تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۲:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۲۴۵۴۰۸

آغاز انقلاب های عربی تونس نبود، حادثه تونس و خودسوزی جوان تونسی نبود بلکه آغاز حقیقی انقلاب های عربی بحرین بود.
روزنامه السفیر لبنان در مقاله ای به قلم سمیر کرم می نویسد، آغاز انقلاب های عربی از چشم رسانه های عربی به دور ماند شاید به عمد این آغاز عنوان نشد چرا که انقلاب مردم بحرین از دید این رسانه ها دور مانده است.
اما به هر حال قبل از انفجار انقلاب تونس، آغاز حقیقی انقلاب های عربی در بحرین بود، بحرین زودتر از همه آغاز کرد و این آغاز هنوز هم ادامه دارد. اما چگونه است که آن را مخفی می کنند و حتی سعی دارند که آن را از بین ببرند. برای روشن شدن این مسئله باید از عربستان سعودی سخن گفت، عربستان پول و قدرت و نفوذ در منطقه خلیج فارس دارد و اگر لازم باشد حقایق را تغییر می دهد و مسیر تاریخ را عوض می کند.
عربستان در این راه تنها نیست رسانه های عربی و حتی بیشتر رسانه های غربی از او دنباله روی می کنند، اما عربستان قادر نیست انقلاب بحرین را زنده به گور کند. انقلاب بحرین با قدرت راه خود را ادامه می دهد و حتی قدرت ترساندن همسایه سرکش خود را نیز دارد به همین دلیل است که طرح اخیر عربستان برای بلعیدن بحرین شکست خورد و به زمانی دیگر موکول شد.
روشن است که روند بلعیدن بحرین به آن آسانی که غول سعودی تصور می کرد نیست چرا که اختلاف دو کشور فقط در این اندازه نیست بلکه به عوامل سیاسی هر دو کشور باز می گردد.
تظاهرات گسترده ای که در بحرین رخ داد عربستان را لرزاند همه مخالف اتحاد بحرین و عربستان هستند چرا که می دانند هدف نهایی این الحاق اجباری چیست؟
این گام تلاشی است برای متوقف کردن جریان انقلابی که می تواند به خارج از بحرین گسترش یابد. به ویژه آنکه درعربستان همه شرایط برای آغاز انقلاب آماده است و برگزاری تظاهرات مخالفان آل سعود در شهرهای مختلف این کشور گواهی براین ادعا است.
به همین دلیل خیلی عجیب به نظر نمی رسد که عربستان سعودی از گسترش انقلاب بحرین به خارج از کشور می ترسد.
همدردی آل سعود با آل خلیفه به دلیل ترس از سرنگونی حکومت ها باعث شد که از همان آغاز انقلاب بحرین، آل خلیفه از نظامیان آل سعود برای سرکوب اعتراضات مردمی استفاده کند.
حضور بیش از یک سال نظامیان سعودی در بحرین، برای سرکوب تظاهرات مردمی کمکی به خاموش کردن انقلاب نکرد و مردم بحرین مصمم تر از گذشته عزم خود را برای مبارزه با نیروهای خارجی به ویژه آل سعود جزم کردند.
کارشناسان منطقه معتقدند مسئولان بحرینی اتحاد با عربستان را راهی برای توجیه بیشتر سرکوب شیعیان دراین جزیره می بینند و این همان هدفی است که عربستان نیز به دنبال آن است.
به نظر می رسد عربستان با اجرای طرح الحاق بحرین به خاک این کشور درپی به دست آوردن فرصت بهتر برای دخالت دراین کشور کوچک باشد بدون اینکه با اعتراضاتی در خلیج فارس و جهان روبه رو شود.
بحرین میزبان بزرگ ترین پایگاه نظامی آمریکا در خلیج فارس است. این پایگاه تاکنون در مهار تظاهرات و مقابله با انقلاب این کشور دخالت مستقیم نداشته است هرچند با ارسال سلاح و حمایت های مالی رژیم آل خلیفه را برای سرکوب تظاهرکنندگان یاری داده است. اما به نظر می رسد که تصمیم گیرندگان آمریکایی تا زمانی از دخالت خودداری می کنند که قدرت عربستان را برای مهار بحرین کافی می بینند.
