تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۲۳۵۲۲۴
در حاشیه برگزاری نشست نقد عملکرد بیست‌ ساله دفتر تحکیم وحدت

بررسی وضعیت و ترسیم آینده جنبش دانشجویی ایران در طول هفته گذشته به دو مناسبت در دستور کار صاحبنظران مسایل سیاسی کشور قرار داشت. نخست آنکه اساساً روز سیزدهم آبان و سالگرد فتح لانه جاسوسی آمریکا که با یاد و نام دانشجویان قهرمان پیرو خط امام قرین است، موضوع نقش و سهم دانشجویان مسلمان و انقلابی را در روند تکوین، پیروزی، تثبیت و پویایی انقلاب اسلامی برجسته می‌سازد. دیگر آنکه با برگزاری نشست بررسی و نقد عملکرد بیست ساله دفتر تحکیم وحدت از سوی این تشکل، فرصت تازه‌ای برای ارائه دیدگاههای مختلف درباره گذشته، حال و آینده حرکت دانشجویان مسلمان فراهم شد.
اقدام درخور تقدیر دفتر تحکیم وحدت را حقیقتاً باید ارج گذاشت؛ این که یک تشکل دانشجویی و فراگیر در بررسی و نقد عملکرد خویش پیشقدم شود و با نگاهی به آینده در جستجوی بهره‌مندی از نظرات دیگران باشد، فی‌نفسه امری مطلوب و مهم است، به ویژه آن که هم کوشش شده بوده که از دیدگاههای مختلف به این مهم پرداخته شود و هم حاصل آن در اختیار افکار عمومی قرار گرفت.
روشن است که نقش مرکزی و محوری دانشگاه در تحولات امروزی جامعه ما از سویی و وقوع حوادث ناگواری نظیر واقعه کوی دانشگاه تهران، حمله به دانشجویان دانشگاه تبریز، نشریه موج و امواج سیاسی پس از آن از سوی دیگر، دغدغه‌های سیاسی را نسبت به حرکت‌های دانشجویی افزایش داده است. تحلیل این که جنبش دانشجویی در ایران چه ویژگیهایی دارد، به چه سمت و سویی می‌رود و از چه نقاط قوت و ضعفی برخوردار است، اینک از جمله موضوع‌هایی است که توجه عناصر و گروههای مختلف سیاسی را به صورت‌های مختلف به خود جلب کرده است. در حقیقت با گسترش قلمرو مشارکت و توسعه سیاسی در جامعه، دامنه چالش‌های نظری و نگرش‌های نقادانه دانشجویی در عرصه‌های گوناگون فکری و اجتماعی افزایش یافته است و هر نهاد و سازمان سیاسی و اجرایی اعم از دولتی و غیردولتی، ناگزیر از توجه، به این ضرورت و پرداختن به پرسش‌هایی است که درباره این موضوع شکل گرفته است.
تردیدی نیست که تبیین وضع موجود جنبش دانشجویی نیازمند یک تحلیل تاریخی و اجتماعی است، زیرا نمی‌توان تحولات دانشجویی را مستقل از بستر تاریخی آن و عوامل محیطی موثر بر دانشگاهها بررسی کرد. سطح و عمق جنبش دانشجویی در مقاطع و مراکز مختلف آموزشی دارای ناهمسانی‌ها و ناهمگونی‌هایی است که قطعاً متاثر از شرایط و موقعیت‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی بوده و خواهد بود.
علاوه بر این، دانشگاه در غیاب نهادهای مدنی و سیاسی غالباً جانشین و جایگزین احزاب و نهادهای سیاسی بوده است، به جای آن که پایگاه واقعی آنها باشد. همین امر آسیب‌پذیری نظری، افتراق نیافتگی ساختاری و تداخل میان نقش‌ها و مسوولیت‌های جنبش دانشجویی و جنبش سیاسی – اجتماعی را سبب شده است. به ویژه آن که شرایط متحول و شتابزده جامعه ما که همواره با طرح ضرورت‌ها و نیازهای تازه همراه است، تبیین نقشهای جنبش اسلامی دانشجویی و نقد مستمر عملکردهای آن را طلب می‌کند.
نقد، زبان واقعی ارتباط و مفاهمه میان نسل‌هاست. از طرفی نه می‌توان و نه باید از گذشته فاصله گرفت و حافظه تاریخی جامعه را از تلاشها و اقدام‌های خالصانه پاک کرد و از طرف‌ دیگر، نمی‌توان از کنار دریافت‌ها و نیازها نو گذشت. پس کشف موضع درست در ارتباط میان نسل‌ها و کاوش‌گری‌های نقادانه اهمیت فراوان دارد.
نیروهای اصیل سیاسی از سویی، همیشه با خطر ماندن در گذشته و غفلت از اقتضاها و ضرورت‌های جدید مواجه هستند و در انتخاب میان جزمیت‌گرایی و اصول‌گرایی دچار اشتباه می‌شوند و از سوی دیگر به عارضه دنباله‌روی از شرایط و بی‌مبنایی گرفتای می‌شوند. حفظ اصول و آرمان‌ها و تلاش‌ برای تحقق آنها مستلزم داشتن تحلیلی درست از شرایط و نگاهی عمیق و همدلانه و در عین حال نقادانه نسبت به گذشته است. در هر دوره‌ای به خصوص در شرایطی که دامنه و شتاب تغییرات اجتماعی فراوان است – مثل دو ساله اخیر – هر جریان سیاسی ناگزیر از نقد خویش است، زیرا درخشش در هر زمان الزاماً به معنای عقب نماندن از شرایط جدید نیست.
