دکتر علیاصغر حاجسیدجوادی
مسأله اساسی انقلاب با برقراری عدالت اجتماعی و اقتصادی و نابودی کلیه بنیادهای سیاسی استبدای حکم بر جامعه است و این عدالت باید از هرگونه وابستگی به کانونهای استبدادی و استعماری جهانی رها باشد.
انقلاب اجتماعی ایران از درون خصوصیات تاریخی و قومی مردم جوشیده است، همه جنبشهای تاریخی ریشه و اساسش از بیعدالتی و ظلم است. و در این زمینه هیچ جنبشی را بر جنبش دیگر ارجحیتی نیست، هر جنبشی دارای خصوصیات زمانی و مکانی خویش است و در تکامل شرایط تاریخی از ترکیب عوامل مختلف اجتماعی و اقتصادی بوجود میآید.
تاریخ نهضتهای آزادیخواهی ایران در قرن اخیر نظیر همه جنبشهای تاریخی هدفش نابودی بیعدالتی و استبداد بوده است، در آن روزگار محتوی انقلاب اجتماعی ایران معطوف به محو آثار ظاهری و نشانههای بیرونی بیعدالتی، یعنی استبداد مطلقه سلاطین بود و در جستوجوی قالب این انقلاب نهضت مشروطه در دام جاذبههای سطحی دموکراسی بورژوازی غربی قالب سلطنت مشروطه آن درافتاد. و این قالب به سرعت در زیر سلطه استعمارگران انگلیسی به صورت نخستین خود یعنی سلطنت استبدادی و همه آثار ظلم و بیعدالتی آن درآمد.
پس از جنگ دوم جهانی بخشی از روشنفکران غرب زده ما سرخورده از حیلههای سرمایهداری غرب و روابط استثماری ستمگرانه آن به قالب دیگری از تحول انقلابی سرمایهداری صنعتی غرب یعنی مارکسیزم رو آوردند، این قالب نیز بدون اینکه به تجربه انقلابی تودههای ستمدیده ایران زده شود و از ریشه خصوصیات فرهنگی و جغرافیائی و اقتصادی ایران تغذیه شده باشد در برخورد با واقعیات و نیازمندیهای ملی و قومی و مذهبی جامعه با شکست روبهرو شد.
زیرا محتوی این ایدئولوژی هم با از خود بیگانگی ناشی از تقلید نتوانست با نیازهای تودههای ایرانی رابطه برقرار کند. و امروز در جهانی که پس از شکست در دیالکتیک انترناسیونالیزم، در جستوجوی هماهنگ کردن محتوی انقلاب خود با قالبی برآمده از خصوصیات تاریخی و جغرافیائی خویش است، جنبش انقلاب مردم ایران بارزترینن خصوصیت این جستوجو را نشان میدهد.
مشکل فوکو فیلسوف نامدار فرانسوی در سفرهای اخیر خود به ایران این خصوصیت را در معنویت سیاسی مینامد. مردمی سرخورده از هجوم ایدئولوژیهای غربی در قرن اخیر که استعمار و اسارت اقتصادی و سیاسی و فرهنگی شاخصترین آثار آن بوده است اکنون در اعتراض خود علیه بیعدالتی در ژرفنای مایههای انقلابی تشیع چارچوب محتوی و قالب انقلاب اجتماعی خود را میسازند.
چارچوبی که از رنگ تعلق ایدئولوژیهای وارداتی بیگانه آزاد است، رهائی از اسارت مادی و اقتصادی را با معنویتی در میآمیزد که در آن شرایط تمرکز قدرت و استقرار استبداد و خودکامگی را در همه وجود سیاسی و اجتماعی و اقتصادی خود منتفی میسازد. معنویت سیاسی یک تخیل و تصور ساده و یا مبتنی بر سادهلوحیهای فرهنگی یک جامعه نیست بلکه تلاشی است ناشی از سرخوردگیهای گوناگونی که جامعه مادر برخورد با نظام استبدادی خود و ایدئولوژیهای وارداتی بیگانه بدست آورده است.
مسئله اساسی انقلاب ما برقرار عدالت اجتماعی و اقتصادی و نابودی کلیه بنیادهای سیاس استبدادی حاکم بر جامعه است. این عدالت در انقلاب ما باید بکلی فارغ از ضوابط ظالمانه سرمایهداری و شیوههای گوناگون بهرهکشی آن باشد. این عدالت باید موجد قدرت زحمتکشان حاکمیت آنها بر سرنوشت خویش باشد. این عدالت باید از هرگونه وابستگی به کانونهای استبدادی و استعماری جهانی رها باشد.
باینجهت محتوی انقلاب اجتماعی ما مشخص است و همه گروهها و همه اجزاب و همه افرادی که در شمول این تحول قرار میگیرند راهی جز قبول این ضوابط ندارند.
مسأله اساسی تنظیم قالبی است که نظام سیاسی ما را شکل میبخشد یعنی معنویت سیاسی این نظام را هویتی انسانی میبخشد.
ما در تلاش ایجاد این هویت انسانی و این معنویت سیاسی هستیم و در این تلاش هر انسانی و هر گروهی میتواند خارج از عقدههائی که بطور مستقیم ناشی از کمبود آگاهیهای فرهنگی و سیاسی است با شهامت و شجاعت در راه همبستگی و اتحاد و تشکل مبارزه عظیمی که در پیش پای مردم ایران قرار دارد گام بردارد.
در گلچین مقاله و اظهارنظرهایی که در نشریات مختلف منعکس میشود.
کیهان، نوشتهی آقای دکتر علیاصغر حاجسیدجوادی را از بیست و سومین نشریه «جنبش». ارگان گروه سیاسی «جنبش»، با اجازه هیأت تحریریه نشریه نقل کرده است.