تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۳۱۱۸۶

علی تتماج

روسیه دیروز شاهد تحولی بزرگ در عرصه سیاسی بود که می‌تواند تاثیرات بسیاری بر آینده داخلی و خارجی این کشور داشته باشد.دیروز مردم برای تعیین رئیس‌جمهور جدید و جانشین ولادیمیر پوتین در میان 4 نامزد به پای صندوق‌های رای رفتند. چنانکه پیش‌بینی‌ها نشان می‌داد «دیمتری مدودوف» از روسیه واحد از بحث بیشتری برای کسب کرسی ریاست‌جمهوری برخوردار بود  بویژه اینکه پوتین فرد اول روسیه که از جایگاه بالای مردمی برخوردار می‌باشد از وی حمایت و از آن به عنوان جانشین مناسب برای آینده کشورنام برده بود. با توجه به این اصل که مدودوف می‌تواند به جانشینی مناسب برای پوتین مبدل گردد از هم‌اکنون دغدغه‌های بسیاری برای وی قابل پیش‌بینی است که به گفته بسیاری از ناظران سیاسی وی را وادار می‌سازد تا در مسیر سیاست‌های پوتین حرکت نماید. هر چند که محافل غربی در جنگ تبلیغاتی این امر را برگرفته از سیاست‌های پوتین برای حفظ قدرت می‌دانند اما اولا نگاه مردم روسیه آن است که دولتمرد  آینده کشورشان در مسیر پوتین به عنوان نمادی از اقتدار حرکت کند و حتی در این راه از تجربیات ولادیمیر برخوردار گردد ثانیا روند تحولات داخلی روسیه و عرصه بین‌الملل سوق دهند «مدودوف» در مسیری تقریبا از پیش تعیین شده در کرملین  است. با این تفاسیر دغدغه‌های جانشین پوتین در چند محور می‌باشد.

1ـ عرصه داخلی از دغدغه‌های جانشین پوتین می‌باشد. از یک سو وی باید در مسیر توسعه جامع بویژه در زمینه اقتصادی حرکت نماید تا در کنار قدرت نظامی‌  و سیاسی، روسیه در این بعد نیز در عرصه بین‌الملل حضوری فعال داشته باشد. از سوی دیگر غرب برای ایجاد بحران سیاسی در روسیه تلاش می‌کند که پس از انتخابات می‌تواند تشدید شود. لذا مقابله با این تحرکات و جلوگیری از تکرار انقلابات رنگین از وظایف دولتمردان آینده روسیه است.

2ـ در عرصه بین‌المللی نیز روسیه درگیر تحولات از پیش تعیین شده است که عقب‌نشینی از آنها یعنی عقب‌نشینی از کل سیاست جهانی مسکو لذا جانشین پوتین چاره‌ای جز استمرار این سیاست ندارد. جلوگیری از استمرار انقلاب‌های رنگین در جمع همسایگانی، مقابله با طرح سپر موشکی آمریکا و نظامی‌  گری ناتو در منطقه، پیش‌گیری از تکرار سرنوشت کوزوو در ایالت‌های خودمختار، حفظ برتری در زمینه انرژی در منطقه و در برابر اروپا، تقویت توان بازدارندگی در عرصه بین‌الملل درحالی که بازیگران جدیدی در حال ظهور می‌باشند، توسعه مناسبات با دوستان و ایجاد پایگاه‌های جدید بویژه در خاورمیانه و آفریقا، رویارویی با سایر قدرت‌ها در معادلات جهانی از جمله در قبال پرونده هسته‌ای ایران و بحران‌های خاورمیانه  و... از جمله مسائل مهم در عرصه سیاست خارجی روسیه است. نکته مهم آنکه دوری و یا تعدیل مواضع روسیه در قبال هر کدام از این موضوعات می‌تواند تاثیرات نامطلوبی بر عرصه داخلی و نیز جایگاه جهانی این کشور داشته باشد. تحولات مذکور زنجیره‌ای از دغدغه‌های مسکو هستند که جانشین پوتین باید به صورت کلان به آنها نگریسته و با مولفه‌های فراگیر به حل آنها بپردازد. در این راستا سیاست‌های پوتین نشان داده که توانایی بازیگری در این عرصه را دارا می‌باشد لذا دولتمردآینده کرملین می‌تواند در مسیری از پیش همواره شده حرکت نماید در حالی که تجربیات پوتین راهگشایی برای آن است. بر این اساس تغییر در ریاست کرملین نمی‌تواند تغییرات زیادی در سیاست‌های روسیه ایجاد نماید و صرفا تحولی براساس شرایط قانونی است که بازیگر را تغییر می‌دهد اما سیاست‌های کلان مسکو همچون گذشته باقی خواهد ماند چرا که روسیه برای حضور در معادلات جهانی و حفظ قدرت چاره‌ای جز بازیگری در چارچوب سیاست‌های پوتین ندارد لذا به رغم رفتن وی سیاست‌های او باقی خواهد ماند و جانشینش در آن مسیر حرکت خواهد کرد.

 این نکته قابل ذکر است که مردم روسیه به دلیل رضایت از کارکردهای پوتین از استمرار حضور آشکار و پنهان وی در سیاستگذاری‌های کرملین ناراضی نمی‌باشند لذا وی برای ادامه حضور در صحنه با  چالشی مواجه نخواهد شد و می‌تواند همچنان برای اجرای اهداف کلان خود برای ابرقدرت نمودن روسیه فعالیت نماید امری که با حضور «مدودوف» در کرملین می‌تواند اجرایی گردد.