تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۲۲۸۴۴۵
الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت

 مهدی یمینی
پس از اولین نشست اندیشه‎‎های راهبردی که برگزاری آن در حضور رهبر معظم انقلاب و سخنان ایشان درباره نقش و اهداف این حرکت بدیع، از اهمیت و جایگاه ویژه آن خبر می‎‎داد، بسیاری از صاحب‎نظران به اظهارنظر و تفسیر و تأویل محتوای این نشست و افق و چشم‎انداز تازه‎ای که رهبری مقابل نگاه کارگزاران حکومتی، برای رسیدن به الگوی پیشرفت اسلامی – ایرانی گشودند؛ پرداختند.
در این بین، این سئوال نیز مطرح شده است که نظامی سیاسی که پس از انقلاب بهمن 1357 و رفراندوم تاریخی اردیبهشت 1358، رسما به شکلی قانونی و با تأیید قاطع ملت، مقدرات کشور را در دست گرفت و 31 سال از عمر حاکمیتی خود را سپری می‎‎کند، چرا تاکنون فاقد استراتژی کلان مورد توافق همه جریان‎ها و سلیقه‎‎ها برای اعمال حاکمیت بوده است و چرا و به چه علت، رهبری هشیار و آگاه نظام، این مقطع خاص را برای تدوین الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت که همانا روش صحیح اداره کشور در شئون مختلف است، زمان مناسب تشخیص داده‎اند؟ رسیدن به پاسخ صحیح این پرسش نیز دو پیش‎نیاز دارد: 1- مرور دقیق و منصفانه تاریخ سیاسی 30 سال گذشته انقلاب و 2- ترسیم تصویری دقیق و روشن از وضعیت سیاسی اکنون کشور.
نظام جمهوری اسلامی طی سه دهه گذشته، به‎دلیل ماهیت آرمان‎خواهانه و استکبار‎ستیزش همواره در وضعیت قرمز و در مواجهه با تهدید‎ها و توطئه‎‎ها بوده است. انحرافات دولت موقت، خیانت رییس‎جمهوری اول، جنگ مسلحانه گروهک‎‎های سیاسی و تحریکات و اقدامات تجزیه‎طلبانه، اقدام به کودتا، حذف فیزیکی و ترور شخصیت برجسته‎ترین چهره‎‎های انقلاب، نفوذ عناصر التقاطی به بیت قائم مقام رهبری و انحراف وی از خط امام، اختلاف افکنی و ایجاد تقابل بین مسئولین، شکل‎گیری خط‎بازی‎‎ها و جناج‎بندی‎‎هایی که ناشی از عدم پختگی سیاسی و حب و بغض‎‎های نفسانی بود، باعث شد در دوره‎ای چپ‎‎های رادیکال بر مقدرات دولت و مجلس و نهاد‎های اداره‎کننده کشور حاکم شوند و سرنوشت مردم را با سلیقه و ذائقه و طبع تند خود، تحت لوای مفهوم موهومی (در آن زمان) به نام انقلابی‎گری، رقم بزنند و در دوره‎ای راست‎‎های تکنوکرات در دستگاه‎‎های اجرایی کشور مستقر شوند و دنیا و آخرت مردم را با قطب‎نمای غرب ذیل شعار «توسعه» و سازندگی تنظیم کنند. در دوره‎ای نیز جریان سومی ظهور کرد که ملغمه‎ای بود از چپ‎‎های متحول شده و راست‎‎هایی که دیگر سنتی نیستند و مدرن شده‎اند و اتفاقا این دو جریان فقط در همین یک چیز یعنی تغییر و تحول و پشیمانی از مشی انقلابی گذشته خود، اشتراک نظر داشتند و زیر چتر اصلاحات سیاسی گرد آمدند و در این دوره هرکس هر جا بود، ساز خود را نواخت تا این‎که نظر مردم خسته و در عذاب از این سمفونی دلخراش، بی‎مقدمه به‎سمت زمزمه‎‎هایی جلب شد که یاد امام و دولتمردان با اخلاص سال‎‎های اول انقلاب همچون رجایی و آرمان‎‎های آن سال‎‎ها را زنده می‎‎کرد و اداره امور کشور به کسی سپرده شد که پرچم «عدالت و خدمت بی‎منت» بلند کرده بود، ولی این فکر جدید نیز در حین تبدیل شدن به یک جریان سیاسی و اجتماعی، هم در انتخاب ایده‎‎ها و روش‎‎ها و هم در مقام اجرا، دچار اعوجاجاتی شد که ابهاماتی را در تحلیل و تفسیر‎های طیف‎‎هایی از خواص و نخبگان ایجاد کرده است.
