تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۸۷ - ۱۵:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۳۵۱۰۳

سیدمحسن فرجادی

خیلج‌فارس 19 سال پیش شاهد حمله ناجوانمردانه ناو آمریکایی وینسنس به هواپیمای مسافربری ایران بود

صدام از اوایل سال 1988 همزمان به جنگ نفتکش‌ها، جنگ شهرها را از سر می‌گیرد و طی چند هفته، بیش از 180 فروند موشک اسکات به تهران و شهرهای دیگر ایران شلیک می‌کند.

استفاده از سلاح‌های شیمیایی گام بعدی رژیم بعثی است که در سکوت جامعه بین‌الملل و وجدان‌های آگاه بشری علیه سربازان ایران در جبهه‌ها و مناطق مسکونی از جمله سردشت و زرده در استان کرمانشاه به کار گرفته می‌شود و فقط از کردهای حلبچه 5 هزار نفر در اثر استنشاق گازهای شیمیایی عراق جان می‌بازند. در این زمان هیچ صدایی از مجامع بین‌المللی و یا سازمان غیردولتی شنیده نمی‌شود که این اقدام را تقبیح کنند و به نوشته واشنگتن پست در دوم فوریه 1988، ایالات متحده نیز مانع از مداخله سازمان ملل برای متوقف کردن جنگ شهرها و یا محکوم کردن استفاده غیرانسانی عراق از سلاح‌های شیمیایی می‌شود.

سکوت منفجر نشد

اما جنایت در سکوت، به اوج خود می‌رسد و روز یکشنبه، 12 تیرماه 1367، پرواز 655 هواپیمای «ایرباس» هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران که ساعت 10:47 صبح با فرمان برج مراقبت هوایی بندرعباس،‌ از فرودگاه این شهر ساحلی برخاسته بود هفت دقیقه بعد در حالی که تقریبا یک‌چهارم مسیر کوتاه هوایی بندرعباس ـ دبی پیموده شده بود، توسط یک فروند موشک سطح به هوای شلیک شده از ناو وینسنس آمریکا، منهدم شده و 290 نفر سرنشین شامل 56 مرد، 52 زن، 56 کودک زیر دو سال و 16 خدمه بر فراز آب‌های خلیج‌فارس به قتل رسیدند. این اقدام جنایتکارانه دارای ابعاد انسانی، سیاسی و حقوقی است و سؤالات فراوانی پس از اقدام تروریستی ایالات متحده آمریکا ایجاد شده است.

کمی آنطراف‌تر

1- به‌صورت آشکار حقوق‌بشر، کنوانسیون‌ها و قوانین بین‌المللی از سوی آمریکا نقض شد.

2- از نظر سیاسی آمریکا با این اقدام ضمن خارج شدن از حالت بی‌طرفی که مدعی آن در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود، مستقیما وارد جنگ شد و تاکنون نیز در این خصوص بازخواستی از ایالات متحده آمریکا نشده است، هرچند که از سال 1984 واشنگتن ایران را در «محاصره عملیاتی» قرار داده بود و از آن زمان به‌طور غیرمستقیم ادعای بی‌طرفی‌اش بی‌پایه و اساس بود.

جنایتی بدون محکومیت حقوقی

در اواخر سال 67 بعضی از خانواده‌های قربانیان به دادگاه بخش سانفرانسیسکو شکایت کردند که شکایت و دادخواست ایشان به لحاظ آنچه دولتی بودن حادثه از سوی دادگاه خوانده شد رد گردید. متعاقب این رأی، خانواده قربانیان از دادگاه فدرال سانفرانسیسکو تقاضای تجدیدنظر در رأی دادگاه بخش را کردند، اما دادگاه مذکور نیز رأی دادگاه بخش را تأیید و اعلام کرد «دولت را نمی‌توان به خاطر سهل‌انگاری نیروهای نظامی مسئول و مقصر شناخت.»

کی بود؟

دولت آمریکا در این میان به خانواده قربانیان پیشنهاد می‌دهد که حاضر است خارج از دادگاه و بدون پذیرش مسئولیت، خسارتی بین 100 تا 250 هزار دلار به خانواده‌ قربانیان بپردازد. پنج عضو دائمی سازمان ملل پس از طرح شکایت ایران از آمریکا در شورای امنیت سازمان هیچ‌گونه محکومیتی را برای آمریکا در نظر نگرفتند و فقط از وقوع این حادثه اظهار تأسف کردند. شورای ایکائو (هواپیمایی بین‌الملی کشوری) نیز پس از شکایت ایران فقط این حادثه و حمله را سرزنش کرد؛ ولی آن را محکوم نکرد، با خانواده قربانیان اعلام همدردی کرده و این حادثه را ناشی از خطا و قصور و غیرعمدی دانست.

