مترجم: سیدمحسن ساری
پس از اینکه انگلستان توافق نامه "اسلو" را که تشکیلات خودگردان را زیر نظر اشغالگر قرار داد، پی ریزی نمود، آمریکا همین وضعیت را سر و سامان داد و دومین توافق نامه "اسلو" را در قاهره پی ریزی نمود تا اینکه تشکیلات خودگردان، حمایت امنیتی رژیم اشغالگر را عهدهدار شود زیرا در نیمه دوم دهه نود قرن گذشته عملیات شهادت طلبانه و جهاد گرایانه شدت گرفته بود.
پس از اینکه اردن با توافقنامه "وادی عربه" به طور کلی حتی از رویارویی "صوری" با اشغالگر کنار کشید، رهبران سازمان آزادیبخش و شخص یاسر عرفات در قفس رژیم اشغالگر افتادند و اشغالگران فرصت یافتند که از یک سو موضوع امنیت خود و از سویی دیگر عادی سازی روابط اقتصادی با برخی کشورهای عربی را سر و سامان بخشند.
رژیم صهیونیستی با توجه به وضعیت جدید تلاش کرد که سازمان آزادیبخش را بر آن دارد که نیازهای امنیتی اشغالگران را تأمین کنند زیرا رسیدن به نتایج مورد نظر را به "طرح امنیتی" مرتبط ساخته بود و مردان سازمان آزدایبخش به درخواستهای اسرائیل و برنامه ریزیهای امریکا پاسخ فعالی دادند.
این وضعیت با اجرای اولین انتخابات عمومی فلسطین در سال 1375 همراه شد و این مورد یکی از بندهای توافقنامه اول اسلو بود. در بند دوم توافقنامه چنین آمده: "انتخابات عمومی در کرانه باختری و باریکه غزه زیر نظر ناظران بینالمللی و امور توافق شده با اسرائیل باید برگزار شود و انتخابات اولین گام مقدماتی جهت تحقق حقوق مشروع ملت فلسطین و درخواستهای عادلانهاش خواهد بود."
بندهای توافقنامه، برنامه انتخابات را که هدف اصلیاش دادن اختیار به رهبران سازمان جهت ازبین بردن آرمان فلسطین از طریق توافقنامه اسلو بود، کاملاً روشن ساخته و رسوا شدن این موضوع موجب گردید که همه نیروهای اسلامی اعم از حماس و جهاد اسلامی و بسیاری از سازمانهای فلسطینی با برگزاری این انتخابات به مخالفت برخیزند زیرا آنها توافقنامه اسلو را باطل شده میدانستند خصوصاً اینکه طبق توافقنامه "اسلوی 2" که در سال 1373 در قاهره تنظیم شد، هر عضو تشکیلات خودگردان میبایست وظیفه مشخصی را جهت تکمیل توافقنامه عهدهدار شود.
از آنجا که انتخابات طبق توافقنامه باطل شده برگزار میشد و هدف از آن مشروعیت بخشیدن به موجودیت رژیم اشغالگر در خاک فلسطین بود، حرمت مشارکت در آن کاملاً آشکار بود و آیه شریفه "لَن یَجعلالله الکافرین علی المؤنین سبیلا" که عدم سلطمه کافران استعمارگر بر مسلمانان را کاملاٌ روشن میسازد، راهنمای اسلام گرایان و مقاومتگران بود.
در آن انتخابات، جنبش فتح با تصاحب اکثریت کرسیهای پارلمان به پیروزی رسید و یاسر عرفات با اکثریت 88 درصدی به ریاست تشکیلات خودگردان انتخاب شد. سازمان آزادیبخش فرزندی به نام "تشکیلات خود گردان" به دنیا آورد و این فرزند توانست در مدت کوتاهی از نظر سیاسی رشد کند و مادر خود را فرو بلعد و بدین ترتیب تشکیلات خودگردان همه کاره صحنه فلسطین شد.
گشایش پارلمان فلسطین با ثبت اولین جنایت تاریخی در 5 اردیبهشت 75 همراه شد. در این تاریخ منشور ملی فلسطین دچار تعدیل شد. گفتنی است که شورای ملی فلسطین مدت سه سال بود که برگزار نمیشد و همه گروهها و سازمانهای فلسطینی خواستار تشکیل آن بودند ولی نیروهای پشت پرده مانع میشدند و هدف آنها تهیه و تدارک همان انتخابات کذایی و ایجاد تعدیل در بندهای منشور ملی فلسطین بود.
شیمون پرز در کتاب خود به نام "خاورمیانه جدید" که در سال 73 یعنی دو سال پیش از انتخابات پارلمانی فلسطین منتشر شد، آورده که آنچه در انتخابات، زیر نظر اسرائیل میگذرد، در نهایت به سود اسرائیل و برنامه ریزیهایش خواهد بود و در ادامه میگوید که 33 ماده از منشور ملی فلسطین لغو شده است.
