ترجمه: نیما ملکمحمدی
چند دقیقه قبل از اینکه گروه شبهنظامی فتحالاسلام و نیروهای ارتش لبنان در حدود شش هفته پیش کشت و کشتار یکدیگر را آغاز کنند، مجموعه چند تماس تلفنی مقدمه را برای خشونتهای فراگیری مهیا کرد که طی هفتههای بعد این کشور کوچک را در بر گرفت.
نخستین تماسها در حدود ساعت 3 صبح روز 20 مه برقرار شد، هنگامی که نیروهای ارتش لبنان یکی از خانههای امن فتحالاسلام (یک گروه اسلامگرای نزدیک به القاعده که به تازگی فعالیت خود را در لبنان آغاز کرده بود) در شهر طرابلس را به محاصره خود درآورده بودند و منتظر صدور فرمان حمله بودند.
در این هنگام بود که فرمانده نظامی این گروه، موسوم به ابوحریره، طی یک تماس تلفنی از مقر فرماندهی این گروه در اردوگاه پناهندگان فلسطینی نهرالبارد واقع در شمال طرابلس گفت: «یا عملیاتتان را متوقف کنید یا ما بیرون میآییم و به شما حمله میکنیم.»
یکی از روحانیونی که به عنوان میانجی میان فتحالاسلام و ارتش لبنان عمل میکرد، این پیام تهدیدآمیز را به ژنرال ریفی فرمانده سازمان امنیت داخلی لبنان منتقل کرد. اما ژنرال ریفی جواب داد: «یا تسلیم میشوید و به زندان میروید، یا میمیرید.»
تنها چند دقیقه پس از اتمام این مکالمه، نیروهای ژنرال ریفی به خانه امن فتحالاسلام حمله کردند و 12 شبهنظامی عضو این گروه را کشتند. در پاسخ به این حمله فتحالاسلام به یکی از ایست بازرسیهای ارتش لبنان در نزدیکی ورودی اردوگاه نهرالبارد حمله کرد و 23 سربازی را که در چادرهای خود خواب بودند، به قتل رساند. به این ترتیب نبردی طولانی میان ارتش لبنان و فتحالاسلام آغاز شد که تاکنون جان بیش از 200 نفر را گرفته است و اردوگاه نهرالبارد را که هر روز هدف پدافند خمپارهها و موشکهای ارتش لبنان قرار میگیرد، به ویرانهای خالی از سکنه تبدیل کردهاست.
از آن جایی که شبه نظامیان فتحالاسلام عمدتا متشکل از نیروهای خارجی و کهنه سربازهایی هستند که پیش از این در عراق نیز علیه نیروهای ائتلافی جنگیدهاند . این درگیری توجه بسیاری از تحلیلگران داخلی و خارجی را به خود جلب کرد. در حالی که لبنان بر اثر تقابل میان دولت سنیوره و گروههای اپوزیسیون دچار بنبست سیاسی شده است، بسیاری از سازمانهای اطلاعاتی اروپایی و آمریکایی از این میترسند که این کشور به پایگاه جدیدی برای گروههای افراطی نزدیک به القاعده تبدیل شود.
یک سال پیش بود که جنگ 33 روزه میان حزبالله و ارتش اسرائیل به بهانه اسارت دو سرباز اسرائیلی به جنوب لبنان حمله کرده بود، مردم لبنان را در برابر دشمنی واحد کنار یکدیگر قرار داد. اما با پایان این جنگ، صفآرایی سیاسی لبنانیها در برابر یکدیگر آغاز شد. ترور، بمبگذاری و تظاهرات خیابانی از آن پس به صحنهای معمول در خیابانهای لبنان تبدیل شدهاست. نیروهای سیاسی لبنان نیز در این میان سردرگم و دست و پا بسته باقی ماندهاند، چرا که هیچ یک قدرت و مسئولیت کافی ندارند. به این ترتیب ویرانههای نشای از جنگ سال گذشته به حال خود رها شد و سیاستمداران هر طرف نیز طرف دیگر را به کارشکنی در برابر تلاشهایی که برای بازسازی این کشور صورت میگیرد، متهم میکند تا به این ترتیب هیچ گروهی نتواند از محبوبیت و اعتبار ناشی از به ثمر نشستن این تلاشها برخوردار شود.
