تاریخ انتشار : ۲۷ آذر ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۲۳۵۸۰۰

مهندس بازرگان
چه کسی و چه چیز را دریابیم؟
امام را و محبوبیت و رهبری او را،
انقلاب را و پیروزی و راه صحیح آنرا،
ایران را و استقلال و آزادی آنرا،
اسلام را و آبرو و اجرای صحیح آنرا...
امام در اجتماع اخیر نمایندگان مجلس که برای تبریک میلاد رسول اکرم و امام صادق علیهما‌السلام رفته بودند تأکید میفرمودند که «مردم را امیدوار سازید».
امیدوار کردن دو مرحله دارد 1) از نارضائی و ناامیدی درآوردن 2) دلگرم و امیدوار کردن. مسلم است که تا مرحله اول انجام نشود و موج نارضایتی و شکوه‌ها فروکش نکند دومی درست نخواهد شد. من هم میخواهم کار اول را بکنم. پس از آن به مرحله دوم شاید احتیاج چندان نباشد. همینقدر که شما ملت را ناراحت و ناراضی و مایوس نساختید و بیرونش نکردید خود بخود با شوق و رضا همکاریها و فداکاریها خواهد نمود. همانطور که در پیروزی اولیه انقلاب این کار را کرد. همه طبقات کردند. فوج فوج داخل دین خدا میشدند و در راه‌پیمائی‌ها و تظاهرات خطرناک و شهادتها شرکت مینمودند.
ممکن است ایراد گرفته بگوئید اصلاً‌ نارضایتی و شکایت و مخالفت جز از ناحیه یک مشت طاغوتی و ضد انقلابیهای مزدور امپریالیسم وجود ندارد و اگر هست چرا این مطالب یاس‌آور را که دست‌آویز تبلیغات خارج میشود مطرح می‌کنی.
متأسفانه اینطور نیست. ناراحتیها و نق‌زنها و فحش بده‌ها زیادند و به هیچوجه اختصاص به طاغوتیها و ساواکیها و به تحریک شده‌های دشمنان ندارد. اگر می‌شد که مثل کبک سرمان را زیر برف میکردیم و با ندیدن شکارچی و تفنگش مسئله حل میشد حرف شما درست بود، ولی حق نداریم کبک باشیم. بفرض هم که سر زیر برف یا زیر لحاف بکنیم صدای ناله و نفرین‌ها آنقدر بلند است که گوش را کر می‌کند. در هر حال ساکت نشستن را خیانت به موکلین خود و ملت ایران و به انقلاب و امام میدانم. شکایات فراوانی که با تلفن و تلگراف و نامه و مراجعه از همه طبقات از ناآشنا و آشنا میرسد و خودیهائی که می‌شناسم و تعلق بدسته خاص نداشته مخالف انقلاب یا تحریک شده نیز نبوده‌اند فراوان‌اند. بعلاوه آنچه شخصا می‌بینم و مطلع میشوم جای دلخوشی و اطمینان باقی نمیگذارد.
این شکایات انواع مختلف دارد. مقدار کمی از آنها از کشته شدن کسانشان در جبهه‌های جنگ و از بیکاری و گرسنگی و گرانی و از سختیهای طبیعی انقلاب است و از این بابت یعنی قدرت تحمل و استقبالی که اکثریت مردم از شهادت و شدائد جنگ و انقلاب مینمایند مایه امیدواری بزرگ و سپاسگزاری از این ملت واقعا ‌انقلاب کرده و تغییر یافته است. حتی شکایت و اعتراض به اینکه چرا اخلال در اداره و در فرماندهی جنگ میشود دارند.
اما قسمت عمده شکایات و نگرانیها و ناله‌ها از بابت چیزهائی است که لازمۀ انقلاب اسلامی نیست و نباید باشد. از کارهائی که در اثر جهل و انحراف و افراط و همچنین خیانتهای افراد و افکار ضد ایرانی و انقلاب اسلامی است که شیطان‌وار در رگ و روان ما نفوذ کرده‌اند.
داد مردم بیش از هر چیز از بیدادگریها است! تفصیل و شواهدش را نمیگویم که در کجا و چرا بعمل می‌آید و چگونه انقلاب و اسلام را بصورت جلاد خونخوار، غارتگر شبیخون زن یا بیگانه مهاجم درآورده است. این فضولیها به ما نیامده... انشاءالله که هیئت رسیدگی به «شایعه» شکنجه با صداقت و شهامت مدارک و مظالمی را که خوانده و از نزدیک در زندانها دیده و شنیده‌اند خواهند گفت، که اگر بگویند نه تنها لطمه به ما نخواهند زد بلکه آبروی انقلاب و حیثیت عدل اسلامی را بازخرید خواهند کرد.
داد دیگر از تجاوزات و حملاتی است که به خانه و اثاث، زمین و زراعت و به کار و تجارت مردم میشود بدون آنکه محمل قانونی یا شرعی داشته باشد، با چهرۀ انتقامجویانه و مبارزه با فئودال‌ها و سرمایه‌داران باین ترتیب گردانندگان پس پرده مرئی و نامرئی با یک تیر سه نشان میزنند: پیاده کردن برنامه‌های مارکسیستی، ناراضی‌تراشی و ضد انقلاب و ضد اسلام‌سازی و بالاخره از بین بردن بنیه اقتصادی کشور و مردم یعنی آمادگی برای بلعیده شدن از طرف ابرقدرتها.
