شرط مهم مذاکرهکننده
خداوند نتیجه دعوت و دفاع را که روح مجادله در راه حق است، مشروط به صلاحیت داعی و مدافع و نیز داشتن هدف الهی آن چنان جدی میبیند که میفرماید دشمن تبدیل به دوست صمیمی (ولی حمیم) میشود. جالب است که مفسران «ذوحظّ عظیم» را به صلاحیت فاعلی تفسیر کردهاند که شرط مهم مذاکره کننده موفق است که باید دارای صفات عالی انسان مبلغ راه حق باشد.
نتیجه
با این بحث فشرده درباره گفتگوی هدفدار میتوانیم نتیجه بگیریم که امروز راه کشف حق و دعوت به حق از طریق گفتگوی خوب به دست میآید که شامل مذاکره، مباحثه، میزگرد، مجادله، احتجاج و علوم مقارن، من جمله فقه، کلام، پرسش و پاسخ است.
اگر آزاداندیشی و روشنفکری دینی سرمایه همه اطراف مذاکره باشد و شروط لازم بر فضای بحث حاکم باشد، میتوان امیدوار بود که بسیاری از مشکلات حل گردد و بسیاری از ابهامها برطرف شود و بسیاری از خصومتها تبدیل به دوستی گردد و در نتیجه راه خدا که همان حقیقت و راه حق است، آشکار شود؛ ولی مطمئناً تعصب، لجاجت و یکدندگی مانع این همه دستاوردهای ارزنده است.
در اینجا تذکر یک نکته ضروری است که: اگر مناظرهها با هدف، شیوه و شرایط صحیح انجام نشود، میتواند عامل تفرقه، نزاع و خصومت شود و هدف دعوت یا دفاع را تأمین نکند و دو مورد از مهمترین ارکان خود را که حکمت و موعظه حسنه است، نخواهد داشت.
محور بحث آزاداندیشی و روشنفکری
تعلیم و تعلّم محور بحث آزاداندیشی و روشنفکری است و اسلام آن را در رأس برنامههای انبیا معرفی کرده و در این میدان اسلام بیش از سایر ادیان تأکید دارد. در آیات فراوانی عبارت «یتلوا علیهم آیاتک و یُعلمهم الکتاب و الحکمه و یزکّیهم» (سور مبارکه بقره، آیه شریفه 129) با تفاوتهایی در الفاظ و تقدم و تأخر آمده است.(در سوره مبارکه بقره، آیه شریفه 151؛ سوره مبارکه آل عمران، آیه شریفه 48؛ همان سوره، آیه شریفه164 و سوره مبارکه جمعه، آیه شریفه 2).
آموزش در هر دو بخش تعلیم و تعلم با لجاجت و تعصب سازگاری ندارد و حقیقتجویی و حقیقتگویی رکن اصلی شناخت و دانش است.
تعصب و تقلید کور و لجاج و یکدندگی حجاب دانش و مانع پیبردن به حقیقت است و روشن ضمیری و حق پذیری و انصاف و حقگویی شرط معرفی و دریافت حقیقت است و این نقاط در همه علوم صدق میکند.
در این میان وقتی که آموزش مربوط به عقاید و افکار دینی و سرنوشت انسان و رابطه خدا و انسان و دنیا و آخرت میشود، حساسیت و اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در اینجا دعوت به حق و دفاع از حق و حالت تسلیم در مقابل حق و صلاحیت عملی نقش بنیانی دارد. آیه «من احسن قولا ممن دعا الی الله و عمِل صالحاً و قال اننی من المسلمین» (سوره مبارکه فصلت، آیه شریفه 33) سه رکن مهم آموزش را در این میدان مورد توجه قرار داده است:
1ـ هدف،
2ـ شایستگی عملی،
3ـ تسلیم بودن در مقابل حق
و اگر این ارکان در هر دو طرف آموزگار و دانشآموز وجود داشته باشد، تحقق هدف قطعی است.
