تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۳۴۱۷۲

عبدالله کشاورز

اظهارات اخیر دکتر مصطفی معین که در آن به واگویه ناگفته‌هایی از انتخابات ریاست‌ جمهوری سال 84 پرداخت، بازتاب‌های متفاوتی در محافل سیاسی و رسانه‌ها داشت.

معین یک ماه پیش در مصاحبه با روزنامه شرق گفت که حتی اطرافیان او و اعضای ستاد انتخاباتی‌اش ـ که طبعا مراد او حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب می‌باشد ـ نیز به او رای نداده و عملا تمایلی به رئیس‌جمهور شدنش نداشته‌اند. حدود یک هفته بعد او در سخنرانی خود در کاشان که در جمع اعضای حزب مشارکت ایراد می‌کرد به نکته دیگری هم اشاره کرد: «از اول معلوم بود که حقوق بشر و دمکراسی رأی‌آور نیستند». در این باب ملاحظاتی وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می‌شود:

1- ظاهرا دکتر معین تازه متوجه شده است که کاندیداتوری او از سوی دو حزب مشارکت و مجاهدین به هیچ وجه جدی نبوده است. وی باید در می‌یافت که حزبی که در انتهای دوره ششم مجلس شورای اسلامی شعار خروج از حاکمیت سر می‌دهد و به یک تحصن سه هفته‌ای دست می‌زند، امید خود را برای اینکه در انتخابات‌های پیش‌رو به موفقیتی دست یابد از دست داده است. از سوی دیگر سازمان مجاهدین و یا حزب مشارکت اگر واقعا امیدی به موفقیت داشتند، یکی از اعضای خود را کاندیدا می‌کردند و یا فردی را کاندیدا می‌کردند که بتواند حوزه ریاست جمهوری را آنگونه که آنها می‌خواهند اداره کند. قطعا در ارزیابی آنان معین واجد چنین خصوصیاتی نبود و نیست.

2- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دنباله آن ـ حزب مشارکت ـ به هیچ‌وجه نمی‌خواستند در انتخابات بطور واقعی شرکت کنند. آنان معتقد بودند حتی در صورت پیروزی نمی‌توانند پاسخگوی نیازهای سرازیر شده توده‌های مردم باشند. این در حالی بود که آنان اساسا برنامه روشنی هم برای اداره امور مردم نداشتند. مجاهدین و گروههای همسوی آن در عین حال نمی‌خواستند داوطلبانه کنار بکشند چرا که در این صورت پاسخی برای حامیان خویش نداشتند و این «خروج اختیاری» از حاکمیت برای آنها یک سابقه منفی به حساب می‌آمد. آنان برای برون رفت از این مشکل گزینه «اخراج از حاکمیت» ‌را برگزیدند. اخراج از حاکمیت به آنان از یک سو کمک می‌کرد تا در شرایطی که توانایی اداره جامعه را ندارند از پذیرش مسئولیت دور شوند. از سوی دیگر این گزینه، عدم اقبال اجتماعی آنان را می‌پوشاند و از دیده‌ها مخفی می‌کرد ـ چرا که آنان وقتی از حاکمیت اخراج شدند می‌توانند بگویند نظام که می‌دانست ما محور توجه توده‌ها هستیم ما را از حضور در عرصه رقابت بازداشت به همین جهت و با تاکتیک «اخراج از حاکمیت» به سراغ گزینه‌ای رفتند که ـ به دلیل عملکرد مسئله‌دار در ماجرای آشوب‌های تیر 78 ـ یقین داشتند صلاحیت وی تایید نمی‌شود. در واقع معین در این میدان یک ابزار سیاسی برای عبور مجاهدین و مشارکت از شرایطی بود که آنان خود با عملکرد اجرایی ضعیف و با بحران‌آفرینی برای خود ایجاد کرده بودند.