ولی انعکاس نگرانی عربستان از انقلاب بحرین درحد مرزهای عربستان نمی ماند و در مرز بحرین هم متوقف نخواهد شد.
زوایای پنهان نفت عربستان
فعالیت بیش از 250 شرکت آمریکایی در عربستان، خریدهای تسلیحاتی سالیانه 30 تا 40 میلیارد دلاری، استفاده از درآمدهای نفتی برای سرکوب ملت، فقر حاکم بر مردم و ادامه حیف و میل ثروت نفتی عربستان تنها گوشه ای از زوایای پنهان سیاست های نفتی آل سعود را تشکیل می دهد. صنعت نفت عربستان سعودی بزرگ ترین صنعت این کشور است که دستاورد آن تبدیل شدن عربستان به اولین صادرکننده و دومین تولیدکننده نفت در جهان است.
این کشور با 260 میلیارد شبکه ذخایر نفت خام، بزرگ ترین دارنده ذخایر نفت جهان است. صادرات نفت، 90درصد صادرات این کشور و 40 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور را شامل می شود. عربستان با داشتن جمعیتی بالغ بر 23 میلیون نفر، بزرگ ترین و پرجمعیت ترین کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس است. این کشور فاقد قانون اساسی است و احزاب و گروه های سیاسی رسمی در آن وجود ندارد.
به گزارش ایرنا تاکنون آمار و ارقام دقیق و رسمی از میزان درآمد نفتی عربستان منتشر نشده است، اما براساس گزارش مؤسسه آمارهای ملی امارات که در سال 2011 منتشر شد، نشان می دهد که جمع آمار درآمد نفتی عربستان از سال 2005 به بیش از 1300 میلیارد دلار می رسد.
خبرگزاری بلومبرگ خبر از افزایش تولید نفت خام عربستان و سودآوری بزرگترین صادرکننده نفت خام جهان از افزایش قیمت های جهانی نفت خام می دهد. پیش بینی می شود درآمدهای نفتی این کشور در سال جاری میلادی به رکورد بی سابقه برسد.
براساس این ارزیابی، مجموع درآمدهای عربستان در سال 2012 به یک تریلیون و 150 میلیارد ریال سعودی (307 میلیارد دلار) می رسد که 90درصد آن شامل فروش نفت خواهد بود.
براساس اعلام مؤسسه «جدوه» که یک مؤسسه عربستانی است، تولید نفت خام عربستان در سال جاری میلادی به میانگین روزانه 9میلیون و 600 هزار بشکه می رسد که در مقایسه با برآورد دسامبر 2011 روزانه 800 هزار بشکه رشد نشان می دهد.
با وجود داشتن چنین سرمایه خدادادی، سیاست های نادرست حاکمان عربستان این کشور را به ورطه نابودی خواهند کشاند. حضور پررنگ شرکت های نفتی آمریکایی در عربستان و صدور و تأمین برخی کالاهای این کشور توسط مؤسسه های بازرگانی آمریکا سبب شده تا آمریکا بتواند نفوذ گسترده ای در بخش اقتصاد عربستان داشته باشد و شرکت های آمریکایی، بخش اعظمی از ثروت های سعودی ها را قبضه کرده اند.
براساس آمار اعلام شده، عربستان سعودی از سال 2007 تا 2010 بیش از 13 میلیارد و 800 میلیون دلار سلاح و ابزار نظامی از ایالات متحده آمریکا خریداری کرده است. در سال 2001 و پس از حمله به برج های دوقلو فاش شد که شاهزادگان سعودی 700 میلیارد دلار از ثروت های حاصل از فروش نفت را به بانک های آمریکایی منتقل کرده اند.
