تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۳۵۶۰۴
غلامرضا صالحی اشاره: برخی از افرادی که در ظاهر خود را پیرو اسلا‌م و احکام آن قلمداد می‌کنند، به صراحت حزب و گروه محدود خویش را زیر مجموعه فرهنگ لیبرال ـ دموکرات می‌دانند و در عین‌حال از شریعت اسلا‌م دم می‌زنند! به راستی آیا چنین ایده و روشی با مبانی قرآنی و دینی ما سازگاری دارد؟ خداوند متعال مردم را به دو دستۀ اساسی تقسیم می‌کند و گروه اول را که پیرو دین خدا و اسلا‌م ناب هستند، اهل نجات دانسته و حزب آنان را به نام زیبای «حزب‌ا...» معرفی می‌کند و می‌فرماید: «حزب‌ا... اهل سعادت هستند.»(1) و در مقابل آن هر کسی را که از دایرۀ حزب‌ا... و احکام نورانی اسلا‌م جدا شود، حزب ابلیسی و اهل خسران و عذاب یاد می‌کند: «آگاه باشید که حزب شیطان در زیان است.»(2) با این توصیفات باید به ماهیت لیبرالیسم، اهداف و ابعاد مختلف این جریان اشاره نمود تا چالش‌های جدی آن با دین و شریعت اسلا‌م ناب روشن شود.

تعریف لیبرالیسم

در تعاریف متعدد، از لیبرالیسم به عنوان آزادی بیحد و حصر و شیفتگی کامل به دنیا و جدایی از دین و شریعت، و اطاعت کامل از هوای نفس تعبیر شده است؛ همان چیزی که تمامی ‌پیامبران و اولیای الهی درصدد مبارزه و نفی آن بودند و جان خود را در این راه فدا نمودند. در فلسفۀ مادیگرایان، لیبرالیسم فرهنگی است که به آزادی مطلق انسان منجر شود.(3)

مبانی و اصول لیبرالیسم

برای فرهنگ لیبرال غربی و شیطانی، سه مبنای ارزشی وجود دارد که عبارتند از: الف) آزادی و بی‌بندوباری انسان؛ ب) تساوی حیثیت و حرمت و تحریم اصول دینی؛ ج)تکیه بر عقلا‌نیت و ظواهر و جدایی از ماورای طبیعت و خدا، که در همۀ این اصول می‌توان رد پای نفی حاکمیت خداوند متعال و ضدیت با انبیا و اوصیای الهی را به روشنی مشاهده کرد.

دموکراسی لیبرالیسم

دموکراسی را شیوۀ حکومت مبتنی بر آرای عمومی ‌و از طریق مردم نامیده‌اند که یکی از محورهای اساسی فرهنگ لیبرال است. براساس چنین دیدگاهی، اگر شخصی از طرف خداوند متعال برای ولا‌یت و سرپرستی مردم تعیین شود، حق حاکمیت و اعمال نفوذ ندارد و فقط کسی صلا‌حیت حکومت و رهبری را خواهد داشت که مردم تعیین کنند؛ اگرچه همچون فرعون و... فاسق و فاسد باشد! این درحالی است که خداوند متعال به پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید باید فقط حکم خداوند اجرا شود و طبق هوا و هوس آرای مردم عمل نگردد: «بین آنان حکم و شریعت خدا را اجرا نما و از هوا و هوس آنان پیروی نکن.»(4)

براساس فرهنگ منحط لیبرالیستی، جانشین پیامبر اکرم(ص)، یعنی حضرت علی(ع) باید گوشه‌نشین شود و مشروعیت الهی خود را نادیده گیرد؛ زیرا مردم او را قبول ندارند، و در نتیجه کسانی چون... به حکومت رسند؛ چرا که عده‌ای آن‌ها را قبول دارند و خواهان حکومت آنان هستند. آیا چنین فرهنگی با اسلا‌م و قرآن و احکام نورانی آن سازگاری دارد؟ و آیا جز حکم خدا و ولی او باید در روی زمین اجر شود؟! خداوند کسانی را که با فرهنگ‌های ساختگی و شیطانی درصدد نفی احکام خدا و جداکردن رهبران الهی از مردم هستند، جدای از دین معرفی می‌کند و می‌فرماید: «کسی که براساس حکم خداوند، عمل نکند و قضاوت ننماید، در حقیقت کافر است.»(5)

شیفتگی لیبرالیسم به ولا‌یت زمینی

پیروان چنین مکتبی که درصدد به دست آوردن هرچه بیش‌تر منافع شخصی هستند، به شدت با حاکمیت الهی توسط بندگان برگزیدۀ خدا یعنی انبیا و امامان(ع) و همچنین ولا‌یت فقیه که از طرف معصوم(ع) وضع شده است، مخالفت می‌کنند. فرهنگ لیبرال ـ دموکرات غربی از حکومت و ریاستی سخن به میان می‌آورد که فقط مورد تأیید مردم باشد، گرچه با دین و شریعت آسمانی تضاد داشته باشد این در حالی است که خداوند متعال ضمن احترام به حقوق و آزادی افراد، حکومت را فقط حق خود و منصوب خویش می‌داند.(6) و یا در اخبار و روایات مختلف از ولا‌یت فقیه با نصب و تعیین معصوم، یاد و مشروعیت آن از طرف خدا و امام معصوم دانسته شده است؛ اگرچه مردم با پشتیبانی خود، عرصه را برای اعمال نفوذ فقیه، آماده می‌کنند، همان‌طور که امام صادق(ع) می‌فرماید: «من او (فقیه جامع‌الشرایط) را به حاکمیت شما منصوب نمودم.»(7) با این وصف، آیا می‌توانیم براساس فرهنگ لیبرال ـ دموکرات، حاکمیت فقیه را امری زمینی و عادی بدانیم؟!

امام خمینی و نفی لیبرال ـ دموکراسی

حضرت امام(ره)، خود را تابع بی‌قید و بند اسلا‌م و قرآن می‌دانستند و هر آزادی و حکومتی را که برخلا‌ف اسلا‌م و قرآن بود، با نهایت صلا‌بت طرد می‌کردند؛ آن امام عزیز در این‌باره می‌فرمایند: «آزادی مورد نظر مکتب‌های غربی، غیرمنطقی است... آزادی منهای اسلا‌م، جز بدبختی بشر چیزی به دنبال ندارد و کسانی که شعار آزادی منهای اسلا‌م سر می‌دهند، به ملت خیانت می‌کنند... وقتی اسلا‌م نباشد، وقتی پیغمبر اسلا‌م مطرح نباشد، وقتی قرآن اسلا‌م مطرح نباشد، هزار تا آزادی باشد ما آن را نمی‌خواهیم، بدبختی ملت ما آن وقتی است که از قرآن و احکام خدا جدا شود. از امام زمان جدا شود، اساس مطلب، اسلا‌م است.»(8)