کرد. دو شخصیت اصلی این حزب که رهبری و هدایت آن را بعهده دارند، «دیمتری مدودف» رئیسجمهوری کنونی روسیه و «ولادیمیر پوتین» نخست وزیر با سخنرانی خود جابجایی در دو مسئولیت ریاست جمهوری و نخستوزیری روسیه را اعلام کردند. «مدودف» گفت: «ولادیمیر پوتین نخستوزیر این کشور باید در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 بعنوان نامزد حزب و مردم شرکت کند». او خواستار بازگشت پوتین به کرملین در قامت رئیسجمهوری روسیه شد.
«پوتین» نیز از «مدودف» خواست تا بر انتخابات مجلس روسیه که قرار است در چهارم دسامبر (13 آذرماه) برگزار شود، نظارت داشته باشد.
او گفت: «میخواهم روشن بگویم که نسبت به آنچه باید در آینده روسیه انجام شود از چند سال قبل در حزب توافق کردهایم». با این سخنرانی پوتین در انتخابات 2012 ریاست جمهوری روسیه نامزد ریاستجمهوری از حزب «روسیه متحد» خواهد شد و «مدودف» جای او را به عنوان نخستوزیر خواهد گرفت و از سوی پوتین مامور تشکیل دولت میشود. در این کنگره حزبی، اسامی نامزدهای انتخاباتی برای مجلس آینده روسیه در انتخابات مجلس در آذرماه مشخص و اعلام گردید. مدودف رئیسجمهوری کنونی روسیه که دبیرکلی حزب روسیه متحد را بعهده دارد در سخنرانی خود گفت: «... آنچه ما در این جا مطرح میکنیم، راهکاری است عملی، من برای پذیرش مسئولیت در دولت آتی آمادهام. ما میخواهیم در این انتخابات پیروز شویم تا کشور دوباره به چنگ کسانی که آن را ویران کردند، نیفتد. حزب ما حزب متحد روسیه، این کشور بزرگ را که در سالهای آغاز دهه نود در هرج و مرج فرو رفته بود، به سوی ثبات هدایت کرد».
حزب «روسیه متحد» هم اینک 312 کرسی نمایندگی از 450 کرسی مجلس روسیه را در اختیار دارد و تلاش دارد تا در انتخابات آینده تعداد کرسیهای نمایندگی از سوی این حزب در مجلس روسیه را افزایش دهد. رقبای این حزب در روسیه چندان قدرت رقابتی ندارند، بخصوص که «پوتین» از محبوبیت خوبی در جامعه روسیه برخوردار است.
«پوتین» با پذیرش نامزدی ریاست جمهوری وعده داد تا افزایش سطح دستمزدها و حقوق بازنشستگی را دنبال کند و پول بیشتری را در بودجه کشور برای آموزش، بهداشت و مسکن اختصاص دهد.
اگرچه نارضایتیهای عمومی در جامعه روسیه فراگیر شده است و رشد فزایندهای دارد، اما حزب حاکم (حزب روسیه متحد) که پوتین و مدودف آن را مدیریت میکنند، همچنان در سراسر روسیه حضور فعال و پرنفوذ دارد و توانسته است تا احزاب دیگر در این کشور را به حاشیه براند. افکار عمومی در روسیه پوتین را سیاستمداری قوی و قاطع توصیف میکنند که برای مبارزه با فساد مالی و مدیریتی، مبارزه با تروریسم و جداییطلبان و جلوگیری از گسترش شکاف فزاینده طبقاتی هنوز روسیه به او نیاز دارد.
«پوتین» در سال 2008 میلادی، پس از دو دوره چهارساله ریاست جمهوری، مطابق قانون اساسی این کشور دیگر نمیتوانست خود را نامزد این مسئولیت کند و «مدودف» را نامزد جانشینی خود در ریاست جمهوری کرد و خود نخست وزیر مدودف شد. از آن زمان قانون اساسی اصلاح شد. اکنون دوره ریاست جمهوری شش ساله است و برای دو دوره شش ساله هر فرد میتواند خود را نامزد این مسئولیت کند. پوتین در صورت پیروزی در انتخابات آینده به مدت شش سال رئیس جمهور روسیه خواهد شد.
کنگره حزبی روسیه متحد، آینده مجلس،ریاست جمهوری و نخست وزیری(دولت) در این کشور را مشخص کرد. اگر چه بسیاری از محافل سیاسی جابجایی مدودف- پوتین را پیشبینی میکردند. اما این جابجایی در مدیریت آینده دولت روسیه موجب تغییر روشهایی نیز خواهد شد. مشکلات روسیه از پایان جنگ سرد همچنان به صورت مشکلات درونی و بیرونی ادامه دارد. در درون، شاخصترین مشکل، فساد مدیریتی، بیکاری، فقر و تورم، رشد شکافهای طبقاتی، پایین بودن ضریب امنیت عمومی، است. روسیه امروز با نرخ بیکاری 8 درصدی رتبه 83 درجهان را طبق آمار سال 2010 سازمان ملل دارد. در حالیکه نرخ تورم در این کشور نزدیک به 3/7 درصد است و بر طبق آمار بیش از 15 درصد جمعیت این کشور زیر خط فقر زندگی میکنند. با این وجود در حالیکه آمریکا و اروپا(اتحادیه اروپا) در بحران مالی بسر میبرند، دولت روسیه توانستهاست با همه مشکلات تا حدودی خود را از بحرانمالی درغرب دور نگهدارد و به صورت مستمر به ترمیم مشکلات درونی و عمومی در کشور بپردازد.