اقدام دفتر تحکیم وحدت از آن رو که جنبش دانشجویی و انجمن‌های اسلامی دانشجویان در مقاطع مختلفی از حیات سیاسی کشور ما، از جمله در آفرینش حماسه دوم خرداد نقش موثری را ایفا کردند، کوششی بجا و سنجیده بود که خوب است همه احزاب و گروههای سیاسی کشور نیز به چنین اقدام‌هایی دست بزنند و راه را در عمل برای بالا بردن ظرفیت فکری و عملی خویش بگشایند.
نقطه عزیمت در این جستجو و تلاش، مرکز ثقلی است که مبنای نگاه به حال و آینده و بررسی گذشته باشد. دریافتن این مرکز ثقل، پرهیز از بزرگنمایی و کوچک‌نمایی واقعیت‌ها و کوشش برای تحلیل درست شرایط، اهمیت ویژه‌ای دارد. جنبش دانشجویی جریانی است در تعامل و در پیوند با تحولات سیاسی و اجتماعی که در کشور ما هم همواره در طول حیات خود از حرکت‌های اجتماعی و سیاسی تاثیر پذیرفته است؛ اگر چه به دلیل پیشاهنگی قشر دانشجو و دانشگاهی و برخورداری بیشتر آنان از آگاهی‌های سیاسی، بروز و ظهور چشمگیری داشته است. نباید فراموش کرد که چه پیش و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، جریان دانشجویی عمدتاً در خلاء جریان‌های متشکل سیاسی، به صورت «احزاب مستقل» نمود و بروز داشته وگرنه علی‌رغم ظرفیت‌ها و توانمندی‌های فراوان سیاسی، عمدتاً به صورت متغیری از تحولات اجتماعی و سیاسی عمل کرده است.
سخن اصلی اینجاست که پس از شکل‌گیری حماسه دوم خرداد و نقش‌آفرینی‌های تاریخی دانشجویان و دانشگاهیان، اکنون باید جهت‌گیری‌های اصلی دانشجویان مسلمان را در جهت استمرار و نهادی‌ کردن جنبش دوم خرداد و ارائه آن تصویر سیاسی دید که مورد قبول جامعه و موجد این تحول بزرگ بود. به این ترتیب حتی باید حرکت‌های صنفی دانشجویی را به منزله تابعی از این جنبش و تبلور حماسه دوم خرداد دید. به این ترتیب ضعف‌ها و نارسایی‌ها و یا قوت‌ها و قدرتها را باید ابتدائاً در جامعه سیاسی و در جبهه دوم خرداد ارزیابی کرد و پس از آن به سراغ جنبش دانشجویی رفت.
در جامعه بسته معمولا بروز و ظهور حرکت‌های دانشجویی بیشتر است چنانکه در جامعه باز و متکثر، امکان فعالیت و تنوع احزاب و نهادهای سیاسی و افتراق‌یافتگی و انعطاف ساختارهای سیاسی و اجتماعی بیشتر می‌شود. جامعه ما در حال حاضر در همین مسیر گام برمی‌دارد. در چنین شرایطی جنبش دانشجویی دیگر نمی‌تواند و نباید تکالیف بر جای مانده ناشی از فقدان احزاب در دوره پیشین را برعهده گیرد و به عنوان یک حزب سیاسی عمل نباید، زیرا در وضعیت مفروض، دانشگاه و بدنه دانشجویی همچون سایر اقشار اجتماعی در سطح سیاسی گرایشات و دیدگاههایی را در خود بازتاب می‌دهد که احزاب و سازمانها آنها را نمایندگی می‌کنند. در چنان شرایطی، نهادهایی همچون دفتر تحکیم که پرچمدار جنبش دانشجویی است. لزوماً می‌‌باید برآیند و یا ترکیبی از این دیدگاهها و گرایشات باشند. تا رسیدن به چنین شرایطی، بیشتر باید به ارائه الگویی مدنی اندیشید و از تکثر و مقابله با انحصار دفاع کرد.
جنبش دانشجویی و انجمن‌های اسلامی دانشجویان، اینک با این رسالت مواجه هستند که به جای هضم در گرایش‌ها یا جریان‌های خاص سیاسی، تبلور کل جریانی باشند که خود را در دوم خرداد 1376 نشان داده است. در حقیقت جنبش دانشجویی و دفتر تحکیم وحدت را باید «شاخه دانشجویی دوم خرداد» دانست، نه شاخه دانشجویی هیچ گرایش و گروهی دیگر، که استقلال آن هم به این معناست. استقلال نه به معنای فاصله گرفتن از دولتی مردمی و نه به معنای پر کردن خلاءهای میان گروههای سیاسی و نه به معنای پشت پا زدن به گذشته‌ای اسلامی و انقلابی است؛ استقلال به معنای متبلور ساختن دانشجویی و دانشگاهی خواسته‌ها و نیازهایی است که در درون جنبشی عظیم و مردمی و برای تحقق قانونمند آرمان‌های انقلاب اسلامی در جامعه شکل گرفت و به منصه بروز و ظهور رسید و این یعنی توجه به خصلت دانشجویی جبهه دوم خرداد.