رضا شجاعیان
احزاب ستون فقرات دموکراسیاند. برای کار حکومتهای دموکراتیک جدید، احزاب سیاسی به عنوان یک ضرورت تلقی میشوند. گفته میشود که مهمترین کار ویژه احزاب سیاسی، متحد کردن، تسهیل و باثبات نمودن روند زندگی سیاسی است، کار ویژههایی که احزاب سیاسی به اجرا در میآورند اهمیت شایان توجهی دارد. به نظر عدهای از صاحبنظران، دموکراسی در نهایت چیزی جز رقابت حزبی نیست و انتخابات بدون رقابت احزاب معنی ندارد. به این اعتبار، حزب نیز خود قائم به مفهوم رقابت است. از این دیدگاه یکی از کار ویژههای احزاب پایهریزی رقابت انتخاباتی با هدف پیروزی است.
پیش از انتخابات
نخستین وظیفه آنها این است که نامزدهای مناسبی که ارزش پشتیبانی حزبی را دارند و حزب را به تصاحب کرسیهای بیشتر قادر میکنند، برگزینند. در این مورد، حزب به مثابه غربالی بزرگ کار میکند و از این راه افراد رقابتکننده بیخته میشوند و سرانجام گزینش نهایی صورت میگیرد. در این راستا حزب بر پایه رشتهای از برنامهها و اعلامیهها در رقابت انتخاباتی شرکت میکند، تا رایدهندگان درباره مسائل اصلی و نیز درباره سیاستها و برنامههای حزب اطلاع کافی به دست آورند. از این رو احزاب، سیاستهای خود را با احتیاط زیاد تدوین میکنند و سپس آنها را از راه انتشار و میتینگهای متداول خود توضیح داده و پخش میکنند. همچنین از مطبوعات و رسانهها نیز با توجه به گرایش خاص خود سیاستهای احزاب گوناگون را در معرض دید رایدهندگان قرار میدهند.
نکته دیگر این است که مبارزات انتخاباتی طی دوره انتخابات، مبارزات آموزشی نیز به شمار میرود. چرا که توده مردم نسبت به فعالیتهای حکومت توجه چندانی ندارند؛ بنابراین برای جذب مشارکت تودهها، احزاب باید نقش حیاتی را بازی کنند.
بعد از انتخابات
پس از انتخابات فصل جدیدی در فعالیت احزاب آغاز میشود. حزبی که اکثریت آرا را به دست آورد. حکومت را تشکیل میدهد و حزب اقلیت، اپوزیسون را. وجود اقلیت مانع از این میشود که اکثریت از مسیر معین خارج شود. بنابراین حزبی که حاکم است باید در اجرای برنامههای خود بسیار دقیق عمل کند. چرا که هرگونه حرکت نادرست آن را در دیده عموم بیاعتبار خواهد کرد و حزب مخالف را قادر خواهد ساخت که جای آن را بگیرد. اگرچه حزب مخالف صرفا از حکومت انتقاد نمیکند، بلکه برنامه جانشین و حکومت بدیلی را ارائه میدهد. در واقع نقش نگهبان سیاست حکومتها را بازی میکند و در چنین وضعیتی نقش سازندهای دارد.
کار ویژههای احزاب
حزب پیوند دهنده فرد و حکومت است. خط پیوندی است که دو چیز را به هم وصل میکند و قلابی است که فرد را به حکومت میبندد. رهبران حزب اقدامات حکومت را رای مردم توضیح میدهند و واکنشهای مردم را به حکومت انتقال میدهند. حزب کار قوه مجریه را نیز تسهیل میکند. حکومت پارلمانی بدان سبب با موفقیت کار میکند که اکثریتی از حزب حاکم، از آن پشتیبانی میکنند. بدون چنین حمایتی، قوه اجرایی برخاسته از قوه مقننه باید با توده سازمان نیافته اعضای پارلمان که هر لحظه ممکن است حکومت را گرفتار کنند، روبهرو شود. کار ویژهها و روشهایی که احزاب سیاسی برای دست یافتن به قدرت سیاسی یا حفظ آن به کار میبرند با ساختارهای احزاب سیاسی ارتباط تنگاتنگی دارد. احزاب خواهان مشارکت دموکراتیک گسترده، مانند گسترش حق رای، ممکن است ساختار متفاوتی از احزابی داشته باشند که میخواهند قدرت نخبگان سیاسی موجود را دائمی کند. مجموعه کار ویژههای احزاب سیاسی، نقش آنها را در دموکراسی کاملا آشکار میکند. در واقع، بدون احزاب سیاسی، دموکراسی نمایندگی غیرممکن خواهد بود. دموکراسی و مردمسالاری بدون حزب مانند قایق بیپارویی است که قوه محرکه آنها تنها جریان مسیر رودخانه است. در دهه اخیر به رغم تلاشهای صورت گرفته هنوز گروهها و احزاب جایگاههای واقعی خود را ندارند و از قدرت بلامنازعی برخوردار نیستند اما باید توجه داشت تقویت جامعه مدنی و احزاب باید همیشه مورد عنایت جامعه باشد و نباید تغییر سیاست دولتها، نقش احزاب را کمرنگتر جلوه دهد.