این در حالی است که یکی از چالش های بزرگ که فراروی عربستان قرار دارد رشد فزاینده جوانان بیکار سعودی است. دولت بزرگ ترین نهاد استخدام کننده است و 88 درصد نیروی کار در بخش دولتی به کار گرفته می شود. صاحبنظران بین المللی بی توجهی آل سعود به این خیل عظیم بیکاران را از جمله عواملی می دانند که سرانجام سرنگونی این رژیم را رقم خواهد زد، چون در کنار بیکاری جوانان عربستانی، پدیده فقر میان مردم عربستان نیز افزایش یافته است.
در حالی که میانگین بیکاری به ویژه بین تحصیلکردگان و کارگران غیرحرفه ای و ماهر به اعتراف منابع بین المللی در عربستان سعودی به 30 درصد می رسد (البته براساس آمار رسمی اعلام شده در این کشور، بیکاری 12 درصد است)، هفت میلیون کارگر خارجی در این کشور مشغول به کار هستند که اکثر آنها را مهندسان و کارشناسان غربی تشکیل می دهند که مبالغی کلان را به عنوان حقوق ماهیانه دریافت می کنند.
باقیمانده درآمدهای عربستان پس از هزینه های گفته شده، صرف مردم عربستان می شود که نه تنها این مبلغ اندک بوده، بلکه همین میزان باقی مانده از درآمدها هم به دادن رشوه به شیوخ قبایل و افراد بانفوذ و روحانیون وهابی تعلق می گیرد، بنابراین آنچه از این درآمد به شکلی واقعی به دست مردم می رسد، نمی تواند تغییری قابل ملاحظه در سطح معیشتی و رفاهی مردم عربستان ایجاد کند.
از سوی دیگر کشورهای اروپایی و آمریکا، منطقه خلیج فارس را جزء مناطق حیاتی خود تلقی می کنند و این منطقه را جزیی از منافع ملی خود به حساب می آورند. اصولا خاورمیانه طی 40 سال گذشته مرکز انبار و ذخیره انواع سلاح هایی بوده که بیشتر کشورهای غربی برای فروش آنها به کشورهای منطقه به ویژه کشورهای عربی برنامه ریزی می کردند. به دلیل وجود ذخایر بسیار انبوه نفت در منطقه خلیج فارس و اخیرا هم کشف میدان های وسیع گازی در این منطقه و از طرف دیگر وجود رژیم صهیونیستی در مرکز خاورمیانه، بهانه هایی برای فروش سلاح به این منطقه فراهم آورده است و این مسئله از اولویت های آنها طی 10 سال گذشته بوده است.
البته در فروش این سلاح ها همواره این مسئله مدنظر آمریکا و کشورهای غربی قرار دارد که سلاح هایی به کشورهای عربی واگذار شود که رژیم صهیونیستی از آنها احساس خطر نکند و همیشه برتری نظامی رژیم صهیونیستی محفوظ باقی بماند، بنابراین با هماهنگی با رژیم صهیونیستی این سلاح ها به کشورهای عربی واگذار می شود.
ایجاد پیوند میان عربستان با دولت های غربی در شرایطی که احتمال قیام مردم در این کشور علیه رژیم آل سعود وجود دارد، گرفتن مازاد دلارهای عربستان و کاهش نقدینگی این کشور و جهت دادن به چگونگی مصرف درآمدهای هنگفت عربستان، کمک به بحران اقتصادی کشورهای غربی یعنی آمریکا و اروپا از طریق این پول ها و فعال سازی کارخانه های اسلحه سازی که بحران اقتصادی غرب بیش از همه بر روی تولیدات آنها اثر منفی گذاشته است، از جمله اهداف کشورهای غربی برای فروش سلاح به عربستان است.
آمریکا با هدف، وارد کردن خلیج فارس به یک مسابقه تسلیحاتی و تلاش برای برهم زدن توازن نظامی منطقه اقدام به فروش این تسلیحات به عربستان کرده تا سایر شیوخ این حوزه را به خرید تجهیزات جنگی از آمریکا ترغیب کند.