وظایف حوزه، مدارس، دانشگاه و رسانهها
وظایف حوزههای علمیه دینی، مدارس، دانشگاهها و رسانهها بسیار خطیر است و غفلت از اصول و فروع آموزش و ندیده گرفتن «آداب المعلمین و المتعلمین» از نتیجه کار میکاهد و گاهی حرکت را به بیراهه میبرد. امروز به لطف خدا مراجع و مراکز زیادی برای دریافت و پاسخ به سوالات و ایرادها در حوزه و جاهای دیگر و در اینترنت و مراکز آموزشهای مجازی وجود دارد و آثار خوبی هم دارد.
نمونه خوب پرسش و پاسخ را در کتاب ارزشمند و آموزنده «المراجعات» تألیف سیدعبدالحسین شرفالدین موسوی میبینیم. این عالم مجاهد در زمان حساس حیات خویش شاهد تهاجم کفر جهانی به اسلام و میهن بود و زمینه این تهاجم را در تفرقه و تنازع مسلمین و به خصوص پیروان مکتب اهل بیت و مذاهب اهل سنت دیده است.
وی در سفری به مصر در سال 1329ق، با عالمی متعهد، دلسوخته و دردمند از اهل سنت، مرحوم علامه شیخ سلیم البشری ـ رئیس جامع الازهر ـ ملاقات میکند. این دو عالم با مذاکرات طولانی پی به عوامل تفرقه و ضعف مسلمین میبرند و با هم قرار میگذارند در یک رشته پرسش و پاسخ عوامل اختلاف و تفرقه و تفاوت عقاید و اعمال را مطرح کنند و از این طریق مرهمی بر زخمهای کهنه جهان اسلام بگذارند.
با توجه به تقدم سنی و علمی سیدشرفالدین، مقرر میشود که علامه شیخ سلیم پرسشگر و علامه شرفالدین جوابگو و سوال و جوابها مکتوب باشد و سپس برای هدایت جوامع اسلامی منتشر شود که مجموعه 112 نامه پرسش و پاسخ در این کتاب گرانسنگ آمده است.
شیخ الازهر در آخرین نامه (به شماره 111) مطالبی مینویسد که خلاصه آن این است:
«شهادت میدهم که در اصول و فروع منطبق با ائمه اهل بیت رسول(ص) هستید و شما خوب آن را ثابت کردید و جای شک نیست و تشکیک در آن مایه گمراهی است... من قبلاً بر اثر شنیدنیهای نادرست، در اشتباه بودم و با توفیق دیدار و مذاکره و مکاتبه با شما هدایت شدم و با فلاح و نجاح از این میدان بیرون آمدم و خداوند را براین نعمت شاکرم.»
در این کتاب که به صورت سؤال و جواب است، حرف «سین» نماینده اسم و مذهب سائل است (سلیم و سنی)؛ همان گونه که حرف «شین» نماینده اسم و مذهب جوابگوست (شرف الدین و شیعه) و علامه سیدشرفالدین در آخرین جواب (شماره 112) از حقجویی، دقتنظر، صبر، حوصله، روشنضمیری و پرهیز از تعصب و علایق شخصی و گروهی و کنجکاوی و سعه صدر سائل، علامه بشری تمجید میکند و با تعبیرهایی که عمدتاً از مختصات روشنفکر دینی است، ایشان را میستاید و خدای را بر این توفیق مشترک حمد مینماید.
اولین نامه در ذی الحجه 1329 و آخرین نامه در جمادیالاولی 1330ق نوشته شد. این مجموعه یک نمونه جالب، زیبا و آموزنده پرسش و پاسخ است و انتظار این است که این سنت حسنه امروز در بین علمای شیعه و سنی و بین خود علمای شیعه در مورد اختلاف نظرها با تکامل تکرار شود.
حسین راضی که به خواست شهید مجاهد آیتالله سیدمحمدباقر صدر تعلیقات سودمندی بر این کتاب نوشته و به دستور ایشان چاپ شد، میگوید:
«در جمعه ماه رجب 1399ق در حرم مطهر امام حسین(ع) خدمت آیتالله صدر رسیدم. ایشان از من به خاطر تعلیقه بر المراجعات تشکر کردند و در شب چهارشنبه بعد از آن جمعه، صدام این عالم مجاهد و خواهر عالمه ایشان بنتالهدی را دستگیر کرد و بعد از شکنجههای بسیار به شهادت رساند.» ادامه دارد...