تاریخ انتشار : ۰۲ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۳۰۷۸۳

رسول منتجب‌نیا*

تب انتخابات بالا می‌رود و التهاب سیاسی در آستانه برگزاری انتخاباتی دیگر بروز می‌کند. به دنبال آن نشانه‌هایی از نگرانی در جمعی از مردم، نخبگان و کسانی که قصد کاندیداتوری در عرصه انتخابات را دارند در گفتار و نوشتار آنها نمایان شده است. سخن گفتن از این دغدغه‌ها شاید تنها فایده‌ای که داشته باشد اینکه افکار عمومی را نسبت به آنچه که در عرصه سیاسی می‌گذرد آگاه می‌سازد.

نظارت: یکی از دغدغه‌هایی که در آستانه انتخابات بروز می‌کند مساله نحوه نظارت و تایید صلاحیت نامزدهای حضور در این عرصه سیاسی است. نامزدهای انتخاباتی همواره نگران این هستند که خلاف قانونی و به ناحق رد صلاحیت شوند و به دنبال آن به حیثیت آنها خدشه وارد شود. البته نه تنها نامزدهای انتخاباتی بلکه گروه‌هایی که از آنها حمایت می‌کنند نسبت به حفظ حیثیت افراد نگرانند، آیا از حیثیت کاندیداها توسط مقامات نظارت کننده صیانت می‌شود و یا به دلیل اینکه نامزد حضور در انتخابات هم‌فکر و هم جناح با افراد تایید صلاحیت‌کننده نباشد، با این بهانه که صلاحیت آنها برای شورای نگهبان احراز نشده مهر عدم صلاحیت در مقابل نام آنها زده می‌شود؟‌ آن طور که از شواهد بر می‌آید، شورای نگهبان و هیات نظارت بر این باور است که هر چند صلاحیت افراد در جامعه محرز شده باشد و همه مردم ایران فردی را صالح بدانند کافی نیست و باید اعضای شورای نگهبان صلاحیت آن فرد را احراز کنند و سوابق فرد در دوران قبل و بعد از انقلاب و یا در دوران حیات امام (ره) و بعد از آن مورد توجه قرار نمی‌گیرد.

اجرای انتخابات: زمانی که مجری و ناظر انتخابات همفکر و یکدست و هم‌سطح هستند، طبیعی است که این نگرانی در بین مردم وجود داشته باشد که آیا وزارت کشور و هیات‌های اجرایی افراد منصفی هستند و یا در خط و جناح خاصی حرکت می‌کنند؟ در دولت‌های گذشته در روند برگزاری انتخابات، فرمانداری 30 نفر را به عنوان معتمدین شهر از جناح‌های مختلف اعم از زن و مرد در کنار مسئول ثبت احوال و آموزش و پرورش برای نظارت و اجرای انتخابات تعیین می‌کرد که آنها با مباشرت فرماندار و استاندار اقدام به برگزاری انتخابات می‌کردند. این در حالی است که در دولت فعلی، بنا بر آنچه که در انتخابات شوراها و خبرگان تجربه کردیم، هیات‌های اجرایی انتخابات در پایتخت همه از یک جناح خاص بودند و حتی چهره‌های شاخصی چون موسوی بجنوردی و امام جمارانی که معمولا برای حضور در هیات اجرایی دعوت می‌شدند نیز حضور نداشتند. با توجه به چنین تجربه‌ای، آیا این ترکیب می‌تواند امانتدار رای مردم باشد و برخلاف گرایش سیاسی خود حرکت کند و جلوی تخلف در انتخابات و تبلیغات را بگیرد؟

سازمان رای:‌ در این رابطه، یکی از مشکلاتی که اخیرا باعث بروز نگرانی‌هایی شده، بدعت‌گذاری در ایجاد سازمان رای است. در این راستا، یکی از جناح‌های سیاسی از نیروهای متعلق به ملت و نظام در سازمان‌دهی رای استفاده می‌کند بدین ترتیب که به آنها اعلام می‌کنند هر نفر باید 10 نفر را برای ارائه رای به فرد مورد نظر آنها به پای صندوق بیاورد و بنابراین ممکن است هزاران نفر وجود داشته باشند که اگر هر نفر 10 رای را به صندوق بریزد، هزاران رای پادگانی و دستوری و فرمایشی از طریق آنها به صندوق‌های ریخته می‌شود و این سازمان رای یکی از دغدغه‌هایی است که برای حاضران در عرصه انتخابات وجود دارد.

شمارش آرا: دیگر مساله‌ای که به دغدغه‌ای برای انتخابات‌کنندگان و انتخابات‌شوندگان در انتخابات تبدیل شده است، روند شمارش آرا است. بنابر قانون، اعضای شعبه اخذ رای باید شمارش‌کننده آرا باشند و در نهایت نتیجه رای و صندوق در فرمانداری بایگانی شود و تنها در صورتی که درخواست برای شمارش آرا شود با مجوز قانونی با هماهنگی شورای نگهبان و وزارت کشور بازشماری می‌شود. اما در انتخابات شوراها شنیدیم که آرای شمارش شده بدون صورت جلسه به ستاد شمارش آرا رفته است و در اتاق‌هایی در بسته و توسط افرادی ناشناخته آرای مردمی شمارش شده است و این بر خلاف قانون و رویه 27 سال گذشته است که باعث خدشه‌دار شدن اعتماد مردم می‌شود.

نتیجه:‌ در شرایطی که نگرانی نسبت به برگزاری انتخابات وجود دارد، کاندیداها احساس امنیت نمی‌کنند و می‌ترسند که با حضور در عرصه انتخابات حیثیت آنها خدشه‌دار شود ولی به هر حال چاره‌ای جز حضور در انتخابات نیست و نامزدهای انتخاباتی با علم به اینکه رد صلاحیت می‌شوند باید در انتخابات شرکت کنند. در چنین شرایطی که اصلاح‌طلبان که به خاطر همکاری با دولت هاشمی و خاتمی از تمامی رده‌های مدیریتی کنار گذاشته شده‌اند می‌توانند با گفتن و نوشتن، افکار عمومی را نسبت به شرایط برگزاری انتخابات روشن کنند و از مراجع بزرگ تقلید و نخبگان فکری بخواهند تا به آقایان بگویند که دست از بدعت‌گذاری در نحوه برگزاری انتخابات بردارند.