اما مشکل بیرونی برای روسیه، بیرون آمدن از«ابرقدرتی» در نظام تعریف شده« دو ابر قدرتی» گذشته است درحالیکه همچنان باید تلاش کند تا در رقابت تسلیحاتی با آمریکا عقب نماند. موضوع سلاحهای هستهای و سپر موشکی و دهها عنوان از سیستمهای تسلیحاتی و دفاعی، همچنان این رقابت را زنده ولی برای روسیه هزینه ساز کرده است. از سوی دیگر، جهان هم در سطح تحولات منطقهای و هم در روابط بینالمللی در حال تغییر پی در پی آنهم به گونهای است که دهه آغازین قرن جدید را دورانگذرا به تبیین نظام مدیریتی جدید برای یک قرن توصیف میکنند. روسیه در این زمان دیگر همچون گذشته نمیتواند بر تعریف دو ابر قدرت شرقی و غربی در صحنه بین المللی ظاهر گردد و تنها یک رقیب یا به اصطلاح گذشته«دشمن» امپریالیستی(آمریکا) ندارد. چین، ژاپن، اتحادیه اروپا و آمریکا رقبای در صحنه برای روسیهاند درحالیکه با یکدیگر نیز رقابت سازمان یافته دارند.
پوتین یا مدودف بخوبی میدانند که
1ـ از گذشتههای تاریخی اتحاد جماهیر شوروی فاصله گرفتهاند.
2ـ جهان تغییر یافته است و همه قدرتها با پذیرفتن اصل «رقابت در قدرت» اعم از قدرت اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی، قرن جدید را با «رقابت قدرت سازمان یافته» با اصول مشخص و معین تبین و تعریف میکنند.
3ـ دریافتهاند که هم میدان بازی و هم بازیگران یا بقول نظرپردازان جامعهشناسی سیاسی، «کنش و کنشگر» تغییر یافته و دگرگون شده است.
4ـ اتحادیههای منطقهای با قدرت تعیینکننده در سطح منطقه و بینالمللی شکل گرفتهاند. دو نمونه آن (اتحادیه اروپا) و (آ.سه.آن) است.
5ـ توان اقتصادی و مالی محوریت یافته، آنچنان که قدرت تسلیحاتی و یا سیاسی در ذیل آن میچرخد و حدود تعاریف پیدا میکند. قدرت مالی بر ارزش سهام نفت، طلا، دلار و دیگر پولهای ملی و ذخایر ارزی، اصلیترین محور قدرت در چرخش روابط بینالمللی شده است و قدرت تولیدات صنعتی و بازاریابی وسعت این قدرت را افزایش میدهد.
6 ـ روابط بینالمللی از تعریف «جهان دهکده کوچک» به روابط رسانهای و ارتباطات الکترونیکی و رایانهها تا حد وسعت بیپایان دسترسی به دادهها (اطلاعات) متحول گردیده است.
7ـ خیزشها و قیامهای مردمی فرهنگ بنیاد شده است و بجای ستیز فرهنگی، مردم بسوی ارتباط فرهنگی و بهرهمند شدن از تعامل فرهنگی بجای تضارب فرهنگی سمت و سو پیدا کردهاند. این شمارشها اندکی از واقعیت سیمای تحولها و تغییرها در قرن جدید است. جابجایی از مدودف به پوتین در مسئولیت ریاست جمهوری روسیه و نخستوزیری، تاکتیکها و روشها را نیز تغییر خواهد داد. روسیه امروز از تحولات جهانی عقب مانده است و در سطح منطقه، حداقل در همسایگی خود در غرب آسیا و خاورمیانه تجدیدنظر در سیاست و مدیریت را میبینند. پوتین هرچند در نظر با دوست و هم حزبی خود «مدودف» چندان تفاوتی نداشته باشد، در روش و چگونگی تعامل با آمریکا متفاوت خواهد بود. آمریکا هم میداند که با ریاست جمهوری پوتین در برخی از روشهای خود با روسیه باید تجدیدنظر کند. بستر این نگاه نشان میدهد که جابجایی تنها تغییر در فرد یا دو هم حزبی (مدودف و پوتین) نیست، بلکه در آینده از روسیه چهرهای متفاوت را در درون این کشور و در صحنه بینالمللی شاهد خواهیم بود.