به نوشته روزنامه «فایننشال تایمز»، قراردادهای نفتی میان عربستان و آمریکا برای اقتصاد ورشکسته آمریکا حیاتی است و در واقع این قراردادها، منجی اقتصاد بحران زده آمریکاست که می تواند تامین کننده هزاران شغلی باشد که در سالهای اخیر از دست رفته و اقتصاد آمریکا را با افزایش نرخ بیکاری مواجه کرده است.
به گفته کارشناسان، آمریکا با انعقاد قرارداد نظامی با اعراب، اهداف متعددی را دنبال می کند که در لشکرکشی به عراق و افغانستان موفق به تامین آن نشد. ایجاد یک سیستم و ساختار امنیتی جدید در خاورمیانه پس از بیداری اسلامی برای محافظت از رژیم های دست نشانده و مراقبت از مسیر انتقال انرژی به غرب از دیگر اهداف آمریکا است.
قطعاً در چنین چرخه معیوبی، با افزایش توان نظامی برخی کشورها، سایرین نیز با هدر دادن سرمایه های خود به فکر تقویت نیروهای نظامی و دفاعی برآمده و این وضعیت در نهایت موجب افزایش تقاضا برای خرید تسلیحات و تجهیزات آمریکایی شده و واشنگتن به اهداف سیاسی، نظامی و اقتصادی خود خواهد رسید.
یک منبع سعودی مقیم قاهره اعلام کرد که خاندان آل سعود بیش از 70 سال است که تامین کننده مالی جنگ های آمریکا در مناطق مختلف جهان بوده اند.
سایت خبری النخیل در شرایطی خبر از تامین مالی جنگ های آمریکا در سراسر دنیا طی 70 سال گذشته توسط عربستان می دهد که اعلام کرد حکومت سعودی اخیراً به اوباما پیام داده است که آمادگی کاملی برای تامین مالی هرگونه تجاوز نظامی علیه برخی کشورهای منطقه را دارد.
به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران تقویت جبهه ضدایرانی، وعده دریافت تسلیحات پیشرفته تر از سوی آمریکا، سابقه تاریخی مبنی بر شکست تلاش های اسرائیل را برای ممانعت از تجهیز سعودی ها» از مهم ترین عواملی هستند که سبب عدم مخالفت رژیم صهیونیستی با توافقات میان آمریکا و عربستان شده اند.
روزنامه هاآرتص در این باره نوشته است، مقام های اسرائیلی معتقدند که آمریکا با افزایش سطح کمک های نظامی خود به اسرائیل و تجهیز توان نظامی کشورهای به اصطلاح میانه رو حاشیه خلیج فارس، این کشورها را برای مقابله با قدرت فزاینده نظامی ایران آماده می کند.
یکی دیگر از دلایل موافقت یا به تعبیر بهتر سکوت رژیم صهیونیستی در برابر فروش تسلیحات پیشرفته آمریکایی بنا برنظر بسیاری از آگاهان، وعده ای بوده است که آمریکا به این رژیم داده و آن فروش هواپیماهای فوق پیشرفته اف22 و دیگر تجهیزات پیشرفته به رژیم صهیونیستی است.
روزنامه جروزالم پست درباره علاقه مندی رژیم صهیونیستی برای حفظ برتری خود در منطقه می نویسد: اسرائیل علاقه مند است تا به منظور حفظ بازدارندگی نظامی خود در منطقه خاورمیانه، پیشرفته ترین جت های جنگنده در جهان را از آمریکا دریافت کند.
همان طور که ایالات متحده خود را به امنیت اسرائیل متعهد و آن را تعهد «اخلاقی» خود می داند در واقع تقویت ریاض نیز از ابعاد دیگر سیاست خارجی آمریکا تلقی می شود و اسرائیل در لابیگری های خود برای ممانعت از فروش تسلیحات به این کشور تاکنون یک بار شکست سنگینی را متحمل شده است.