در شمارههای گذشته به تدقیق در اصول و روشهای اخلاقی حاکم بر مدیریت نبوی پرداخته و همواره متذکر گشتیم که نظام مردمسالاری دینی در عصر حاضر، در مقام تشخیص الگویکارآمد در ساختار نظام سیاسی و مبانی و اصول مدیریتی حاکم در این ساختار، هیچگاه به ملاکات و ارزشهای ارائه شده از سوی عقل ابزاری - پراگماتیستی محض که فارق از عقلانیت الهی عمل مینماید، متوسل نبوده بلکه یگانه الگوی رفتار حاکمیتی را حکومت نبوی و حاکمیت علوی میداند.
دقت در مبانی و اصول اخلاق مدیریتی و حاکمیتی حضرات معصومین علیم صلوات الله، و توجه بیش از پیش بدین مولفههای مدیریتی در نظام نبوی و علوی، کارگشای مردم در تشخیص و انتخاب صحیح کارگزاران خود در حکومت اسلامی و راهگشای مدیران اجرایی و تقنینی و قضائی نظام در شیوههای مشروع و اخلاقی مدیریت و اعمال حاکمیت در حکومت اسلامی خواهد بود.
پیوند اخلاق و سیاست در سلوک سیاسی نبی مکرم(ص)
اخلاق پیامبر اعظم(ص)، معجزه جاودانه او و ریشه گسترش و پویایی و پایایی فرهنگ و تمدن اسلامی است و از چند ویژگی برجسته برخوردار است:
1. اخلاق نبوی بیش از آنکه نظری و تئوریک باشد و یا آن حضرت درس اخلاق علمی دهد، اخلاقی عملی ـ عینی و قابل شهود و شناختن و واقعی بود.
2. اخلاق نبوی، حلقه واسط اندیشه و عقاید توحیدی ایشان شریعت و احکام اسلامی بود یا رابطه عمیق و سیستماتیک بین اندیشه، اخلاق و اعمال نبوی بود نه جزیرهای و ناسازگار با هم.
3. اخلاق پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم در منزل و جامعه و سلوک شخصی و سیاست جامعه انسانی ـ اسلامی از اصول و منطق مشخص و روشنی حکایت میکرد و آن اصول، پایدار و مطلق بودند نه نسبی و متغیّر و البته شرایط زمان و مکان در عین اصول ثابت و مطلق کاملاً مراعات میشد....
4. پیامبر از حیث سلوک اخلاقی زمان قبل از قدرت سیاسی ـ مدیریتی و بعد از آن هیچ تغییری نکرد و همواره بر ممشای درست و الهی در حوزه اخلاق عملی مشی مینمود و شرایط سیاسی ـ اجتماعی در روحیه اسلامی و سلوک اخلاقیاش نسبت به معیارها و مؤلفههای اصیل اخلاقی تأثیر نداشت.
5. اخلاق حسنه و حُسن اخلاق پیامبر اعظم نقش کلیدی در تربیت جامعه اسلامی و تبلیغ و ترویج دین و گسترش اسلام داشت و او رسالتش را تتمیم مکارم اخلاقی اعلام کرد و لذا در همه اطوار و شئون فردی و اجتماعی فعل و انفعالهایش بوی اخلاق میداد یا اخلاق و ارزشهای اخلاقی بر آن حاکم بود: همچون رأفت و مهربانی، شفقت و دلسوزی مردم، درد و غم هدایت جامعه و اهتمام به حل مشکلات آنها و گرهگشایی از امور انسانها، احسان به خلق و اکرام مرد و زن، پیر و جوان، فقیر و غنی و رئیس و رعیت و.... مسئولیتپذیری و پیشاهنگ جامعه در مسائل مختلف عمل کردن یا حضور دائمی در متن مردم و همزبانی و همدلی با آنان، عدالتورزی، مراعات حقوق همه اقشار جامعه، پیوستن کاردانی و دانایی در مدیریتهای اجتماعی، صداقت و صفا، تواضع و فروتنی، شرح صدر و شکیبایی، علم و حلم در تدبیر امور اجتماع، مدارا و رفق بر مردم، دعوت مردم به توحید، بر محور حکمت و عبودیت، تکریم شخصیت انسانها، پاسخگویی به سئوالها و شبهات و شنیدن انتقادهای مهم و جوابهای منطقی و بردبارانه دادن، پرورش روح عزتگرایی در مردم، شهامت و شجاعت اخلاقی و...
تئوری اطلاق، ابدیت، قدسیّت، کمال و جامعیت اخلاق و ترابط فقه و اخلاق در مدیریت اسلامی و تعامل سلوک و سیاست در متن زندگی خاتم پیامبران صلیاللهعلیهوآلهوسلم از قبل از بعثت تا هنگام رحلت کاملاً مشهود بود و پیوند جهاد و اجتهاد با اخلاق و معنویت و عدل و عقل و عبودیت در آیینه سیاست نبوی و مدینة النبی تمام عیار بود و به همین دلیل سنّت و سیره حکومتی آن سرور و سیّد کائنات عالم نیز اسوه حسنه و جاودانه شد که فرمود: "لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنه..."( احزاب: 21)
او در همه ابعاد وجودی و تکاملی، اسوه جامع، جهانی و جاودانه است که یکی از آن ابعاد، مدیریت و تنظیم امور امت و تدبیر جامعه انسانی است. باشد که همه آحاد جامعه از جمله حاکمان و مدیران و کارگزاران، به آن جامع کلمه و کلمه جامعه و صراط مستقیم الهی اقتدا نمایند که تضمینکننده فوز و فلاح و فیض و نجاح امت است.