دلیل عمده عدم نهادینه شدن سند چشم انداز 20 ساله کشور در بدنه اجرایی نظام نیز، چه در دوره اصلاحات و چه در دوره پس از آن، همین عدم اشتراک نظر و انطباق دیدگاه‎‎های کلان و بنیادی نهاد تدوین کننده سند و نهاد‎های مجری آن، درباره نحوه اداره جامعه و افق آینده کشور بود.
حال و در شرایط کنونی، که هم جامعه جهانی در حال دگردیسی و قدرت‎‎های بین‎المللی در حال جابه‎جایی‎اند و هم کشور ایران و نظام جمهوری اسلامی در موقعیتی خاص و استراتژیک و در حال‎گذار و ورود به دوره‎ای جدید از حیات سیاسی خود قرار دارد که به آن مزیت‎‎های ویژه و فرصت‎‎های تاریخی برای اخذ تصمیمات بزرگ بخشیده است؛ هر عقل سلیم، با تمام وجود مفهوم این سخن رهبر فرزانه را درک خواهد کرد که مقطع فعلی زمان مناسبی برای تدوین الگوی اسلامی – ایرانی است.
تأکید رهبری نظام بر ضرورت تدوین الگوی اسلامی – ایرانی پشرفت و دستیابی «به نقشه جامع» اداره کشور که لازمه آن درگیر شدن متفکران و اندیشه‎ورزان با مسایل اساسی و کلان جامعه و گفتمان‎سازی در خصوص مسایل کلان در میان نخبگان و سپس در سطح عمومی جامعه که به تعیین مسیر و نوعی ریل‎گذاری برای آینده کشور منجر شود؛ گویای این حقیقت است که کشور در شرایط کنونی از فقدان یک مدیریت کلان هماهنگ و همسو توسط قوای سه گانه و مجموعه دستگاه‎‎ها و نهاد‎های حاکمیتی با اهداف و استراتژی مشخص رنج می‎‎برد.
تذکر رهبری مبنی بر این‎که در الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت، هدف‎‎ها مشخص می‎‎شود، ولی راهبرد‎ها ممکن است به تناسب شرایط، دچار تغییر و اصلاح شوند و تأکید ایشان بر «انعطاف‎پذیری» الگو، این پیام مهم را با خود دارد که ایجاد گفتمان‎‎های جدید و اصلاح روش‎‎های غلطی که در 30 سال گذشته دچار حرکت‎های گاه متناقض شده است، ضرورت امروز کشور و صلاح مردم ایران است.
تأکید رهبر دوراندیش به این‎که نظام باید در چهار عرصه «فکر»، «علم»، «زندگی» و «معنویت» گفتمان‎سازی کرده و به تبین الگو بپردازد در حقیقت مؤید ضرورت «اندیشه‎ورزی» در این چهار عرصه نه‎تنها در بین خواص، بلکه در متن جامعه و مردم است.
«انسان در نگاه اسلام» و «حکومت از دیدگاه اسلام» و همچنین تبیین «نگاه اسلام و حکومت اسلامی به اقتصاد و مقوله ثروت» نیز سه نکته مهم و سه چالش اصلی پیش روی نظام جمهوری اسلامی در مواجهه با افکار، آرا و اندیشه‎‎های متفاوت و مخالف نظام جمهوری اسلامی است که در توصیه‎‎های رهبری به ضرورت تبیین آن‎‎ها قبل از تدوین الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت، بدان اشاره شده است.
آن‎چه مهم است ضرورت پرهیز سیاستمداران از سطحی‎نگری و تصمیمات و اقدامات عجولانه برای طراحی سیستم و ساختار تولید فکر و اندیشه‎‎های راهبردی و تدوین الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت مطابق نظر بلند رهبر عزیز و نیاز قطعی حال و آینده ملت شریف ایران است.
سطح اتفاقی تحت عنوان ایجاد کانون‎‎ها و مراکز تولید فکر و اندیشه‎‎های راهبردی برای تدوین الگوی حکومتی اسلامی – ایرانی بالاتر از دنیای «سیاست» است. با نگاه سیاسی آن را پایین نکشیم.