3- سازمان مجاهدین و مشارکت در پایان سال 81 (زمانی که دور دوم ریاست ‌جمهوری خاتمی به میانه رسید) کاملا به بن‌بست رسیده بودند. آشوب‌طلبی‌های حاد سالهای 76 تا 80 هیچ کمکی به مجاهدین نکرده بود، فشار از پایین و چانه‌زنی در بالا با مقاومت سرسختانه نظام مواجه گردید، حمایت خارجی که بعضی از عناصر مشارکت ـ نظیر محسن امین‌زاده معاون سابق وزارت امور خارجه ـ دنبال می‌کردند نتوانست فضا را به نفع این گروه تغییر دهد از این‌رو اساسا استراتژی مشارکت و مجاهدین برای انتخابات ریاست ‌جمهوری «مشارکت فعال» نبود اما آنان این را به مصطفی معین «کاندیدای خود» نگفتند و عجیب این است که «کاندیدای اصلاح‌طلبان پیشرو!» تا مدت‌ها بعد هم متوجه این نکته نشده است.

4- معین با کیفیتی که ذکر شد، نام‌نویسی کرد و شورای نگهبان در یک روند کاملا منطقی ـ و قابل پیش‌بینی ـ وی را ردصلاحیت کرد، کار تا اینجا مطابق نقشه مجاهدین پیش رفت ولی کمتر از یک روز بعد از اعلام ردصلاحیت وی، رهبر معظم انقلاب اسلامی به شورای نگهبان دستور داد تا صلاحیت معین و مهر علیزاده تایید شود و شورای نگهبان با استناد به «حکم حکومتی» بلافاصله مجوز حضور این دو در فرایند انتخاباتی را صادر کرد. این اتفاق در پیش‌بینی طراحان مشارکت و مجاهدین نیامده بود لذا برنامه آنان را بهم ریخت. سه روز طول کشید تا این دو سازمان بتوانند بین بد و بدتر انتخاب کنند و در نهایت اعلام کردند که معین می‌ماند اما عجیب این است که دکتر معین با وجود 30 سال سابقه کار سیاسی متوجه این نکته نشده و خود را کاندیدای جدی فرض کرده است.

5- دکتر معین می‌گوید: «از اول هم معلوم بود که حقوق بشر و دمکراسی ـ شعار محوری او و حامیان وی در انتخابات ریاست‌ جمهوری 84 ـ رأی نمی‌آورد.» وی با این وجود تا آخر و حتی تا امروز این شعار را تکرار کرده و بر همین اساس «جبهه دمکراسی‌خواهی» بنام معین ثبت شده است. ـ جبهه‌ای که معلوم نیست به تعداد ژنرال‌هایش سرباز داشته باشد! ـ وقتی پس از انتخابات، معین از تشکیل چنین جبهه‌ای سخن گفت حزب مشارکت اعلام کرد که به آن می‌پیوندد ولی سازمان مجاهدین انقلاب که پدر مشارکت و نیز پدر جبهه دمکراسی‌خواهی است اعلام کرد که به آن نمی‌پیوندد. بد نیست معین به این سؤالات بیندیشد تا شاید موضوع برای خود او کمی روشن شود: طراح شعار حقوق بشر و دمکراسی‌خواهی ـ که او می‌گوید از اول هم به آن اعتقادی نداشته ـ چه کسی است؟ پیشنهاد جبهه دمکراسی‌خواهی را چه کسی برای اولین بار مطرح کرده است؟ چرا سلنت‌طلب‌ها و فراری‌ها بیش از همه از پیدایی چنین جبهه‌ای ـ به ظاهر ـ با ریاست معین ابراز خوشحالی کرده‌اند و تا آنجا پیش رفتند که وقتی وی گفت از اول هم معلوم بود که دمکراسی‌خواهی و حقوق بشر در ایران رأی‌آور نیست، او را بشدت مورد استهزا قرار دادند و در روزنامه‌های دوم خردادی ـ از جمله فرامرز قراگوزلو در روزنامه شرق ـ نوشتند که عیب از معین است که نه دمکرات است و نه حقوق بشر را می‌شناسد.

6ـ آنچه بر زبان معین جاری شده بیانگر وجود بازی پنهان و پیچیده در کنار بازی آشار و پرطمطراق سازمان مجاهدین و... است. معین در این بازی یک قربانی است همانگونه که آنان پیش از او مهاجرانی را قربانی کردند. کاش معین‌ها و مهاجرانی‌ها کمی بیندیشند.