سوم دروگری و جبهه‌گیری علیه ادارات و کارمندان و خانواده‌هایشان و علیه تخصص و تحصیلات، زیر پوشش پاکسازی و اخیراً ‌بازسازی، با لایحه پیشنهادی دولت که اگر قشون مغول هم به مملکت حمله کرده بود اینطور در پی تار و مار کردن مردم بومی نمی‌افتاد. همچنین پاکرانی و بخاک سیاه نشاندن هر صاحب نام و نشان باقیمانده از گذشته.
انقلاب اسلام انقلاب فرانسه و روسیه و چین نبود که صد تا صد تا مردم را از گیوتین بگذرانند، هزار هزار در زندانها و اردوگاهها سر به نیست کنند، به سیبریه و جاهای دیگر تبعید نمایند یا پنهان و آشکار تیرباران کنند. مگر پیغمبر نمیفرمود الاسلام نحب ما قبله (اسلام گذشته را میپوشاند و فراموش میکند). علی مگر در روز فتح مکه بدستور پیغمبر فریاد نزد الیوم یوم المرحمه (امروز روز رحمت است) ‌و پیام حضرت اعلام نشد که انتم الطلقا (شما آزاد شده‌اید)؟ ‌مردانگی و بخشش و کرامت انسانی کجا رفته است؟
چهارم جو دشمنی و دسته‌بندی گروهی با روح کینه و خصومتی است که در داخله مملکت حکمفرما میباشد. افراد و اصنافی از ملت را با عناوین مختلفی از قبیل التقاطی، منافق، ملی‌گرا، ملی، لیبرال، سازشکار، مصدقی، غرب‌زده، آمریکائی، جبهه‌ای، ضد روحانی، ضد مکتبی، ضد فلان و ضد فلان متهم و محکوم میکنند و میخواهند از حقوق قانونی و طبیعی و از فعالیت و امنیت محرومشان نمایند سهواً‌ یا عمداً‌ بر طبق نقشه‌های مدون، مرتباً ضد انقلاب و ضد اسلام میسازند و بعد میگویند صهیونیسم و امپریالیسم آمریکا اینها را فرستاده است.
می‌بینید که انبوه ملت بکدام سمت است و کجا جمع میشود و صدایشان علیه چه کسانی درآمده است و باز اصرار به سوء استفاده از موقعیت و مقام برای انحصارگری خود دارند.
شکایت و نگرانی بزرگ دیگری هم دارند و آن اینکه چرا دولت و متصدیان نظاره‌‌گر رکود و سکون کشور بوده بفکر آینده و احیای مملکت و بگردش درآوردن چرخهای تولید و ترمیم و ترقی نیستند.
خلاصه آنکه برخلاف امت صدر اسلام که اشداء علی الکفار و رحماء بینهم بودند رابطه تندروان نو رسیده ما و انحصارگران با هموطنانشان اشداء بینهم شده است. انقلاب اسلامی ایران را مانند سرازیر شدن تاتار و تیمور بسرزمین ایران گرفته‌اند که غیر خود همه را زیر سم اسبان له میکردند و زنده‌ها را از دم تیغ می‌گذراندند!
تضاد خصمانه و تخریب به شیوه مارکسیسم تا کی؟ آیا بعد از دو سال هنوز هم موقع آتش‌بس و آشتی و سازندگی نرسیده است؟ آیا با متلاشی کردن جبهه داخل و تبدیل دوستان و آشنایان به بیگانه و مخالف خواهید توانست از پس دشمنان خارجی که از جنوب و غرب و شمال و شرق مملکت و خارج از منطقه در حمله و کمین‌اند و هر دم تحریکشان مینمائید برآئید؟ آیا زندانیهای بیچاره که مریض و پیر شده‌اند موقعش نرسیده است که آزاد شوند؟ عدل و رأفت اسلامی و کرامت انسانی نباید جای انتقام را بگیرد؟...
در هر حال آن کارها پای امام نوشته میشود و به حیثیت و مقبولیت ملی معظم‌له لطمه میزند، پای انقلاب نوشته میشود و از حقانیت و معنویت و موقعیت آن میکاهد و بالاخره پای اسلام عزیز نوشته میشود. نمازخوانها پشت بقبله مینمایند و حجاب‌داران راه لجاجت و بی‌پروائی پیش میگیرند. برگشته‌ها و سرخورده‌ها که روزی فوج فوج وارد دین خدا میشدند آهسته و آشکار ـ با کمال شرمندگی و حسرت ـ به مسلمانی بد میگویند و شما بجای صدور انقلاب و تألیف قلوب انزجار و ارتداد وارد میفرمائید.
یادتان نرود که خداوند در قرآن به مؤمنین صدر اسلام یادآوری میکرد که دشمنان یکدیگر و بر لب پرتگاه آتش بودید با برانگیختن پیغمبری از میان خودتان دلهای شما را بهم نزدیک کردیم و برادر شدید. بیائیم عمل ارتجاعی ـ انقلابی ضد خدا انجام ندهیم.
والسلام علی من اتبع الهدی
مهدی بازرگان
8/11/59