پارلمان لبنان باید در ماه سپتامبر رئیسجمهور تازهای انتخاب کند، اما با توجه به جو خصومت موجود میان ائتلاف حاکم و گروههای اپوزیسیون، ممکن است به این ترتیب همین ساختار سیاسی باقیمانده لبنان نیز بر باد رود.
علی حمدان مشاور سیاست خارجی، نبیه بری رئیس پارلمان لبنان و رهبر جنبش شیعه امل که خود یکی از متحدان نزدیک حزبالله محسوب میشود، در اینباره میگوید : «اگر آدم در یک چاه بیفتد، باید لااقل از کندن و گودتر کردن چاه دست بردارد. اما متأسفانه ما لبنانیها همینطور به عمیقتر کردن چاه ادامه میدهیم.» هرچند مشکلات لبنان در وضعیت فعلی چندان به گروههای شبهنظامی و افراطی اسلامگرا ارتباطی پیدا نمیکند، اما گروهی از تحلیلگران از این بیم دارند که این کشور در آیندهای نزدیک به مکانی جذاب برای اینگونه گروهها و به ویژه گروههای فعال در عراق تبدیل شود. ژنرال ریفی رهبر سازمان امنیت داخلی لبنان تخمین میزند که هنوز 50 تا 60 تن از جنگجویان فتحالاسلام در اردوگاه نهرالبارد هستند که اکثرشان را نیروهای آموزش دیده و مصمم اهل عربستان، سوریه، یمن و الجزایر تشکیل میدهند که پیش از این در عراق میجنگیدهاند.
رهبر فتحالاسلام، شاکر العبسی یکی از نزدیکان ابومصعب الزرقاوی رهبر القاعده در عراق بود که تابستان گذشته کشته شد. او پیش از این به خاطر شرکت در ترور یک دیپلمات آمریکایی در امان، پایتخت اردن به همراه زرقاوی به مرگ محکوم شده بود. ژنرال ریفی میگوید: «یکی از دلایلی که ما به گروه عبسی حمله کردیم این بود که به دیگر گروههای افراطی هشدار بدهیم که پس از پایان مأموریتشان در عراق به لبنان نیایند.» به نظر میرسد که عبسی تنها از سوی نیروهای حاضر در عراق مورد حمایت قرار نمیگیرد. یکی از مقامات اطلاعاتی اروپایی که نمیخواست نامش فاش شود، میگوید شواهدی وجود دارد که نشان میدهد این گروه حامیانی نیز در اروپا دارد و بسیاری از مسلمانان عضو گروههای افراطی اروپا به لبنان سفر کردهاند و به گروه فتحالاسلام پیوستهاند.
در همین حال از زمان آغاز درگیری میان ارتش لبنان و گروه فتحالاسلام، لبنان با رشتهای دنبالهدار از بمبگذاری و خشونت مواجه شدهاست که در تازهترین آنها انفجار یک خودرو بمبگذاری شده موجب مرگ شش سرباز حافظ صلح سازمان ملل در جنوب لبنان شد. این روزها در لبنان سیمخاردارهایی که کنار جادهها و ساختمانهای اداری و وزارتخانهها کشیده شدهاند، به صحنهای آشنا برای مردم این کشور تبدیل شدهاند. انواع و اقسام ایست بازرسیها نیز رفت و آمد در این کشور را مشکل کردهاست. تاکنون حدود 12 نفر از اعضای پارلمان لبنان از ترس جانشان از کشور خارج شدهاند. بسیاری از مقامات و نمایندگان سازمان ملل نیز از دفتر کارهای بزرگ خود در مرکز بیروت به مکانهای کوچکتر و ناشناختهتر و در عین حال محافظت شدهتر، نقل مکان کردهاند.
با توجه به شکاف سیاسی موجود در لبنان هنوز خیلی زود است که دست پشت سر بسیاری از این حوادث را بشناسیم. به گفته ریفی هفته گذشته رابرت مولر رئیس افبیآی به طور سرزده به بیروت آمد تا در بررسی و تحلیل سرنخهای به دست آمده در بمبگذاریها و دیگر حوادث مشابه به نیروهای امنیتی لبنان مشاوره دهد.