قرار بر این بود که این جنایت با حضور "بیل کلینتون" و "اسحق رابین" و تعدادی از رهبران اروپایی در سرزمینهای اشغالی کامل شود و بنا به گفته "استون اندرسون"، نتیجه 80 سال مبارزه کامل شود ولی ترور "اسحق رابین" برگزاری این جشن را متوقف کرد ولی دو سال بعد جشن "تغییر منشور ملی" در سال 76 با حضور کلینتون برگزار شد. پس از تعدیل منشور ملی، امریکا خواستار پی گیری کامل قضیه فلسطین شد تا اینکه بتواند موضوع را به یکباره طبق نظر خود و اسرائیل تمام کند منتها بنا به عوامل زیر این کار به تأخیر افتاد:
عملیات شهادتطلبانه: پس از به راه افتادن موج عملیات شهادت طلبانه در سال 75 در شرم الشیخ کنفرانسی با حضور 70 کشور و از جمله تشکیلات خودگردان تحت نام "مبارزه با تروریسم" برگزار شد. هدف از برگزاری این کنفرانس، یافتن راه حل برای مقابله با پدیده جدید بود.
حماس و جهاد اسلامی و دیگر گروهها و سازمانهای مبارز فلسطینی به مخالفت با نتایج آن کنفرانس، بیانیهای صادر کردند که مقدمهای شد برای مخالفت با هرگونه همایش علیه حق و حقوق فلسطینیها و خصوصاً مخالفت با کنفرانس مادرید.
رسوایی نیروهای تشکیلات خودگردان در همکاریهای امنیتی با رژیم صهیونیستی پس از برگزاری کنفرانس شرم الشیخ، بیشتر از گذشته شد. روزنامه الحیاه در سال 76 به نقل از مجله "بیداری" در دیدار عرفات با "دیوید لوی" در حاشیه کنفرانس مالت چنین نوشت: "عرفات به لوی میگوید بسیاری از متهمین به تروریسم را دستگیر کردیم. و لوی میگوید باید علیه افراطیها اقدام مشترکی به عمل آوریم و امروز نیز خبردار شدیم که یک عملیات تروریستی صورت گرفته لذا اراضی فلسطین را مسدود کردیم. عرفات سخن او را قطع کرده و میگوید: ما که پیشتر به شما خبر داده بودیم و لوی میگوید: باید در زمینه امنیتی همکاری بیشتری داشته باشیم!"
دقیقا اسرائیل چند هفته پس از کنفرانس شرم الشیخ، تروریسم دولتی را از سر گرفت که شیمون پرز عامل اصلی آن بود و او در عملیات "خوشههای خشم"، جنایت قانا در جنوب لبنان را مرتکب شد. گفتنی است که حکام عرب، شیمون پرز را از کبوتران میدانند که برای ایجاد صلح تلاش میکند. پس از اینکه شورای امنیت برای محکوم کردن این جنایت تشکیل جلسه داد، آمریکا همچون گذشته برای سرپوش نهادن بر جنایتهای رژیم اشغالگر از حق وتو استفاده کرد.
حکام عرب پس از دیدار عرفات با کلینتون در اردیبهشت 75 در واشنگتن، طبق معمول تلاش کردند برای به جلو راندن عملیات صلح و به اصطلاح برای محکوم کردن جنایت قانا، کنفرانسی متشکل از عرفات، حسنی مبارک و ملک حسین شکل دهند، ولی پیروزی حزب لیکود و تشکیل دولت جدید به رهبری نتانیاهو، تلاشهای امریکا و کشورهای عرب به رغم به زانو در آمدن کامل تشکیلات خودگردان و له له زدن مصر و اردن موجب شد که کار گره بخورد و مشخص شد که حزب لیکود فقط با خود مختاری زیر نظر مستقیم اسرائیل موافقت دارد و اصولاً با شکل گیری کشور فلسطین با هر عنوانی مخالف است و با خروج از جولان نیز به شدت مخالفت میکند و این در حالی است که حزب کارگر با تشکیل "کشورک" فلسطینی بدون سلاح که فقط کارهای اداری را به انجام رساند و حاکمیت واقعی نداشته باشد موافق است و در صورت تحقق درخواستهای امنیتی اسرائیل حاضر است از جولان خارج شود.
آمریکا در تلاش بود که سوریه و لبنان را نیز همچون اردن و مصر به ننگ سازش با اسرائیل درگیر سازد ولی در این زمینه پیشرفتی نداشت چون اسرائیل با همکاری انگلستان درصدد نفوذ به کشورهای عربی از طریق اقتصادی و عادی سازی روابط بر آمده بود.
