تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۴:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۲۴۵۵۵۲

نوشته: رامی جرج خوری / ترجمه: مجتبی بابایی
در تمامی قیام‌های جهان عرب مشاهده شده است که شهروندان، دولت‌هایشان را یا تغییر داده یا به چالش کشیده‌اند و دولت‌های خارجی را مجور کردند که امکان دخالت احتمالی در امور کشورشان را با حساسیت زیاد رصد کنند.
در این میان اوضاع بحرین کمی پیچیده‌تر است؛ شاید به این دلیل که موضوع بحرین در رسانه‌های جهانی و در مناسبت قدرت در جهان، زیاد مورد بحث قرار نگرفته است.
حقایق در بحرین نسبتا روشن است: اکثریت شهروندان این کشور احساس می‌کنند همانند اقلیتی که دارای قدرت هستند با آن‌ها رفتار نمی‌‌شود.
در بحرین قدرت عمدتا در دست خاندان سلطنتی و نیروهای امنیتی و نظامی است. اقلیت حاکم، برخی امتیازات جزئی را به اکثریت می‌دهند، اما این امتیازات به اندازه‌ای نیست که باعث آرامش و رضایت‌ آنها شود. این یک واقعیت است که اکثریت شیعه در بحرین احساس می‌کنند از حقوق شهروندی برخوردار نیستند و این در حالی است که در مقابل، اقلیت سنی بر کشور حاکم است. به همین دلیل که برخی می‌پندارند بحرین تبدیل به میدان مبارزه و رویارویی ایران و عربستان شده است.
در بسیاری از کشورهای عرب منطقه، یک طبقه اقلیت، قدرت خود را بر اکثریت شهروندان گسترانده‌اند. ساده و آسان خواهد بودکه وقایع بحرین و دیگر موقعیت‌های مشابه درجهان عرب را به اختلاف شیعه و سنی نسبت دهیم، امابه نظر من، نکته اصلی که در این میان بدان پرداخته نشده، این است که مشکل مشترک حکومت‌ها در جهان عرب، قیمومیت‌ یا مذهب خاص نیست، بلکه بیشتر رعایت نکردن حقوق تمامی شهروندان در سوریه، بحرین، سودان، عراق تحت حاکمیت بعثی‌ها، یا هر دولت عرب دیگر است. به همین دلیل است که من تمایلی به اهمیت دادن دوگانگی شیعه و سنی که معمولا مورد استناد قرار می‌گیرد، ندارم و در عوض آن به عنوان یک موردکلاسیک، سوء استفاده از قدرت توسط نخبگان حاکم عرب می‌دانم که اعتباری برای پاسخگویی و مسئول بودن در قبال اکثریت شهروندانشان قائل نیستند. از دید من، اعتصابات و تظاهرات بحرین یکی از پیچیده‌ترین قیام‌های مردم جهان عرب، از حیث چگونگی حل و فصل درگیری داخلی (که روز به روز قطبی‌تر شده) و چگونگی مقابله با مداخله خارجی (مداخله عربستان) است. بحرین مهم است، نه فقط به خاطر شهروندانش و حقوق آنها و نه فقط به خاطر ثبات در قلب منطقه تولید انرژی که برای کل جهان حیاتی است، بلکه به این خاطرکه بحرین یکی از بارزترین مثال‌هایی است که به استناد آن، می‌توان کشورهای خارجی را به خاطر اعمال استانداردهای دوگانه در قبال قیام‌های مردمی در جهان عرب، متهم کرد.
اتهام اغلب دولت‌های خارجی این است که معمولاً از شورش‌های شهروندان در سراسر جهان عرب حمایت می‌کنند، اما با انفعال خود در مقابل دولت بحرین، به جای دفاع از شهروندان بحرینی برای کسب حقوق برابر، از دولت بحرین حمایت می‌کنند.
ما همچنین در بحرین شاهد بارزترین نمونه مداخله سیاسی و نظامی در بین قیام‌های مردمی در جهان عرب بودیم.
سال گذشته ما شاهد ورود نیروهای نظامی عربستان و کشورهای دیگر شورای همکاری خلیج فارس به بحرین، براساس موافقتنامه‌های شورای همکاری خلیج فارس بودیم که آشکارترین مورد دخالت نظامی خارجی و سیاسی در امور یک کشور است. بنابراین اگر علاقه‌مند به مشاهده استاندارد دوگانه و دورویی در رفتار سیاست خارجی هستید، بحرین یکی از بارزترین این نمونه‌ها است. نمونه‌ای که بسیاری از اعراب و قدرت‌های خارجی چشم خود را بر وی بسیاری از وقاع و حقایق دردناک آن بسته‌اند. در 15 ماهی که از شروع اعتراضات در بحرین می‌گذرد خواسته‌های اولیه و معقول برای اصلاح قانون اساسی، تبدیل به خواسته‌های بیشتری شدند که حتی سقوط سلطنت در آنها مشاهده می‌شود. این تکرار الگویی مشابه در جاهای دیگر است که در آن خواسته‌های اولیه برای احقاق حقوق شهروندان با برخورد خشن و امنیتی دولت مواجه می‌شود.
اما این برخورد خشن دولت‌ها نه فقط باعث توقف اعتراضات مردمی نمی‌شود، بلکه باعث سخت‌تر شدن عزم تظاهرکنندگان و افزایش خشم و عصبانیت آنها از دولت‌ها خواهد شد. در بحرین تظاهرات خیابانی به جنگ کوچک مردم با نیروهای امنیتی تبدیل شده و فرصت گفتگوی سیاسی را کاهش داده است.مداخله نظامی در بحرین به رهبری عربستان، این کشور را به استان نیمه رسمی و حتی می‌توان گفت تحت‌الحمایه سیاسی عربستان سعودی تبدیل کرده است.
به نظر نمی‌رسد که مردم زیادی در جهان از تغییرات وقایع بحرین شکایت داشته باشند، زیرا کسی نمی‌خواهد خطر بیشتری، ثبات قلب منبع انرژی جهان را تهدید کند.
مردم بحرین بارزترین نمونه شهروندان یک کشور عرب خلیج فارس تولید کننده انرژی هستند که تاکنون برای حقاق حقوق سیاسی خود، خیلی قوی‌تر از شهروندان عمان، کویت و عربستان اقدام کرده‌اند.
این که چگونه این مسأله حل شود، تأثیر زیادی بر تحولات دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس خواهد داشت. حتی اگر به نظر برسد که هیچ استراتژی جز الحاق بحرین به عنوان یک بخش از عربستان سعودی و شورای همکاری خلیج فارس وجود ندارد، به هر حال اقدام عربستان برای الحاق بحرین، نشان دهنده وجود حاکمیت‌های شکننده در سراسر جهان عرب است.