اما مقامات لبنانی میگویند که آنها پیش از این درگیریهای زیادی با گروههای شبهنظامی داشتهاند که بعضی از آنها دارای پیوندهای آشکاری با فتحالاسلام هستند. در روز هفتم ژوئن یک کارگاه کوچک ساخت بمبهای مخصوص تعبیه در خودرو در ناحیه بکا کشف شد که در آن دو خودرو بنز و یک خودرو جیپ برای بمبگذاری آماده میشدند. این عملیات توسط یک تبعه سعودی و دو تبعه اهل سوریه در حال انجام بود که پیش از این در عراق نیز علیه نیروهای ائتلافی جنگیده بودند و از تکنیکهای پیچیده و پیشرفتهای برای عملیات خود استفاده میکردند.
اما اگر یک عامل وحدت بخش در میان مردم لبنان وجود داشته باشید، همین اعتقاد به ناتوانی رهبران این کشور ـ چه رهبران دولت ائتلافی حام و چه رهبران اپوزیسیون ـ برای یافتن راهکاری برای خروج از بنبست سیاسی لبنان و دستیابی به اجماعی در مورد شیوه حکومت و بازگشت آرامش به صحنه سیاسی لبنان است. در پایان جنگ 33 روزه تابستان گذشته میان حزبالله و ارتش اسرائیل، حزبالله به محبوبیت فوقالعادهای دست پیدا کرد. اما امروز رهبران این گروه به توجه بیش از حد به مسائل داخلی و محلی و عدم توجه به اهداف عالی خود متهم شدهاند. این مسئله باعث ایجاد بحثهای داغی میان رهبران حزبالله نیز شدهاست. طلال اتریسی استاد علوم سیاسی دانشگاه لبنان و یکی از کارشناسان مسائل مربوط به حزبالله میگوید : «رهبران حزبالله انتشار نداشتند مخالفشان با دولت سنیوره منجر به تنشهای مذهبی میان شیعیان و سنیها در خیابانهای لبنان شود. حال گروه مقابل میتواند از این تنشهای قومی علیه حزبالله استفاده کند.»
عمر نصرالله یک آرایشگر 26 ساله که مغازهاش در یکی از حومههای جنوبی بیروت (که حزبالله از نفوذ و محبوبیت خوبی در آن برخوردار است) قرار دارد، در حالی که به دقت تبیغ را روی صورت مشتریاش میکشد، با ابراز سرخوردگی و ناخشنودیاش از دولت لبنان و گروههای اپوزیسیون میگوید : «کاش همه سیاستمدارها میرفتند و به جایشان کسانی میآمدند که میتوانستند پشت یک میز بنشینند، با هم حرف بزنند و در مورد چگونگی اداره کشور با هم به توافق برسند.»
در خیابانهای لبنان هنوز هم مردم تواناییهای نظامی و اجتماعی حزبالله را تحسین میکنند.
مرکز بیروت از زمانی که روههای اپوزیسیون به رهبری حزبالله ـ از جمله جنبش شیعه امل و حامیان ژنرال میشل عون مسیحی ـ از روز اول دسامبر تحصن خود را در مقابل ساختمانهای دولتی آغاز کردند، فلج شدهاند. هدف از انجام این تحصن این بود که دولت فواد سینیوره ناچاره به استعفا شود، اما دولت سینیوره سرسختانه مقاومت کرد و از آن زمان نخستوزیر و دیگر وزرای کابینه سینیوره در دفاتر خود که روی تپههای مشرف به صدها چادر متعلق به تحصنکنندگان قرار دارد، زندانی شدهاند. ائتلاف حاکم که به نام گروه 14 مارس مشهور است، از آن زمان تاکنون قدرت بیشتری به دست نیاورده است، اما در عین حال در موضع دفاعی نیز قرار نگرفتهاست و چنین وانمود میکند که هنوز سرگرم اداره کشور است.
اما منتقدان ائتلاف 14 مارس میگویند این گروه با خودداری از مذاکره سازنده با گروههای اپوزیسیون، کشور لبنان را دچار فلج سیاسی و اقتصادی کردهاست. یکی از نمایندگان حزبالله که در چادرهای برپا شده در برابر ساختمانهای دولتی بیروت زندگی میکند، میگوید: «ما سعی داریم کشور را به سوی وحدت و یکدلی ببریم، اما آنها نمیخواهند.» رهبران اپوزیسیون نیز درباره دستیابی به توافقی که موجب پایان دادن به این بنبست سیاسی شود، چندان خوشبین نیستند. طراد حماده وزیر کار سابق دولت لبنان که پاییز گذشته از سمت خود استعفا داد و از سیاستمداران نزدیک به حزبالله محسوب میشود، میگوید : «اگر ما تا پیش از ماه سپتامبر موفق به تشکیل یک دولت وحدت ملی نشویم، آن گاه هرج و مرج و ناآرامی سراسر لبنان را فرا خواهد گرفت. در این صورت دیگر قانون اساسی از ضمانت اجرایی برخوردار نخواهد بود، کابینهای در کار نخواهد بود که کشور را اداره کند و بیقانونی و آشوب در لبنان حاکم خواهد شد.» و این درست همان شرایطی است که بهشت گروههای شبهنظامی و افراطی محسوب میشود.