زمانی که نتانیاهو برای دیدار با عرفات اعلام آمادگی کرد، هم پیمانان راستگرای او تهدید کردند که از دولت کنار خواهند رفت لذا نتانیاهو به سوی شهرک سازی و انجام گفتگوها بر اساسی دورغین و فریب کارانه روی آورد و در سال 75 در کنفرانس سران به شرکت عرفات و ملک حسین و کلینتون در واشنگتن حاضر شد ولی در آنجا تاکید کرد که تشکیلات خودگردان باید درخواستهای امنیتی اسرائیل را بیشتر از گذشته تامین کنند!
بر اساس ذهنیت امنیتی اسرائیل موضوع توافق الخلیل در سال 1376 مطرح شد ولی برای بحرانیتر کردن اوضاع، مصر همکاری کاملی از خود نشان داد زیرا امریکا از یک سو تلاش میکرد که اسرائیل را به افراطی گری وادار کند و مصر نیز از سویی دیگر سعی میکرد فلسطین را به سازش بکشاند.
پس از تعطیل شدن مذاکرات، دنیس رأس هماهنگکننده امریکایی بدون امضای توافق نامه قاهره را ترک کرد ولی ملک حسین او را راضی کرد که از فرودگاه بازگردد و توافق نامه الخلیل را همراه با یاسر عرفات و بنیامین نتانیاهو و خود ملک حسین امضا کند. حضور ملک حسین با همراهی جدی انگلستان صورت گرفت.
طبق توافقنامه، الخلیل به دو بخش تقسیم شد و یهودیان بر مرکز شهر استیلا یافتند و بلافاصله کینهای یهودی بر پا کردند و همین توافقنامه موجب گردید که اسرائیل به فکر افتد که مناطق وابسته به تشکیلات خودگردان را از یکدیگر جدا سازد.
پس از آن، مذاکره کنندگان تشکیلات خودگردان هر آنچه که ذلت بار بود را به امضا رساندند و اسرائیل برنامههای شهرک سازی را به شدت پی میگرفت و با اینکه عملیات شهادت طلبانه همچنان ادامه داشت ولی هیچگاه نتوانست موجب جلب نظر جهانیان شود لذا اسرائیل در ادامه بر آن شد که سرکوب فلسطینیها و ترور رهبران مقاومت را سرلوحه کار خود قرار دهد.
در چنین وضعیتی بوی فساد مردان وابسته به تشکیلات خودگردان، یعنی کسانی که خود را از مبارزان پیشگام معرفی میکردند، همه جا پراکنده شد و نامهای زیادی مطرح شدند که مردم خواستار محاکمه آنها شدند. "نبیل شعت"، "جمیل الطریفی"، "علی القو اسمه"، "یاسر عبد ربه" و... در این لیست جای داشتند و پس از تشکیل کمیته حقیقت یاب از سوی پارلمان مشخص شد که بیشتر وزرا و اصحاب نفوذ در تشکیلات خودگردان، فاسد و اختلاس گر هستند و کمیته سفارش کرد که هیئت وزیران منحل شود و وزرای فاسد به دادگاه معرفی شوند.
حیدر عبد الشافی در سال 96 در مصاحبه با روزنامه الحیاه گفت: "فساد و کسب درآمد نامشروع به اموری مشروع تبدیل شده اند" او خواستار تعدیل وزرا و معرفی دزدها به دادستانی شد.
یاسر عرفات برای دور زدن درخواستها مبنی بر مبارزه با فساد، هیئت وزیران را تعدیل کرد ولی تغییر جوهری پدید نیاورده و 10 وزیر جدید معرفی کرد منتها برخی از وزرای فاسد همچنان در قدرت باقی ماندند و بدین ترتیب وزرای فاسد سر جای خودشان ابقا شدند تا همچنان درخواستهای امنیتی اسرائیل را بر آورده سازند و قضیه عادلانه فلسطین نزد آنها گروگان باقی بماند.
در چنین وضعیتی که فساد همه جا گسترده شده بود، اسرائیل سلطه خود را بیشتر از گذشته توسعه میداد. هرچند عملیات جهادی و شهادت طلبانه همچنان ادامه داشت ولی تشکیلات خودگردان کماکان در حال امتیازدهی بود و آن قدر در این راه اصرار ورزید که در نهایت به توافقنامه "وای ریور" رضایت داد. طبق این توافقنامه اسرائیل به طور جزیی برخی اراضی را باید آزاد کند و در مقابل نقش امنیتی تشکیلات خودگردان به سود اسرائیل بیشتر شود.
