تاریخ انتشار : ۱۲ تير ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۳۴۸۲۶

جلال خوش‌چهره

اکنون خاورمیانه عربی میان جدال دو گرایش وابسته رژیم‌های اقتدارطلب و دموکراسی خواه در سیلان است. این وضع در حالی است که دیگر از گرایش‌های سنتی در این منطقه مثل سوسیالیست‌ها یا پان عربیست‌ها خبری نیست یا آنقدر کمرنگ و بی‌تاثیر شده‌اند که جایی برای به حساب آمدن در معادلات ندارند. اما در این میان یک جریان بیش از همه پررنگ شده است و آن اسلام‌گرایی است که در دو وجه افراطی و معتدل توانسته است غالب توجهات را به خود جلب کند. این جریان البته تا پیش از آغاز هزاره سوم در صحنه تعاملات سیاسی- فرهنگی و اجتماعی جهان عرب حضور داشت ولی هرگز نه فرصت عرض اندام شبیه آنچه سوسیالیست‌ها و پان‌عربیست‌ها در صحنه داشتند را به دست آورد و نه اصولا برای کسب چنین موقعیتی تلاش کرد. در واقع اسلام‌گرایان در تمام سال‌های پس از جنگ جهانی دوم و استقلال کشورهای عرب ترجیح دادند (یا مجبور شدند) در حاشیه سیاست قرار گیرند و عرصه را برای دیگر رقیبان باز بگذارند.

سوسیالیست‌ها و پان عربیست‌ها هم در سال‌های آغازین هزاره سوم و همزمان با تغییر محیط جامعه بین‌المللی موضوعیت خود را از حیث کارآمدی از دست داده‌اند. تسلیم معمر قذافی به خواست‌های غرب برای تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای و نیز سقوط رژیم بعث عراق و از همه مهمتر پایان جنگ داخلی لبنان، به معنای آغاز فصل تازه‌ای بود که در آن گرایش‌های سنتی جای خود را به بازیگرانی دادند در قامت رژیم‌های اقتدارطلب و جریان‌های اسلامگرا که یا در حد افراطی و بنیادگرایانه بروز کردند و یا اعتدالی.

پرسه در عرصه سیاسی کشورهای عرب نشان می‌دهد که گردشگران تنها شاهد دو جریان رقیب قرار گرفته‌اند و الباقی یا در حاشیه دست و پا می‌زنند و یا نشسته‌اند و صحنه را تماشا کنند.

در این میان، اما یک گرایش به رغم همه جنجال‌های گفتمانی برانگیخته در حول آن نه دیروز و نه امروز از جایگاه محکمی در صحنه سیاسی کشورهای عرب برخوردار بوده است.

سکولاریست‌ها در تمام سال‌های پس از جنگ جهانی دوم تاکنون به رغم حضور در صحنه سیاسی هرگز جایگاهی در خور رقابت یا معارضه نداشته‌اند. این وضع بیش از آنکه ناشی از هر اقدامی برای سرکوب یا حذف آنان باشد، مربوط به رفتاری است که سکولارها از آغاز تاکنون پیشه کرده‌اند.

واقعیت این است که سکولاریسم هرگز در جهان عرب داعیه‌ای را برای تصاحب قدرت مطرح نکرده است. دلیل آن نیز عافیت‌طلبی پیروانش بوده است که از ابتدا به جای تقابل با رژیم‌های اقتدارطلب به کارگزاری برای آنها تن دادند.

سکولارها طی دهه‌های گذشته نظام بوروکراسی و دیوانی رژیم‌های اقتدارطلب را در بخش‌های تقنینی، قضائی و اجرائی شکل دادند و چون منافع خود را نیز در این میان تامین شده می‌دانستند، هرگز رغبتی به عرض اندام تا سطح تشکیل حزب و گروه و حتی لابی در نظام‌های مستقر در کشورهای عربی بروز نداده‌اند.

اصلی‌ترین تحرک آنان در همین یکسال و اندی اخیر بوده است که فعالیت‌های جریان‌های اسلامگرا و تعارض قابل قبول آنان با رژیم‌های اقتدارگرای عرب افزایش یافت. سکولارها اکنون از دو سو احساس خطر می‌کنند، یکی اصرار اقتدارگرایان بر ادامه وضع گذشته بدون کمترین انعطاف مقابل دموکراسی‌خواهی و دیگری اسلامگرایانی که به رغم اختلاف میان مشی‌های جاری در آن، داعیه تصاحب قدرت را دارند. بنابراین سکولارها در دوران غیبت یا حذف گرایش‌های سوسیالیستی و پان عربیستی ترجیح داده‌اند عافیت‌طلبی گذشته را کنار گذاشته و خود یکی از مدعیان کسب قدرت در صحنه سیاسی کشورهای عرب شوند. اما به عقیده بسیاری ناظران، سکولارها در این رقابت دچار مشکلات هستند چون نه سابقه روشنی از دموکراسی‌خواهی در حافظه مردم کشورهای عرب دارند و نه تجربه‌ای حتی مثل اسلام‌گرایان در ایجاد حزب و لابی‌های موثر.

مجموعه مقولاتی که در این صفحه می‌خوانید نگاهی دارد به موقعیت سکولاریسم در خاورمیانه عربی از شمال آفریقا تا حاشیه خلیج‌فارس که در آن نویسندگان عرب به طور مشخص به دلایل ناتوانی سکولاریسم در بیان دموکراسی خواهی مقابل رقیبان قدر خود پرداخته‌اند. اگر چه انتشار مقالات یاد شده به مفهوم تایید مفاهیم و مضامین آنها نیست، اما می‌تواند خوانندگان محترم را از جایگاه این گرایش که در کنار شعارهای دموکراسی‌خواهی تا حدود زیادی نوظهور می‌نماید، آشنا کند. همه مقالات را همکار خوبمان سرکار خانم «لیلا چمن‌خواه» ترجمه کرده است.