گروه فتحالاسلام که سال گذشته از سوی شاکر العبسی تشکیل شد، از هماکنون حمایت رسمی گروههایی که دارای پیوندهای نزدیک با القاعده هستند را به دست آورده است. در روز 25 مه گروهی که خود را «القاعده در بلاد شام» میخواند یک پیام ویدئویی با عنوان «بازگشت جنگهای صلیبی» روی سایت موسوم به الحسبه منتشر کرد. رهبر این گروه در این پیام ویدئویی میگوید: ما قلبهای شما را از سینههاتان بیرون میکشیم و با بمبهامان خواب را بر چشمهاتان حرام میکنیم و فروشگاهها و تجارتخانههاتان را، از مراکز مرتبط با توریسم گرفته تا دیگر مشاغل و کسب و کارهای فاسد، هدف قرار خواهیم داد. این آخرین هشدار ما به شما است و از این پس تنها رودخانه خون جواب ما به شما خواهد بود.»
بنبست سیاسی لبنان باعث شده است تا موانع اساسی بر سر راه مبارزه با چنین تهدیدهای خشونتباری به وجود بیاید. سران اتحادیه عرب چندی پیش به لبنان سفر کردند تا شاید بار دیگر مکانیسمهای سیاسی لبنان را راهاندازی کنند، اما شکست خوردند. در پی این سفر بود که عمر موسی، دبیرکل اتحادیه عرب، اعلام کرد زمان زیادی برای لبنان باقی نمانده است. گروههای اپوزیسیون تهدید کردهاند که یک دولت موازی تشکیل دهند، اما به گفته سازمانهای اقتصادی بینالمللی چنین کاری برابر با ورشکستگی کامل کشور خواهد بود. علاوه بر این در صورت اجرای چنین سناریویی ممکن است تنها نهادی که تاکنون ثبات خود را در برابر توفانهای سیاسی لبنان حفظ کرده، یعنی ارتش نیز دچار دوپارگی و شکافهای قومی و مذهبی شود. مشکلی که در شمال لبنان به وجود آمده است تنها این نیست که ناگهان گروهی افراطی با تفکرات نزدیک به القاعده تلاش کرده است تا اهداف سیاسی خود را از راه خشونت پیش ببرد، بلکه مشکل اصلی این است که چنین درگیریهایی باعث بر هم خوردن تعادل ظریف و شکنندهای خواهد شد که میان مردم لبنان با صدها هزار تن از پناهندگان فلسطینی وجود دارد که چندین نسل در اردوگاههای فلسطینینشین زندگی کردهاند. بسیاری از لبنانیها میگویند تنها خبر خوبی که در روزهای اخیر به گوش رسیده، این است که ارتش لبنان از جمله نیروهای سنی حاضر در ارتش حاضر شدهاند با نیروهای افراطی فتحالاسلام در نهرالبارد بجنگند و آنها را بکشند. اما این درگیریها در عین حال باعث آوارگی هزاران نفر از ساکنان این اردوگاه و ایجاد یک فاجعه انسانی شده است. بسیاری از پناهندگان اکنون به اردوگاه بداوی در چند کیلومتری اردگاه نهرالبارد نقل مکان کردهاند. بسیاری از این پناهندگان اکنون در کلاسهای درس و دیگر ساختمانهای عمومی زندگی میکنند و گاه تا هفت خانواده در یک اتاق کوچک که با پرده به چند قسمت تقسیم شده، زندگی میکنند. به این ترتیب پیش از اینکه لبنان برای هزاران تن از مردم بیخانمانی که بر اثر جنگ 33 روزه سال گذشته خانه و کاشانه خود را در جنوب این کشور از دست دادند سرپناهی فراهم کند، با هزاران تن از مردم بیخانمان در شمال لبنان روبهرو شده است.