به برخی بندهای ذلت بار "وای ریور" دقت کنید تا ببینید خواری تا چه حد بر تشکیلات خودگردان جاری شده بود:
- فلسطینیها باید در اجرای برنامهها، آمریکا را شرکت دهند تا هرچه زودتر طبق برنامه اعلام شده با گروههای جهادی مقابله شود و زیر ساختهای آنان مورد تهاجم قرار گیرد.
- کمیته "آمریکایی - فلسطینی" هر دو هفته یکبار تشکیل شود تا در شیوه مبارزه با گروههای جهادی و رسیدن به هدف، بازنگری شود.
- همکاری امنیتی اسرائیلی - فلسطینی شگل گیرد.
- طرف فلسطینی افراد مظنون به ارتکاب عملیات تروریستی را دستگیر و به محاکمه کشاند.
بدین ترتیب تشکیلات خودگردان طبق توافقنامه "وای ریور" به بازوی کمکی سازمان "سیا" تبدیل شد تا اینکه به جنایتهای خود، جنایت دیگری را بیفزاید و پارلمان فلسطین به عنوان شاهد جنایتها، نظاره گر باشد.
یاسر عرفات در مراسم جشن برگزار شده در کاخ سفید گفت که نیت اسرائیل، امنیت فلسطین است! سازمان مرکزی اطلاعات امریکا آموزش دستگاههای امنیتی فلسطین برای جاسوسی و نحوه جمع آوری اطلاعات و بازجویی و دیگر شیوههای اطلاعاتی را آغاز کرد که آموزش بسیاری از کادرهای امنیتی در سطوح متوسط و عالی را شامل میشد. همه این فعالیتها با آگاهی کامل اسرائیل صورت میگرفت. یکی از قطبهای دولت اسرائیل در آن موقع چنین گفت: "این توافقنامه برای اسرائیل دستاوردهای عظیمی داشته است خصوصاً اینکه برای روند صلح، همه مخالفان فلسطین خصوصاً اسلامگرایان مورد تهاجم قرار میگیرند."
دخالت امنیتی آمریکایی از طریق سیا به عنوان ضامن توافقنامه، ورود عملی امریکا به میدان مذاکرات اسرائیل و فلسطین و سرآغاز عملیات جداسازی مردان تشکیلات خودگردان و امریکایی کردن آنها به طور کامل بود و نتیجه این فعالیتها، بروز کامل محمود عباس و قرار گرفتن در رأس تشکیلات خودگران بود.
وقتی اسرائیل با توافقنامه "وای ریور" موافقت کرد، بر تعدیل منشور ملی و لغو بندهای مرتبط با پایان دادن به کار اسرائیل تاکید ورزید. مردان تشکیلات خودگردان پیشتر اعلام کرده بودند که در مقابل رسیدن به تشکیلات خودگردان حاضر به انجام هرگونه معامله امنیتی و قرار گرفتن در آغوش امریکا هستند و پارلمان فلسطین نیز فقط پس از گذشت سه ماه همه درخواستهای اسرائیل مبنی بر تعدیل بندهای منشور ملی را برآورده ساخت.
بیل کلینتون پس از یافتن اطمینان کامل، دستور داد اعضای شورای ملی و کمیته مرکزی سازمان آزادیبخش و پارلمان و کمیته اجرایی و هیئت وزیران و دیگر هیئتهای وابسته به سازمان آزادیبخش فلسطین در آذر 77 در غزه گرد هم آیند تا شاهد تحقق درخواستهای اسرائیل و لغو بندهای پایان دادن به اسرائیل و انکار حق موجودیت خود باشند.
سازمان آزادیبخش فلسطین به طور رسمی در حضور بیل کلینتون تعدیل منشور ملی فلسطین را تحت عنوان "منشور ملی فلسطین و تعدیلهایش" ابراز داشت. عرفات انتظار داشت در قبال این همه امتیازات، بتواند استقلال کشور فلسطین را اعلام کند ولی دیدار او با مادلین آلبرایت نتیجهای در بر نداشت و اعلام استقلال کشور فلسطین تا به امروز همچنان به تأخیر افتاده است.
در پایان قرن بیستم، منظر سیاسی فلسطین را به ترتیب زیر میتوان بیان کرد:
- سازمان آزادیبخش فلسطین و تشکیلات خودگردان همچنان برای سازش با اسرائیل له له میزنند و برای تحقق درخواستهای امنیتیاش تلاش میکنند و خود را موظف کردهاند که به سود اسرائیل و امنیتش مزدوری کنند.
- مردان تشکیلات خودگردان و آزادیبخش به شدت مشغول توزیع پستها و به دست آوردن درآمدها هستند.
- مقاومت و عملیات شهادت طلبانه ادامه دارد.
- تلاش جدی صورت گرفته که فلسطینیها گرفتار تشکیلات خودگردان شوند تا اینکه نتوانند راه نجاتی برای خود بیابند.