مغایر با سیاست ‌طلبکارانه

دولت ایران براساس کنوانسیون 1971 مونترال و کنوانسیون 1944 شیکاگو و به عنوان پژوهش‌خواهی از نظر شورا در سال 1369 دادخواستی را به دیوان بین‌المللی دادگستری تقدیم کرد. بعد از درخواست ثبت شکایت ایران، دادخواست ابتدایی و لایحه تفصیلی به دیوان تسلیم شد و پس از آن دادخواست تکمیل و ضمایم آن نیز تحویل دیوان شد. اما در سال 1374 با مصالحه ایران و آمریکا ـ دو روز قبل از شروع جلسه دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه، دو دولت با ارائه لایحه‌ای به دیوان اعلام می‌کنند که با یکدیگر مصالحه کردیم. متعاقب آن دیوان، رأی بر تنفیذ مصالحه‌نامه صادر کرد که می‌بایست براساس موافقت‌نامه طرفین، پرداخت خسارت انجام شود.

بر این اساس مبلغ 8/61 میلیون دلار برای جبران خسارات جسمانی و خونبهای قربانیان به خانواده‌ ایشان پرداخت می‌شود و برای هواپیما نیز مبلغ 40 میلیون دلار در نظر گرفته می‌شود. همچنین مبلغ 30 میلیون دلار دیگر بابت دعاوی بانکی و غیره که ارتباطی به پرونده مذکور نداشت، برای ایران در نظر گرفته شد. دولت آمریکا برای خسارت اقدام به اقتتاح حسابی در بانک (یوبی‌اس) سوئیس کرد و مبلغ خسارت به آن حساب پرداخت و مقرر شد با نظارت صلیب سرخ و سفارت سوئیس به خانواده قربانیان پرداخت شود. اما این پایان ماجرا نمی‌تواند باشد.

یک سند لو می‌رود

چهار سال بعد از حمله موشکی آمریکا به هواپیمای مسافربری ایرباس روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی که حاوی چندین نکته تازه بود نوشت: ناو وینسنس در آب‌های فلات‌قاره ایران بوده است نه در آب‌های بین‌المللی و پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) در آن زمان بر این حقیقت سرپوش گذاشته است.

در این حمله موشکی ناو وینسنس که تا دوازده ساعت پس از آن مقامات وزارت دفاع آمریکا بر انهدام یک فروند هواپیمای اف‌ـ14 ایرانی تاکید داشتند، سیستم «ایجیز» Agies)) که پیشرفته‌ترین سیستم راداری، برای اکتشاف و رهگیری در تمام جهان محسوب می‌شود و سیستم فعال تصمیم‌گیرنده برای دفاع و تشخیص دشمن از دوست است به کار گرفته شده بود، سیستمی که پس از انتشار امواج غیرقابل قبول از سوی مهاجم احتمالی، دفاع موشکی را وارد عمل می‌کند.

استثناء فقط برای جنایت

اما با این همه مدرن‌ترین سیستم راداری جهان که برخی از کارشناسان نظامی، آن را متعلق به جنگ جهانی سوم می‌دانند، قادر به تشخیص یک هواپیمای ایرباس از اف‌ـ14 نیست. چرا که یکی از متخصصان نیروی دریایی آمریکا که سیستم مدیریت حمله وینسنس را مورد بررسی قرار می‌دهد، می‌گوید: سیستم «ایجیز» به صورت خودکار تمام روند شناسایی تا حمله را کنترل می‌کند و فقط یک استثناء در این راه وجود دارد «این سیستم به صورت خودکار قادر به تشخیص دشمن از دوست نیست!»

مصالحه بین ایران و آمریکا چرا صورت گرفت؟ و چه اقداماتی برای پیگیری مصرانه تعدی به حقوق شهروندان ایرانی صورت گرفته است؟ فقط دو پرسشی است که بعد از 19 سال باید پاسخی برای آنها یافت.