مهدی مروتی
سفر اخیر کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا به خاورمیانه و دیدار وی با مهرههای واشنگتن در منطقه، بار دیگر اثبات نمود که مهرههای کاخ سفید در تفهیم سیاستها و به عبارت بهتر خیالپردازیهای خود به مقامات کشورهای عربی با مشکل روبهروست. ملکه جنگ در سفر خود به سرزمینهای اشغالی از نزدیک با چالشی که کاخ سفید و تلآویو با آن روبهرو هستند دست و پنجه نرم کرد.
رایس در دیدار با مقامات اسرائیلی از جمله ایهود اولمرت دریافت که ضربههای وارد شده به ارتش و دولت رژیم صهیونیستی پس از جنگ سال گذشته با حزبالله لبنان، به اندازهای است که با کمکهای مالی و تسلیحاتی واشنگتن و حمایت آیپاک قابل ترمیم نیست. وزیر امور خارجه آمریکا در اسرائیل با دولتی در حال سقوط، ارتشی شکستخورده و سیاستمدارانی سر در گم روبهرو شد که به سبب شکست در مقابل مقاومت اسلامی لبنان توان خود را از دست دادهاند. رایس در چنین شرایطی سعی کرد تا کمتر به عواقب و تبعات شکست سنگین و تاریخی تلآویو از حزبالله لبنان بیاندیشد و صرفا به بیان حمایت خود از اولمرت، محمود عباس، سلام فیاض و دیگر خائنان به آرمانهای فلسطین اکتفا نماید.
رایس سعی نمود این بار نیز سفر خود را برنامهریزی شده و هدفمند جلوه دهد:
من به منطقه نیامدهام که تنها به گفتگو و تبادلنظر بپردازم، بلکه آمدهام تا بستر لازم جهت تشکیل دو کشور مستقل فلسطینی و اسرائیلی را فراهم سازم. ایالات متحده آمریکا از تشکیلات خودگردان در راس آن ابومازن و مشروعیت این تشکیلات حمایت میکند. من به منطقه سفر کردم و با مقامات مسئول فلسطینی و اسرائیلی و عربی دیدار کردم که درباره ضرورت پیشبرد گفتگوهای صلح در زمینه حل بحران فلسطین صحبت کنم و طرح دولت بوش در زمینه برگزاری کنفرانس بینالمللی صلح را به گفتگو و بررسی با این مقامات و رهبران منطقه قرار دهم. ایالات متحده آمریکا به این نتیجه رسیده که زمان آن فرار رسیده است که نقش موثرتری را در زمینه پیشبرد گفتگوها میان اسرائیلیها و فلسطینیها ایفا کند، چون این گفتگوها میتواند ما را در محقق ساختن هدف بزرگمان یعنی تشکیل دو کشور مستقل فلسطینی و اسرائیلی بسیار کمک کند."
رایس با حضور خبرنگاران خارجی قرارداد کمک مالی به قیمت 80 میلیون دلار به تشکیلات خودگردان را با ابومازن به امضا در آورد و اعلام داشت که ایالات متحده آمریکا این کمک مالی را با هدف حمایت از تشکیلات خودگردان و ارائه کمکهای لازم به این تشکیلات انجام داده است.
واقعیت امر این است که براساس ماهیت کاخ سفید و نومحافظهکاران ایالات متحده آمریکا، به کار بردن واژگانی مانند صلح و حل بحران توسط رایس مضحکانه به نظر میرسد. حمایت کاخ سفید از ابومازن و سلام فیاض نشاندهنده ناتوانی واشنگتن و تلآویو در راستای مقابله با دولت مردمی و مشروع اسماعیل هنیه است. از سوی دیگر، حماس به عنوان گروهی که از سوی فلسطینیان مورد پذیرش قرار گرفته و در انتخابات فلسطین اکثر آراء را کسب نموده است، از منزلت و جایگاه بالایی در معادلات سیاسی خاورمیانه برخوردار است. منزلتی که افرادی مانند رایس توان تضعیف آن را ندارند.
قدرت حماس در معادلات فلسطین غیرقابل انکار است. حتی سیاستمداران افراطی اروپایی مانند نیکولاس سارکوزی و آنگلا مرکل نیز علیرغم میل درونی خود، نتوانستهاند از نفوذ حماس در منطقه به سادگی بگذرند. رژیم اشغالگر قدس بارها اثبات کرده است که با واژگان "صلح" و "ثبات" اصلا میانهای ندارد. شاید بهتر باشد تا عوامل سیا و موساد مانند ابومازن و سلام فیاض نگاهی به پیمان صلح اسلو و مفاد آن بیندازند تا نسبت به خیانتی که درصدد ارتکاب آن هستند آگاه شوند.
آنچه مسلم است اینکه تلاشهای تلآویو و واشنگتن در راستای تقابل با مقاومت اسلامی که در فلسطین محکوم به شکست خواهد بود. شکستی که عواقب آن در آینده گریبانگیر کشورهای عربی سازشکار و افرادی مانند ابومازن خواهد شد.