** بحث گفتگوی ما با آمریکا همانطور که بارها از سوی مسئولان مورد تأکید قرار گرفت، صرفاً براساس خواسته دولت عراق و درخواست رسمی آمریکاییها انجام شد و برای ما امنیت و ثبات منطقه و حاکمیت عراق در اولویت قرار داشت.
یکی از نکاتی که این مذاکرات آشکار ساخت، تناقضهای فراوان در مواضع و عملکرد آمریکاییها بود که در چرخه مذاکرات هم نمود و بروز داشت.
اشغالگران در حالی با ایران به مذاکره پرداختند که همزمان قراردادهای میلیاردی برای فروش و ارسال سلاح به کشورهای عربی منطقه را اجرایی میکنند و آشکارا از استراتژی ایجاد جبهه منطقهای علیه ایران و با شعار مقابله با خطر گسترش نفوذ ایران سخن میگویند و یا در خود عراق به تحریک و حمایت از گروههای افراطی و تندرو علیه ایران میپردازند.
همانطور که اشاره کردید نتیجه این مذاکرات در سه محور اصلی که مورد توافق قرار گرفته نشاندهنده دیدگاه مثبت ایران است و گویای اینکه جمهوری اسلامی میکوشد منطقه عاری از تشنج و فعالیتهای تروریستی باشد و حاکمیت دولت مرکزی در عراق ثبات یابد. به نظر من دو حالت بیشتر وجود نداشت. یا ما باید به این مذاکرات وارد نمیشدیم و یا اگر وارد آن شدیم بر مبنای خواستههای منطقی که داریم با پافشاری، اشغالگران را به عقلانیت در رفتار وادار کنیم. معتقدم اگر ما این مذاکرات را نمیپذیرفتیم یک موقعیت ویژه را برای جنگ روانی و تبلیغات گستردهتر آمریکا علیه خود فراهم میکردیم و برچسبهای بیشتری از سوی اشغالگران به ما زده میشد.
اما اکنون و در متن گفتگوها هم آشکارا دیدگاهها و استدلالهای خود را مطرح و هم بر مواضع خود پافشاری میکنیم و به پیش میرویم و هم بر مبنای ثبات منطقهای در تصمیمگیریها اثر میگذاریم و یک رکن آن هستیم ضمن اینکه عقل جهانی هم این شیوه را میپذیرد. پس این را باید یک «فرصت» دانست، زیرا ما اکنون یک تریبون جهانی داریم و از موضع خردمندانه و برتر دیدگاههای خود را مطرح میکنیم.
* در آغاز بسیاری معتقد بودند، دولت باید پیششرطهایی را برای این مذاکرات تعیین کند. بویژه مسأله دیپلماتهای ربوده شده کشورمان در این میان بسیار موجب فشار به دولت شد، اما دستگاه سیاست خارجی کشور همواره بر جدایی مسأله عراق با مشکلات مستقیم ایران و آمریکا تأکید کرد. اما در عمل به نظر میرسد، پذیرش این نکته از سوی اشغالگران که باید مانع فعالیت منافقین و دیگر گروههای تروریست در مناطق مرزی ایران شوند، در عمل تحقق یک هدف استراتژیک را برای ما به همراه داشته است. آیا این را رهیافتی اندیشیده شده، میدانید؟
** بله! همینطور است. موضعی که دستگاه سیاست خارجی اتخاذ کرد درست به نظر میرسید. تعیین پیششرط مناسب وضعیتی بود که مذاکرات ما درباره مسایل مستقیم دوجانبه بود. این مذاکرات درباره موضوع و کشور ثالث شکل گرفته و به دلیل آنکه ما یک قدرت مؤثر منطقهای هستیم که درباره تحولات پیرامون خود حرف داریم و استدلال میکنیم وارد مذاکرات عراق شدهایم و این فرآیند بر جایگاه منطقهای ما و توان ایران و ضعف اشغالگران صحه گذاشت.
این مذاکرات و توافقهای صورت گرفته که اشغالگران آن را صحه گذاشتهاند دست آنها را رو میکند که تا چه حد با تروریستها و گروههای مسلح ارتباط دارند. این مسأله به آشکار شدن ارتباطات آمریکاییها با گروههای تروریستی انجامید و نوعی پذیرش رسمی این ارتباط بود و همچنین پذیرش این نکته از سوی آنها که باید رویه خود را اصلاح کنند. علاوه بر این، توافق انجام شده را در آستانه انتخابات و شرایط بحرانی داخل آمریکا باید یک بیانیه از دستاورد صوری آمریکاییها برای عرضه به افکار عمومی داخل آمریکا هم تلقی کرد.
* امنیت در حوزه کشورهای همجوار، مقولهای پیوسته و گره خورده با همسایگان است و این مسأله در مذاکرات جاری عراق هم دیده شده است. در این مقطع که وارد مرحله عملیاتی همکاریها میشویم چه خواستههایی را در این حوزه ایران میتواند و باید دنبال کند؟
** این بحث، مقطع جدیدی است که رویکرد نویی را میطلبد. ما میتوانیم مذاکرات را به سمتوسویی هدایت کنیم که حداکثر امتیاز را برای ما در کنار نیازها و منافع منطقهای بهدست آورد. به هر حال، آمریکاییها تلاش میکنند از این بحران آبرومندانه بیرون آیند و باید برای آن هزینه کنند.
بنابراین یک موقعیت طلایی به وجود آمده که ما خواستههای مستدل و منطقی خود را به آنها دیکته کنیم.